English – دری : R
2723 of 64884 words
r جان بولتون · جان رونالد روئل تالکین · رونتگن · شیالی رانگاناتان · موزه گوگنهایم نیویورک · کی ال آر جیمز
ra رادیوم · رادیم
raajmahal کاخ
rabat رباط
rabbani برهانالدین ربانی
rabbet کنش کاو · تخفیف
rabbi خاخام · خاخام باشی · ربی
rabbit خرگوش · خرگوش فرنگی · صورت خرگوش · گوشت خرگوش · خر گوش سفید · خرگوش صحرایی
rabbitbrush کریزوتامنوس
rabbiteye زغالاخته آبي بوتهبلند · زغالاخته آبي بوتهكوتاه · زغالاخته آبي چشمخرگوشی · زغالاختهها · سياهكيلهها
rabbitfish خرگوشماهي · شيمراها · شیمریفورمس · ماهيان هامسر · موشماهي · کیمریفورمس
rabbits خرگوشها · خرگوشهاي دمپنبهاي · سيلويلاگوس · اوريكتولاگوس · دمپنبهایها
rabble اراذل و اوباش · جندال · اجامر · اراذل · عوام الناس
rabdosia رابدوزيا · پلکترانتوس
rabia رابعه قزداری
rabid سك دیوانه · سك هار · هار
rabidity هاری
rabidness هاری
rabiei آسکوکیتا رابیهای · ديديملا رابيهای
rabies هاری · ویروس هاری · کلاب · گزید گی سگ هار · گزیدگی سگ هار · بیماری هاری
rabieslike لیساویروس · ويروسهاي شبههاري
rabin اسحاق رابین
rabindranath رابیندرانات تاگور
raccoon راکون
raccoons راکونها
race آرین · اسب دوانی · بسرعت رفتن · بنی آد م · خسرو گہر · رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود
racecourse دور مسابقه · مسیر مسابقه
racehorse اسب مسابقه
racehorses اسبهای مسابقه
racemases اينترامولكولار اكسيدوردوكتازها · اينترامولكولار ترانسفرازها · اينترامولكولار ليازها · اپيمزارها · ایزومرازها · راسمازها
raceme خوشه · گلآذین خوشهای · انگور · خوشههمهشتهها · كلاپرك · گلآذینها
racemosa پیمنتا راسموزا · کوفئا راسموزا · پيمنتا آكريس
racemose به شکل خوشه
racemosus موکور راسموسوس
racer نوند
races نژادهای بومی · نژادهای فیزیولوژیکی · زادهای بومی · نزادهاي بومي · واریتههای بومي · ارقام بومی
racetrack دور مسابقه · مسیر مسابقه
raceway دور مسابقه · مسیر مسابقه
rachel راحیل · ریچل کوری
rachet علامت سفید · آچار بوکس
rachiplusia راکیپلوزیا
rachis ستون مهره · ستون فقرات
rachitis نرمی استخوان
rachmaninoff سرگئی راخمانینف
racial تبعیضات نژادی · خصوصیات نژادی · نژادی · تبعیض نژادی · نژاد پرستی · کشتار دسته جمعی
racialism تبعیضات نژادی · خصوصیات نژادی · نژادپرستی · تبعیض نژادی · نژاد پرستی
raciness تند وتیزی
racing اتومبیلرانی · سوارکاری · ماشین مسابقه · مربوط به مسابقه · مسابقه اسبسواری · کفتربازی
racism تبعیض نژادی · راسیسم · نژاد پرستی · نژادپرستی · تبعیضات نژادی · خصوصیات نژادی
racist نژادپرست
rack رگال · شکنجیدن · شکنجه · شکنجه کردن · رف · طاقچه
racked مروق
racket راکت
racks علفدانهای چوبی نردهای
racoons راکونها
racosperma آکاسیا مانژیوم · راكوسپرما مانژيوم · آكاسيا اوريكولفورميس · آکاسیا اوریکولیفورمیس · راكوسپرما اوريكولیفورميس
racquet راکت
rad رادیان
radan بهرام رادان
radar رادار · رادار دریچهای ساختگی · نمودار رادار · دوربين سرعت
radcliffe دنیل ردکلیف
raddiana آكاسيا راديانا · آکاسیا تورتیلیس · آکاسیای چتری
raddle گل قرمز
radek کارل رادک
radial شریان رنداعلی · شعاعی · نمودار شعاعی · پرتوی · رشد شعاعي · رويش شعاعي
radian رادیان
radiance سطع · شعشعه · شید · پرتو · تاب · فروغ
radiancy نورافشانی · پرتو · فروغ
radians رادیان
radiant تابناک · خط شعاعی · درخشنده · ساطع · نورافشان · پرتوانداز
radiata آزوكيا رادياتا · اوکالیپتوس رادیاتا · فازئولوس اورئوس · فازئولوس رادياتوس · فازئولوس مونگو اوكت · ویگنا رادیاتا
radiate فرتابیدن · شعاع افگندن
radiation آسيبهاي تابش · اشعاع · بيماري ناشی از تابش · تابش الکترومغناطيسی · تابش خورشیدی · تابش ریزموج
radiative شعاع افگن
radiatum ازوفاگوستوموم رادیاتوم · سزاموم رادیاتوم
radiatus تتراستیکوس رادیاتوس · آزوكيا رادياتا · فازئولوس اورئوس · فازئولوس رادياتوس · فازئولوس مونگو اوكت · ویگنا رادیاتا
radical جذری · افراطی · اتیل · رادیکال · متیل · اساسی
radicalism تندروی و افراط · رادیکالیسم
radicals رادیکالهای آزاد
radicans ارینیا رادیکانس · زئوفتورا راديكانس
radicated ريشه دار
radicicola نکتریا رادیسیکولا · سيلندروكارپون دستروكتانس
radicina آلترناریا رادیسینا · استمفيليوم راديسينوم
radicinum آلترناریا رادیسینا · استمفيليوم راديسينوم
radicle اصل ریشه · جذیر · جذیره · ریشه چه · ریشهچه · ریشۀ جزء یا فرعی
radicum دلیا رادیکوم · اريواايشيا براسيسه · دليا براسيسه · فوربيا براسيسه · هيلهميا براسيسه
radio اخترشناسی رادیویی · جیپیآراس · دکمه راديو · دکمه رادیو · راديو · رادیو
radioactive آلايندههاي رادیواکتیو · آلایشزدايي پرتوزا · آلایندههای پرتوزا · آلودگي راديواكتيو · آلودگی پرتوزا · آلودگیزدایی پرتوزا
radioactivity رادیواکتیویته · پرتوزایی
radioallergosorbent آزمون راديوآلرگوزوربنت · آزمون راديوايمونوزوربنت · سنجش راديوايمونومتري · ایمنیسنجی پرتوی
radiobacter آگروباکتریوم رادیوباکتر
radiocarbon تعیین تاریخ رادیوکربن
radiocarpal مچ · مچ دست
radiocarpea مچ · مچ دست
radiocommunication راديو · رادیو
radiogram مخابرات رادیویی · پیام رادیویی
radiograph مخابرات رادیویی · پیام رادیویی
radiography رادیو گرافی · پرتونگاری · برشنگاري · رادیوگرافی · رگنگاري
radiohead رادیوهد
radioimmunoassay ایمنیسنجی پرتوی · آزمون راديوآلرگوزوربنت · آزمون راديوايمونوزوربنت · سنجش راديوايمونومتري
radioimmunosorbent آزمون راديوآلرگوزوربنت · آزمون راديوايمونوزوربنت · ایمنیسنجی پرتوی · سنجش راديوايمونومتري
radioisotopes رادیوایزوتوپها · ايزوتوپهاي راديواكتيو · نوكليدهاي راديواكتيو
radiolocation رادار
radiology رادیولوژی · پرتوشناسی
radiolysis رادیولیز · پرتوکافت
radiometers ابزارآلات هواشناسي · ابزارهای هواشناسی · تانكهاي تبخير · تبخیرسنجها · ثبتكنندههاي باد · خورتابهسنجها
radioscopy رادیولوژی · پرتوشناسی
radiosensitivity حساسیت به پرتو · پرتوحساسیت
radiosonde درجه حرارت
radiotelephone تلفن بی سیم
radiotelephony تلفن بی سیم
radiotherapy پرتودرمانی · درمان تابشي · رادیوتراپی · رادیو تراپی · پرتو درمانی
radish ترب · تربچه · ترب کوهی
radishes تربچهها
radium راديوم · رادیم · رادیوم
radius زندا علی · شعاع حامل · میله چرخ · پره چرخ · شعاع · زند
radix مبنا · ریشه
radon رادون · ماده رادیو اکتیو
radopholus رادوفولوس · رادوفولوس سیمیلیس
raetam سرو کوهی · پیرو
rafael رافائل ایتان · رافائل نادال
raffi رافی
raffia نخلهاي رافيا · رافیا
raffinose رافینوز · مليتريوز · مليتوز
raffish بد نام · پست
raffle لاطار · لاطاری
rafflesiaceae تیره خونگون · رافلزیاسه
rafik رفیق حریری
rafsanjan رفسنجان
rafsanjani اکبر هاشمی رفسنجانی
raft جاله · کلک · قایق نجات · کلك
rafter خرپا · لاپه · پالاری · گله مرغ · پالار · تير
rafting کلك رانی
raftsman کلك ران
rag تلخیص شده · تکه پارچه · رشته رشته · رگو · لباس پاره پاره · لته
rage بر دمیدن · جنون سیعی ـ جنون موقتی · خشم تاب · خشمناک شدن · شدت داشتن · غرمیدن
ragged تکه تکه · خلقان · ویروس کوتولگی برگکنگرهای برنج · فرکنده · مرقع · ژنده
raghi ارزن انگشتی · ذرت هند جنوبي
raghuva راگووا
ragi ارزن انگشتی · ذرت هند جنوبي
raging گاو خشمگین · طغیان کننده · مواج
ragman کہنه فروش
ragnarök راگناروک
rags ژنده پوش · کهنه بر چیدن · کہنه فروشی · کہنه چین
ragseller کہنه فروش
ragston سنك سفید
ragstone سنك سفید
ragtag اراذل و اوباش
ragtime رگتایم · موسیقی ضربی
ragwort جنس زلفپیر · جنس پیرگیاه · سنهسیو · سنهسیو جاکوبئا · پيرگياه
rah راهآهن
rahbani وحید رهبانی
rahi رهی معیری
rahil راحیل
rahim معینی کرمانشاهی
rahman تونکو عبدالرحمان · رحمان دادمان · رحمان رضایی · عبدالرحمنخان · فضل الرحمن
rahmat وادي رحمت
rahmon امامعلی رحمان
rahxephon رازفان
rahzel راهزل
rai آیشواریا رای · براسیکا جونسئا · خردل هندي · راي
raid غزوة · غزوه · یورش
raijin رایجین
rail آبچلیك · بهتان زدن · حمل و نقل ریلی · خر خر · ریل · فسوسیدن
railing پنجرۀ آهنی · بدحرفی · ریل · غلبکن · نرده · اغماز
raillietia رایلیتیا
raillietina رایلیتینا · رایلیتینا اکینوبوتریدا · رایلیتینا تتراگونا · رایلیتینا سستیسیلوس
railroad کارگر راه آهن · تراورسهای چليپايي · تيرهاي افقي راهآهن · راه آهن · ترن هوایی · تیرهای زیرساخت
railroader کارگر راه آهن
railroads راهآهنها
railway خط آهن · خطوط آهن · راه آهن · راه آهن کشیدن · راهآهن سراسری ایران · ریل قطار
railwayman کارگر راه آهن
railways راه آهن ایران · راهآهنها
raimondii گوسیپیوم رایموندیای
rain ابر با رعدوبرق · امطار · باران · باران آمدن · باران اسیدی · باران دستیاب
rainbow آفنداك · تیراژه · رنگ کمان · رنگین کمان · رنگینکمان · قوس قزح
raincoat بارانی
raindrop قطره باران · قطرۀ باران · قطرۀ باربن
rainfall باران · بارش يخبرف · بارندگی · ريزش باران
rainfed زراعت دیم
rainforest آمازون · جنگل
rainier پارک ملی کوه رینیر
rainily بارانی
raining باران میآید · بارنده · دریا بار · سنگبار · شرربار · مروارید بار
rainless خلب
rainmaking ایجاد باران
rains باران می آید · باران میبارد
rainshade چتر
rainstorm باد و باران
raintree آلبیزیا سامان · ديگميمون · سامانئا سامان · پيتهسلوبيوم سامان
rainwater آب باران · باران · بارندگی
rainy باران ناك · بارانی · بارسات · برسات · فصل باراني · فصل مرطوب
raipur رایپور
raise اشکال تراشیدن · اشکال کردن · افراشتن · اهرم کردن · بلوا کردن · رفع محاصره کردن
raised انبعاث · بزن قدش · تہیج · دست بالا برده · صندوق پستی باز با پرچم بالا · صندوق پستی بسته با پرچم بالا
raiser پیش پرده · کشتکار
raises فرازنده
raisin کشمش · مویز · کشمشی · انگور
raising اشکال تراشی · ای ول · تمجید · تشیید · رافع · غذا
raisins کشمشها · مویز · کشمش · سبزه
raison علت وجودی
raja راجا · راجه
rajab رجب · نقش رجب
rajabzadeh مهدی رجبزاده
rajah راجه · راجا
rajai محمدعلی رجایی
rajapaksa ماهیندا راجاپاکسا
rajasthan راجستان
rajasthani راجستانی
rajavi مریم رجوی · مسعود رجوی
rajiformes راجیفورمس
rajput راجپوت
rake شن کش · شنکش · بن کن · شن کشی · جنده باز · خاك کش
raked زیر وروشدن
rakes جاروهای شنکش
rakhshan رخشان بنیاعتماد
raking شن کشی · چنگزنی
rakish بد نام · پست
rakkyo اليوم باكري · الیوم کینانس · راكيو
rakovsky کریستین راکوسکی
rale صدای خس خس · جغجغه
raleigh رالی
ralgro رالگرو · زئارالنول · زرانول
rally ائتلاف دموکراتیک · فراخوان میهنی برای مردمسالاری · جمع آوردن · شماتت کردن · منعکس شدن · پس زدن
rallying فریاد جنگ · رجز · اسم شب · جمع آوری · شعار حزب
ralph رالف والدو امرسن · رافائل
ralstonia رالستونیا · رالستونیا سولاناسئاروم · باسيلوس سولاناسئاروم · بوركولدريا سولاناسئاروم · پسودوموناس سولاناسئاروم
ram ارام · تکل · حافظه دستیابی تصادفی · دژکوب · راک · سنبه زدن
rama باغ راما · راز راما · میعاد با راما
ramadan رمضان · رمضان مبارک · طه یاسین رمضان
ramadi رمادی
ramallah رامالله
ramat استادیوم رمت گن · رمت هشارون · رمت گن
ramazan ماه روزه · ماه صیام
rambai باکورئا موتلیانا · رامبايي
ramble بی هدفی · اظهار کردن · اواره شدن · جولان دادن · گشتن · متعجب شدن
rambler پیاده
ramblers پیاده
rambling متواری · استدلالی · برهانی
rambunctious خشن وزبر
rambutans رمبوتانها
ramee الیاف گیاه · رامی
ramen رامن
ramesses رامسس · رامسس دوم · رامسس سوم
ramhormoz رامهرمز
ramie ابریشم گیاهی · الیاف گیاه
ramification شعبة · شعبه · انشعاب
ramified منشعب
ramify شاخه دادن · شاخه شاخه شدن · منشعب شدن · منشعب کردن · شاخه بستن
ramin رامین جهانبگلو · رامین جوادی · ویس و رامین · گونیستیلوس بانکانوس
rammer تخماق · سنبه
rammstein رمشتین
ramnification تفرع
ramon ایلان رامون
ramona رامونا امیری
ramosa اوروبانش راموزا · گل جالیز منشعب
ramose شاخه دار
ramp شيب · پلکان رنگ · پلکان
rampant خازف · منتشرشده
rampart شہربند · استحکامات
rampion گل استکانی · گلپر
rams اهرمهاي هیدرولیک · قوچها · گوسفندهاي نر · سازههای هیدرولیک
ramsar رامسر
ramshackle لکنتی · كلبه · متزلزل · مخروبه
ramularia رامولاريا بتائه · رامولاریا · رامولاریا بتیکولا
ramulispora رامولیسپورا
ramus شاخک
ran کوك ساعت خالی شد
rana رانا · قورباغهها
ranales رانالز · رانالها
ranch مایونز
ranches بنگاههای اقتصادی مبتنی بر مزرعه · مزارع · مزارع دامداري
ranching دامداري · دامپروری گسترده · پرورش جانوران شکاری · آبزیپروری · دريازيپروري · پرورش دريايي
rancid ترشیدن · ترشیده · باد خورده
rancidity ترشیدگی · تندشدگی · باد خوردگی
rancorous شتر کینه · شترخو · حقود · کین خواه · معاند
rancour حقد · سینۀ بی کبنه · کینۀ شتری · ضغینه · غل · نقار
rancourless سینه صاف
rand تسمه آهنی · راند افریقای جنوبی
randia راندیا · راندیا سیامنسیس
random الله بختی · تصادفی · جفتگيري كنترلنشده · جفتگیری تصادفی · حافظه دستیابی تصادفی · نمونهبرداري تصادفي
randomise تصادفی کردن
randomize تصادفی کردن
ranganathan شیالی رانگاناتان
range از جلو · جایگاه حیوانات · دامپروری چراگاهی آزاد · در ردیف چیزی قرار گرفتن · رشتهکوه · رشتهکوه جداکننده
rangeland خاکهای مرتع
rangelands مراتع
rangeli تریپانوزوما رانژلی
ranger رنجر · تکاور · هنگ سوار · قراول
rangers نیویورک رنجرز
rangership قراولی
rangifer رانژيفر · گوزن آمريكاي شمالي
rangin رنگین دادفر سپنتا
ranging رادار · تیر پرچم · میله پرچم
rangoon یانگون
rani رانی موکرجی
raniceps رانیسپس
ranidae غوكان
ranine رگ زیر زبان
ranjit رانجیت سینگ
rank افسری · رتبه · زلفی · سرهنگی · صاحب منصبی · نفرات
ranked صف کشیدن
rankers رانکرها
ranking رتبهبندي اجتماعي · ساخت اجتماعي · قانون اجتماعي · نظامهای اجتماعی · ساختار اجتماعی
rankings ردهبندی جهانی فیفا
ranks خارج آز صف · صف اندر صف · صف در صف · صف شکستن · صف بسته · صفدر
ransack جستجو کردن · شانه کردن
ransacked زیر وروشدن
ransom خون بها · دیه دادن · فدا · خون بہا ـ خونبہا · سربہا · فدیه
ransomi استرونژیلوییدس رانسومی
rant بیهوده گویی · یاوه سرایی · داد و بیداد کردن · گزاف گویی · سخن گزاف · فواره زدن
ranting یاوه سرایی
ranunculaceae آلالگان · تیره آلاله · رانونکولاسه
ranunculus انجیرک · جنس آلاله · رانونکولوس
raoul رائول والنبرگ
rap رپ
rapa شلغم · کلزا · براسيكا راپا · براسيكا كامپستريس راپيفرا · براسیکا کامپستریس · توريا
rapacious خیلی گرسنه · درنده خو · شیر ژبان · تیزدندان · حریص · درنده
rapaciously اکولانه
rapaciousness درندگی
rapacity درندگی · حرص
rapae دياارتيلا راپه · دیاارتیلا راپائه · پیریس راپائه
rapanui راپانویی
rapaseed کلزا
rape تجاوز جنسی · زنای بالجبر · زنای جبری · بی عصمتی · بیناموسی · تجاوز بحصمت
raped به من تجاوز شده
rapeseed تفاله تخم منداب · روغن تخم منداب · كنجاله تخم منداب · منداب · كانولا · كلزا
raphael رافائل · اسرافیل · یهودیت
raphanus جنس ترب · رافانوس · رافانوس ساتیووس
raphia رافیا · نخلهاي رافيا
rapid ارزیابی سریع روستایی · تنداب · تندرو · سریع · سریع الحرکه · سریع العمل
rapidity تندی · زودی · عجله · سرعت
rapidly سریع القلم · سرعة · سریع الحرکه · سریعا · قلم انداز · باسرعت
rapids رودخانه · رود · نهر
rapidshare رپیدشیر
rapier شمشیر دودم · شمشیر سخمه زنی · سخمه
rapifera براسيكا راپا · براسيكا كامپستريس راپيفرا · براسیکا کامپستریس · توريا · خردل مزرعهاي · سارسون
rapist تجاوزگر
rappi کلزا
rapport هماهنگ · ربط · نسبت
rapporteur گزارشگر ویژه
rapprochement ایجاد روابط حسنه · آشتی · مصالحه
rapscallion اسب چموش · جمهوریخواه · پست و حقیر · بوزینه
raptor موسیدیفوراکس راپتور · بچه دزد · دزد
raptores ربایند گان · شکاریان
raptorial درنده خوی · ربا ینده · بچه دزد
raptors تورنتو رپتورز
rapture بیخودی · جذبه · خلسه · ربودگی
raptured ربوده
raptus سکته · ضربان
rapunculus گل استکانی · گلپر
rare شاذ · طریفه · عناصر کمیاب خاک · نادرات · نایاب · بدیع الجمال
rarefaction ترقیق
rarefy تلطیف کردن · ترقیق نمودن · رقیق کردن
rarely بندرت · قرج
rareness کمیابی · تحفگی · نایابی · ندرت · نادره
rareties نادرات
rarety قلت
rarities بدائع · بدایع
rarity نادره · تحفه · طرفگی · نادری · تحفگی · طریفه
rarotongan راروتونگایی
ras راس الخیمه
rascal الواطی کردن · خانه خراب · خلیع العذار · قالتاق · الواط · بی سروپا
rascality نابکاری · اوباشی · رذالت · الواطی · لوطی بازی · بد ذاتی
rascals اراذل
rase باخاک یکسان کردن · تراز کردن
rash سرخجۀ کاذب · بی تحاشی · بی ملاحظه · تندرای · جلدمزاح · گرمی دانه
rashad رشاد خلیفه
rashid رشید بهبودوف · عبدالرشید دوستم
rashidun خلفای راشدین
rashly بی تأمل · متہورانه
rashness دل بازی · کم فرصتی · تہور بخرج دادن · شتابکاری · عجولی · تندروی
rashnu رشن
rasht رشت · رشتی · لاهیجان
rashti سید کاظم رشتی
rasmus راسموس
rasool رسول سیاف
rasoul رسول پاکی خطیبی
rasp سوهان · سوهان دنده درشت · سوهان چوب ساب · چوب سا ـ چوبسای · سوهاز کردن · سوهان زدن
raspberries تمشکهای سیاه
raspberry تمشك · تمشک · تمشك جنگلی · اظهار تنفر
rasped سوهان خور · ساییده
rasputin گریگوری راسپوتین
rassling کشتی گیری
raster محل تصویر
rastrelliger راسترهلیژر
rastrococcus راستروکوکوس · راستروکوکوس انوادنس
rat سموم موش بزرگ آزمايشگاهي · موش بانديكوت كوچك · موش كور هندي · باندیکولا بنگالنسیس · جوندهکشها · خرموش
rata به نسبت
rataplan صدای طبل · صدای سم اسب
ratatouille راتاتوی · راتاتویی
ratch علامت سفید
ratchet آچار بوکس · علامت سفید
rate تعداد موالید · جريان · در هر صورت · سرعت علامت در ثانیه · میزان بیت · میزان تنفس
rates سرعت داده افزایش یافته برای تحول جیاسام · میزانهای مصرف · نرخهاي بذركاري · نرخهای آبیاری · نرخهای بذرافشانی · نرخهای ترجيحی بهره
ratfish خرگوشماهي · شيمراها · شیمریفورمس · ماهيان هامسر · موشماهي · کیمریفورمس
rather بلکه · سالدار · مناسب بودن · زودتر
ratification تصویب · انعقاد
ratify تصویب کردن
rating جیآرپی · درجه بندی سیستم · درجهبندی · رتبه بندی انجمن سری شبکه · رتبه بندی مطالب · رده بندی سنی بازیهای رایانهای
ratio بهرهبرداری اراضی · نسبت تصویر · نسبت تعادل سرزمين · نسبت جنسی · نسبت طلایی · نسبت عددی
ratiocinate استدلال کردن
ratiocination استدلال
ratiocinative استدلالی
ration جیره · جیره دادن · سهم · راتبه · وظیفه بریدن · وظیفه خوردن
rationable مستدل
rational جذر منطق · حیوان ناطق · ذوی العقول · عدد منطق · معقول · منطق
rationale بنیاد و پایه
rationalisation توجیه
rationalise معذرت خواستن · پوزش خواستن · سرشاخه زدن · هرس کردن
rationalism عقل گرایی · فلسفه عقلانی
rationality عقلانیت · معقولیت
rationalization عقلانیسازی · توجیه
rationalize معذرت خواستن · پوزش خواستن
rationing جيرهبندي · جیرهبندی غذا · تغذیه محدود دام
rations جيرههاي آغازگر · جيرههاي روزانه · جيرههاي نگهدارنده · جيرههاي پايه · جیره جوار · جیره خور
ratisbon رگنسبورگ
ratite شترمرغ · کیوی
ratna بهارات راتنا
ratooning تکثیر مجدد از چين دوم · سرریشهزایی مجدد
ratoons جوانههای ریشهزاد
rats موشهای بزرگ آزمایشگاهی · راتوس · رتها · موشهای صحرایی
ratsbane مرگ موش
rattail دم موش · دم موشی
rattan خیزران هندی
rattans نیها و راتانها
ratter مرتد
rattle توبراویروس جغجغی توتون · خر خر کردن · خسخس · ويروس جغجغي توتون · جرنگیدن · خر خر
rattlebox جغجغه
rattler جغجغه · مار زنگی
rattlesnake مارچرس دار · مار زنگی · جغجغه
rattling قدرت نمایی · جغ جغ ـ جغجغ · خر خر · صدای خس خس · خرخره · جغجغه
rattrap تله موش
rattus راتوس · رتها · موشهای صحرایی · موشهای بزرگ آزمایشگاهی
ratty موش وار · موشی
rau یوهانس راو
raunch اصطلاح عوامانه
raunchy نامرغوب · غيركافی · شهوانی · کرم خورده
rauvolfia روولفیا
rauwolfia روولفیا
ravage منهدم کردن · ویران کردن
ravand راوندی
ravansar شهرستان روانسر
rave هذیان گفتن · هذیان داشتن · غرش · فواره زدن
ravel موریس راول · بهم پیوستن · دام بلا · نردبان · گره خوردن · گره زدن
raven حرص زدن · غراب · كلاغ · مرغ حق · زاغ · ماهي كابزان
ravening خیلی گرسنه · پرخور · بسیار گرسنه · درنده خوی · گرگ صفت · حریص
ravenous درنده · بسیار گرسنه · گرگ صفت · اکول · خیلی گرسنه · حریص
ravenously اکولانه
ravens كلاغهاي سياه · كورووس · کلاغها
ravine کالار · سره · مسیل · آبکند · فرکن · فرکند
raving بیخودی
ravish بیصورت کردن · بی عدالتی کردن
ravished بیصورت · ربوده
ravisher غانم · سالب · خطاف · دست انداز · غاصب
ravishing زنای به عنف · جان ستان · دلربا
ravishment بی عصمتی · تجاوز بحصمت · جذب
raw دادههای خام · مواد خام · ناپخته · آهن خام · التهاب گلو · تنك آب ـ تنکاب
rawalpindi راولپندی
rawhide پوست خام
rawness خامی · بی تجربگی · پوست رفتكی
ray اسپکتروفوتومتری اشعه ایکس · اشعه مجهول · با توجه به · تابشدهی پرتو ایکس · تشعشع داشتن · رامك خالدار
rayen قلعه راین
raymah استان ریمه
raymond اریک ریموند · جید ریموند · ریمون دومنک · ریمون کنو · ریموند کارور · لم فونگ
raynevali هیپراسپیس راینهوالی
rayon ابريشم مصنوعي · ابریشم مصنوعی · ابريشم · ابریشم · الیاف ساختگی · جوراب ابریشمی
rayons جوراب ابریشمی · اشرافی
rays اشعۀ تحت قرمز · اشعۀ غیر مرئی آفتاب · اشعۀ مجہول · اشعۀ نخاعیه · تیغ آفتاب · نسار
raz راز
razavi خراسان رضوی
raze ستردن · یا خاك یکسان کردن · باخاک یکسان کردن · تراز کردن
razi دانشگاه رازی · دبیرستان رازی
razia رضیہ سلطانہ
razmara حاجیعلی رزمآرا
razmi جهانگیر رزمی
razor استره · تیغ اوکام · تیغ دلاکی · تیغ صورت تراشی · خودتراش · صدف تیغی
razorbills ریزپنگوئنها · نوكتيغيها
razorlike تيز
razz شماتت کردن · اظهار تنفر · تمشک
razzing اظهار تنفر
raúl خوزه رائول کاپابلانکا · رائول کاسترو · رائول گونزالس
rb روبیدیم
rda دريافت غذايي توصيهشده · جیرههای غذایی توصیهشده
rdf شمای آردیاف
rdp پروتکل از راه دور
re با توجه به · صعب العلاج
reabsorption ارتشاف · جذب ثانوی
reach رسانیدن · رسیدن · حیز · دست رساندن · به انجام رسانیدن · دست یافتن
reaches فواره چون بلند شودسر نگون شود
reaching عروسك
react واکنش کردن · بیگانه
reactance واکنش
reacting انفعالی
reaction انعکاس پیدا کردن · انفعالا · تعامل · رآکسیون · عمل بر خلاف · عکس عمل
reactionary مرتجع · ارتجاعی · ارتجاع
reactionist مرتجع
reactions آلرژيها · آنافيلاكسي · بهمجوشي · بهمچسبيدگي ايمنيشناختي · بيماري سرم · خنثيسازي ويروس
reactivation احيا
reactive قابل انعکاس · برنامهريزى بازگشتي · برنامهريزى درجهدوم · برنامهريزى عدد صحيح · برنامهريزي رياضياتي · برنامهريزي غيرخطي
reactor رآکتور · رآکتور هستهای · راکتور · عامل عکس العمل · عامل واکنش · واکنشگاه هستهای
reactors راکتورهای زیستی · زيستلايهها · زيستواكنشگاههاي نوري · شيميايستانهها · واكنشگاه بستر سيال · واكنشگاههاي زيستشيميايي
read انر روی چیزی خواندن · تلاوت کردن · خواندم تا خوابش برد · خواندن · سواد · قرائت کردن
readable خواندنی
reader قاری · قرآن خوان · کتاب قرائت · خواننده · مصحح · سخنران
readers قارئین
readiness تیاری · جان سپاری · آمادگی · جانفشانی · حاضر جوابی · امادگی
reading تلاوت ـ تلاوة · خواند ن و توشتن · خواندنی · خوانش لولیتا در تهران · خوانی · چهار چوب خواندن
readme پرونده مرا بخوان
reads خطبه خوان · قصه خوان · مطالع · خواننده
ready آماده · تہیه کردن · جنك ساز · دامن بالا زدن · دامن بر کسرزدن · دست بکیسه
readymade بازاری
readywitted حاضر الذهن
reaffirm تاكيد كردن
reafforestation بازجنگلسازي · جنگلکاری مجدد · واكاري جنگل · بازجنگلکاری
reagan رونالد ریگان
reagent معرف
reagents معرفهای شیمیایی
real بلا درنگ · دانگ · رئال برزیل · رئال مادرید · راستینه · سیوداد رئال
realgar رهج · زرنیخ قرمز · زرنیخ
realisation تمتع
realise واقعی کردن · عملی کردن · دخل کردن · درآمد داشتن
realism مکتب وین در واقعگری توهمی · جنبه عملی · مصلحت گرایی · قطعیت
reality سریالهای واقعنما · واقعیت · حقیت · حقیقت · درواقع · فی الواقع
realization تمتع
realize از قوه بفعل آوردن · واقعی کردن · عملی کردن
realized سر گرفتن · صورت پذیر · صورت گرفتن
realm رسته اجتماعی · قلمرو سلطان · ملک · پادشاهی · سلطنت · قلمرو
realpolitik سیاست عملی
reals رئال برزیل
realty غیر منقول · مستقل
ream یك بند کاغذ
reanimate از سر گرفتن · زنده کردن
reap تقاص دادن · درو کردن · داس · برخیدن · درویدن
reaper درو گری · درو گر · دور گر · حصاد · دیو
reapers حصاد
reaping جودرو · حصد · درو · درو گری · دروگرها · ماشينهاي برداشت
reapparition نکس · عود
reappear عود کردن · نکس کردن
reappearance عود
reappraisal ارزیابی تازه
rear پنجره پشتی · ساله · پشت · دنبال
reared عمل آمدن
rearguard عقب دار · پس قراول
rearing فنون پرورش · پرورش انبوه · روشهای دامپروری · ماکیانپروری · نظامهاي پرورش دام · پرورش ماکیان
rearmament تجدید تسلیحات
rearmost عقب ترین · دورترین
rearrangement بازسازماندهي · بازسازى
rearward در عقب
reason از آن جہت · از این جہت · از اینجہت · از اینرو · از برای چه · ازچه جہت ـ چه جهت دارد
reasonable آدم حسابی · عادله · معقول · موجه · حسابی · عقلا نه
reasonableness عقلانیت · معقولیت
reasonably عقلا نه
reasoner کج بحث
reasoning حسن تعلیل · قیاس کاذب · کج بحث · برهان انی · برهان لمی · استدلالی
reasons اقامۀ دلیل کردن · دلیل آوردن · براهین · دلیلش دو چیز است · دلائل
reassessment ارزیابی تازه
reassurance اطمینان مجدد
reata کمند
reba سیرینوس ربا
rebarbative بیزار کننده
rebate تخفيف · تخفیف
rebaudiana استویا ربودیانا
rebec ربابه
rebecca ربهکا · ربکا · ربکا زدیگ
rebeck ربابی
rebel تمرد کردن · سرکشی کردن · شوریدن · طغیان کردن · عاصی شدن · عصیان کردن
rebellion بغی · سرکشی · شورش شیز · شورش · طغیان · قیام
rebellious متمرد · عاق · عاند · عنا پیچیده · صعب العلاج · عنود
rebelliousness یاغی گری · سر پیچی · مبارزه طلبی
reber گروته ریبر
rebinding وصالی
reboot راه اندازی مجدد · راه اندازی مجدد نرم
rebound اعاده · جهش کردن · منعکس شدن · عکس العمل سیاسی · اماده رفتن · عکس العمل
rebounding تیر دو کمانه · دو کمانه
rebuff رد احسان کردن · معمای شکلی · رد
rebuke توبیخ آمیز · توبیخ ملایم · سرزنش آمیز · سرکوفت · سرکوفت زدن · انتقاد تند
rebuked گوشمال خوردن
rebuker ملامت کننده
rebut رد کردن · ردکردن
rebuttal عمل متقابل · پاسخ رد · رد
rebutter جواب رد ـ جواب اظہارات · پاسخ رد · جواب رد · عمل متقابل
recalcitrance کافر ما جرایی
recalcitrant متمرد · ننر · کافر ماجرا
recalcitrate پشت پازدن
recalcitration کافر ما جرایی
recalculation تجدید محاسبه
recall احضار کردن · مستغرق شدن در · یاد اومدن · برخاست · باز خواندن · بس خواندن
recalling احضار
recant وادنك کردن
recantation عهد شکنی · استغفار · انقباض · پيمان شكني · انکار · نسخ
recapitulation تغییر شکل
recapture بازپس گرفتن · پس گیری
recast تغییر وضع دادن
recede عقب کشیدن · پس رفتن
receipt اعلام وصول · رسيد · رسید · رسید گفتن · قبض رسید · رسید دادن
receipts دخل و خرج · درآمد وبر آمد · سود سهام · عایدی · درآمد · درامد
receivable بروات وصولی · حساب دریافتنی · قابل وصول · پذیر فتنی
receive ارتشاه کردن · استدن · استغنا کردن · بازو خوردن · تلقین گرفتن · دریافت کردن
received دریافتی · ستده · پیش مزد · غلط مشہور
receiver شریك دزد · گوشی تلفن · خبر گیر · وصول کننده · قابله · ستاننده
receives جامگی خوار · جیره جوار · جیره خور · رشوه خوار · رشوه خور · روزی خوار
receiving ارتهان · روزمزد · ستد · اخذ · ارتشاء · استیفاء
recency تاخر
recent اخیر · جدیدالتاسیس · متاخر · هزات · رضائیه · تازه
recently به تازگی · اخیرا · مستحدث · تازگی
recentness تاخر
receptacle شہددان · ظرف · حفرة · حقه
receptacles ظروف
reception استقبال · اعلام وصول · اطاق یذیرائی · رسید · پذیرایی · تلفی
receptiveness قدرت پذیرش
receptivity قدرت پذیرش
receptor عامل احساس · پذیرایی کننده · گیرنده
receptors آدرنورسپتورها · گيرندههاي آدرنرژيك · گیرندههای هورمون
recess تایم · مشکات ـ مشکاة · تنفس کردن · مهلت · طاقچه
recessed غرق شده · شاه نشین · فرو رفته
recession ركود اقتصادي · کساد اقتصادی
recessional تعطیلی · تنفسی
recessionary ارتجاعی
recessive ژنهای نهفته · ارتجاعی
recharge آبگیری آب زيرزميني · تغذیه آب زیرزمینی · دوبارهپرسازی آب زیرزمینی
recidivate پس رفتن
recidivism بازگشت به · تکرار جرم · تکرار جنایات
recidivist تکرار کنندۀ جرم
recilia رسیلیا · رسیلیا دورسالیس
recipe دستور پخت · دستورالعمل · دستور العمل
recipience پذيرش
recipient جانوران گیرنده · دریافت کننده · دریافت کننده پست · وصول کننده · گيرنده · گيرنده سفارشي
recipients فهرست گیرندگان ایمن
reciprocal تلاقی دوسویه · محالفت · دو جانبه · دو سره · دوطرفی · دو طرفه
reciprocality معامله به مثل · عمل متقابل
reciprocally بالمقابله · دوجانبه
reciprocate دادن و گرفتن · جبران کردن
reciprocative دو جانبه
reciprocity معامله به مثل · معامله متقابله · عمل متقابل · مشارکه
recission ابطال
recita حفظی
recital مرثیه خوانی · تقریر · الیاف
recitative بیانی
recite از بر خواندن · از حفظ پس دادن · انشاد کردن · برخواندن · شعر خواندن · اذان گفتن
recited ورد
reciter رجزخوان · مرثیه خوان · سراینده
reciting انشاد · سرایان · مغازله · رجزخوانی
reckless بی پروا · بی اعتنا · بی ملاحظه · دل بدریازن · لا ابالی
recklessness لا ابالی گری · آزادگی
reckon بشمار آوردن · شمار کردن · شمردن · حدس زدن · اظهار نظر کردن · محاسبه کردن
reckoned هجری · محسوب
reckoner محاسب · حسابگر
reckoning از حساب پرت · حکم مجازات · روز حساب · روز رستاخیر · روز قیامت · سرنوشت بد
reclaim استحداث کردن اراضی · استرداد کردن · استخلاص کردن · ترمیم کردن
reclaimed اراضی مستحدثه · خاک بازیافتی · زمین بهسازیشده · زمينهاي گرفته شده از دريا · مستحدث
reclamation احيا خاك · احيا سرزمين · احیا اراضی · اصلاحات · بازسازي خاك · بازسازي زمين
recline بر پشت دراز کشیدن · متمسك شدن · خمیدن
reclining ضاجع
reclusa لوکزوسلس رکلوزا
recluse تجرد گزین · دور افتاده · عزلتی · گوشه نشین · خلوت گزیده · عزلت گزیده
reclusive دور افتاده · منزوی
recognisance تعهد نامه · التزام
recognise درود گفتن · معتبر شناختن
recognised پذیرفته · مقبول
recognition آشنائی دادن · تشخیص صدا · تشخیص گفتار · آزمودن كاركردي · شناخت بيماري · شناختگی
recognizance بقید التزام · تعهد نامه · ملتزم شدن · التزام · تمسك
recognize به رسمیت شناختن · شناختن · درود گفتن · معتبر شناختن · تشخیص دادن
recognized پذیرفته · شاخته · مقبول
recognizer شناسنده
recognizing تعارف
recoil پس نشستن · عقب نشستن · عکس العمل سیاسی · اماده رفتن · عکس العمل · بی اثر بودن
recollect یاد داشتن · بخاطر آوردن · مستغرق شدن در · یاد اومدن
recollection تجدید خاطره · یادآوری · خاطره
recollective محکم
recombinant آنتیژنهاي نوتركيب · واكسن نوتركيبي · پادگنهای نوترکیب · پروتئینهای نوترکیب · واکسنهای ساختگی
recombination نوتركيبي ژنتيكي · نوترکیبی
recombined فراوردههای نوترکیبی
recommencement از سر گیری · ادامه
recommend سفارش کردن · توصیه کردن · معرفی کردن · سلاح دانستن · صلاح دیدن · پیشنهاد کردن
recommendation توصیه نامه · سفارش نامه · تجویز · تصدیق نامه · رضایت نامه · سفارش
recommended جیرههای غذایی توصیهشده · دريافت غذايي توصيهشده · مستحب · مجوز
recommender سیستم توصیهگر
recommends مجوز
recommit دوباره مرتکب شدن
recompense ثواب · رفع خسارت · شیان · مکافات دادن · جزا دادن · سزا دادن
reconcilable جوش خور · التیام پذیر
reconcile اصلاح ذات البین کردن · کناره گرفتن · آشتی دادن · صلح دادن · واري
reconciler مصلح
reconciliation اصلاح ذات البین · رفع اختلاف · آشتی · ایجاد روابط حسنه · رتق · مصالحه
recondita پوکسینیا رکوندیتا · پوكسينيا تريتيسينا · پوكسينيا ديسپرسا · پوكسينيا روبيگو ورا
reconditeness گمنامی
reconditum دیپتالونما رکوندیتوم
reconnaissance بازدید مقدماتی · مطالعات مقدماتی
reconnoissance مطالعات مقدماتی
reconnoiter استکشاف نمودن
reconnoitered استکشافی
reconsider تجدیدنظر کردن
reconsideration پس اندیشه
reconstitute به هم پیوستن · سر هم دادن
reconstituted شیر بازسازیشده · غذاهای بازسازیشده
reconstitution آبافزايي · بازسازی
reconstruct دوباره انجام دادن · تغییر وضع دادن
reconstruction بازسازی ایالات متحده آمریکا · بانك بينالمللي بازسازی و توسعه
reconstructive جراحی پلاستیک
reconversion بازسازماندهي · بازسازى
record بدسابقه · ثبت دفتر · خوش سابقه · دکمه ضبط · سابقه دار · سابقۀ خدمت
recorded بقلم آمدن · مذکور
recorder رکوردر · ضبط صوت · ضبط کننده روی دیسک · دستگاه ضبط صوت · نی انبان
recorders بارشسنجها · برفسنجها · ثبتكنندههاي شدت باران · ابزارآلات هواشناسي · ابزارهای هواشناسی · تانكهاي تبخير
recording ثبت میزان شیر · رکورد شیر · ضبط · نگارش · ثبت · برچسب
records ثبت برداری · دفتر ثبت · دفتر ملی بایگانی و مدارک آمریکا · مدیریت رکوردهای پیغام ها · آرشیو · سرشماری کردن
recordset مجموعه ثبت
recount بازگفتن · برشمردن · شمارش مجدد · حکایت کردن · نقالی کردن
recoup کسر گذاشتن · تلافی کردن · دریغ داشتن · مضایقه داشتن · نگاه داشتن
recourse رجوع · عیاذ · متوسل · مراجعه · توسل · متوسل شدن
recover از گرو در آوردن · پس گرفتن · باز یافتن · بہوش آمدن · دوباره پیدا کردن · رفع توقیف کردن
recoverable وصولی
recovered مسترد · حواسش بجا آمد · روبراه · سر پا
recovery بازپروری اقتصادی · بازیابی گرما · بازیافت · بازیافت بویخوش · افاقه · انتعاش
recreate تفریح کردن · تفتن کردن · جسور کردن · از سر گرفتن · دل دادن · زنده کردن
recreation تفریح · تفریحات · تقر حگاه · تما شا گاه · خلق مجدد · رفع خستگی
recreational ماشین کاروان · ناحيه تفريحي · نواحی تفریحی
recreative انبساط آور · تفریحی
recriminate رد تہمت کردن
recrimination اتهام متقابل · رد تہمت
recrudesce عود کردن · برگشتن
recrudescence ظهور مجدد · عود
recruit سرباز گرفتن · سرباز جدید · سرباز و ظیفه · لشکر اندیختن · استخدام کردن · ثبت نام کردن
recruiter لشکر نویس
recruitment استخدامی · سر باز گیری · استخدام
rectal تشخیص آبستنی · لمس راسترودهاي · دماي راسترودهاي · دماي مركزي · دماي پوست · دمای بدن
rectangle مربع مستطیل · مستطیل
rectangular قائم الزاویه · کتابی
rectangularity مستطیلی
rectification تصحیح · جرح و تعدیل · تقطيرکردن · ترمیم · تقطیر · جبران
rectifier یکسو کننده · دیود
rectify ترمیم کردن · جرح و تعدیل کردن · تصحیح کردن · درمان کردن
rectifying دیود
rectilinear راست خطي
rectitude صواب · فریوری · صلاح · راستی · درستکاری
rector کشیش ناحیه یا محله · شعر روستایی · پیشوای روحانی · شبان
rectory محل اقامت خلیفه · خلافت
rectraction کشیدگی
rectum راست روده · شاف کردن · معاء مستقیم
rectus ران
recuperate شفایافتن
recuperation به گرایی · دوره نقاهت · نیروی تازه · بازیافت · شفاء · ترمیم
recur عود كردن · متشبث شدن به · متوسل شدن
recurrent انتخاب ادواری · تب راجع · تب راجعه · راجع · عصب راجع · مکرر
recurring اعشار متناوب · سعال متناوب · مکررات · راجع
recursive بازگشتی
recusancy سرپیچی
recusant ممتنع
recutita بابونه آلماني · بابونه شیرازی · بابونه وحشي · ماتريكاريا ركوتيتا · ماتريكاريا كاموميلا · کامومیلا رکوتیتا
recycle بازیافت کردن · سطل زباله
recycling بازاستفاده کردن · بازيافت · بازچرخش · نماد بازیافت · بازیافت
red آلا · احمر · احمرار · ارتش سرخ · اریک سرخ · استرخا
redaction ویرایش
redbreast سرخ سرك · سینه سرخ
redbud درخت ارغوان
redbug گاری تک اسبه
redcedar توجا پلیکاتا · جونیپروس ویرژینیانا · سرو سرخ شرقي · سرو سرخ غربي
redcoat سرباز انگلیسی
redcolored سرخ رنك
redden قرمز کردن · سرخ شدن · شرمنده شدن
reddish بنفش رنگ · سرخ فام · میگون · بنفشه · خرمایی · سرخ
reddle گل قرمز
rede مشورت دادن · ترجمه کردن · پاسبانی کردن · توصیه کردن · پاییدن
redeem از گرو در آوردن · باز خریدن · دیه دادن
redeemed تحليل رفته
redeeming فکاك
redefine دوباره تعریف کردن
redemption افتکاك · رستگاری از شاوشنک · فدا · استرداد · خلاص · رستگاری
redentin ردانتين · کلروفاسینون
redeployment نقل و انتقال
redevelopment نوسازی
redfish سرخماهی · سوفچه اقيانوسي
redford رابرت ردفورد
redhot بتاب آمدن · تاب آمدن · بتاب آوردن · قاب آوردن
redi فرانچسکو ردی
redingote ردنگت · سرداری
redirection تغییرمسیر
redisposition نقل و انتقال
redness حمرة · حمره · سرخی · احمرار · تافتگی · پیله
redo انجام مجدد · دوباره انجام دادن · دوباره ساختن · واگذارکردن · تغییر وضع دادن
redolence خاطرات گذشته · دسته گل
redolent خوشبو
redouble دوچندان کردن
redoubled مضاعف
redoubtable مستحکم · ترسناک
redound کمک کردن
redox پتانسیل رداکس · انتقال الكترون · واكنشهاي رداکس
redress فریاد رسی · فریادرسی · مرهم بزخم کسی گذاشتن · دادرسی · جبران خسارت · علاج
redresser فریاد رس
redressing رفع شکایت
redshank آبچلیک معمولی
redstart سرخه
redtail سرخه
reduce استحاله کردن · تحویل کردن · جا انداخشن · در تحت انقیاد در آوردن · تقلیل دادن · تنگی دادن
reduced تنزل کردن · حمص · ساکت شدن · افشانش حجم كاهشيافته · افشانش کمحجم · تنك آمدن
reducer احیا کننده · رگلاتور
reducible قابل تبدیل · قابل تحویل
reducing استعباد · قندهاي احیاکننده · قندهای کاهنده · احیا کننده · تقلیل
reductant احیا کننده
reductase سوكسينيك دهيدروژناز · فومارات ردوكتاز · مهارکنندههای نیترات ردوکتاز · نیترات ردوکتاز · نیتریت ردوکتاز · گلوتاتیون رودکتاز
reductases آسكوربات اكسيداز · آسكورباز · اكسيدازها · الكل اكسيدوردوكتاز · اکسیدوردوکتازها · تيروزينازها
reduction احاله بمحال · احیاء · تحویل کسر · تخفیف کلی · تقلیل بودجه · فتق بندی
reductionism اصالت تقلیل · تقلیل گرائی
reductions كاهش
reducymol آنسیمیدول · ردوسيمول
redundance ریع
redundancies زوائد
redundancy بررسی توازن
redundant حشو · حشوی · رایع · زاید · زائد · زیاده
reduplicate دو برابر کردن
reduplication تضاعف
reduviidae شکاریساسان
redwood درخت ماموت · پارک ملی ردوود · سکوییا · متاسکوییا · سرخچوب · سرخچوب اندامن
reed اولین رید · بوریا · جان رید · روخ · زبانۀ نی · نی
reeds اقلام
reedy نیین · نیزار
reef تخته سنك ساحلی · تپه دریایی · صخرههای مرجانی بزرگ استرالیا · پارک ملی کپیتول ریف · آبسنگ
reefs آبسنگهای مصنوعی · صخرههای مرجانی
reek متصاعدشدن · بدبودن · بخار دهان
reel جہره · کاله · گیج خوردن · یله رفتن · انبوبه · دوران داشتن
reelection تجدید انتخاب
reeling منڭ
reemergence احيا
reenactment تصویب مجدد قانون
reenforce تجدید قوا کردن · نیرو بخشیدن به · مدد کردن · قوت دادن
reenforced قوت گرفتن
reenforcement تجدید قوا · قوای امدادی
reenforcing امدادی
reentering زاویۀ داخله
reesei تريكودرما ريزهاي · تریکودرما لونژیبراکیاتوم
reestablish اعاده کردن
reexamine وابین کردن
refactroy گل بوته
refaeli بار رافائلی
refashion دوباره ساختن · واگذارکردن
refectory سفره خانه
refer حواله اش با خدا · رجوع کردن · مراجعه دادن · ارجاع کردن · مراجعه کردن · نام بردن
referable سزاوار سرزنش · نسبت دادنى
referee منقد ادبی
reference باز گشت · مرجع سلول · مرجع سه بعدی · مرجع وب · مرجعشناسی · نشانی مطلق سلول
references مراجع ساخت یافته · مراجعات · پيمان شكني · نسخ
referendum رفراندم · رفراندوم · مراجمه بآراء عمومی · کسب تکلیف · همه پرسی · همهپرسی
referential ارجاعی · مورد مراجعه
referral مراجعه · مرجع
referred رجوع کرد بفرهنك
referring صحی · راجع به · رجوع
refesh گلو تر کردن
refine تہذیب کردن · قال کردن · واکس زدن
refined فانید · فانیذ · قند مصفا · چربیهای پالایششده · خالص · شکر
refinement تہذیب · زدایش
refiner قالگر
refinery تصفیه خانه · پالایشگاه · قالگری
refining تصفيهكردن · قالگری · پاکیزهسازی · پالایش · قال
reflect اندیشانیدن · بدل راندن · انعکاس پیدا کردن · تأمل کردن · تفکر کردن · اندیشه کردن
reflectance بازتابندگی · بازتاب پذیری · قابلیت بازتاب
reflected منعکس
reflection انعكاس · انعکاس · انعکاس نور · بازتاب پذیری · زاویه انعکاس · سگال
reflective قوۀ متفکره
reflectivity بازتاب پذیری · قابلیت بازتاب
reflectometry بازتابسنجي در حوزه زمان · بازتابسنجی
reflector بازتابنده
reflex بازتاب · عمل انعکاس · عمل منعکس · واکنش · بازتاب فحلي · دگرجنسخواهی
reflexa سالویا رفلکسا
reflexes آواگری · بازتابهاي شرطيشده · رفتارشناسي · عادتها · فرضيه رفتار · رفتار
reflexibility قابلیت انعکاس
reflexible قابل انعکاس
reflexion زاویۀ انعکاس · انعكاس · تامل · غور
reflux برگشت · جزرومد · پایین آمدن دریا · جزر · فرونشینی · فروکش
reforestation بازجنگلکاری · احیای جنگل · بازجنگلسازي · جنگلکاری مجدد · واكاري جنگل
reforge تغییر وضع دادن
reform اصلاح اراضی کشاورزی · اصلاح فعالیت کشاورزی · اصلاحات ارضی · تجدید سازمان · اصلاحات · تنسیق کردن
reformation اصلاحات · احیا · دیت
reformator مبدع
reformatory اصلاحی
reformed ترتیب اصلاحشده · کلیسای اصلاحی هلندی · اصلاح پذیر
reformer اصلاح طلب · اصلاحطلب · جنگجوي صليبي · مصلح
reformist اصلاح طلب
reforms اصلاحات آموزشی
refoundation نوبنیاد کمونیست سن مارینو
refraction انکسار · انکسار نور · شکست · انحراف
refractive خواص نوری · درخشش اپالی · ضريب شکست · فرانمايي · فسفورسانس · قابليت عبور نور
refractometry انکسارسنجی
refractoriness گردن کشی · سرپیچی · سرکشی
refractory حرون · دیر گداز · شانه پیچ · آجر نسوز · سرپیچی کردن · سرکش
refrain برگردان · خودداری کردن · هم سرایان · امتناع کردن · دست برداشتن از · مضایقه کردن
refraining مضایقه · خذلان
refrangible قابل انکسار · قابل نقض
refresh تازه شدن · تازه کردن · ترو تازه شدن · خستگی دو کردن · دماغ تر کردن · دهن تر کردن
refreshed دلشکفته · دلشگفته · تروتازه
refreshen تازه کردن
refreshful سرزنده وبشاش · پاکیزه
refreshing خنك کننده · فرح بخش · سرزنده وبشاش · پاکیزه
refreshment تجدید قوه · رفع خستگی · نیرو بخشی · خلق مجدد
refrigerant خنک کن · سردکن · خنك کننده · مبرد · خنکی
refrigerants خنککنندهها · برودتشناسى
refrigerate خنک نگاه داشتن · تبرید کردن · خنك کردن · خنک کردن · سرد کردن
refrigerated حمل و نقل سرد · غذاهای سردشده · كاميونهای یخچالی · کامیونهای سردخانهای · ذخیرهسازی سرد · ذخیرهسازی یخچالی
refrigerating خنک کن · سردکن · خنك کننده
refrigeration تجهیزات سردسازی · سردسازی · صنعت سردسازی · تبر ید · سيستمهاي سرمايش · يخچالها
refrigerator سردخانه · یخچال · یخچال برقی · یخچال مصنوعی · يخچال
refrigerators تجهیزات سردسازی · سيستمهاي سرمايش · يخچالها · کولرها
refuge آسایشگاه · استحصان · بست نشستن · تحصن کردن · تکیه گاه · عالم پناه
refugee زنہار خواه · ملتجی · پناهنده
refugees پناهندگان · کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان
refulgence پرتو
refulgency پرتو
refulgent ساطع · پرتوافکن · شاخدار · نورافشان
refund استرداد · مسترد کردن · مسترد داشتن
refunds سرمایهگذاری مجدد صادرات
refurbishment تر و تازگی · نوسازی
refusal ابا · اباء · استنکاف · امتناع · دژمان · رد
refuse ابا کردن · استنکاف کردن · باقيمانده غذا · سر از اطاعت کسی بر تافتن · ندا دور انداختن · وازدن
refused واخوردن · وازده · وازدگی
refuser مستنکف
refusing اباء · روگردان
refutable رد کردنی · قابل تکذیب · قابل رد
refutal دلیل رد
refutation تکذیب · دلیل رد · رد
refute رد کردن · تکذیب کردن · ردکردن
refuter مکذب · پاسخ رد
refuting رد تہمت · مکذب
regain دوباره پیدا کردن
regale سور دادن · سور
regard ارتفاعا · رعایه · بی واهمه · بیهوا · دشمن داشتن · نگاه خیره
regarded مرعی
regardful توجه داشتن · با توجه
regarding تأنیث · تذ کیر · دایر بر · دایر به · درباره · دربارۀ
regardless از کسی فراغت داشتن · بی ملاحظگی · صرف نظر از · بی توجه
regards با احترام · عرض سلام
regency سیمئولوئه
regenerate ترمیم کردن
regeneration احيا در آزمايشگاه · احياي مصنوعي · احیای طبیعی · باززایش · باززایش در آزمایشگاه · باززایش طبیعی
regenerative توانایی باززایشی
regensburg رگنسبورگ
regent نایب السلطنه · نایبالسلطنه
regia تیزآب سلطانی · تیزاب سلطانی · جوگلانس رژیا · دلونیکس رژیا · شعلهنام · پوینسیانا رژیا
regicide پادشاء کشی · پادشاه کش
regime حكومت · رژیم · پرهیز غذایی · آبهواشناسي · بارش مايع · روز بارش
regimen نا پرهیزی کردن · پرهیز غذایی · پرهیزانه · رژیم
regiment فوج · فوجدار · هنگ · هزاره
regimental فوجی
regiments فوج فوج · افواج
regimes رژیمهای آب خاک · رژیمهای دمای خاک · رژیمهای نوری · روشنايي تپي · روشنايي نوبتي · روشنايي پيوسته
regina رجاینا · رگینا هالمیش · فورمیا رژینا
reginae استرلیتزیا رژینائه · استرليتزيا جونسئا
reginald رجینالد ابری فسندن
region استان قراتگین · استان کایس · استان گائو · باطنه · تومبوکتو · ریگستان
regional برنامهریزی منطقهای · توسعه منطقهای · حسابداری منطقهای · حکومت منطقهای · سياستهاي منطقهاي · هالیفاکس
regionalism ناحیه گرایی
regions استانهای مراکش · زونهای اقليمي كشاورزي · زونهای گرمسیری · فهرست ناحیههای ایتالیا · مناطق بدن · مناطق زياگيتاشناختي
regis آبیس بوریزیای رژیس
register ثبت کردن · دفتر ثبت · دفتر ثبت استاد · رقبات · نگاشتن · انباره
registered املاك ثبت شده · سمبل علامت تجاری ثبت شده · سپارشی · منسجل · پست سفارشی · کاربر ثبت شده
registers دفاتر ثبت املاک · جرائد
registration ثبت · ثبت املاك · ثبت نام · حق الثبت · مورد ثبت پیشآمد · نامنویسی
registry رجیستری · محضر
reglet اشبون · اشپون
regnans اوکالیپتوس رگنانس · درخت پستانك
regnant ملکه
regosols رگوسولها
regreg ابی رقراق
regress پس رفتن · عودت کردن · حرکت قهقرایی · عودت
regression سیر قہقرئی · حرکت قهقرایی
regret آزمان خوردن · اسف · افسوس · افسوس خوردن · تأسف · تاثر
regretful متاسف · پشيمان · نادم · پشیمان · پشیمان شدن
regretfully باتأسف · متاسفانه
regrettable موجب تاسف · اسفناك
regretting تلہف
regrowth رشد مجدد
regular باقاعده · جمع صحیح · عبارت باقاعده · منشور منظم · نبض منتظم · افرادنظامی
regularise نظم دادن · منظم کردن
regularity شیر ازه · نظم
regularize منظم کردن · نظم دادن
regularly علی القیاس · مطابق قیاس · موافق قاعده · معمولا
regulate ساعت را میزان کردن · تند و کند کردن · تنظتم کردن · نظم دادن · انضباط دادن · تنسیق کردن
regulating کوك
regulation آئین نامه · اتلاف گرماي موجودات زنده · تعادل گرمايي بدن · تنظيم دماي بدن · تنظیم فیزیولوژیکی · توليد گرماي فيزيولوژيكي
regulations مقررات بازار · نظامنامۀ مالی · تنسیقات · مصوبات · نظامات · تنظیمات
regulator تنظیم کننده · رگلاتور · حکمران · حاکم
regulators تنظیمکنندههای رشد حشره · اولاكينداكس · تنظيمكنندههاي رشد جانوري · كارباداكس · موادمحرك رشد جانوري · پیشبرندههای رشد جانوری
regulatory جرم قانونی
regulome سازواره
regulus قلبالاسد
regurgitation برگشت خون · قی · استفراغ · جنبدگي رودهاي · جنبدگي لوله گوارش · جنبندگي معده
rehabilitate اعاده حیثیت کردن
rehabilitation بازتوانی حرفهای · بهره برداري از منابع · بهسازي منابع طبيعي · توسعه منبع · نوسازی جنگل · احيا خاك
rehash تکرار مکررات · چیز تکراری
rehearing تجدید نظر
rehearsal تمرین نمایش · تمرین · تکرار
rehearse واگویه کردن · تکرار کردن
rehydration آبافزایی · آبافزايي · بازسازی
reich حزب رایش سوسیالیست · ویلهلم رایش
reiche ماریا رایکه
reign شاهی کردن · پادشاهی کرد ن · حق حاکمیت · سلطنت · سلطنت کردن · سلطه
reiki ریکی
reiliana اسفاسلوتکا ریلیانا · سوروسپوريوم ريليانوم
reilianum سوروسپوريوم ريليانوم · اسفاسلوتکا ریلیانا
reimbursal بازپرداخت وجه
reimburse کارسازی کردن · تلافی کردن · تاوان دادن
reimbursement کار سازی
rein افسار · دهنه کردن · زمام · عنان در کشیدن · لجام زدن · پالهنگ
reinaldo رینالدو آرناس
reincarnate حلول کردن · تجدید کردن · تجلی کردن
reincarnation حلول
reincken یوهان آدام راینکین
reindeer گوزن شمالی · رانژيفر · گوزن آمريكاي شمالي
reinforce تقویت کردن · محکم کردن · مدد کردن · نیرو بخشیدن به
reinforced بتن آرمه · بتن مسلح · شفتۀ آهن دار · بتون مسلح
reinforcement تقويت · تقویت · تقویت کننده
reinforcer تقویت کننده
reinforcing تقویت کننده · تشیید
reinhard رینهارد هایدریش
reinhardt جنگو راینهارت
reinhardtii کلامیدوموناس ریناردتیای
reinhardtius ریناردتیوس
reins زمامدار · عنان كشیدن · لگام · مطلق العنان
reinspect وابین کردن
reinsurance بیمه اتکایی · بیمه مجدد
reintegrate مجددا برقرار کردن
reinterpretation تفسیر مجدد
reintroduction ازدیاد مجدد جمعیت · ورود مجدد جانور · فزونسازی جانور
reinvestment سرمايهگذاری مجدد · سرمایهگذاری
reissue چاپ مجدد · چاپ تازه
reiterate تكرار كردن · تکرار کردن · دوباره گفتن
reiterated مکرر
reiteration تکرار
rejang رجنگی · اندونیزیا
reject ندا دور انداختن · وازدن · قبول نکردن · پشت پا زدن · طرد کردن · لگد زدن
rejectamenta مدفوعات
rejected رجیع · وازده · دور افتادن
rejecting رافض · روگردان
rejection وازدگی · شکاکی · سرپيچی · شک گرایی · نفی · رد
rejoice بوجد آوردن · خوشحال کردن · ذوق کردن · شادی کردن · وجد کردن · وجه کردن
rejoicing سرشك خنده · شاد · برهنه خوشحال · ارتیاح · گوری · حاکی از پیروزی
rejoin در پاسخ گفتن · ضربه متقابل زدن
rejoinder جواب سر جواب · رد جواب · پاسخ دفاعی · جواب · جواب متقابل
rejuvenate جوانی از سر گرفتن
rejuvenation احيا در آزمايشگاه · باززایش در آزمایشگاه · سیب سبز
rejuvenescence تجدید جوانی
rejuvenize جوانی از سر گرفتن
relapse تجدید مرض · رجعت مرض · عود کردن · نکس · نکس کردن · عودت
relapsing تب راجعه · عودت
relase ابراء ذمه
relate روایت کردن · آورده اند · حکایت کردن · ربط دادن · منسوب کردن · ارتباط دادن
related آورده اند · ارتیاط دادن · دست بگردن · مصطفوی · حسنی · فاطمی
relating آذاری · طلا قی · مغانه · مماتی · وزنی · اخروی
relation علاقۀ دوستی · استئناس · استیناس · خواهر خواندگی · فرزندی · مراوده
relational پایگاه دادههای رابطهای · خویشاوند
relations تجدید عہد · روابط بینالمللی · روابط خارجي · روابط عمومی · روابط نیروی کار · قط مناسبات کردن
relationship صلۀ رحم · بستگی · خویشاوندی · علاقۀ خویشا وندی · منسوبیت · قربی
relationships سازگاري پايه · سازگاری پیوند · ناسازگاري پيوند
relative او از اقوام ما است · خویشاوند · رطوبت نسبی · نزدیکان · تطبیقی · تفضیلی
relatively بالنسبه
relatives بیکسی · کس و کار · کس و کوی · بیکس · بی باعث
relativism نسبیت گرایی
relativity نظریهٴ نسبیت · نسبیت
relator محدث · راوی · ناقل
relax سست آمدن · شل دادن · سستی کردن
relaxants شلکنندههای عضله · سوكسامتونيوم · شلكنندههاي ماهیچه · عوامل بيحركتساز · مشتقات كورار
relaxation راحت باش · وارفتگی · استرخاء · رخاوت
relaxed وارفتن · مسترخی · وا افتادن · وادادن · وارفته
relaxin ریلاکسین
relay آیآرسی · رله · كشت جانشين · کشت درهم ردیفی · الاغ
release آفتكشهاي آهستهرهايش · آفتکشهای کندرها · بقید کفیل مرخص کردن · رفع توقیف · رفع توقیف کردن · رهايش آهسته
released مستخلص · خلاص شدن · رها · یله · خلاص
releasing هورمونهاي آزادكننده هيپوتالاموسي · هورمونهای آزادکننده · هورمون آزادكننده گونادوتروپين · گونادورلين · گونادوليبرين
relect منعکس کردن
relegating هیئت نمایندگی · هیات نمایندگان · نمایندگی
relegation هیئت نمایندگی · هیات نمایندگان
relent نرم شدن
reliability قابلیت اطمینان · عمر مفيد · عملكرد تجهيزات · موثقیت · پايايي تجهيزات · کارایی تجهیزات
reliable طرف اعتماد · قابل اطمینان · قابل اعتماد · معتمد · موثق · امین
reliableness استواری · قابلیت اطمینان
reliably بطور محکم
reliance اتکا · اتکاء · اعتماد · توکل · دل گرمی · اتکال
reliant متکی · موثق
relic انتیك · عتیقه · اثر · سوغات · ره اورد
relics آثار عتیقه · آثار
relict باقیمانده · ماندنی
relief امدادرسانی اورژانسی · امدادرسانی فوریتی · بفریاد کسی رسیدن · عقده گشا · عقده گشایی · مشقل گشایی
relier مستظہر
relieve تغوط کردن · دل خودرا خالی کردن · امداد نمودن · معاف کردن · درمان کردن · دستگیری کردن
relieved صورت ناامید اما با خیال راحت · آسوده خاطر · راحت شدن
reliever فریاد رس · گره گشا · گشاینده · کار گشا
relieving تغوط · غم گسل · مواسی · کار گشایی · کار گشا
relievo نقوش برجسته
religion آیین · حنیف · دین · دین باطل · دین حق · دین مبین
religionism جنسیتگرایی · مجلس مذهبی
religions دینهای ابراهیمی
religiosa آبيس هيكهلي · آبیس رلیژیوزا · فیکوس رلیژیوزا · نراد مقدس · انجير هندي · انجیر معابد
religiosity پارسائى · مجلس مذهبی
religious حاکم شرع · خرمقدس · دیندار · دینی · عقاید مذهبی · مذهبی
religiousism مجلس مذهبی
religiously شرعی
religiousness دین پرستی · دینداری · پارسائى · خداشناسی · دیانت
relinquish ول کردن · انکار کردن
relinquishing انصراف
relinquishment ترك دعوی · انصراف · صرف نظر
relish التذاذ · ذوق · رغبت · رغبت داشتن · مزه کردن · مزیدن
relishing متلذذ · مزه مزه
relizane غلیزان
relocate کردن
relocation جابجایی
reluctance اکراه · اشتکراه · بی میلی · ملال · عدم تمایل
reluctant بیمیل · بیرغبت · بی میل · بیزار · منزجر · بى ميل
reluctantly باکراه
rely استناد کردن · اطمینان کردن · اعتماد کردن · توکل داشتن · توکل کردن · امید بستن
relying ائتمان · استناد · ایتمان · مستظہر · متکی · باعتبار
rem رم کولهاس
remain استوار بودن · بازماندن · بماند · خاموش ماندن · ماندن · پایداشتن
remainder باقی مانده · مابقی · مانده · الباقی · بقیه ـ بقیة · تتمه
remained بیقوت · باز ماندگان · مانده
remaining ته بساط · توحد · پس کرایه · باقی · تأخر · تہجد
remains طلل · ثفل · کنجاره · کنجاله · نیمخورده · نعش
remake دوباره ساختن · واگذارکردن
remark حرف حساب · حرف حسابی · حرف سخت · حرف معترضه زدن · خطا گفتن · خودرا بکوچۀ علی چپ زدن
remarkable تعریفی
remarks ستون ملاحظات · لغز خواندن · ضد و نقیض گفتن · ضد گویی گردن · عرایض · فوائد
remarriage ازدواج مجدد · تجدید فراش
remarry تجدید فراش کردن
rematch مسابقه برگشت
rembrandt رامبرانت · نقاشي سياه قلمي
remco رمکو کامپرت
remediable شفا پذیر · شفا پزیر · اصلاح پذیر · علاج پذیر
remedial علاج بخش · درمانی · تيمار زيستشناختي آلايندهها · فعاليت درمانبخشي · كاهش آلودگي · پيشگيري از آلودگي
remediate ترمیم کردن · درمان کردن
remediation علاج · چاره · فریادرسی · گزیر · جبران خسارت
remedier رافع
remedies حکمت کردن
remediless بیدوا · بیدرمان · لاعلاج
remedy درمان · درمان کردن · دوای موضعی · علاج · چاره · گزیر
remedying آب از سر من گذشته است · مداوا · مداوات · رافع
remember به یاد آوردن · به یاد داشتن · یاد آمدن · یاد باد آنکه · یاد کردن · یادم نبود
remembered یادش باد · جای شمارا هم خالی کردیم
rememberer ذاکر
remembering متذ کر
remembrance خاطر نشان · برسم یادگار · یادبود · تجدید خاطره · تذکر · ذکری
remembrancer یاد آور
remind بیاد انداختن · یاد آوری کردن · یادآوری کردن · یاداور شدن · یاداوری کردن · یادآور شدن
reminder روبان یادآوری · يادآور · یاداور · نشانی · یاد آور · یاد داشت
reminding اذکار · ذکری · یاد آور · یادآوری
reminisce یاد کردن
reminiscence اندمه · خاطره · یاد · یادآوری
reminiscent یادآور · یاد آور
remiss وارفته · پشت گوش فراخ · اهمال کار · سر به هوا
remission گذشت · ارسال وجه · بحل · مغفرت · آمرزش · غفران
remissness توانی · تکاهل · وارفتگی · تساهل · اهمال کاری · پشت گوش انداختن
remit ارسال وجه · ارسال داشتن · ارسال کردن · ایصال نمودن · عفو کردن · گذشت کردن
remitment ارسال وجه
remittal فرونشینی · برائت
remittance ایصال · وصول و ایصال · ارسال
remitted ارسالی · مرفوع القلم
remittent دائم غلط · محرقه
remitting ارسال
remix رمیکس
remnant اثار · بقیه · باقی مانده · قواره · بقیه ـ بقیة · پس مانده غذا
remnants باز ماندگان
remodel تغییر وضع دادن · دوباره انجام دادن
remodeling بازسازماندهي · بازسازى
remonstrance نکوهش
remonstrate تعرض کردن
remonstration نکوهش
remorse ارمانیدن · انگشت بدندان گزیدن · پشيماني · افسوس · داغ دل · غم
remorseful داغدار · نادم · پشیمان
remote اقاصی · دریافت از دور · دسترسی از دور · نرم افزار کنترل از راه دور · پاک کردن وسیله بیرونی · پروتکل صفحه نمایش از راه دور
remoteness دور دستی · دوری · هجران · غربت
remotion حرکت مجدد · ازاله · حرکت دوری · رفع
remount دوباره بالا رفتن
removable رفع شدني
removal ازاله · برداشت حلال · برداشتن کنده درخت · رفع · بیبرگشدگی · بیهستهسازی میوه
remove انتزاع کردن · درد کسیرا پرچیدن · رفع شبہه کردن · سفره برچیدن · مرتفع کردن · ازاله کردن
removed مندفع · مبعد
remover کود کش · رافع
removing ازالت · انتزاع · تنقیل · تغریب · غمزدا · ازاله
remunerate سزا دادن · عوض دادن · غرامت پرداختن
remuneration اجر · حقالزحمه · شیان · پاداش · حقوق ماهیانه · دسترنج
renaissance دورۀ تجدد · رنسانس · رنسانس هارلم · نوزایی · احیاء
renal حجر کلیه · حصات کلیه · سنك کلیه · کلیوی · رمل کلیه · كاركرد كليوي
rename بازنامیدن
renan ارنست رنان
renanthera رنانترا
rend جر دادن · خرقه کردن · قبا کردن · پاره کردن · جامه نیا کردن · درانیدن
rendalli تیلاپیا رندالی
render تحلیل نمودن · حساب پس دادن · روحانی کردن · روزگار کسیرا سیاه کردن · کم نمك کردن · آباد کردن
rendered مستاصل · دل باخته · موجب
rendering افقار · عملآوری ضایعات کشتارگاهی · پرداخت تصویر · اذلال · اسعاد · تعبیر قسمت پردازشگر
rendez آمدلگاه
rendezvous قرار ملاقات · میعاد · میعاد با راما · میعادگاه · وعده گاه · جمعیت گاه
rending خارق · شکافنده · هتك · خرق
rendingote کلجه
rendzinas رندزیناها
reneal قلوه ای
renegade مرتد · تمرد کردن
renege جا زدن · ابطال · انکار کردن
renew تجدید کردن · حلول کردن · تازه کردن · تجلی کردن
renewable انرژی تجدیدپذیر · منابع تجدیدپذیر · انرژي جايگزين
renewal تجدید · تجدید عہد · حزب بازسازی میهنی · تجدد · احیا اراضی
renewed تجدیدی · مجدد
renibacterium رنیباکتریوم · رنیباکتریوم سالمونیناروم
reniformis روتیلنکولوس رنیفورمیس
renin رنین
renitency مقاومت
rennes رن
rennet شیر مایه · مایه ماست · پنیر مایه · پنیرمایه · آمایشهای آنزیمی · جایگزینهاي پنیرمایه
rennin آنزيم انعقاد شير · رنين · کیموزین
reno رینو · ژان رنو
renoir پیر آگوست رنوار · ژان رنوار
renounce انکار کردن · خط بدنیا کشیدن · استعفا دادن از · ترك دنیا کردن · مستعفی شدن · نشناختن
renouncement قطع رحم · قطع علاقه · روگردانی · قطع نظر · اعتزال
renouncing ترك دنیا · خانه فروش · روگردان
renovate پس دادن · از سر گرفتن
renovation اصلاح چراگاه · بازسازي چراگاه · تر و تازگی · نوسازی · تجدد · تعمیر
renown صیت · معروفیت · اشتهار · شہرت · آوازه · نام
renowned سمر شدن · شہرت گرفتن · شہرت یافتن · شہرت یافته · اسمی · بنام
rensselaer موسسه پلی تکنیک رنسلیر
rent اجاره · اجاره عرصه · اجاره کردن · اجرت المسمی · انهتاك · حق الارض
rental اجاره ای · اجرت المثل · مالیات مستغلات · وجه اجاره · اجاره نامه · اجاره
rented استیجاری
renter کرایه دار · کرایه نشین · مستأجر
renting استجاره · استیجار · اجاره نامه
renunciation قطع علاقه · ترک آیین · چشم پوشی
renzo رنزو پیانو
rené رنه دکارت · رنه ماگریت · رنه معوض · فرانس آلبرت رنه
renée رنه زلوگر
reorganisation صورت جدید · بازسازماندهي · بازسازى
reorganization صورت جدید
reoviridae رئوویریده · فيتورئوويروس
reovirus رئوويروس طیور · رئوویروس · رئوویروس پرندهای
rep ربس · پارچه مبلی · مواخذ
repair تعمیر · مرمت · کارخانۀ تعمیر · مرمت کردن · کارگاهها · اشيانه هواپيما
repairing بازسازي تجهيزات · بهسازي · مرمتها · تعمیر · رم
repairs تعمیری · لکه گیری کردن · لکه گیری · بازسازي تجهيزات · بهسازي · مرمتها
repanda آتریپلکس رپاندا
reparation مرمت · نوسازی
reparations غرامات جنگی · دستکاری کردن
repartee حاضر جوابی · حاضر جواب
repay در پاسخ گفتن · مسترد کردن · کارسازی کردن · ضربه متقابل زدن · عوض دادن · پس دادن
repaying باز دید · دید وباز دید
repayment بازپرداخت · غرامت · استهلاك بدهي · بازپرداخت بدهيها · پرداخت بدهی · استرداد
repeal لغو کردن · مخالفت کردن · باطل ساختن · تعطیل کردن · الغاء نمودن · فسخ کردن
repeat باز گفتن · تاخیر در تکرار · تکرار کردن · دکمه تکرار · دکمه یکبار تکرار · مکرر کردن
repeated تکرر · ورد زبان · مکرر · مکررات · نوشانوش · بازپرس
repeatedly بهکرات · ممارست کردن · مکررا · کرار · مکرر در مکرر · بکرات
repeater تکرار کننده · ساعت زندگی · ساعت زنك دار
repeating جدول تکراری · گروه تکراری · ساعت زندگی · ساعت زنك دار · باز انجام
repechage ریشاژ · شانس مجدد
repel تدافع کردن · اظهار تنفر کردن · توی ذوق زدن · متنفر کردن
repellant بیزار کننده · دفع حشرات
repellent توی ذوق زدن · بیزار کننده · دفع حشرات
repellents دوركنندههاي آفت · دورکنندهها
repelling قوۀ دافعه · رانش
repens آگروپيرون رپنس · ارزن جویباری · ارزن رونده · الیموس رپنس · بيد گياه · تريكولنا رپانس
repent اصلاح شدن · توبه کردن · پشیمان شدن · آزمان خوردن · ارمانیدن · توبه دادن
repentance توبه دادن · توبه شکستن · توبۀ کرگ مرگ استه · پشیمانی · انابت · تندم
repentant تائب
repenting توب
repentis پیرانوفورا تریتیسی رپانتیس
repercussion ارتداع · بازگردانی · طنین · عکس العمل · عکس العمل سیاسی
repertory شرکت سهامی · فهرست
repetance پشيماني
repetition باز انجام · تکرار · واگویه · اعاده · تکرر · تجدید
repetitions مکررات
repetitious تکراری · مکرر
repetitive تکراری · مکرر
repine ناراضی بودن
repining متاسف · پشیمان
replacement جانشینی · جايگزيني گياه · تعویض · قطعات جايگزين · واکاری · قطعات یدکی
replacers اولسترا · جانشينهاي ليپيد · جانشینهاي چربي · جایگزینهای شیر · پلياستر سوكروز · جایگزینهای چربی
replacing جانشین
replanting بازجنگلسازي · جنگلکاری مجدد · واكاري جنگل · واکاری · بازجنگلکاری · جايگزيني گياه
replay مسابقه برگشت
replenishment آبگیری آب زيرزميني · تغذیه آب زیرزمینی · دوبارهپرسازی آب زیرزمینی
replete مشحون · ممتلی · شلوغ
repletion امتلاء · بی نیازی · پر خون · اقناع · اشباع · انباشتگی
replevin رفع توقیف با ضمانت
replevy رفع توقیف کردن
replica المثنا جزیی · المثنی · طراحی شبکه سری المثنا · نسخه عین
replicate تکرار کردن
replication تکرار مداوم خوشه · تکرار مداوم محلی · جا نمایی در نسخه برداری · جواب مدعی باظہارات مدعی علیه · سرویس رونوشت پرونده · مضاعفشدن ژن
reply باانتظار وصول جواب · جواب رد · جواب مثبت · پاسخانیدن · باز گفتن · بی جواب
replying رد جواب
repopulation ازدیاد مجدد جمعیت · ورود مجدد جانور · فزونسازی جانور
report اطلاع نامه · راپرت · راپرت دادن · راپرت ـ راپورت · شهرت دروغ · معروض داشتن
reportage رپورتاژ
reported افواهی
reporter رپورتر · گزارشگر · خبر چین · روزنامهنگار · خبرنگار
reporters گزارشگران بدون مرز
reporting نظارت بهداشتي · نظارت همهگيريشناختي · گزارش بيماري · گزارش خطاهای ویندوز · گزارش فعالیت · نظارت بیماری
reports اراجیف · گزارشات سایت · گزارشهای وضع هوا · مسموعات · معروضات
repose آرمیدگی · استراحت کردن · ترویح · رامشگاه · سکینه · استراحت
reposed مستقر
reposeful آسوده حال · آسوده
reposit ودیعه گذاردن
repositories اوعیه
repository مخزن · کنزاللغات · اثر تاریخی · انبار · رازدار · صندوق تابوت
repp ربس · پارچه مبلی
reprehensible جنایی
reprehension توبیخ ملایم · انتقاد تند · گوشمالی · ملامت
represent لال بازی در آوردن · بازی در آوردن · قلم دادن · نمایش دادن · تصویر کردن · نمایندگی کردن
representation مضحکه · نمایش · اجرا نمایش · نمایش هندسی · تئاتری · نیابت
representations تباتر در آوردن
representative نماینده · نمایندگی کردن · روابط عمومی · وهله · مورد
representatives مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا
represented ممثل
representing نوعی
repress زیر پاگذاردن · کاظمین الغیظ · کظم کردن
represses کاظم
repressing کظم
repression سرکوبی · جلو گیری
reprieve فرجه دادن · مہلت
reprimand توبیخ · توبیخ کردن · سرزنش رسمی · گوش مالیدن · باز خواست کردن · توبیخ آمیز
reprint چاپ تازه · چاپ مجدد · متارکه
reprinting چاپ مجدد · چاپ تازه
reprisal بادا فرا · انتقام · تلافی
reproach بیغار ـ بیغاره · تفش · سرزنش · پیغار ـ پیغاره · پیغاره · کواژ
reproachable قابل توبیخ · مقدوح · مذموم
reproached مطعون
reproacher طعنه زن · ملامت کننده · ملامت گر
reproachful طعن آمیز · طعنه آمیز
reproachfully بطعنه
reproaching طاعن · طعن · تشنیع
reproachless روسفید
reprobate در خطا · تباه · تقبیح کردن · رسوا کردن
reprobated نامرضی · نامقبول · ناپسندیده
reprobation فساد اخلاق · هرزگی
reproduced ممثل
reproducer ممثل
reproducibility قابلیت تکثیر
reproduction توليد مثل رويشي · توليد مثل غير جنسي · تولید مثل · تولید مثل جنسی · تولید مثل غیر جنسی · روشهای توليد مثل
reproductive اختلالات تولید مثلی · اندامهاي توليد مثلي جانوري · اندامهاي جنسي جانوري · اندامهاي جنسي گياه · اندامهای تولید مثلی گیاه · بهداشت تولید مثلی
reproof تعزیر · معاتبه · توبیخ · توبیخ ملایم · عتاب · گوشمالی
reprovable قابل ملامت · مقدوح
reproval توبیخ ملایم · گوشمالی · ملامت
reprove متنبه کردن · تغیر کردن · سرزش کردن · طعنه زدن · نکوهش کردن
reproved مواخذ
reprover عاذل · ملامت کننده
reproving مواخذ
reps ربس
reptans اسفناج آبي · ايپومئا رپتانس · ایپومئا اکوآتیکا · كلم آبي
reptantia رپتانتيا
reptile حيوان خزنده · حیوان خزنده · خزنده · سالن خزندگان · خراستر · دابة
reptiles خزندگان · خزندگان آسیبرسان · خزندگان زيانآور · خزندگان مضر · حشرات الارض · جنبندگان
reptilia خزندگان
reptilian حیوان خزنده
repub جمهوري سوسياليست خلق آلباني · آلبانی
republ جمهوري فدرال سوسياليست يوگسلاوي · جمهوري فدرال يوگسلاوي · ژوگسلاوي · یوگسلاوی
republic آلتایی · آلمان شرقي · آلمان غربي · ارتش جمهوری اسلامی ایران · افریقای مرکزی · الجمهورية الجزائرية الديمقراطية الشعبية
republican استان قراتگین · جمهوریخواه · جمہورطلب
republicanism جمهوریخواهی · جمہوریت
republication انتشار مجدد · تجدید چاپ
republics اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی · جماهیر · جمهوریهای روسیه · اتحاد جماهیر سوسیالیست شوروی · اتحاد شوروی
republishing انتشار مجدد · تجدید چاپ
repudiate طلاق دادن · وادنك کردن · رد کردن · نشناختن · منکر شدن
repudiated طالق · طالقه · خلیع
repudiation وادنك · ردی · قطع علاقه · طلاق
repugn تناقض داشتن · ستیزه کردن
repugnance مناقضت · مور مور · روگردانی · نا استواری · رمیدگی · منافات
repugnant تنفر آمیز · تنفر آور · کراهت انگیز · منافات داشتن · منزجر · مغایر
repulsed مندفع
repulsion اندفاع · تدافع · مور مور · دفع · خوف · دهشت
repulsive بسیل · توی ذوق زدن · ستنبه · تنفر آمیز · تنفر آور · کراهت انگیز
reputability نیکنامی
reputable آبرومند · معتبر · آبرودار · ذکر جمیل
reputably آبرومندانه
reputation ذکر جمیل · ذکر خیر · شهرت ارسال کننده · بی آبرو کردن · نام نیك · نیكنامی
repute بد نامی · کم نام · حیثیت · آوازه داشتن · شهرت داشتن · ارجمند شمردن
requeening جایگزینی ملکه
requery تکرار کردن جستجو
request استشفاع · تقاضای ملاقات · درخواست · درخواست وظیفه · درخواست کردن · رو انداختن
requested مستدعی ـ مستدعا · متمنی
requesting استمهال · استدعاء · مسئلت · متمنی
requests اهل توقع
requi ایجاب
requiem مرثیهای برای یک رؤیا · شعر عزا · نماز میت · نوحه سرایی · سرود عزا · فاتحه
require حرفہایش خیلی آب بر میدارد · احتياج داشتن · احتیاج داشتن · ایجاب کردن · مستلزم بودن · میخواهم
required بقدر لزوم · منبغی · باندازه · لازمه
requirement نیاز · نیاز به اکسیژن · شرط قبلی · شرط لازم · نياز به اكسيژن · پیش نیاز
requirements حاجت خواستن · ملزومات سرمایهگذاری · ملزومات کار · نيازهاي خاك · نيازهاي غذايي · نيازهاي نمكي
requiring تعمیری · آب بردار · استلزام · فکری · چہار نفره · چہارنفره
requisite لازمه · شرط لارم · شرط لازم · منبغی · چیز ضروری · بایا
requisition باز گیری · مال بگیری · تقاضا · درخواست · سخره
requital سزا · عقوبت
requite عوض دادن
requiter دیان
reqîb ای رقیب
rereties نوادر
res جمادی
rescind اقاله کردن · باطل ساختن · تعطیل کردن
rescission اقاله · فسخ · ابطال
rescript حکمی
rescue رهانیدن · نجات دادن · بروموس اونیولوییدس · بروموس كاتارتيكوس · تخلیص کردن · خلاص کردن
rescued نجات يافتن · خلاص شدن · خلاص
rescuing تنجیه · تخلیص
research انتشار تحقیق · انتشار پژوهش · تأمين مالي پژوهش · تتبع · تتبع علمی · تجسس
researcher متتبع · متجسس
researchers دانشمندان پژوهش · پژوهشگران · دانشمندان
researches کشفیات
resection رزکسیون · كندگي
reseda جوش
resedaceae اسپرکیان · تیره ورث · رزداسه
reseeding بذركاري مجدد · بذرافشانی مجدد
resell دوباره فروختن
resem پیازی
resemblance تشابه · مانندگی · مماثلت · شبه · شباهت · شباهت داشتن
resemble شباهت داشتن · مانستن · مانند بودن · تشبیه کردن
resembling خورشیدی · ربابی · ریڭ قلعه · صنوبری · طاقدیس · فرفره ای
resent دلخور شدن · غرولند کردن · غبطه خوردن · مضایقه کردن
resentment رنجش · کدورت
reserpine آرامبخشها · رزرپين · روانافزاها
reservation با قید اینکه · بدون هیچ قیدی · غمض کلام · فرو گذاری درکلام · خودداری
reservations قیود
reserve تودههاي جنگلي ذخيره · دانشگاه کیس وسترن رزرو · در ذخیره داشتن · ذخیره · زاپاس · سرباز ذخیره
reserved تودار · رزرو شده · رزروشده · سکیت · همهی حقوق محفوظ است · کمحرف
reservedly مدارا کردن · ملاحظه کارانه
reservedness احتیاط کاری · خویشتن داری
reserves ذخایر زيستكره · ذخایر طبیعی · ذخیرهگاههای جنگلی · شکارگاهها · پاركها · پارکهای حیات وحش
reservist سرباز ذخیره
reservoir انبار لامیا · آب انبار · آب بندان · شمر · ژی · آبدان
reservoirs مخازن آب · درياچههاي دستساخت · درياچههاي مصنوعي · مخازن
resettlement پرگنهسازي كشاورزي · اسکان روستایی · جابجایی
reshevsky ساموئل رشوسکی
reshipment حمل مجدد
reshuffle تجدید سازمان کردن
reside مقیم بودن · زندگی کردن · مکان گرفتن · اقامت داشتن · اقامت کردن · ماوی گرفتن
residence اجازه اقامت · تذکرۀ اقامت · حاکم نشین · نقل مکان · نقل مکان کردن · اقامت موقتی
residency محل اقامت
resident رزیدنت اویل · مقیم · قاطن · پزشک مقیم · متمکن
residential سرور مقيم · مسکونی · محلی
residing مقیم
residual اثرات باقیمانده · رسوبی · پساثرها · پسمانده · قسمت باقی مانده · تفاضل
residuary باقيمانده
residue حدهای باقیمانده حداکثر · قسمت باقی مانده · رسوبی · پسمانده · تفاضل · فضلة
residues باقیماندهها · باقیماندههاي گياهي · باقیماندههای محصول زراعی · باقیماندههای چوب · باقیماندههای الوارکنی · خاكرندههاي چوب
residuum رسوبی · قسمت باقی مانده · پسمانده · تفاضل
resign استعفا کردن · تن برضا دادن · خودرا بقضا و قدر سپردن · توکل داشتن · توکل کردن · کناره گرفتن
resignation استسلام · استعفاء · تسلیم · سپرد · دم تسلیم · سپردگی
resigned متوکل · مستعفی
resigning مستعفی
resignment تفویض
resile اماده رفتن · منعکس شدن · کمانه کردن
resilience حالت ارتجاعی · جہندگی
resiliency حالت ارتجاعی · جہندگی
resilient فنری · جہنده
resin تراب القی · تریاك بر گردان · راتینه · رزین · سندروس · کنگر زد
resinosa كاج سرخ · پینوس رزینوزا
resinous رزینی · قیری
resins رزینها · رزینهای صمغدار · اپوكسيدها · بسپارهاي اپوكسي · ترکیبات اپوکسی · رزينهاي اپوكسي
resiny قیری
resipiscence پشيماني
resist مقاومت کردن · سرکشی کردن · نفاق داشتن
resistance آسیبپذیری به گرما · امر مهم · تحمل به آفات · تحمل به بيماريها · تحمل به خشكي · تحمل دارو
resistant مسیر تنفسی جایگزین · نا فرمان · مقاومتی · گردن کش
resister اشکال تراش · مسدود کننده · باطل کننده · رقیب
resisting مقاوم · معارضه
resistive مقاومتی · نا فرمان · گردن کش
resistivity رسانایی الکتریکی · قابلیت مقاومت · مقاومت ظاهری · مقاومت ویژه
resmethrin رسمترین
resnik جودیت رزنیک
resolute اولوالعزم · باعزم · ثابت قدم · حازم · صاحب عزم · مصمم
resolutely باعزم · بطور محکم
resoluteness عزم ثابت · ثبات رأی
resolutenesss ثابت قدمی
resolution تصمیم مشترک · داورى كردن · عزم · قطعنامههای شورای امنیت · تصمیم · حزامت
resolve عزم جزم کردن · عزم خودرا جزم کردن · قرار گذاشتن · گره باز کردن · گره گشودن یا گشادن · بر خود مخمر کردن
resolved رأی ما بر این قرار گرفت · قرار شدن · مصمم
resolvent حل مسئله · حل کننده · محلل · گدازنده
resolver حلال مشکلات · عقده گشا · گشاینده
resolving عقده گشایی · مشقل گشایی · گره گشایی · جزم · عقده گشا · حتم
resonance خوش آهنك · طيفنمایی تشدید مغناطيسي هستهاي · پرصدایی · انعکاس صدا · طيفنمایی پرامغناطيسي الكتروني · طیفنمایی تشدید اسپین الکترون
resonant تشدید کننده · رنان
resonator تشدید کننده
resorption جذب ثانوی · بازجذب جنيني · مردهزایی · مومیاییشدگی جنینی · مرگ جنینی
resort آخرین حربه · السیف آخر الحیل · اندخسیدن · تشبت نمودن · تمسك کردن · توسل
resorting متشبث · متمسك · متوسل · وسیله جو · تشت · توسل
resorts مرجع
resound صدا پیچ شدن · منعکس کردن · خنیدن
resounding صداپیچ · رنان · طنین انداز · منعکس
resource آردیاف · استقرار منابع · تهیسازی منابع · جایگزینی منابع · حفاظت منابع · حفاظت منبع
resourcefulness منبع
resourceless بی استطاعت · بی مقدار · بیچاره
resources ارزيابي منبع · اكتشاف منبع · بهره برداري از منابع · بهسازي منابع طبيعي · توسعه منبع · منابع آب
resowing بذرافشانی مجدد · بذركاري مجدد
respect احترام · احترام کسی را نگاهداشتن · احترام گذاشتن · احترام گذاشتن به · بزرگ داشتن · حیث
respectability نیکنامی
respectable آبرومندانه · محترم · با افتخار · باآبرو · باشرف · ذو القدر
respectableness آبرومندی
respectably بزرگانه · آبرومندانه · با افتخار · محترمانه
respectful احترام گزار · با احترام · متواضع
respectfully احتراما · بالاکرام · احترامات فائقه را نقدیم میدارد
respectfuly با احترام
respects جابجا
respirable قابل تنفس
respiration تنفس · تنفس خاک · تنفس سلول · تنفس مصنوعي · تنفس یاخته · ماساژ قلبي
respiratorium دستگاه تنفسی
respiratory اختلالات تنفسی · بیماریهای تنفسی · جہاز تنفسیه · داروهای دستگاه تنفس · دستگاه تنفس · دستگاه تنفسی
respire بو کردن · تنفس کردن · دم زدن · نفس کشیدن
respite استمہال کردن · امہال نمودن · استمهال · امهال · فرجه دادن · تایم
resplendence درخشندگی · تلالو
resplendency تلالو
resplendent انور · باشکوه وجلال · درخشنده · لامع · پر جلوه · پرزرق وبرق
respond جواب دادن · پاسخ · پاسخ دادن
respondent حوابده
responder پاسخگو
responding مجیب
response تغییردهندههای پاسخ زیستی · پاسخ ایمنی · پاسخ گیاه · ترجيحات مصرفکننده · جواب · رفتار مصرفکننده
responses پاسخهاي همبسته با انتخاب · پاسخهای انتخابی · آلرژيها · واكنشهاي آلرژيك · پاسخهاي آلرژيك · پرحساسیتی
responsibility از مسئولیت شانه خالی کردن · برعہده گرفتن · بمسئولیت خودم · جوابداری · شانه از مسئو لیت خالی کردن · مسئولیت مسترك
responsible در نزد کسی مسئول بودن · ذمه دار · مسئول · مسئول کردن · جوابدار · حوابده
responsibleness مسئولیت
responsive جوابی · حواب نامه
responsory جواب جماعت
resseliella تومازينيانا · رسهلیلا
rest استراحت · استراحت چراگاه · باقی والسلام · درغال · سبت · مهمان سرا
restart باز آغازی نرم · شروع کردن مجدد
restate دوباره گفتن
restatement بیان مجدد
restaurant رستوران · غذاخوری · لقانطه · قهوهخانه
restaurants رستورانها
restful راحت بخش
restfully کمکم
restiform طنابی
resting جنت مکان · وضعيت استراحتي · آرامگاه
restingplace تکیه گاه · سرگذر · قرار گاه
restitute پس دادن
restitution ارتجاع · استرداد کردن · غرامت کشیدن · استرداد · غرامت دادن · جبران
restitutions سرمایهگذاری مجدد صادرات
restive آهنخا · گردن کشیدن · گہگیر · بدرام · توسن · حرون
restiveness حرونی · توسی · سرکشی
restless بی آرام · بیقرار · بیقراری کردن · خواب آشقته · خواب پریشان · بی صبر کردن
restlessness بی آرامی · بی طاقتی · تلواسه · کند و کوب · انزعاج · بی تابی
restocking فزونسازی جانور · ازدیاد مجدد جمعیت · ورود مجدد جانور · بازتراكمسازي · باززایش · برش آمادهسازي
restoration بازگشت بوربونها به سلطنت فرانسه · تجدید حیات · تشفی · رجع · تر و تازگی · استرداد
restorative مقوی بدن · مقوی
restore انبار کامل رایانه · باز گرفتن · استرداد کردن · حیات دادن · احیاء کردن · اعاده کردن
restored زنده شدن · مسترد · نظام گرفتن · نظام یافتن
restores نسقچی
restoring احیاء
restrain دست بردل خود گذاشتن · در قید گذاشتن · اسباب زحمت شدن · زنجیر کردن · مهار کردن · هم مرز بودن
restrainable قابل جلوگیری
restrained سنجیده · کم گو · زنجیری · ملاحظه کار
restraining کظم · اکتفاء · تضییق · مسك
restraint مقیدکردن جانوران · اعتکاف · ردع · گرفت و گیر · ضبط · فشار
restraints تضییقات · قیود
restrict انحصار دادن · حصر نمودن · هم مرز بودن · امساك کردن · مختصر نمودن · به دام افتادن
restricted تغذیه محدود دام · رژيمهاي غذايي كالريمحدود · رژيمهاي كمكالري · رژيمهاي كمچربي · رژیمهای انرژیمحدود · رژیمهای پروتئینمحدود
restricting حصر
restriction آنزیمهای محدودگر · فقدان غذا · محدوديت غذايي · محروميت خوراكي · محروميت غذايي · گشنهمانی
restrictions محدودیت های شبکه · محدوديتهاي صادرات · کنترل صادرات · تضییقات
restrictive محدود
restroom توالت عمومی · حمام
restructure به هم پیوستن · سر هم دادن
restructuring بازسازماندهي · بازسازى
restuans کولکس رستوآنس
result دست آورد · سری نتایج · فذلکه · منتج شدن · نتیجه · ماحصل
resultant برایند · من تبع
resulted منتج به نتیجه بدی شد
resultful با نتیجه
resulting ترتب · منتهی · مترتب · منبعث · منتحر
resultless بی نتیجه
results عواید مزرعه · نتایج · بدهی مزرعه
resume ادامه یافتن · از سرگرفتن · حاصل · مطالعه مجمل · واپس گرفتن · چکیده کلام
resumption از سر گیری · ادامه · بازیافت
resumé تلخیص · رزومه · خلاصه کردن
resupinatum تريفوليوم سوآوئولنس · تریفولیوم رسوپیناتوم · شبدر ايراني
resurgence رونق تازه · طغیان مجدد · احيا · تجدید · بازپيدايي بيماريها · زياهمهگيرها
resurrection باز خاست · باز خیز · بعث · رجاف · رجعت · رستاخیز
resuscitation احیا · تنفس مصنوعي · ماساژ قلبي
resuscitator زنده کننده
ret خیسانیدن · خیساندن
retail بازاریابی خردهفروشی · جزئی فروش · خرده فروشی کردن · قيمتهای خردهفروشی · قیمتهای فروش · خرده فروشی
retailer خرده فروش
retain دم بستن · دم فرو بستن · دم نگاه داشتن · ابقا کردن · ابقاء کردن · دم در کشیدن
retained احتباس جفتی · جفت باقیمانده
retainer بنده · خادم
retaining ابقاء · دیوار حائل · حقن
retaking پس گیری
retaliate تلافی کردن · انتقام کشیدن · قصاص کردن · مکافات دادن · کیفر دادن
retaliation استقصاص · اقصاص · تقاص · مکافات · بادا فرا · قصاص
retaliative مکافاتی
retaliator انتقام جو
retama سرو کوهی · پیرو
retard معوق کردن · کند ساختن · کند کردن · دیر کار
retardants تأخیردهندههای رشد · تاخيردهندههاي رشد گياه
retardation بدون معطلی · بی معطلی · بطوء · عقب افتادگی · کاهش سرعت · تأخیر
retarded بتعویق افتادن · بعہدۀ تعویق افتادن · عقب افتاده
retch اغ زدن
retell دوباره گفتن
reten شاش بند
retention احتباس آب خاک · احتباس ازت · احتباس جفتی · احتباس نیتروژن · جفت باقیمانده · حبس دم
retentive قوۀ ضابطه · قوۀ حافظه · حافظه · محکم
retentiveness قوۀ ضابطه · نیروی حفظ · ابقا
retentivity نیروی حفظ · ابقا
rethink پس اندیشه
reticence تجاهل العارف · کم گویی · غمض کلام
reticent کم گو
reticle تورک · شبکۀ دوربین · رتیکل · تور · شبکه
reticular زنبوری · مشبك · مشبک
reticulata آنونا رتیکولاتا · سیتروس رتیکولاتا · ویگنا رتیکولاتا
reticulate شبکه کردن · زنبوری · مشبك كردن · مشبك · مشبک
reticulation تشبیك
reticulatus آسکوگاستر رتیکولاتوس
reticule کیف زنانه · شبکه
reticulitermes رتیکولیترمس · رتیکولیترمس اسپراتوس · رتیکولیترمس فلاویپس
reticuloendotheliosis رتيكولوآندوتليوز · رتيكولوآندوتيلوز طیور · رتيكولوآندوتيلوز مرغی · رتيكولوآندوتيلوز پرندگان · رتیکولوآندوتیلوز پرندهای · اونكوويروس طیور
reticulum ارگاستوپلاسم · شبکه آندوپلاسمی · نگاری · نگین دان · تور · شبکه
retiform زنبوری · مشبك
retina شبکیه · شبکیه چشم · شبكيه · عدسيهاي چشم · قرنيه · ملتحمه
retinal التهاب انگوره · بيماريهاي شبكيهاي · بيماريهاي قرنيه · بيماريهاي چشمي · بیماریهای چشم
retinitis ورم شبکیه
retinoids رتينوييدها · رتینول · ويتامين آ
retinol رتينوييدها · رتینول · ويتامين آ · ویتامین آ
retinue حشمت · خدم · ملتزمین · ملتزمین رکاب · حشم · خدم وحشم
retire بردیدن · دامن کشیدن · گوشه نشستن · گوشه گرفتن · خلوت کردن · خلوت گزیدن
retired لاشۀ برات · معتکف · زاپاس · عزلتی · گوشه نشین · خلوت
retiredness تقاعد
retirement بازنشستگی · خلوت · خلوت گزیدن · خلوت گزین · خلوتگاه · خلوتگه
retiring کم گو · گوشه نشین · منصرف · انصراف
retool تجدید نظر کردن
retort جواب حاضر و فوری · جواب متقابل · انبیق · حاضر جوابی · در پاسخ گفتن · ضربه متقابل زدن
retortamonas رتورتاموناس
retorted برگشته
retouch دستکاری کردن
retouching دستکارى کردن · دستکاری
retract در کشیدن · واپس گرفتن · عقب کشیدن
retraction استغفار · انقباض · عهد شکنی · انکار
retral خلفی
retransmit دوباره فرستادن
retread دوباره ساختن · واگذارکردن
retreat عقب زدن · عقب نشستن · عقب نشینی · کوس عقب نشینی زدن · باز شدگی · پس نشستن
retrench مستحکم کردن
retrial آزمایش مجدد · محاکمه مجدد
retribution افره · مکافات کشیدن · پاداش ـ پاداشت · بادفر · سزا · مکافات
retributive مکافاتی
retrieval بازيابي دادهها · بازیابی · بازیابی اطلاعات · دادخواست
retrieve پس گرفتن · دوباره پیدا کردن · مستغرق شدن در
retriever لابرادور رتریور
retroactive بازنگرانه
retrocession باز گشت
retroflex برگشتن · دماغی
retroflexion برگشتگی
retrofractum فلفل بلند ژاپني · پيپر افيسيناروم · پیپر رتروفراکتوم
retrogradation ترقی معکوس · قہقرا · قہقری · برگشتگی
retrograde حرکت قہقرائی · فرارون · قہقرائی · ترقی معکعو کردن · عقب زدن
retrogress عود كردن
retrogression حرکت قهقرایی · ترقی معکوس · حرکت قہقرائی
retrogressive قہقرائی
retrospect نگاه به گذشته
retrospective بازنگرانه
retroussé برگشته
retroversion برگرداندگی · حرکت قهقرایی
retroviridae رتروویریده
retting خیسکردن
retton ماری لو رتون
return آدرس برگشت · استرجاع · ایاب · با اولین پست · بازگرداندن · بازگشت
returnable قابل برگشت
returned مرجوع · رجیع · مسترد
returning ایاب وذهاب · دیدو بازدید · معاودت · رجاع · رجع · رجعت
returns صد سال باین سالہا برسید · فروشي · ماب · عوائد · عواید · معاد
returnvisit باز دید
retusa دالبرژیا رتوزا
reuben رئوبن
reuel جان رونالد روئل تالکین
reunification تجدید جلسه · تجدید دیدار
reunion تجدید جلسه · تجدید دیدار · وقت ریونیون · همایش · اجماع · تجمع
reus بدرفتاری · خلاف کاری
reuse استفاده مجدد آب · بازاستفاده کردن · بازيافت
rev دور برداشتن · دور موتور
revaluation تقویت ارزش پول · ارزیابی تازه
reveal اشکار کردن · معلوم کردن · مکشوف ساختن · افشاء نمودن · الہام کردن · صدازدن
revealed راز راما · منکشف · متجای · مکی · کشفی
revealer کاشف
revealing بی پرده گویی · جهر
reveals مستی و راستی
revegetation بازرویش · گیاهان بازرویشی
reveille شبیور بیداری · شیپور بیدارباش · شیپور بیداری · طبل صبح
revel عیاشی کردن · شادی کردن · لذت دادن
revelation افشا · افشاسازی · افشاگری · مکاشفه یوحنا · وحی · انجلاء
revelry بشکن بشکن · هرزگی
revenge اخذ ثار کردن · بادا فرا · خو ن جستن · خو ن خواستن · داغ دل از کسی گرفتن · کین آور
revengeful ثائر · کینه کش · کینه دار
revengefulness خونخواهی
revengement بادا فرا
revenger حسیب
revenue باجگیر · بودجه عایدات · تحصیلدار · تحصیلداری · تقاضای سنگین · عايدى
revenuecollector پاکار · پایکار
revenues اخراجات · مالیات
reverberance پرصدایی · ارتعاش
reverberate منعکس کردن · انعکاس پیدا کردن · اماده رفتن · منعکس شدن · کمانه کردن
reverberated منعکس
reverberation طنین · انعکاس صدا · عکس العمل
revere حرمت کردن · لبه برگشته · احترام گذاردن · بت ساختن · پرستش کردن
revered مکرم
reverence حرمت · دور از جناب شما · احترام · حجت الاسلام · حرمت کردن · زمین بوس
reverend جناب کشیش
reverent کدخدا منش · مکرم
reverie خیال خام · خیال باطل · خیال واهی · افکار پوچ
revers لبه برگشته
reverse اسمز معکوس · ترانسکریپتاز معکوس · حرکت سریع به عقب · دکمه برگرداندن · رونویسی معکوس · زیرورو کردن
reversed تشبیه مقلوب · جیب مقلوب · مرتبسازی معکوس براساس آکسان · معکوس · واژ گونی · پس و پیش
reversible قابل نقض · خیشها · خیشهای واگرد روي ديرك · گاوآهنها
reversing سرمايه گذار
reversion نیاکان گرایی · حرکت قهقرایی · عودت
revert رجوع کردن
revery خیال خام · افکار پوچ
revet سنك چین کردن
revetement سنگ چینی
revetment سنگ چینی · سنڭ چین
review انتقاد از کتاب · جنگ نمایش · دوره کردن · سان دیدن · سان قشون · مرور اسناد
reviewed سان دادن
reviewer منقد ادبی · مفسر
revile فحاشی کردن · فحشی کردن · ناسزاگفتن · بهتان زدن · خاك در ترازوی کسی افکندن · سقط گفتن
reviled فحشی · خاك برسر · خاك بسر
revilement شتیمه
reviling رجم · حلاجی · سب · فحاشی
revise تجدید نظر کردن · وادیدن · ممیزی کردن · واخواندن
revised تجدید نظر شده · رسمالخط تجدیدنظرشده · مجدد
revision تجدید نظر · وابین · یجدید طبع · تجدید
revisional تجدیدی
revitalisation رونق تازه · طغیان مجدد · احيا · تجدید
revitalization رونق تازه · طغیان مجدد · تجدید
revival کریدنس کلییرواتر ریوایول · تجدید · متجدد · احیاء · تجدد · رونق تازه
revivalist صاحب انجیل · متجدد
revive حشر ونشر کردن · زنده کردن · احیاء کردن
revived زنده شدن
revivification استحیاء · رونق تازه · طغیان مجدد
reviviscence تجدید حیات
revocable رد کردنی · قابل رد
revocation لغو · فسخ
revoke باطل ساختن
revolt اغتشاش کردن · انقلاب پیدا کردن · انقلاب کردن · شورانیدن · آشوب کردن · انقلاب
revolter شورشی
revolution انقلاب · انقلاب آلمان · انقلاب سفید · انقلاب صنعتی · انقلاب فرانسه · انقلاب فرهنگی
revolutionaries سازمان انقلابیون کمونیست
revolutionary آشوبی · انقلاب آمریکا · انقلابی · بریگاد جوانان کمونیست انقلابی · جنبش اتحاد انقلابی · جنبش انقلابی انترناسیونالیستی
revolutionise انقلابی کردن
revolutionist طرفدار انقلاب · قائد انقلاب · انقلابی
revolutionize انقلابی کردن · تولید انقلاب کردن
revolutions انقلابهای ماتریکس · دور موتور
revolutum اکینوستوما روولوتوم
revolve گردانیدن · گردیدن · گرداندن · دور زدن · دور گشتن · کروی شدن
revolver رولور · ششلول · هفت تیر · هفتتیر
revolving فلك دوار · قلب چرخان · چرخ دوار · گرد گرد · هفت تیر · گردان
revue جنگ نمایش · نمایشنامه انتقادی
revulsion تحویل مرض · جابجا شدن درد · مور مور
revulsive رادعات · رادع
revulsives رادعات
reward جايزه · پاداش · پاداش داد ن · اکرامیه · ثواب · بی مزد
rewarded بکیفر اعمال خود رسیدن · کیفر کشیدن
rewarder دیان
rewarding تثویب · تعویض
rewind به عقب بردن
rework دوباره ساختن · واگذارکردن
reworking دستکاری کردن
rewriting بازنویسی آدرس · مامور بازنویسی آدرس · مامور بازنویسی آدرس خارج شونده · مامور بازنویسی آدرس وارد شونده
rex پادشاه
rey شهرستان ری
reykjavik ریکیاویک
reykjavík ریکیاویک
reynold رینولد نیکلسون
reza حسین رضازاده · حمید استیلی · رضا اصلان · رضا براهنی · رضا دقتی · رضا شاهرودی
rezaee محسن رضایی
rezaei رحمان رضایی
rezaï ارغوان رضائی
reëstablish آباد کردن · احیاء کردن
reëstablishment تشفی · احیاء
rhabditidae رابدیتیده
rhabditis رابدیتیس
rhabdocline رابدوکلینه
rhabdomyolysis بیماریهای عضلانی · بیماریهای ماهیچهای · رابدوميوليز · ميوپاتي
rhabdoviridae رابدوویریده
rhabdoviruses رابدوویروسهای ماهی · رابدوویروسهای گیاهی
rhadinaphelenchus رادینافلنکوس · رادینافلنکوس کوکوفیلوس
rhagoletis راگولتیس · راگولتیس اندیفرنس · راگولتیس سرازی · راگولتیس پومونلا · راگولتیس کومپلتا
rhammatocerus راماتوسروس · راماتوسروس شیستوسرکوییدس
rhamnaceae تیره عناب · تیره کنار · رامناسه · عنابیان
rhamnales راسته عناب · رامنالز · رامنالها
rhamnose رامنوز
rhamnus جنس ارجنگ · جنس خارگوزن · جنس سیاه تنگرس · رامنوس
rhandeia نبرد راندیا
rhapontic ریوند · راوند
rhaponticum رئوم راپونتیکوم
rhea رئا
rheas شترمرغهای آمریکایی
rheiformes شترمرغکیان
rheinenergiestadion استادیوم راین انرژی
rhenish ختمی
rhenium رنیم · رنیوم
rheological خواص روانهشناختی · خواص جريانشناسانه · روانهشناسي · مومسانی · پخشپذيري
rheology خواص جريانشناسانه · خواص روانهشناختی · روانهشناسي · مومسانی · پخشپذيري
rhetoric علم بلاغت · بلاغت · علم بیان · بزرگ نمایی · بلند پروازی · پر طمطراقی
rhetorical بدیعی · بیانی · صنائع · صنایع
rheum جنس ریواس · رئوم · رئوم راپونتیکوم · فی دار · نزله · زکام
rheumatism باد مفاصل · روماتیسم · ریاح طباری · فلو
rheumatoid فلو
rheuminess قی گرفتگی
rheumy قی گرفته · ریمن
rhinal وابسته به بينی
rhine راین · رود راین · رودخانه راین · ختمی
rhinitis التهاب بینی · التهاب بینی آتروفیک · رینیت · رینیت آتروفیک
rhino کرگ · کرگدن
rhinoceros اوریکتس رینوسروس · سوسك شاخدار · کرگدن · کرگدن سوماترایی · کرگدن سیاه · کرگدن هندی
rhinoceroses کرگدنان
rhinocladiella رينوكلاديلا · فونسهسئا
rhinocyllus رینوسیلوس · رینوسیلوس کونیکوس
rhinologist متخصص امراض بینی
rhinology علم امراض بینی
rhinonyssidae رینونیسیده
rhinopneumonitis هرپسویروس اسبی · ويروس رينوپنومونيت اسبي
rhinoscope بینی نگر
rhinosporidium رینوسپوریدیوم
rhinotermitidae رینوترمیتیده
rhinotracheale اورنیتوباکتریوم رینوتراکئال
rhinotracheitis رینوتراکیت · ويروس رينوتراكيت گربهاي · هرپسویروس گاوی
rhinotyphlops مولوکای
rhinovirus رینوویروس
rhipicephalus ریپیسفالوس · ریپیسفالوس آپاندیکولاتوس · ریپیسفالوس اورتزی · ریپیسفالوس سانگویینئوس
rhipidocotyle ریپیدوکوتیل
rhizina ریزینا
rhizobacteria ريشهباكتريهاي پيشبرنده رشد گياهي · ریزوباکترها · ریشهباکتریها
rhizobiaceae ریزوبیاسه
rhizobitoxine ریزوبیتوکسین
rhizobium ریزوبیوم · ریزوبیوم تریفولیای · ریزوبیوم فازئولی · ریزوبیوم لوپینی · ریزوبیوم لگومینوزاروم · ریزوبیوم ملیلوتی
rhizoctonia ريزوكتونيا فراگاريه · ریزوکتونیا · ریزوکتونیا سرئالیس · ریزوکتونیا سولانی · ریزوکتونیا فراگاریائه · اسكلروتينيا باتاتيكولا
rhizogenes آگروباکتریوم ریزوژنس
rhizoglyphus ریزوگلیفوس · ریزوگلیفوس اکینوپوس · ریزوگلیفوس روبینی
rhizomania ریشهگنایی · فوروويروس رگبرگ زرد نكروتيك چغندر · ویروس ریشهگنایی
rhizome ریزوم · ساقۀ زیر زمینی
rhizomes زمینساقهها · ساقههاي زيرزميني
rhizomucor ریزوموکور · ریزوموکور میههی · موكور ميههي
rhizopertha ریزوپرتا
rhizophagidae ريزوفاگوس گرانديس · ریزوفاژیده · ريزوفاگوس
rhizophagous ریشه خوار · ریشه خور
rhizophagus ريزوفاگوس · ریزوفاگوس · ريزوفاگوس گرانديس · ریزوفاژیده
rhizophora جنس چندل · ریزوفورا · ریزوفورا آپیکولاتا · ریزوفورا مانگل
rhizophoraceae تیره چندل · ریزوفوراسه · چندلیان
rhizopoda آمبيدا · ريشهپاييان · سارکودینا
rhizopogon ریزوپوگون
rhizopus ريزوپوس نيگريكانس · ریزوپوس · ریزوپوس آریزوس · ریزوپوس استولونیفر · ریزوپوس الیگوسپوروس · ریزوپوس اوریزائه
rhizosphere اسيدينگي خاك · ریشهسپهر · فراريشه · قلياينگى خاك · منطقه ريشه
rho رو
rhode رود آیلند · رودآیلند
rhodes تندیس غولپیکر رودس · غول رودس · علف رودز · کلوریس گایانا
rhodesia رودزیای جنوبی · رودزيا · رودزيا زيمبابوه · زیمبابوه
rhodesian دلار رودزیا
rhodesiense تریپانوزوما رودزیانس
rhodium رودیم
rhodnius رودنیوس · رودنیوس پرولیکسوس
rhodobacter رودوباکتر · رودوباکتر اسفروییدس · رودوباکتر کپسولاتوس
rhodococcus رودوکوکوس · رودوکوکوس اکویی · رودوکوکوس فاسیانس · كورينهباكتريوم اکویی · كورينهباكتريوم فاسيانس
rhododendron رودودندرون · رودودندرون ابتوزوم · رودودندرون سیمسیای · گل معین التجاری · آزالئا · جنس خرزه هندی
rhodomontade گزاف
rhodopaxillus بلهويت · رودوپاكسيلوس · لپیستا · ماتسوتاكه
rhodophyceae جلبكهاي قرمز · رودوفیتا · رودوفیتها · رودوفیسه · علفهاي هرز دريايي قرمز · قرمزجلبکیان
rhodophyta جلبكهاي قرمز · رودوفیتا · رودوفیتها · رودوفیسه · علفهاي هرز دريايي قرمز · قرمزجلبکیان
rhodopseudomonas رودوپسودوموناس
rhodospirillum رودوسپیریلوم · رودوسپیریلوم روبروم
rhodotorula رودوتورولا · رودوتورولا روبرا · رودوتورولا موسيلاژينوزا
rhodozyma فافیا رودوزیما · گزانتوفيلوميسس دندروروس
rhoeadales رئادالز · رئادالها
rhoeas شقایق سرخ
rhomb متوازی الاضلاع
rhomboid شبه معین · شبیه لوزی · متوازی الاضلاع · لوزی
rhomboplites رومبوپلیتس
rhombus اسکوفتالموس رومبوس · سپرماهی · لوزی · متوازی الاضلاع
rhonchus خسخس
rhone رودخانه رون · رون آلپ
rhopalidae روپالیده
rhopalocera بيدها · روپالوسرا · لپیدوپترا · پروانهها · پولكبالان · پولکبالیان
rhopalomyia روپالومیا
rhopalosiphi آفیدیوس روپالوزیفی
rhopalosiphoninus روپالوسیفونینوس
rhopalosiphum روپالوسیفوم · روپالوسیفوم مایدیس · روپالوسیفوم پادی
rhopilema کیسهتنان
rhubarb رنگ لیمویی · ريواس باغي · ریواس · ریوند · ریوند خراسانی · ریوند چینی
rhumb خط مایل
rhus جنس سماق · ریوس · سماقها
rhusiopathiae اریزیپلوتریکس روزیوپاتیائه
rhyacionia ریاسیونیا · ریاسیونیا بوئولیانا · ریاسیونیا فروسترانا
rhyme بساوند · قافیه · هم قافیه شدن · توافق صدا · سجع گو · شعر گفتن
rhymer سجع گو
rhymes تنگنای قافیه · قافیه سازی
rhyming قافیه سنجی · قافیه پردازی · لامیه · ساجع · سجع · توشیح
rhynchelytrum تريكولنا رپانس · رنکلیتروم · رنکلیتروم رپنس
rhynchophorus رنکوفوروس · رنکوفوروس فروژینئوس · رنکوفوروس پالماروم
rhynchosia رنکوزیا · دوليكوس مينيموس
rhynchosporium رنکوسپوریوم · رنکوسپوریوم سکالیس
rhyncosia دوليكوس مينيموس · رنکوزیا
rhythm ریتم · ریتم اند بلوز · آهنگ روزانه · آهنگ شبانهروزي · آهنگهای زیستی · ریتمهای سیرکارین
rhythmical موزون
rhythmically ساجع
rhythms آهنگ روزانه · آهنگ شبانهروزي · آهنگهای زیستی · ریتمهای سیرکارین
rhytismatales ریتیسماتالز · ريتيسماتالها · فاسيديالز
rhyzobius ریزوبیوس
rhyzopertha ریزوپرتا · ریزوپرتا دومینیکا · سوسك دانه غلات
ria آزمون راديوآلرگوزوربنت · آزمون راديوايمونوزوربنت · ایمنیسنجی پرتوی · سنجش راديوايمونومتري
riah موی
rial ریال · ریال ایران · ریال عمان · ریال قطر · ریال یمن · نیم ریالی
rials صد ریال و چیزی بالا · ریال ایران · ریال عمان · ریال قطر · ریال یمن
riata کمند
rib دندۀ آزاد · قبرغه · قفسه صدری · مرز گذاشتن · خط کناری · دنده
ribald بی چاك دهن · شنیع · فحاش
ribaldry شوخی زشت · تند وتیزی · فحاشی
riband روبان
ribatejo آلورکا دو ریباتژو
ribband روبان
ribbed راه راه · میل میلی
ribbon بہنڭ · روبان · روبان یادآوری · قلب با روبان · برتنك · بند ساعت
ribeira ریبیرا گرانده
ribera ریبرا آلتا
ribes جنس گالشانگور · ريبس ساتيوم · ريبس گروسولاريا · ریبس · ریبس اوا کریسپا · ریبس دیواریکاتوم
ribgrass بار تنك · لسان الحمل
ribis اريوفيس ريبيس · سسيدوفيس ريبيس · سسیدوفیوپسیس ریبیس · فيتوپتوس ريبيس
ribisnigri نازونوویا ریبیسنیگری · ميزوس لاكتوکائه
riboflavin ریبوفلاوین · لاكتوفلاوين · ويتامين جي
ribonucleases ریبونوکلئازها
ribonucleic ريبونوكلئيك اسيد
ribonucleosides ریبونوکلئوزیدها
ribose ریبوز
ribosome رناتن · ریبوزوم
ribosomes ریبوزومها
ribs اضلاع · دنده های آزاد · دندهگوشتها · دندهها
ribwort قارنی یاروغ
rica جمهوري كاستاريكا · کاستاریکا · کاستریکا · کوستاریکا
rican حزب استقلال پورتوریکو · حزب خلق کاستاریکا · کولون کاستاریکا
ricardo ریکاردو پالما
riccardo ریکاردو زاندونای
rice آرد برنج · برنج · برنج آبی · برنج با کاری · برنج دار · برنج دیم
riced برنج دار
rich اهل ثروت · با ثروت · باچیز · بی نیاز کردن · توانگر · توانگران
richard ریچارد · ریچارد استالمن · ریچارد اشتراوس · ریچارد باخ · ریچارد براتیگان · ریچارد برتون
richardson بیل ریچاردسون
richardsonian ریچاردسونیان رومانیایی
richelieu ریشیلیو
richer اغنی
riches ثروت زیاد · جواهرات · دولتمندی · ثروب · زروسبم · سیم وزر
richest اغنی
richly پررنك
richmond ریچموند · ریچموند هیل
richness سرشاری
richter مقیاس ریشتر
richteri سولنوپسیس ریکتری
ricinus ایگزودس ریسینوس · جنس کرچک · روغن كرچك · ریسینوس · ریسینوس کومونیس
rick ریک پری · پیچ خوردگی · پیچ
rickets راشیتیسم · ملاست استخوان · نرمی استخوان
rickettsia ریکتزیا
rickettsiales آناپلاسماتاسه · اژيپسيانلا · ریکتزیالز · سيتوستها · كولزيوتا · نئوريكتزيا
rickety لرزان · زپرتی
ricky ریکی مارتین
rico درازگودال پورتوریکو · پررتو ریکو · پورتوریکو · پورتو ریکو
ricochet کمانه کردن · کمانه · اماده رفتن · منعکس شدن
ricoeur پل ریکور
rictus دریده دهن · دریدگی دهن
rid دست بسر کردن · سر کسیرا بیخ طاق کوبیدن · آب کردن · از سر خود باز کردن · ازمیدان در کردن · شولای کسیرا بافتاب گذاشتن
riddance خلاصی
riddle بوجار کردن · سرند كردن · غربال کردن · معما حل کردن · چیستان · بردك
ride اسب سواری کردن · سواری کردن · هنان رها کردن · راندن · سوار اسب شدن · رکاب کشیدن
rider فارس · گاوچران · سوار
rides تازی سوار · همرکاب · ردف
ridge آزمایشگاه ملی اوک ریج · خاکورزی پشتهای · خرپشته · گریوه
ridged مقرنس
ridging پشتهبندی
ridicule سخره · استهزا · سخریه · تسخر · تمسخر کردن · طنز کردن
ridiculing مستہزی
ridiculous مسخره آمیز · مضحك · نامعقول
ridiculousness پوچی
riding سواری · سواری دادن · شتر سواری · شنل قرمزی · گردش و مسافرت · اسبهای سواری
ridley ایوان ریدلی
ridván عید رضوان
riel رییل کامبوج
riels رییل کامبوج
riemann برنهارت ریمان
rife مملو · رواج داشتن · شایع · فراوان · مرسوم
rifeness رواج
riff برگ دادن · ورق زدن
riffle برگ دادن · نوسان داشتن · ورق زدن
riffraff اراذل و اوباش
rifle بند تفنگ · تفنگ · ته تفنك · نفنك خاندار · بندقیه · تفنك انداختن
rifled توپ خاندار · خاندار
rifles دو قبضه تفنك
rift ویروس تب دره ریفت · شگافتن · خراش · شگاف
rig اماده شدن · تجهیز · همسفر
rigamarole حرف بی ربط · چرند
rigel پای شکارچی · رجل الجبار
right آکولاد راست · از راست ردیف کردن · اشاره به راست · اعتساف · امتیاز مخصوص · باراه
rightangled مثلث قائم الزاویه
righteeusness داد گری
righteous درستکار · سالح و طالح · سفیدنامه · دادگر · حقانی · عادل
righteously بعدالت
righteousness صواب · توجيه
rightful باهده · حقدار · حقانی
rightfulness حق بجانبی
rightism جناح راستی · راست گرایی
rightist راستگرا · طرفدار حقوق زنان
rightness سداد · تناسب · صواب
rights اعلامیه جهانی حقوق بشر · بحقوق دیگران تجاوز کردن · جنبش حقوق بشر و مردمسالاری · جنبش حقوق مدنی · حزب حمایت از حقوق بشر · حق نمك
rigi عبدالمالک ریگی
rigid مثل چوب شدن
rigida كاج قيري · پینوس ریژیدا
rigidify استخوانی شدن · سفت شدن
rigidity سفتی · صلابت · جمود
rigidness سفتی · گرفت و گیر
rigidoporus ریژیدوپوروس · ریژیدوپوروس لیگنوسوس
rigidum لولیوم ریژیدوم
rigmarole حرف بی ربط · چرند
rigor جمودنعش · تغییرات پسمرگی · جمود نعشي · قدرت عقیده · آسا · سختی
rigorous تند وتیز · عنیف · محکم بسته شده · عنفی · کاسد · سخت گير
rigorously تشدد کرذن
rigorousness سخت گیری · تلخی و خشونت · دقت زیاد
rigour قدرت عقیده · تلخی و خشونت · دقت زیاد
rigourousness تلخی و خشونت · دقت زیاد
rigveda ریگودا
rihanna ریانا
rilievo نقوش برجسته
rill جويبار · جویبار · فرسايش آبكندي · فرسايش جويباري · فرسایش ناشي از باران · فرسایش آبی
rim دیواره
rimbaud آرتور رمبو
rime قافیه شدن · قافیه · قافیه ساختن · هم قافیه شدن · شعر گفتن · شعر
rimer قافیه ساز · قافیه سنج · قافیه پرداز
rimes قافیه ساختن
rimester قافیه ساز
rimet ژول ریمه
rimmed حاشیه دار
rimsulfuron ریمسولفورون
rind قشر بستن
rinderpest طاعون گاوی · موربیلیویروس · ويروس طاعون گاوي
ring انگشتر · بادامه · حلقه · حلقۀ انگشتر · زرفین · سحابی حلقه
ringdove قمری · کالنجه · فاخته · کبوتر جنگلی
ringed جلود · حلقه دار
ringent دهان اژدر
ringform حلقوی
ringgit رینگیت مالزی
ringgits رینگیت مالزی
ringing زخم درای · صدا کردن زنگ · صدای زنگ · حلقهبرداری · رنان · طنین انداز
ringleader سرحلقه · سرغوغا · آشوب انگیز · سرگروه
ringlet مرغول · زرفین · غلاله · مرغوله · گلاله · حلقه
ringoniella فیلونوریکتر رینگونیلا
rings ارباب حلقهها · ارباب حلقهها · حلقههاي درخت · حلقههاي يكساله · حلقههای رشد · چوب ديررس
ringworm سعفۀ رطبه · عفونت قارچی · کچلی قارچی · جرب رطب · حصف · زردزخم
rinse آب کشیدن · رنساژ · غراره کردن · مضمضه کردن · غرغره کردن · شستشو
rinsing آبکشی · مضمضه · مضمضه کردن · غراره
rio آفريقاي غربي اسپانيايي · رودخانه ریوگراند · ريو دو اورو · ریو · ریو دلا پلاتا · ریو دو ژانیرو
riobravis استینرنما ریوبراویس
rioja ریوخا · لا ریوخ · لاریوجا · لاریوخا
rios انتر ریوس
riot آشوبگاه · شورش کردن · فتنه انگیختن · فتنه فرو نشست · اغتشاش کردن · بلوا کردن
rioter اهل فساد · آشوب طلب · آشوب انگیز
riotous غوغائی · آشوب طلب · متلاطم
riots آشوب طلب
rip ارهكشي شكافي · فتردن · چوببري · ارهکشی · چاک زدن · درید گی
riparia لابیدورا ریپاریا · ویتیس ریپاریا
riparian زونهای ساحلي · مناطق ساحلی · پوشش گیاهی ساحلی · ساحلی
riparius كيرونوموس تومي · کیرونوموس ریپاریوس
ripe میوۀ رسیده · رسیده · سن کمال · حلوائی · کہولت
ripen کامل شدن · مغر بستن · بالغ شدن
ripened رسیده
ripeners تركيبات ريشهدواني · تنظيمكنندههاي رشد گياه · عوامل رسش · مواد رشد گیاه · هورمونهاي رشد گياه · هورمونهاي گياهي
ripeness رسش · پختگی
ripening دیررس · رسیدگی فراوردهها · رسیدگی
riposte ضربه متقابل زدن · در پاسخ گفتن · جواب متقابل · پاسخ دفاعی
ripped شکافتگی
ripper جک قاتل
ripping خراش زمين · شکافنده · خاکورزی
ripple زنجیره انداختن · نوسان داشتن · زنجیره · زنجیر
rippled پر تلاطم · پرچین و شکن
rippling زنجیره
riprap سنك چین کردن · سنڭ چین
riprapping سنڭ چین
riptortus ریپتورتوس · ریپتورتوس کلاواتوس
rise بر خیزاندن · بر خیزانیدن · برخاستن · برخیزیدن · تنوره کشیدن · خاست
risen برخاسته
riser ادم خواب الود · زود خیز · سحر خیز · گرم خیز
rises زود خیز · شبخیز · خیزنده
risibility قوۀ ضاحکه
risible قوۀ ضاحکه
rising خیزان · خیزنده · دورۀ جوان · زود خیزی · سحر خیزی · شارق
risk ارزيابي احتمال خطر · ارزیابی خطرپذیری · بیم ضرر · تحلیل خطرپذیری · ترك سر کردن · جان در کف نہادن
riskful مخاطره آمیز
riskiness بیم زیان
risking سر در کف · پا کبازی · جان باز ـ جانباز
risks پا کباز · خطرات بهداشتي · مخاطرات بهداشتی
risky ماجرا · ماجراجویی
risoria قمری · فاخته
rissole کوفته
risticii ارلیشیا ریستیسیای
ritchie دنیس ریچی
rite تشریفات مذهبی · آیین · تشریفات · مراسم · آین
rites مناسك · شعائر · آداب
ritter شهسوار · سلحشور
ritual آیین · تشریفات · تشریفات مذهبی · وضو · رسمی
ritzemabosi آفلانکوییدس ریتزمابوزی
rius ریوس
rival آموسنی · هماویز · همشو · حریف بودن · هم چشم · هم آورد
rivalless بینظیر
rivalry غیور · رقابت · هم چشمی · پژهان · همچشمی · همسری
rivals اغیار · همگنان
rivalship حریفی · هم چشمی · همسری
rivaz آلیس ریوا
rive شکافتن · شگافتن · چاک زدن · پاره کردن
river آمو · اترک · اوروباما · اوگاشیک · ایگوشیک · بحر نیل
rivera دیهگو ریورا
riverbank زمین ساحلی · کرانه رود
riverbanks سواحل رودخانه
riverbed بستر رودخانه
rivers رودبار · رودخانهها · رودخانههای ایمان · جويبارها · رودها · ريزابهها
riverside ریورساید · زمین ساحلی · کرانه رود
rivet صبخ پرچ · میخ پرچ · پرچ · پرچین کرد ن · تریتیکوم تورژیدوم · پرچ کردن
rivetting پرچ
rivieri آمورفوفالوس ریویری
rivula ریوولا
rivulet جویبار
riyadh ریاض
riyal ریال سعودی
riyals ریال سعودی
rizipisciculture آبزيپروري در مزرعه برنج · شاليزار ماهيپروري · پرورش ماهی زراعی
rn ماده رادیو اکتیو · رادون
rna ريبونوكلئيك اسيد · رتروویریده · پروبهاي ژنتيكي · پروبهای هستهای
rnases ریبونوکلئازها
roach استیو روچ · ماهی روچ · سوسک حمام · رسن
road باراه · برفنج · به جاده · جاده ابریشم · جاده پستی · حمل و نقل جادهای
roadbed زیر سازی · کف جاده
roadpatrol راهبان
roads جادهها · جادههاي جنگلي · جادههاي عمومي · طرق وشواری · وزارت طرق · طرق
roadside ایستگاه فرعی · خاک کنار جاده · کنار جاده · سرراهی
roadster اتومبیل سبک · تسلا رودستر · اواره
roadwatch گذربان
roadwatcher رصاد
roadway وسط خیابان · گردونه رو · راه شوسه · شوسه
roald رولد دال
roam آوارء شدن · اظهار کردن · اواره شدن
roamer مرغ مهاجر
roaming آواره
roan بوز · سرخ تیره · قزل
roar خروشیدن · غرش · غرنبیدن · نئره · از خنده روده بر شدن · از خنده مردن
roaring غرنبش · غرنبنده · خروشان · نعره زنان · جوش و خروش · شكوفان
roast برشتن · برشته شدن · کباب کردن · گوشت کبابی · برشته کردن · بودادن
roasted حسرت الملوك · سیبزمینی شیرین کبابشده · قهوۀ بوداده · متنجن · کبابی · بریان
roasting برشتهسازی · دماخشكاني · کبابی · دنبلان
rob راه بریدن · راه زدن · کلاه تقی راسر نقی گذاشتن · کلاه علی را سر ولی گذاشتن · کلاه نقی راسر نقی گداشتن · دستبرد زدن
robbed از من دزدی شده · خرده برده · غارت زده · بغارت رفتن · ربوده
robber راه بند · قاطع الطریق · راهزن · غارت گر · قولدور
robbers قطاع الطریق · اشقیا
robbery دستبرد · سرقت · جیب بری · راهزنی · قطع طریق · ربودگی
robbing قطع طریق · قطع راه · ربا ینده
robbins آنتونی رابینز · هارولد رابینز
robe ردا · خلعت · تراز · حله · فستان · خرقه
robert رابرت آدلر · رابرت آلتمن · رابرت آنسون هاینلاین · رابرت بویل · رابرت دنیرو · رابرت دووال
roberto روبرتو باجو
robertson حمزه رابرتسون · پت رابرتسون
robery سرقت
robespierre ماکسیمیلیان ربسپیر
robin درخواست کتبی · رابین برد · رابین شکارچی جادوگر · رابین ویلیامز · رابینهود · سینه سرخ
robini ریزوگلیفوس روبینی
robinia اقاقيا · اقاقياي معمولي · جنس اقاقیا · روبینیا · روبینیا پسودوآکاسیا · روبينيا توننژياي
robiniae پرينوگزيستوس روبينيه · پریونوگزیستوس روبینیائه
robins بالماهيان · ماهیان گورنارد
robinson کیم استانلی رابینسون
robinsons ملاقات با رابینسونها
roble درخت بلوط
robocop پلیس آهنی
robocup روبوکاپ
robot روبات · دستگاه خودکار · ماشین خودکار
robotech دژ فضایی
robotics روباتیک
robots آدموارهها · روباتها · روبوتها
robur بلوط پايكدار · كواركوس پدونكولاتا · کوارکوس روبور
robust با اسطقس · کنك · بابنیه · گاو زور · هیکل دار · خوش بنیه
robusta اوکالیپتوس روبوستا · شورئا روبوستا · قهوه روبوستا · گرویلئا روبوستا · كوفئا آرابيكا استولمانياي · كوفئا اوگانده
robustious خشن وزبر
roc سیمرغ
roccus روکوس
rochalimaea بارتونلا · روكاليمئا
rochdale اصول مکتب شرکتهای تعاونی راچدیل
roche کوین روشه · شفاف
rochester دانشگاه روچستر · روچستر · موسسه فناوری روچستر
rock تخته سنگ · خاکهای سنگ آذرین · د راک · راک اند رول · سنڭ پاره · سنگ آذرین
rockefeller دانشگاه راکفلر
rocker صندلی تاب
rocket ترهتیزک · خاکشی · خاکشیر · راکت · روغن منداب · فیش فیشك
rockets هیوستون راکتز
rockhampton راکهمپتون
rocking صندلی تاب · گہواره ای · کار تفریحی · اسب چوبی · کار ذوقی · جنبنده
rockingchair صندلی گہواره ای · صندلی تاب
rockpiercer کوه بر
rocks احجار · صخر
rockwool پشم کوهی
rocky رشتهکوه راکی · سنگستان · صخره ای · صخره دار · پارک ملی کوه راکی · کوههای راکی
rococo روکوکو
rod باسرمه · عصای موسی · قضیب · میله کنترل · میلۀ سنبه · یاتاقان میله ای
roddenberry جین رودنبری
roddi بروکوفاگوس رودی
roddy رادی دویل
rodent کنترل جونده · جانور جونده · جونده
rodentia جوندگان · سيگمودون · كاپيبارا · موشهاي زمستانخواب
rodenticides جوندهکشها · سموم موش بزرگ آزمايشگاهي
rodents جوندگان آسیبرسان · جوندگان
rodeo گاوچران
rodgers ریچارد راجرز
rodhaini بابزیا رودینی
rodham هیلاری کلینتون
rodolia رودولیا · رودولیا کاردینالیس
rodolphe رودلف کروتزر
rodomontade افادۀ جنب · گزاف
rodríguez خوزه لوئیز رودریگز زاپاترو
roe اشپل · اشپلها · تخم ماهي · گوزن کوچک · تخم ماهی · تخمهای ماهی
roebuck شوکا · گوزن نر
roegneria آگروپیرون · رگنريا · چمن گندمي
roentgen اشعۀ مجہول · رونتگن · اشعه مجهول
roentgenium رونتگنیوم
roes تخمهای ماهی · اشپلها · تخم ماهي
roger راجر بیکن · راجر فدرر · راجر واترز · راجر پنروز · روژه هنن · روژه گارودی
rogers ریچارد راجرز
rogue آپاردی · خشتوك · رند · گرگ باران دیده · کہنه حریف · اسب چموش
roguery قلاشی · بد ذاتی · وسوسه شیطانی
roguing توري · حذف گیاه بیمار · كيسهكردن · کنترل فیزیکی
roguish اوباش صفت · سروپابرهنه · آپاردی · بی سروپا · بی پدرومادر · بیشرف ـ بی شرف
roguishly رندانه
roguishness رندی · نابکاری · اوباشی · بدذاتی
roham رهام پسر گودرز
rohani انوشیروان روحانی
rohita لابئو رویتا
roister شورش کردن
roj تلویزیون روژ
roland رولان بارت · رولان توپور
role اسوه · بهره بردار · ذینفع · نقش زنان · نقش مدیر · نقش میزبان دسترسی سرویس گیرنده
roleplay هنرپیشه شدن
rolfsii اسكلروتيوم رولفزياي · کورتیسیوم رولفزیای
rolitetracycline روليتتراسيكلين · كلرتتراسيكلين · تتراسیکلینها
roll تر دادن · حضور و غیاب · راک اند رول · ساختارهای محافظتکننده از بیشغلتی · صدان رعد · صورت حاضر و غایب
rolland رومن رولان
rollback عقب گرد
rolled غلتان · فتیله شدن · نوردیده · مالیده · طوماری
roller اسکیت کردن · اسکیترولر · بام غلطان · بیگودی · خشکاندن غلتکی · رولر اسکیت
rollercoaster رولرکستر · قطار هوایی
rollers غلتکها
rolling رولینگ استون · رولینگ استونز · غلتکزنی · غلطنده · نگاه کلافه · وردنه
rollingpin وردانه · وردنه · تیرك
rollins سانی رالینز
rolls تیرڭ زن · جزو جمع · جزو جمع مالیانی · حاضر و غایب کردن · دفتر جزوجمع · فتیله شدن
rom حافظه فقط خواندنی · کولی
roma آ اس رم
romagna امیلیا رومانا
romain رومن رولان · رومن گاری
roman آفتاب مهتاب · ارقام رومی · اعداد رومي · اعداد رومی · اعداد رومی با حروف کوچک · امپراتوری روم
romance زبان رومیایی · دستان · عشق وعاشقی · رمان
romanesque ریچاردسونیان رومانیایی
romani رومانیا · کولی · رومانی
romania جمهوري سوسياليست روماني · رومانی · رومانیا
romanian رومانى · رومانیائی · رومانیایی · زبان رومانیایی · لئوی رومانی
romanica رومانیکا
romano رومانو پرودی
romanomermis رومانومرمیس · رومانومرمیس کولیسیووراکس
romans ارض روم · خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو · رومیان
romansh رومانش
romantic رومانتیک
romanticism رومانتیسیسم
romanus رومانوس
romany رومانویی · کولی
romanzoffianum آرکاستروم رومانزوفیانوم · سياگروس رومانزوفيانوم · كوكوس رومانزوفيانوم
rombo رومبویی
rome خلیفه اعظم · رم · روم باستان · موزه ملی روم · خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو · روم
romeo رومئو و ژولیت
rommel اروین رومل
romney رامنی · رومنی · میت رامنی
romp جست وخیز · سرور و نشاط
ron ران پال · رون ویزلی
ronald رونالد · رونالد ریگان · جان رونالد روئل تالکین
ronaldinho رونالدینیو
ronaldo رونالدو · کریستیانو رونالدو
rondeletia روندلهتیا
roneo دستگاه تکثیر
roneograph دستگاه تکثیر
ronin رونین
roo کینتانارو
rood صلیب
roodabeh رودابه دختر مهراب
roof باد خور · بام · بام پوش · تیر سقف · دو چله · سقف برای خانه ای ساختن
roofed مسقف
roofing سقف بندی · بام · سفال
roofless دربدر
roofs بامها
rooftop بام
rook کلاغ زاغی · کلاغ سیاه · رخ · شاهرخ · کلاهبردار · زاغ
rookie نوچه
room اتاق · اتاق ناهار خوری · اتاق نشیمن · اتاق پرو · اطاق مرطوب · بایگانی راکد
roomer شاگرد شبانه روزی · مستاجر
roominess جاداری · توسع
rooms حمام نمره
roomy فضادار · جادار · فسیح · واسع · رحیب · کشن
rooney وین رونی
roosevelt النور روزولت · تئودور روزولت · فرانکلین دلانو روزولت · پارک ملی تئودور روزولت
roost لانه مرغ · نشیمن گاه · نشیمنگاه پرنده · کرتانه · نشستگاه · غنودن
rooster خروس
root اراقیطون · ازجاکنی · برشدهندههای محصولات ریشهای · بوز بزمین زدن · بیخ · تارهای ریشه
rooted رسوخ کردن · بناور
rooting ریشهزایی · سوبستراهاي خاك · محيط رشد ريشهزايي · محیط رشد · تركيبات ريشهدواني · تنظيمكنندههاي رشد گياه
rootlet ریشه فرعی · ریشۀ کوچك · ریشه چه · ریشۀ جزء یا فرعی
roots اجتماع محلی · بیخ دواند ن · دامخوراكهاي ريشهاي · ريشههاي هوايي · ریشه خوار · ریشه خور
rootstock محصولات زراعی پیوندی · ساقۀ زیر زمینی · اصل · سازگاري پايه · سازگاری پیوند · ناسازگاري پيوند
rootstocks پایههای پیوند · پايههاي پيوندي
rooty ریشه ای · ریشه بی
rope حبل · رسن · رفاق · ريسمان · ریسمان · طناب
ropedancing ریسمان بازی
ropemaker شالنگی · طناب ساز
ropery محل طناب سازی · طناب سازی
ropes ریسمانها · ريسمانهاي سيمي · اسپ · اسب
ropewalk محل طناب سازی
ropeway سیم نقاله · طناب راه · تراموای
roquefortii پنیسیلیوم روکوفورتیای
roquefortine آلکالوییدها · اسكوپولامين · افدرين · روكهفورتين · ميموزين · هيوسيامين
roraima رورایما
rorippa جنس ترتیزک زرد · روریپا · روریپا میکروفیلا · روریپا ناستورتیوم آکوآتیکوم · ناستورتيوم افيسينال · ناستورتيوم ميكروفيلوم
rorqual شيارنهنگ · نهنگها
rosa بروکیدیوس رزا · رزا · رزا لوکزامبورگ · رزا پارکس · هیبیسکوس رزا سینانسیس · گل محمدی
rosaceae تیره گل سرخ · خانو ادۀ گل سر خہا · رزاسه · گلسرخیان
rosaceana کوریستونورا رزاسئانا
rosaceous پر گل · گلگون
rosae مارسونینا رزائه · ماکروسیفوم رزائه · پسیلا رزائه
rosaeodora آنیبا رزئودورا
rosales راسته نسترن · راسته گل سرخ · رزالز · رزالها
rosalie روزالی برادفورد
rosarian گلباز
rosarium گلستان
rosary باکره تسبیح · تسبیح · سبحه · سرگره · مهرۀ تسبیح · تسبیح کرداندن
rose الماس فلامك · تريفوليوم هيسپيدوم · جنس رز · جنس نسترن · جنس گل سرخ · خطمی مجلسی
rosea ونگا رزئا · کاتارانتوس رزئوس
roseate پر گل · گلگون
roseau روسو
rosebay گل صد تومانی
rosebud گلغنچه
rosecheeked گلرخ · گلرخسار · گلچہره
rosecolored چہره ای · گلرنڭ
rosegarden گلستان
roselike وردی
roselle گل ختمی
rosellinia روسلینیا
rosemary اکلیل الجبل · اکلیل کوهی · بهمنی · رزماری · رومارن
rosen نیتان روزن
rosenberg ژولیوس و اتل روزنبرگ
rosenbergii ماکروبراکیوم روزنبرژیای
roseola سرخجۀ کاذب · سرخجه
rosepreserve گل انگبین
rosery گلستان
roses روغن سبز · عطریات · گانز ان روزز · گلقند · جنس خربق · خربقها
rosetta سنگ رشید
rosette گل رزت · گل لباس · گل کفش
roseum الیوم رزئوم · شمعدانی عطری · فوزاریوم رزئوم · پلارگونیوم رزئوم · پیاز صورتی · گلیوکلادیوم رزئوم
roseus ونگا رزئا · کاتارانتوس رزئوس
rosewater گلاب · گلابدان
rosewood پیچ اناری · چوب بلستان بنفش · دالبرژیا اولیوری · دالبرژیا نیگرا · دالبرژیا رتوزا · دالبرژیا کوشینکینانسیس
rosh روش هشانا
rosha جنس ناگرد · جنس پوتار · جنس چمن معطر · سمبوپوگون · علف سيترونلا · علف مالابار
roshdieh حسن رشدیه
rosin کلفن · راتیان · راتیانه · صمغ · رزین · دامارها
rosiness سرخی
rosmarinus جنس رومارن · روزمارینوس · روزمارینوس افیسینالیس · اکلیل کوهی · رزماری
ross باب راس · آلفاویروس · ويروس جنگل سمليكي · ويروس رودخانه راس · ويروس سيندبيس · ويروس گتا
rossi آقای روسی · آلدو روسی · کریستینا پری روسی
rossia روسیا
rostam رستم فرخزاد · رستم و سهراب · رستم پسر زال · زابلستان · سہراب · گرشاسب
rostamkola رستمکلا
rostellatus هیبیسلوس روستلاتوس
rostochiensis هترودرا روستوكيانسيس · گلوبودرا روستوکیانسیس
rostral منقاری
rostrata سسبانیا روستراتا
rostrate منقار دار
rostrum کرسی خطابه · کرسی خطا به یا نطق · منقار · منب · جعبه صابون · منبر
rosulate پرپشت
roswell راسول
rosy آب ورنك · چہره ای · سرخ و سفید · وردی · خجول
rot لخسیدن · پاتباهي · پاتباهی · پوسیدگی · پوسیدگیها · پوسانیدن
rotary خیشهای شخم چرخشی · چرخنده · چنگکهای گردان · گاوآهنهای شخم چرخشي · فلکه · قرار دهنده
rotate گردانیدن · گردیدن · گرداندن · دور زدن · دور گشتن · گردش کردن
rotating چرخ و فلك · گرد گرد · گردنده · گردان
rotation آبیاری چرخشی · آبیاری گردان · تناوب زراعی · حرکت وضعی زمین · محور گردش · چپ دستی
rotational چرایتناوبی · استراحت چراگاه · تناوب زراعی · كشت متناوب · كشت چرخشي · سرعت چرخشی
rotatory گردنده
rotavirus روتاويروس گوساله · روتاویروس · روتاویروس اسهال گوساله · روتاویروس خوکی · روتاویروس گاوی
rote صدای موج · طوطی وار
rotenone روتنون · دريس
rothera وقت روترا
rothko مارک روتکو
rotifera چرخداران
rotifers چرخداران
rotor چرخانه
rots پوسیدگیها · پوسیدگیهای ریشه
rottboellia روتبليا اكسلتاتا · روتبلیا · روتبلیا کوشینکینانسیس
rotten عظام رمیم · پوسانیدن · پوسیده · اور · ضائع · ضایع
rottenness پوسیدگی
rotter کوزه گلی
rotterdam رتردام · روتردام
rottweiler روتویلر
rotuma روتوما
rotund گرد و گلوله
rotunda ساختمان مدور
rotundata دیوسکورئا روتونداتا · مگاکیل روتونداتا · یام سفید · یام گینهای · یام گینهای سفید · مگاكيل پاسیفیکا
rotundifolia تیتونیا روتوندیفولیا · ویتیس روتوندیفولیا · کوارکوس روتاندیفولیا
rotundifolius کولئوس روتوندیفولیوم · كولئوس توبروسوس · كولئوس پارويفلوروس
rotundity حالت کروی · گردی
rotundness حالت کروی
rotundus سیپروس روتوندوس
rotylenchulus روتیلنکولوس · روتیلنکولوس رنیفورمیس
rotylenchus روتیلنکوس
rouble روبل بیلوروسی · روبل تاجیکستان · روبل روسیه · روبل شوروی · روبل لتونی · روبل
roubles روبل بیلوروسی · روبل روسیه
roudbar شهرستان رودبار زیتون
roudbarian حسن رودباریان
roudsar رودسر
rouge باتونروژ · بهرامن · غازه · سرخاب · سرخابی · غنجار
rouget روژه دو لیل
rough دفتر باطله · مسود · مسوده · کولاك · کولاك شدن · گلمال
roughage علوفه خشبی
roughcast گل مالی شده
roughen زبر کردن
roughing طراحی
roughly انگاره کردن · تخمین کردن · حدسا · سردستی · تخمین زدن
roughneck شخص خشن
roughness بدقلقی · زبری · چموشی · کلفتی · چاله کنی · خشونت
roughwalling چینه کشی
roulette رولت · رولت روسی
roumania رومانیا · رومانی
roumanian رومانیایی
roumelia روم ایلی
round بحال آمدن · خرمن ماه · خرگاه ماه · درخواست کتبی · سراچۀ آفتاب · سراچۀ ماه
roundabout فلکه · فرفره · گرش · چرخ فلک
roundball بسكتبال · بسکتبال
rounded سطح مستدیر
roundel هلال
roundleaved پنیرك
roundness فربهی · گردی
rounds پلگان
roundwood چوب گرد
roundworm انگل روده · عفونت قارچی · کرم اطفال · کچلی
roundworms تيلنكيدا · كرمهاي نخسانه · كرمهاي گرد · ماركرمها · نخسانگان · نماتودها
rous ویروس سارکوم روئوس
rouse بیدار کرد ن · رم دادن · غضبناك کردن · سر بسر کسی گذاشتن · بغضب آوردن · انگیختن
roused تنبه · بد خواب · بیخواب · رمیدگی
rouser بیدار کننده · ساعت شماطه اى
rousing بعث · تکان دهنده · جالب نظر وقت
rousseau ژان ژاک روسو
roussillon لانگدوک روسیون
rout متفرق کردن · هزیمت · اراذل و اوباش · کالیدن · درهم شکستن
route تو راه · جریان معمولی · خط سیر · در راه · به جاده · طریق
routed انهزام · شکست خورده · کالیدن · روبہزیمت نهادن · شکست خوردن · منہزم
router راه پیما · رهیاب · روتر · مسیریاب · سالک
routes خطوط
routine روال اجرایی · روتین · روزمره · روال · روش کار · طرز عمل
routing متصل کننده گروه مسیریابی · گروه مسیریابی · ناوبری
rouxii زیگوساکارومیسس روکسیای
rove آوارء شدن · اظهار کردن · اواره شدن
rover رنجرور · لندرور · مریخنورد · مرغ مهاجر
roving بی خانمانی · بی خانمان · خانه بدوش · آواره
row از تو حرکت از من برکت · خانه شهری · رج · ردیف · ردیف عملیات · رشتۀ دندان
rowan بارانک · تیس · ویلیام همیلتون · شیلان · چیلان
rowanberry شیلانه
rowans جنس بارانک · جنس تیس · سوربوس
rowboat قایق پارویی
rowdiness کولی گری · کولی گیری · بدقلقی · چموشی
rowdy شخص خشن
rowdyism بدقلقی · چموشی
rowe جنیفر روو
rower پاروزن
rowing پارودار
rowland جیمز رولند آنجل
rowling جوآن رولینگ
rowlock پاروگیر
roxana روشنا · روشنك · روشنک · رکسانه
roxburghii پینوس روکسبورژیای
royal السلام الملکی الاردنی · انجمن سلطنتی · ببر بیان · خسروانه · دربار سلطنتی · راه شاهی
royale پارک ملی آیل رویال
royalism سلطان پرستی · شاء پرستی
royalist سلطان پرست · شاه پرست · خسروپرست
royalty از خانواده سلطنتی · حق الامتیاز · حق التالیف
roystonea رویاستونئا · نخلهاي شاهي
rpm دور موتور
rq ضریب تنفسی
rsa آراسای
rsfsr جمهوری سوسیالیست فدرال شوروی
rss آراساس
rub برماسیدن · خورد دادن · سودن · مالیدن · خاك مال کردن · دستمالی کردن
rubab رباب
rubafacient محمر
rubaiyat رباعیات خیام
rubbed مالیده · ساییده · سوده
rubber ابریشمی · درخت کائوچو · دست قلیج · سه دست پیشبر · صنعت کائوچو · لاستیک مصنوعی
rubberneck مسافر
rubbing احتکاك · برماس · جبین سا · مسح · پرماس · حرق
rubbish خاك روبه · خاڭ دان · خلاشه · درزه · زباله · آشخال
rubble قلوه سنك · خرده سنگ · سنگ نتراشیده · سقط · قلوه سنگ
rubby لعل
rubdown مشت و مال
rube برزگر
rubecola سینه سرخ
rubecula آپانتلس روبكولا · کوتزیا روبکولا
rubefacient حمرت آور
rubella سرخجه
rubellus لومبریکوس روبلوس
rubens نوئل سرخ · پيسئا روبرا · پیسئا روبنس
rubeola سرخک · سرخچه · کرم کدو
rubeus روبیوس هاگرید
rubia جنس روناس · روبیا · روبیا کوردیفولیا · روناس
rubiaceae تیره روناس · روبیاسه · روناسیان
rubiales راسته روناس · روبيالها · روبیالز
rubicose سرخ
rubicund سرخ فام
rubidium روبیدیم
rubidus هیوسترونژیلوس روبیدوس
rubies بدخش · بدخشان
rubiginous زنگاری
rubigo پوكسينيا تريتيسينا · پوكسينيا ديسپرسا · پوكسينيا روبيگو ورا · پوکسینیا رکوندیتا
rubisco روبیسکو
ruble روبل · روبل بیلوروسی · روبل تاجیکستان · روبل روسیه · روبل لتونی
rubles روبل بیلوروسی · روبل روسیه
rubra آلنوس روبرا · بلوط سرخ · توسكاي سرخ · رودوتورولا روبرا · فستوکا روبرا · فستوکای قرمز
rubrum آسر روبروم · افراي سرخ · رودوسپیریلوم روبروم · ريبس ساتيوم · ریبس روبروم · گالشانگور قرمز
rubus تمشک کبود · جنس تمشک · روبوس · روبوس آرکتیکوس · روبوس آلگنیانسیس · روبوس استریگوسوس
ruby روبی · سرخ ارج · لب لعل ـ لعل لب · لعلی · پا کند · یاقوت
ruck جمعیت و ازدحام · چروک
ruckeri یرسینیا روکری
ruckle خر خر کردن
rucksack کولهپشتی · کوله بار
ruckus طنین افکندن
ruction طنین افکندن
rudaba رودابه دختر مهراب
rudaki رودکی
rudan شهرستان رودان
rudbar شهرستان رودبار
rudbeckia جنس کوکب کوهی · رودبکیا · روبکی
rudd کوین راد · راد · پسرک
rudder سکان · سکان هواپیما
rudderfish عنبرماهي · ماهي سامسون · ماهیان دمزرد
ruddiness قرمزی
ruddle اخری · گل اخری · گل قرمز
ruddy قرمز رنگ · سرخ فام
rude اطوار ناهنجار · بی تمدن · جسارت آمیز · بربری · بی تربیت · بی نزاکت
rudely تعنیف · گستاخانه · گستاخی کردن
rudeness غلاظت · غلیظی · بی ادبی · بی تربیتی · بی نزاکتی · ترك ادب
rudiment علوم مقدماتی
rudimentary بدوی
rudiments الفبا
ruditapes رودیتاپس · رودیتاپس فیلیپیناروم
rudness خشونت
rudolf درياچه رودولف · رودلف هس · رودلف کلاوزیوس · دریاچه ترکانا
rudy رودی جولیانی
rue اب کوهی · اسپند · حرمل · سداب · تاثر · تاسف
rueful نادم · پشیمان
ruefulness تاثر · تاسف
rueppellianum تریفولیوم روپلیانوم
rueppels تریفولیوم روپلیانوم
rufa فورمیکا روفا · هیپارنیا روفا
rufescens بوهینیا روفهسانس
ruff ناهموار کردن · هاپ
ruffed طوقدار · طوقی
ruffian خزپوش · شخص خشن · گردن کلفت
ruffianism چاقو کشی · اوباشی · گردن کلفتی
ruffianly اوباش صفت · گردن کلفت
ruffle بیقرار بودن · مچاله کردن · نوسان داشتن
rufimanus بروکوس روفیمانوس
rufipennis دندروکتونوس روفیپنیس
rufipes هیلورگوپینوس روفیپس
rufipogon اوریزا روفیپوگون · اوريزا فاتوآ
rufiventris میکروگاستر روفیوانتریس
rufous مرغ مگس یاقوتگردن · نارنجی سیر
rug جانماز · فالیچه · قالیچه · قالیچه کوچک · قالیچۀ ابریشمی · قالی
ruga چین و چروک
rugby راگبی · رگبی · جريمه · گوشمالی دادن · فوتبال · مجازات
rugelach شوکولات · شکلات
ruggell روگل
rugger رگبی
rugosa آلنوس روگوزا · کاندیدا روگوزا · ذرت شیرین
rugoseplicate چین دار
rugosity چین خوردگی
rugosus الیسیکارپوس روگوسوس
rugs يك دست فرش
rugulipennis لیگوس روگولیپنیس
ruhollah روحالله حسینیان · روحالله خالقی · سید روحالله خمینی
ruhr روهر
ruin خراب آباد · ویرانه · کسیرا بروز سیاه نشاندن · کند مند · اتلاف کردن · بخاك سیه نشاندن
ruination ويراني
ruined بام نشین · بزمین خوردن · خانه اش خراب شود · خانه خراب شدن · رو بویرانی گذاشتن · زمین خوردن
ruining اطاحه · تہلیك
ruinous خانمان برانداز · خانمان نگون کن · خانه خراب کن
ruins یادبود ملی خرابههای آزتک · خرابات · رو بویرانی گذاشتن
rule اربعۀ متناسبه · اربعۀ متناسیه · بر حسب قاعده · بر خلاف قاعده · برخلاف قیاس · تخته کار
ruled جدولی
ruler حاکم مطلق · خط کش · خطکش · خطکش · فرمانروا · قابوس
rulership عقل اختيار
rules قواعد · قواعد دستوری · قوإعدد ستور · نظامات · فوتبال · قوانین
ruling جہانروایی · دولت وقت · طبقات حاکم · جہانداری · سطربندی · تسطیر
rum رم · مست لایعقل
rumania جمهوري سوسياليست روماني · رومانی
rumanian رومانى · رومانیایی
rumble صدای گری · غرغر کردن · خرناس کشیدن
rumbustious خشن وزبر
rumdum بیهوش
rumen تخمير سيرابي · ريزفلور سيرابي · سیرابی · شکمبه · مایع سیرابی · میکروارگانیسمهای سیرابی
rumenic رومنیک اسید
rumenotomy سیرابیبرداری
rumensin رومنزين · موننزين سديم · موننزین
rumex ترشک برگکند · جنس ترشک · رومکس · رومکس اوبتوسیفولیوس
rumiko رومیکو تاکاهاشی
ruminant نشخوار کننده · شیردان · نگین دان · شکمبه
ruminantia نشخوارکنندگان
ruminantium کوودریا رومینانتیوم
ruminants آفت نشخوارکنندگان کوچک · ویروس آفت نشخوارکنندگان کوچک · نشخوارکنندگان
ruminate ژاویدن · نشخوار كردن · ژژیدن
rumination نشخوار · تامل · غور
ruminator نشخوار کننده
ruminicola باكتريوييدس رومينيكولا · پرهووتلا رومینیکولا
ruminococcus رومینوکوکوس · رومینوکوکوس آلبوس · رومینوکوکوس مارژینالیس
rummer لیوان مشروب
rummy خمار · میخواره · مست لایعقل
rumor شہرت دادن · فجفج · همہمه · چو · تواتر · سخن افواهی
rumors هوکردن · کعبه · مسموعات · زمزمه
rumour ارجاف · افواهی · چو انداختن · افواه · تواتر · سخن افواهی
rumours اراجیف
rump لمبر · الست · دمگاه · عفاقت · صاغری · ترک اسب
rumple مچاله کردن
rumpled مچاله
rums آراك · برانديها · جين · رمها · كنياك · كوگناك
rumsfeld دونالد رامسفلد
run بخیه زدن · برمال ژدن · برمالیدن · بشن نشستن · بگل نشستن · تازانیدن
runabout اتومبیل سبک · اواره
runaround گريز زدن
runaway گریخته · شرود · فراری · گریزنده · گریزپا
runcinate اره مانند
rundi روندیایی · اوگاندا
rundle پله نردبان · میله چرخ · نهال · پره چرخ
rung پله · پله نردبان · میله چرخ · نهال · پره چرخ
runic رونی
runner بادبادک باز · بلید رانر · دونده · سك دو · پوینده · گرم رفتار
runners ساقههای خزنده · ساقههای رونده
runniness روانی بیان · سلاست بیان · سیالیت
running برمال · بلوز دویدن · تخم ریزی · در حال فعالیت · شلیك بی درپی · مجتث
runníng تیزتاز
runoff آب رواناب · آبیاری رواناب · دور دوم · رواناب · رواناب زيرسطحي
runs بردار وبرمال · سك دو
runt ماهی میگو
runting اختلالات تكويني · اختلالات رشد · كمرشدي · متاپلازي
runty ریز
runway دفیله · گذار
rupee روپیه · روپیہ · آنه · سری لانکا · سریلانکا
rupert روپرت مرداک · روپرت گرینت
rupestris ویتیس روپستریس
rupiah واحد پول اندونزی
rupicapra بزآهو · روپيكاپرا روپيكاپرا · بزکوهی · شوکا
rupture افتادن يا افتادگی ناف · انصداع · غر کردن · گسیختگی · باد فتق · انکسار
ruptured فنق دار · مفتوق · غر
rural ارزیابی سریع روستایی · اسکان روستایی · برنامهریزی روستایی · توسعه روستایی · توسعه یکپارچه روستایی · جامعهشناسی روستایی
ruralism زندگی روستایی
rurality زندگی روستایی
ruralize زندگی رعیتی کردن
rus جلیتقه · روس · ارس
ruse نیرنک · تصنع · حیله · خدعه
rush تہاجم کردن · جنیفر راش · بسرعت رفتن · حمله آوردن · حمله بردن · هجوم کردن
rushdie سلمان رشدی
rushgrass اریسا
rushgrassroot ریشۀ اریسا
rushing تہاجم · متہاجم
rushmore یادبود ملی کوه راشمور
rushy نیزار · حصیری
rusk سوخاری
ruslanova لیدیا روسلانووا
russelianum اوستوما روسليانوم · اوستوما گراندیفلوروم · ليزيانتوس روسليانوم
russell برتراند راسل · ویلیام هوارد راسل
russet حنائی · سنجابی · ضخیم · خرمایی · حنایی
russia تاریخ روسیه · جمهوریهای روسیه · روسيه · روسیه · روسیه متحد · سرزمینهای روسیه
russian اتحادیه روسیه · امپراتوری روسیه · خاور دور روسیه · روبل روسیه · روس · روسى
russica سياهكاج سيبريایی · سیاهکاج روسی · لاريكس روسيكا · لاریکس سیبیریکا
russki روسی
russophile روسوفیل
russula روسولا
rust زنگ زدن · فندقی · زنگ آمن · زنگ گندم · زنگار · سیاهك
rustam نقش رستم
rustamid رستمیان
rustaq رستاق
rustcolored زنگاری
rustic روستازاده · نفهم · رعیتی · روستايي · دهاتی · روستایی
rustica نیکوتیانا روستیکا
rusticana آرموراسیا روستیکانا · آرميلاريلا لاپاتيفوليا · ترب کوهی · كوكلئاريا آرموراسيا
rustiness زنڭ زدگی
rustle خشخش · خشخش کردن · شرفه · نجوا
rustling خشف · نجوا
rusts زنگها
rusty زنڭ زده · سوسك زنگدار غله · کریپتولستس فروژینئوس · زنگ زده · زنگاری · سفید
rut رد جاده · فحل آمدن · گشن آمدن · عادت زندگی · خط انداختن · شیار زدن
ruta جنس سداب · روتا · روتا گراوئولنس · ندامت · سداب · غم
rutabagas شلغم روغني سوئدي · شلغمهای روغنی
rutaceae تیره سداب · روتاسه · سدابیان · مرکبات
rutgers دانشگاه راتگرز
ruth روت · کتاب روت · اظهارتاسف · دریغ · رحم
ruthenium رادنیم · روتنیوم
rutherford ارنست رادرفورد · روترفورد بیر چارد هیس
rutherfordium رادرفوردیم
rutic دکانوئیک اسید
rutile روتیل
rutilus توکسورنکیتس روتیلوس · روتیلوس
rutin روتوسيد · ریوتین · ويتامين پي
rutinic دکانوئیک اسید
rutoside روتوسيد · ریوتین · ويتامين پي
ruziziensis براکیاریا روزیزیانسیس
rwa روایی
rwanda جمهوري روندايي · رواندا
rwandan فرانک رواندا
rwandese روآندا · رواندا · جمهوري روندايي
ryan رایان · مگ رایان · نجات سرجوخه رایان · فرشتگان چارلی
ryanair رایانایر
ryania ریانیا
ryazanov دیوید ریازانوف
rye آرد چاودار · سگاله · ناتور دشت · چاودار · دیوك · آنورولپيديوم
ryegrass تلخه ايتاليايي · تلخه چندساله · جنس چمن فرنگی · لوليوم ايتاليكوم · لولیوم · لولیوم پرن
ryukyu جزایر ریوکو
ryōtei ریوتی
rákosi ماتیاس راکوسی
râle خسخس
régime حكومت
réunion جزیره ریونیون · رئونیون
rómulo رومولو گایهگوس
rönsch هانلوره رونش
röntgen ویلهلم کنراد رونتگن
rûm سلجوقیان روم · روم
rühle اتو روهله
rüttgers یورگن روتگرز
Dictionary data from PanLex , licensed CC0 1.0 . Persian (pes-000) expressions joined to English glosses through shared PanLex meaning ids, senses ranked by the number of corroborating meaning groups, glosses longer than 6 words dropped, and an English-to-Persian index added.