English – دری : C
6326 of 64884 words
c آرتور چارلز کلارک · جان ماتر · جایزه آرتور سی کلارک · سيتوكروم اكسيداز · سی اس لوئیس · سیتوکروم سی
ca آرایش پیوندی · اوساسونا · ذخيرهسازي با جو اصلاحشده · ذخیرهسازی با جو کنترلشده · کلسیم
caaba کعبه
caapi بانیستریوپسیس
cab خودروی · راننده تاکسی · تاکسی
cabal اطاق کوچک · دسیسه و توطئه · روایت · هم پیمان شدن · حزب · فرقه
cabalistic پنهان
caballi بابزیا کابالی
caballus اكوئوس كابالوس · اسبها
cabana کلبه
cabaret میکده · کاباره · میخانه
cabbage استاد علمی · كلم · کاهوی پیچ · کلم · کلم پیچ · رشد پیدا کردن
cabbages کلمها · کلمهای چینی
cabbie راننده تاکسی
cabby راننده تاکسی
cabdriver راننده تاکسی
caber تنه درخت
cabezone ماهي كابزان · ماهیان اسکالپین
cabin اطاق · کابین · کلبه عمو تام · کيوسک · اطاق کوچک · رزمناو
cabinet جعبه ابزار · قفسه · كابينتسازي · چوبکاری · کابینت · کابینه
cabinetmaking نازک کاری · تجاری
cabiria شبهای کابیریا
cable تراموای برقی · تلهکابین · تلویزیون کابلی · مودم کابلی · جمل · طناب راه
cablegram تلگراف
cableway ماشین کابلی کوهستانی
cableways مسيرهای كابلي · نقالههاي بادي · نقالههاي غلتكي · نقالههاي لرزان · نقالههاي مته · نقالههاي نواري
cablin نعناع هندي · پوگوستمون پاژوئولي · پوگوستمون کابلین
cabman راننده تاکسی
cabotage کابوتاژ
cabral پدرو آلوارز کابرال
cabrilla درشتماهي گرمسيري · سرانوس کابریلا · ماهي بزچه · ماهیان خاردار
cabs اتاقکهای راننده تراکتور
cabstand توقفگاه تاکسی
cacao تئوبروما کاکائو · درخت کاکائو · كاكائو · لوز هندی · کاکائو
cache ذخیره گاه پنهانی · نقد کردن · انبار کردن · انداختن · اندوخته · گنج
cached حالت تبادل نهانگاهی · صفحه نقد شده
cachet کاشه · خاتم · مهر
cachexia ردائت مزاج · نزاری · طب
cachexy نزاری · طب
cachinate قا ه قاه خندیدن · قہقهه زدن
cachination قہقہه · قاه قاه
caching حافظه پنهانی کردن
cachinnation قاه قاه خنده
cackle تلابیدن · غدغد کردن · وراجی · پرحرفی · روده درازی
cackling صدای قاز · غدغد
cacm بازار مشترك آمريكاي مركزي · بازار مشترک آمریکای مرکزی
cacodemonic شيطانی · شیطانی
cacodemonical شيطانی · شیطانی
cacoecia آرکیپس · آرکیپس پودانوس · كاسهسيا · كاسهسيا پودانا
cacoecimorpha کاسهسیمورفا
cacoethes خوی بد · شیدایی · دیوانگی
cacography خط بد
cacophony تنافر · تنافر اصوات · طنین افکندن · بانگ
cacopsylla کاکوپسیلا · کاکوپسیلا پیری · کاکوپسیلا پیریسوگا · کاکوپسیلا پیریکولا
cactaceae تیره کاکتوس · كاكتوسها · کاکتاسه · کاکتوسیان
cacti تیره کاکتوس · كاكتوسها · کاکتاسه · کاکتوسیان
cactodera کاکتودرا
cactorum فیتوفتورا کاکتوروم
cactus بتهزار سختبرگ · بتهزار كاكتوس · بتهزارهاي نيمهبياباني · بيشه درختچه هميشهسبز · صباره خنجری · ژاژستان
cacuminal دماغی
cad سگ شکاری · چسبيدن
cadang بیماری کادانگ نارگیل
cadastres دفاتر ثبت املاک
cadaver جسد · شق · نعش · مردار · جثه · لاشه
cadaverine کاداورین
cadaverous رام نشده · استخوانی · نحیف
caddis بالموداران · تاربالان · تاربالیان
caddish اوباش صفت
caddo کادویی
caddy توپ تنیس · شبح
cadence تسجیع · افول · ایقاع · بی آهنك · آهنگ · متر
cadet برادر کہتر · دانشجوی افسری
cadge گره زدن · انگل شدن · تلاش کردن · غذا دادن
cadi قاضی
cadillac کادیلاک · کانادا
cadillo تریومفتا
cadmium کادمیم · کادمیوم
cadra افستيا كائوتلا · کادرا · کادرا کوتلا
cadre کادر
cads اوباش
caducity انقضا
caducous ریزنده
caecotrophy تغذيه بیمارگونه · سكوتروفي · سرگینخواری
caecum ايلئوم · راستروده · روده كور · روده کور · كولون · ژژونوم
caelum اسکنه
caenogenesis نسل جدید
caenorhabditis کنورابدیتیس · کنورابدیتیس الگانس
caenurus کرم دماغ
caeruleum الیوم سرولئوم
caeruleus سینه سرخ جنگلی
caesalpinia جنس ابریشم مصری · سزالپینیا · گل ابریشم
caesalpinioideae سزالپینیوییدآئه
caesar سزار · قیصر · ژولیوس سزار · ودکا
caesarea قیصریه
caesarean عمل سزارین · قیصری · امپراطوری
caesarian قیصری · امپراطوری
caesarism دیکتاتوری · استبداد · حکومت استبدادی · حکومت ستمگرانه · حکومت مطلقه · ستمگری
caesia کورکوما سزیا
caesium سزیم
caesius تمشک کبود · روبوس سزیوس
caesura وقفه · ایست
caetera الخ · وغیره
cafe قهوه خانه · قهوهخانه · چایخانه · رستوران · کافه · تراس
caffeic اسید كافئيك · کافئیک اسید
caffein جوهر قہوه · کافئین
caffeine كافئين · کافئین
caffeoylquinic اسید كلروژنيك · كافئوايلكينيك اسيد · کلروژنیک اسید
caffer سينسروس كافر · گاومیشهای آفریقایی
caffè کافه ماکیاتو
caftan خفتان
café کافه · قهوه · قهوهخانه
cage در قفس کردن · قفس · قفسه صدری · نیکولاس کیج · پرورش قفسی · پرندگان قفسی
cagemaker قفسه سازی
cages قفسها · قفسهای ماهی · قفسهای پرورش جوجه · لانهها · ماهیدانها · قفسهای پرنده
cagey دارای عقل معاش · عاقل · عزیز
cagliari استان کالیاری · کالیاری
cagy دارای عقل معاش · عاقل · عزیز
cahoot تبانی · همدم
caicos جزایر تورکس و کایکوس · جزایر تورکس وکایکس · كايكس
caillebotte گوستاو کایبوت
cain قابيل · قابیل · قائن
caine مایکل کین
cainito کریزوفیلوم کاینیتو
cainogenesis نسل جدید
cairina كايرينا موسكاتا · آناس · اردكهاي بالغ نر · اردکهای مرمری · كايرينا · اردکها
cairn توده سنگ
cairns کنز · آسترالیا · استرالیا
cairo دانشگاه قاهره · رز بنفش قاهره · قاهره
caisson صندوق مهمات · جای خالی · محفظه · نقطه ابهام · صندوق · حفره
caius کایوس
cajan كاژانوس انديكوس · لوبياهاي كنگويي · لوبياي سوداني · نخود كنگويي · کاژانوس کاژان
cajanus كاژانوس انديكوس · لوبياهاي كنگويي · لوبياي سوداني · نخود كنگويي · کاژانوس · کاژانوس کاژان
cajennense آمبلیوما کاجنانس
cajole زبان بازی کردن · نوازش کردن
cajolement گفت و گوى مفصل
cajoler متملق
cajolery مداهنه · نوازش · تملق · چاپلوس · چاپلوسی
cajones شرت
caju پلوروتوس ساجور کاجو
cajun فرانسوی کادین · آمریکا · امريکا · اتازونی
cake تفاله روغني بادامزميني · قالب کردن · قرضك · كنجاله آفتابگردان · كنجاله بادامزميني · كنجاله تخم منداب
cakehole حرف
cakes تفالههاي روغني · دو گل گز · كنجالههاي روغني · کنجالههای دانه روغنی · کیکها · قالبی
caking دلمهشدگی · قالبیشدن · کیکیشدگی
cal کالری
calabash محصولات کدویی · کدوی قلیانی · گیاهان کدویی · كدوي آمريكاي جنوبي · کرسانتیا کوجته · كدوي قلياني
calabrese كلم بروكلي سبز · کلم بروکلی
calabria کالابریا
calabura مونتینژیا کالابورا
caladium جنس فیلگوش · کالادیوم · کالادیوم بیکولور
calais شمال کاله
calamagrostis جنس علف نی · کالاماگروستیس
calamanco قره مندول
calamaro جوهرماهي · كالامارو · اسکوییدها
calamin توتیاء
calamine خاکهای کالامینی · سنك توتبا · سنك سرمه
calamint فرنجمشك · بادر نجبویه
calamistis سزامیا کالامیستیس
calamities بلیات · حوادث
calamitious قمطریر
calamitles آفات
calamitous بلا انگیز · صاعقه بار · فاجع · فجیع · پر بلا · مهم
calamity آفت · باقعه · بیص · بیچارگی · خانه خرابی · رزیه
calamondins کالامندینها
calamus آکوروس کالاموس · اقارون چمني · اگیز · قصب الزریره · نی نهاوندی · کالاموس
calandra سیتوفیلوس
calash نوعی درشکه · کالسکه
calathea کالاتئا · کالاتئا لوتئا · کالالئا آلوییا
calatrava سانتیاگو کالاتراوا
calbindin كالبيندين · پروتئینهای اتصالی کلسیم
calcaratus آزوكيا اومبلاتا · دوليكوس اومبلاتوس · فازئولوس كالكاراتوس · فازئولوس پوبسانس · لوبياهاي آردي · لوبياهاي آردي ژاپني
calcareous آهکی · خاکهای آهکی · آهك كشاورزي · مواد اصلاحي منيزيم آهكي · آهك · مواد آهکدهی
calcarifer لاتس کالکاریفر
calceolaria کالسئولاریا
calcicola نوستوک کلسیکولا
calcification آهكيشدن · کلسینوز · استخوانسازي · تحجر · تشکیل استخوان · معدنيسازی استخوان
calcine مکلس کردن
calcined مکلس
calcinosis کلسینوز · آهكيشدن
calcite کلسیت
calcitonin تيروكلسيتونين · کلسیتونین
calcitrans استوموکسیس کالسیترانس · مگسهاي طويله
calcium پروتئینهای اتصالی کلسیم · کلسیم · کلسیم آمونیوم نیترات · کلسیم اکسید · کلسیم بیکربنات · کلسیم سولفات
calcoaceticus آسینتوباکتر کالکواستیکوس
calculate انگاره کردن · بشمار آوردن · حساب کردن · شماره کردن · محاسبه کردن · پيش بيني كردن
calculated ستون محاسبه شده · فیلد محاسبه · افتادن
calculating تعدید · حیله گر · محاسب · چرتکه · حسابگر · ماشین حساب
calculation احتساب · حسبان · عداد · محاسبات · آسا ره · آمار
calculative حیله گر
calculator حسابگر · حسابگر جیبی · ماشین حساب · محاسب · رایانه · کامپیوتر
calculators ماشينهاي حساب · کامپیوترها · رایانهها
calculi سنگهاي ادراري · سنگهای مجاری اداری · محاسبه
calculus حجر کلیه · حساب جامعه · حساب دیفرانسیل و انتگرال · حساب فاضله · حساب گزارهای · حسابان وردشها
calcutta کلکته
caldron پاتیل · دیگ
caldwell تریسی کالدول
calean تنبوشه · لوله اب · قلیان
caleche نوعی درشکه
caledonia نیو کالدونی · وقت تابستانی کالدونیای جدید · وقت عادی کالدونیای جدید · وقت کالدونیای جدید · کالدونیای جدید
calefacient مسخن
calendar برنامه تقویم · تقویم · تقویم اتیوپیایی · تقویم اتیوپیایی عامت عالم · تقویم بودایی · تقویم دانگی
calender رخت مال · قلندر · قلندرانه
calendered صاف
calendula جنس همیشهبهار · مهشید · کالندولا · گل اشرفی · گل همیشه بهار · گل همیشهبهار
calepitrimerus کالپیتریمروس · کالپیتریمروس ویتیس
cales کالس · کالس نوآکی
calf تلیسه · روتاويروس گوساله · روتاویروس اسهال گوساله · گوساله · سوره · پوست گوساله
calfskin پوست گوساله
calgary کالگری
caliber کالیبر · گلوله خور · چونی · کیفیت
calibrate درجه گرفتن · فارغ التحصیل شدن
calibration برنامه خبره تنضیم بلندگو · درجهبندى · استانداردسازی
calibre قطر لوله یادهنۀ تقنك وغیره · کالیبر · ظاهر · چونی · طبیعت · قطر
calices اکمام
caliche خاک سفت · زمین سفت
caliciviridae كاليسيويروس · ويروس اگزانتم تاولي · ويروس نورواك · کالیسیویریده
calicivirus کالیسیویروس گربهای · كاليسيويروس · ويروس اگزانتم تاولي · ويروس نورواك · کالیسیویریده
calico جک رکهم · قلمکار · چلوار · ابلق · باصمه · حیت
calicoprinter باصمه کار
calif خلیفه
california باجا کالیفرنیا · خلیج کالیفرنیا · دانشگاه ایالتی کالیفرنیا · دانشگاه برکلی · دانشگاه جنوبی کالیفرنیا · دانشگاه کالیفرنیا
californian کالیفرنیایی
californica اوتوگرافا کالیفرنیکا · سيموندزيا كاليفرنيا · سیموندزیا کینانسیس
californicus آمبليسيوس كاليفرنيكوس · لیمونیوس کالیفرنیکوس · نئوسیولوس کالیفرنیکوس
californium کالیفرنیم · کالیفورنیم
caliginosa آپورکتودئا کالیژینوزا · آلولوبوفورا تراپزوييدس · آلولوبوفورا توبركولاتا · آلولوبوفورا كاليژينوزا · آپوركتودئا تراپزوييدس · آپوركتودئا توبركولاتا
caliginosus ماکرولوفوس کالینژینوسوس
caliginous غلیظ
caligula عادلها
caligus کالیگوس · کالیگوس الونگاتوس
calimocho قارچ
caliper فندق شکن · کولیس
caliph خلیفه · مامون · معاویه · معتصم بالله · معتضد بالله · دارالخلافه
caliphate خلافت
caliphs خلفاء · شیخین · خلفای راشدین
calisthenics ورزش سبک · ورزشهای سوئدی · ورزش
calk درز گرفتن · نعل زدن · چرت زدن
call آذان · آمبولانس خبر کن · آواز دادن · ابتهال · اتاقک تلفن · اذان گفتن
callant پسرک
callaphididae آفیدوییدهآ · شتهها · كالافيديده · كيتوفوريده
callas ماریا کالاس
called بانوی مصر · جمادی · طلبیده · لف و نشر · مستغاث · مسمی ـ مسما
calleryana پرونوس کالریانا · پیروس کالریانا
callhouse جنده خانه
calliandra کالیاندرا · کالیاندرا کالوتیرسوس
calliginosa آلولوبوفورا تراپزوييدس · آلولوبوفورا توبركولاتا · آلولوبوفورا كاليژينوزا · آپوركتودئا تراپزوييدس · آپوركتودئا توبركولاتا · آپورکتودئا کالیژینوزا
calligrapher خطاط · خوش نویس · خوشنویس
calligraphic خوشنویسیشده
calligraphist خوش خط · مشاق خط · خطاط · خوش نویس
calligraphus ایپس کالیگرافوس
calligraphy حسن خط · خط نویسی · خطاطی · خوش خطی · خوش نویسی · خوشنويسی
callinectes کالینکتس
calling ائذان · ایذان · باز خواست · تحمیق · تنادی · تکبیر
calliope کالیوپه
calliper فندق شکن · کولیس
calliphora كاليفورا اريتروسفالا · کالیفورا · کالیفورا ویسینا
calliphoridae مگسهاي گوشت · کالیفوریده
calliptamus کالیپتاموس
callistemon اوكاليپتوس مجنون · جنس شیشهشور · کالیستمون
callistephus کالیستفوس · کالیستفوس کینانسیس
callisthenics ورزش سبک · ورزشهای سوئدی · ورزش
callisto کالیستو
callitrichaceae کالیتریکاسه
callixtus کالیکستوس
callogenesis کالوژنز
callorhinus فوكا · كالورينوس · هاليكروس · فکها
callosity شغه · ناصور · شوا · پینه
callosobruchus کالوسوبروکوس · کالوسوبروکوس ماکولاتوس · کالوسوبروکوس کینانسیس
callosus اسفنوفوروس کالوسوس
callous سنگ دل · پینه خوردن · پینه خورده · پینه زدن · سفت · داغ زدن
calloused سنگ دل · سفت
callousness پینه خوردگی
calls دید وباز دید · صلاخوان
calluna ستاره مرداب · کالونا · کالونا ولگاریس · ورسک
callus پینه · کالوس · روپوست جانوري · ميانپوست · پينه
calm بی سرو صدا · بی شروشور · تعادل فکری · خواب خرگوشی دادن · خونسردی · عدالت
calmative آرام ده
calming تسکین بخش · دلجویی · فروکش
calmness آهستگی · ایستادگی · تعادل فکری · خونسردی · عدالت · قرار
calmodulin کالمودولین
calocarpum کالوکارپوم · کالوکارپوم ویریده · كالوكارپوم ساپوتا · كالوكارپوم ماموسوم · پوتریا ساپوتا
calocedrus اوستراسدروس · كالوسدروس · لیبوسدروس
calocybe کالوسیبه
calomel کلمل
calonectria فوزاريوم نيواله · كالونكتريا نيواليس · ميكرودوكيوم نيواله · ميكرونكتريلا نيواليس · ژرلاكيا نيواليس · کالونکتریا
calophyllum کالوفیلوم
calopo کالوپوگونیوم موکونوییدس
calopogonium کالوپوگونیوم · کالوپوگونیوم موکونوییدس
caloric ارزش كالري · انرژي خالص · انرژي قابل سوخت و ساز · انرژي قابل هضم · محتواي انرژي · ارزش انرژی
calorie رژيمهاي غذايي كالريمحدود · رژيمهاي كمكالري · غذاهاي با كالري كاهشيافته · غذاهای کمکالری · رژیمهای انرژیمحدود · کالری
calories کالری
calorific مولد حرارت · ناقل حرارت · ارزش كالري · انرژي خالص · انرژي قابل سوخت و ساز · انرژي قابل هضم
calorification تولید حرارت حیوانی
calorimeter حرارت سنج · بمب · نارنجک · مخزن
calorimetry کالریمتری · گرماسنجی
calory واحد مقیاس حرارت
calosoma کالوسوما
calothrix کالوتریکس
calothyrsus کالیاندرا کالوتیرسوس
calotropis جنس استبرق · جنس خرک · جنس غلبلب · کالوتروپیس · کالوتروپیس پروسرا · کالوتروپیس ژیگانتئا
caloundra آسترالیا · استرالیا
calpain فيبرينوليزين · فيسين · كالپين · كلاژنازها · پروتئينازها · پروتئازها
caltrop خارخسك · خسك
caluminated تہمت آلوده · تہمت زده
calumniate افتراء زدن · سعایت کردن · بہتان زدن · بد نام کردن · تہمت بستن · تہمت زدن
calumniation نمامی · ناسزاگویی · بدنامی و رسوایی
calumniator نمام
calumniatory افترا آمیز
calumny افترا · افتراء · بدنامی و رسوایی · بهتان · تہمت دروغ · نمیمه
calva سگ ماهی
calvary شهادت
calvatia کالواتیا
calve گوساله زاییدن
calves گوسالهها · گوساله
calvin جان کالوین کولیج · چرخه کلوین · ژان کالون
calving فاصله دو برهزايي · فاصله دو كرهزايي · فاصله دو گوسالهزايي · بازده توليد مثلي · برهزايي · بزغالهزايي
calvinism کالونیسم
calvino ایتالو کالوینو
calvous کچل · کل
calycanthaceae تیره گل یخ · شرابیان · کالیکانتاسه
calypsis راهزنى
calystegia جنس پیچک جنگلی · کالیستژیا
calyx حقۀ گل · غلاف گل · كاسبرگها · کاسه گل
calzoons ملبوس كتانی
cam سخت و ساز کام · سوخت و ساز كراسولاسيم اسید · مسیر کام · دندانه · پرتاب
camac ایرلند
camachile مانيلا تاماريند · پیتهسلوبیوم دولسه
camaguey کاماگوئه
camail زره شانه وکردن
camaldulensis اوکالیپتوس کامالدولنسیس
camara لانتانا کامارا · لانتانا آكولئاتا
camaraderie همدمی · رفاقت · معاضدت · وفاداری
camarilla دسیسه و توطئه · اطاق کوچک · حزب · روایت · فرقه
cambarus کامباروس
cambendazole آلبندازول · بنزیمیدازولها · فنبندازول · كمبندازول · مبندازول · پاربندازول
cambisols کامبیسولها
cambium بنلایه · بنلایه چوبپنبه · محل مبادله · چوبپنبهزا
cambivora فیتوفتورا کامبیوورا
cambodia دموكراتيك كامبوج · كامبوج · کامبوج · کامبودیا · کمپوچیا · پنوم پن
cambodian رییل کامبوج
cambrian کامبرین
cambridge دانشگاه کمبریج · کمبریج
cambyses کامبوزیا · کمبوجیه
came حواسش بجا آمد · خبر رسید که · خودم آمدم
camel اشتر · حمول · رحیل · رفاق · رنگ شتری · شتر
cameldriver شتربان · قطارچی
camelid شتر بیکوهان · لاما
camelidae شتران
camelina جنس کتان کش · کاملینا · کاملینا ساتیوا
camellia تئا بوهئا · تئا سينانسيس · تئا ويريديس · جنس چای زینتی · كامليا تئا · كامليا تئيفرا
camellitter محمل · کجاوه
camelopard شتر گاو · شتر گاو پلنك · زرافه
camelopardalis شترگاوپلنگ · زرافه
camelowner شتردار
camels راویز · شترها · شترهای دوکوهانه · كاملوس · شتردار
camelthorn خارشتر
camelus استروتيو كاملوس · كاملوس · كاملوس درومداريوس · شترمرغها · شترها · شترهای یککوهانه
camembert کامامبر
camembertii پنيسيليوم كازئيكولوم · پنيسيليوم کازئیکولا · پنیسیلیوم کاممبرتیای
camera تاریک خانه · دوربین با فلاش · دوربین دیجیتال · دوربین سینمایی · دوربین عکاسی · دوربین فیلمبرداری
cameraman عکاس
cameron جیمز کامرون · کامرون دیاز · کامرون کارتیو · کامرون
cameroon جمهوري متحده كامرون · کامرون
cameroun جمهوري متحده كامرون · کامرون
camila کامیلا باتمانقلیچ
camille کامیل پیسارو
camion ماشین باری · کامیون
camisa لا کامیسا نرا
camlet شالی · صوف
camomile بابونه · بابونه رومي
camouflage مخفی کردن · پوشاندن
camp اردو گاه · اردوزدن · اردوگاه · اوغروق · خیمه گاه · لشکر گاه
campaign جنبش آغوش مجانی · جنگ صلیبی · جنگ مذهبی · سفر ظفر اثر · سلسله عملیات · سلسله عملیات شرکت بازارابی
campaigner نامزد انتخابات · داوطلب · کاندید
campanas رصدخانه لاس کامپاناس
campanella لا کامپانلا
campania کامپانیا
campanile منار
campanula جنس گلاستکانی · کامپانولا · گل استکانی · گلپر · گل استکان · گل استگان
campanulaceae تیره گلاستکانی · لوبلياسه · کامپانولاسه · گلاستکانیان
campanulales كامپانولالز · کامپانولاتائه
campanulatae کامپانولاتائه · كامپانولالز
campanulatus آمورفوفالوس کامپانولاتوس
campeachy بقم بنفش
campeche کمپیچ
campeonato لیگ برتر فوتبال برزیل
campert رمکو کامپرت
campesterol آوناسترول · كمپسترول · استرولهای گیاهی
campestral دشتی
campestre آسر کامپستره
campestris براسيكا راپا · براسيكا كامپستريس راپيفرا · براسيكا كامپستريس كينانسيس · براسيكا پکینانسيس · براسیکا کامپستریس · براسیکای پکنی
camphechlor توكسافن · کامفهکلر
camphor بالوس · جودانه · کافور · کفوز جودانه · کافور بار · کافوری
camphora سیناموموم کامفورا
camphorate کافور زدن
camphorated شمع کافوری · عرق کافور · کافور دار · کافوری · مسکن درد
camphoric جوهر کافور · کافوری
camphorosma کافوره
campine بلژیک
camping اردوزنی · فعالیتهای اوقات فراغت · کمپینگ · قرار گاه · اوقات فراغت · تفریح
campoletis کامپولتیس · کامپولتیس سونورنسیس
camponotus کامپونوتوس
camptochironomus كيرونوموس تنتانس · کامپتوکیرونوموس · کامپتوکیرونوموس تنتانس
campus پردیس
campylobacter ويبريو فتوس · کامپیلوباکتر · کامپیلوباکتر فتوس · کامپیلوباکتر هیوانتستینالیس · کامپیلوباکتر ژژونی · کامپیلوباکتر کولی
campylocarpa کاناوالیا کامپیلوکارپا
camus آلبر کامو
camwood بافیا
can آبپاش · از دست من کاری ساخته نیست · امکان داشتن · باز شدنی · توانستن · حتی الوسع
canaan کنعان
canaanite کنعانی
canaanitish کنعانی
canada شمال کانادا · کانادا · گل حناي كانادايي · ترپانتین · تورنتو · سولیداگو کانادنسیس
canadensis آئدس کانادایی · آئدس کانادنسیس · آملانشیر کانادنسیس · تسوگا کانادنسیس · درخت ارغوان · سولیداگو کانادنسیس
canadian انگلیسی کانادا · دلار کانادا · فرانسوی کانادا · کانادایی
canal آبراه · آبگذر · انتهار · ترعه · دستگاه گوارش · زون کانال پاناما
canaliculata حلزونهای سیب · پوماسئا کانالیکولاتا
canaliculus سوراخ باریک
canalisation زه کشی · لوله کشی
canalization باراب · زه کشی · لوله کشی
canals آبراههها · کانالها · کانالهای بین سلولی · آبراهههاي بین سلولي · كانالهاي بینیاختهای · مجاري رزين
cananga آنونا لاتيفوليا · ايلنگ · کانانگا · کانانگا اودوراتا · کانانگا لاتیفولیا
canard خبر دروغ · خبردروغ · شایعات
canaria لاس پالماس
canarian ائتلاف قناری
canarias تلسکوپ بزرگ جزایر قناری
canariensis كاج جزيره قناري · هدرا كاناريانسيس · پینوس کانارینسیس · هدرا هلیکس
canaries قناریها · جزایر قناری
canarium پيلي · کاناریوم · کاناریوم اواتوم
canary جزایر قناری · خبرچین · رنگ زرد روشن · جنس دانه قناری · جنس علف قناری · علف قناري
canavalia باقلاهاي هندي · لوبياي شمشيري · کاناوالیا · کاناوالیا انسیفورمیس · کاناوالیا کامپیلوکارپا · کاناوالیا گلادیاتا
canavanine کاناوانین
canaveral پایگاه فضایی کندی
canberra کانبرا · سرزمین پایتخت استرالیا · كانبرا
cancel اقاله کردن · خط بطلان کشیدن · خط زدن · قلم کشیدن · زایل کردن · قلم زدن
cancellate مشبک · اسفنجی · سوراخ سوراخ
cancellated مشبک · اسفنجی · سوراخ سوراخ
cancellation اقاله · الغاء · قلم زدگی · حذف · زدگی · فسخ
cancelled زدگی · سترده · قلم خوردن · قلم رده · منفسخ · قلم خورده
cancelling خت بطلان · خط نه · نسخ · تبطیل · مبطل · پيمان شكني
cancellous مشبک · اسفنجی · سوراخ سوراخ
cancer انستیتو ملی سرطان ایالات متحده آمریکا · برج سرطان · خرچنگ · رأس السرطان · رأسالسرطان · سرطان
cancerous سرطانی
cancroid خرچنگ وار · سرطان جلدی · سرطانی
candamarcensis كاريكا كاندامارسانسيس · کاریکا پوبسانس
candan جاندان ارچتین
candela ونسان کاندلا · کاندلا · شمع
candelabra چهل چراغ · جار
candelabrum جار · راحتی · چہل چراغ · چهل چراغ
candelabrurx چلچراغ
candelabrury چلچراغ
candid بیریا · راست باز · رک · سینه صاف · پیشانی گشاده · بی تزویر
candida آلبوگو کاندیدا · كانديدا شهاتائه · كانديدا هولمياي · كانديدا پسودوتروپيكاليس · كانديدا گلابراتا · کاندیدا
candidacy نامزدی
candidate داو طلب · داوطلب · نامزد · کاندید · نامزد انتخابات · کاندیدا
candidateship نامزدی
candidature نامزدی
candidly والله
candidness خلوص
candidum ااوسپورا لاكتيس · ژئوتریکوم کاندیدوم
candied قندی · میوههای شیرینشده
candies پس غذا
candle آفتاب مهتاب · جروند · روشنایی شمع · سراج · شمع · شمع روشن کردن
candlelight روشنایی شمع
candlemaker شماع · شمع ساز
candles شمع گیر · شمعی · چلچراغ
candlestick شمعدان · شمعدان دیواری
candlewick چراغ
candor راست بازی · اخلاص · خلوص · صداقت
candour خلوص
candy آبدندان · آبنبات · این شیرینی دلم را میزند · صیقل کردن · پشمک · کانفت
candyfloss پشمک
candying در شکر پختن
candymaker قناد
cane با چوب زدن · عصای خیزران · قصب · قمش · قند نیشکر · نال
canebrake نیستان · نیزار
canephora کوفئا کانهفورا · كوفئا آرابيكا استولمانياي · كوفئا اوگانده · كوفئا روبوستا · كوفئا كيلوئو · كوفئا ماكلودياي
caneplantation نیستان
canes تازیها · تازیها · نیها و راتانها
canescens آتریپلکس کانسانس · سلمکی سفید · علفشور چهارپايان · ونتوریا کانسانس · پوپولوس کانسانس
canescent سفید
canicula ایام بلود
canicularis فانیا کانیکولاریس
canid سگی · گرگ · سگ
canidae سگسانان
canids سگسانان
canihua کنوپودیوم پالیدیکوله
canine آدنوویروس سگی · انیاب · حفرة الکلب · داندان بادام شکن · داندن کلبی · دندان ناب
caning سبدسازی
caninum آنسیلوستوما کانینوم · دیپیلیدیوم کانینوم · نئوسپورا کانینوم
canis ارلیشیا کانیس · بابزیا کانیس · بروسلا کانیس · توکسوکارا کانیس · دمودکس کانیس · ساركوپتس سوييس
canister چار پاره
canker خوره · فاسد کردن · ماشرا
cankers تومورهاي گياهي · شانکرها
canna جنس اختر · پيكانريشه ارغواني · پيكانريشه كوينزلند · کانا · کانا ادولیس · کانا اندیکا
cannabaceae تیره شاهدانه · كاناباسه · کانابیداسه · شاهدانگان
cannabidaceae شاهدانگان · تیره شاهدانه · كاناباسه · کانابیداسه
cannabinus كنف دكن · هیبیسکوس کانابینوس
cannabis درخت شاهدانه · شاهدانه · قنب · ماری جوانا · کانابیس · کانابیس ساتیوا
cannaceae اختریان · تیره اختر · کاناسه
cannavaro فابيو کاناوارو
canned سبزیجات کنسروشده · شير تغليظشده · شير كنسروشده · غذاهاي قوطيشده · غذاهاي كنسروشده · فراوردههای کنسروشده
canneries کارخانههای کنسروسازی
cannery کنسروسازی
cannes جشنواره فیلم کن · کن
cannet اردک
cannibal آدم خوار · آدمخوار · مردم خوار
cannibalism آدم خواری · آدمخواری · رفتار تغذيهای · عادات غذايي · همنوعخواری · همنوعخواری جنسی
canning صنعت کنسروسازی · کنسروسازی
cannon توپ ته پر · توپ خاندار · جیمز کانن · قنداق توپ · گلوله توپ · توپ
cannonade بتوپ ستن · شلیك توپ · توپ اندازی
cannonball کننبال ادرلی · زود رفتن · گلوله توپ
cannoneer توپ انداز · مسلسل چی · توپچی · شکارچی
cannot ازعہده اش برتمر آید · ازعہدۀ اوساخته نیست · جزوش ضعف است · قوه اش نمیر سد که · لابد · ممکن نیست
cannula لولۀ جراحی
cannulate لوله گذاردن در
cannulise لوله گذاردن در
cannulize لوله گذاردن در
canny دارای عقل معاش · عاقل
canoe قایق رانی · کانو · بتولا پاپیریفرا · توس قايق كوچك · توس كاغذ
canoes قایقهای کوچک
canola كانولا · كلزا · براسیکا ناپوس · روغن تخم منداب · شلغم روغني · منداب
canon شرائع · شرایع · قانون در طب · قانون شرع · شریعت · بارنامه
canonical کنونیکال التیدی · قانون شرع
canonically شرعا
canonisation تشریع
canonise شرعی کردن · مقدس شمردن
canonist متشرع
canonization تشریع
canonize شرعی کردن · مقدس شمردن
canonry توپ و توپخانه
canons قوانین
canopus اگست · سهیل · سہیل · پرک · پرڭ
canopy برگسار · تاج پوشش · تاجپوشه · تاجپوشه برگ · سايبان جنگلي · سايبان درخت
cans قوطيهاي حلبي · قوطیها · قوطیهای سوپ کمپبل
canstick شمعدان
cant زبان حرفه ای · زهد فروختن · پخ دادن · اصطلاحات مخصوص يک گروه · زبان عاميانه · سخن دست و پا شكسته
cantabria کانتابریا
cantala آگاو کانتالا · كانتالا · مگواي · گوش خر
cantaloup طالبی · گرمک
cantaloupe طالبی · پاشنا · گرمک · خربزه
cantaloupes خربزههای زمستانی · خربزهها
cantalupensis طالبی · گرمک
cantanhede کانتانیئده
cantata کانتاتا
cantator آئدس کانتاتور
cantatrice مغنیه
canteen اردو بازار · تغذيه گروهي · تغذیه سازمانی · قمقمه
canter زهد فروش · سوار اسب شدن · خرامیدن
canterbury انسلم · حکایتهای کنتربری
cantharellales کانتارلالز · کانتارلالها
cantharellus قارچهاي قيفي · کانتارلوس
cantharidae ريشهخوارها · سربازسوسكان · سوسكها · قاببالان · قاببالیان
cantharides ذراریح
cantharis الاکلنك · ذراح
cantharus کانتاروس
canthaxanthin آستاگزانتين · آنتراگزانتين · زئاگزانتين · كانتاگزانتين · لوتئين · نئوگزانتين
canthus چشمگوشه
cantilever پل معلق · پایه
cantillate با آواز خواندن
canting زهد فروشی
cantle گوشه
canto شعار · سرود
canton جزایر کانتون اندربری · بوسنی · بوسنیا و هرزهگوینا · جزيره اندربري · ژنو · گوانگژو
cantonensis آنژیوسترونژیلوس کانتونانسیس · پاراسترونژيلوس كانتونانسيس
cantonese کانتونی · ماکائو
cantonment اردوگاه
cantor خواننده
canucks ونکوور کناکز
canulate لوله گذاردن در
canum دسمودیوم کانوم
canvas بوم نقاشی · کانوا · کانوا دوزی · بادبان · کرباس · کرباسی
canvass الك کردن · رای جویی · بادبان
canyon آنتلوپ کنیون · بزرگدره ژمچوگ · پارک ملی برایس کنیون · پارک ملی کینگز کنیون · پارک ملی گراند کانیون · کانیون
canyons ژرفدرهها · تنگهها
caoutchouc قندران · لاستیك · کائوچو
cap بدر میگویم دیوار توگوش کن · بنداق · طرز تفکر · قله یخی · مرد با کلاه چینی · کاسکت
capability توانایی · ظرفیت سرزمين · قابلیت · قابلیت زمین
capablanca خوزه رائول کاپابلانکا
capable افکندنی · التیام پذیر · با استعداد · با جربزه · جایز الخطا · زخم بردار
capableness توانایی · قابلیت
capacious باحوصله · فراخ حوصله · فراخ مایه · پر حوصله · جادار
capaciousness جاداری
capacitance ظرفیت خازنی · خازن
capacitate توانا ساختن
capacities کم بضاعت
capacitor خازن · الکترولیتی · ظرفیت خازنی
capacity بافرها · رسانندگی گرمايی · طاقت · ظرفيت توليد · ظرفيت چرا · ظرفيت گرمايي
caparison برگستوان
capcity بی ظرفیت
capcom کپکام
cape اسکودوی کیپورد · جزاير كيپورد · جمهوري كيپورد · دانشگاه کیپتاون · دماغه · دماغه امید صالح
capecitabine کپسیتابین
capelin خردماهی
capella بزبان · عیوق
capensis آپیس ملیفرا کاپنسیس · گل حنا
caper جست وخیز · سرور و نشاط · کبر · جست · رقص · شوخی
capercaillie باقرقره اروپايي · تارميگانها · تترائو · لاگوپوس · باقرقره
capering رقاصی
capers پیرسن داری · كبر · کاپاریس اسپینوزا · کبر
capet هوگو کاپه
capetian کاپتیها
capi پنهان شناسی میانجی برنامه کاربردی
capilano رودخانه کپیلانو
capillaria کاپیلاریا · کاپیلاریا هپاتیکا
capillaries رگهای خونی · مويرگها · عروق خونی
capillaris آگروستيس تنوييس · آگروستیس کاپیلاریس · مولریوس کاپیلاریس
capillary آبیاری مویینهای · رگ کوچک · رگہای مویی · شعری · ظریف · عروق شعریه
capital اجاره تجهیزات · اجاره تجهیزات و ماشینآلات · اجاره ماشینآلات · از سرما خوردن · بازار سرمایه · بهرهوری سرمایه
capitalism رژيم سرمايه دارى · سرمایه گرایی · سرمایهداری · سرمایه داری
capitalist سرمايه دار · سرمایه دار · صاحب سرمایه · کاپيتاليست · رژيم سرمايه دارى · سرمایه گرایی
capitalization کاربردحروف بزرگ
capitalize تبدیل بسرمایه کردن · سرمایه کردن
capitals پایتختهای ایران
capitata استیلوسانتس کاپیتاتا · براسیکا اولراسئا کاپیتاتا · سراتیتیس کاپیتاتا
capitation جزیه · سرانه · سرشماری · خراج
capitatum شمعدانی عطری قرمز · پلارگونیوم کاپیتاتوم
capitis سعفۀ ـخالیه
capitol ساختمان کاپیتول · پارک ملی کپیتول ریف
capitulate تسلیم شدن
capitulation تسليم · حق محاکمه قونسولات · عہد نامۀ تسلیم · کاپیتولاسیون
capitulum خوشههمهشتهها · كلاپرك · گلآذینها · خوشه · چتر
capivity اسر
caplin خردماهی
capnodiales آسترينالز · دوتيدئالها · دوتيورالز · كاپنوديالز · كتوتيريالز · ملانوماتالز
capnodis کاپنودیس
capon اخته · خروس اخته
capone آل کاپون
caponise اخته کردن
caponize اخته کردن
caponizing اختهكردن · اختهكردن جانوران · اختهکردن
capons خروسهای اخته
capotasto ابرو
capote روکش
cappadocia کاپادوسیه · کاپادوکیه
capparaceae تیره علفمار · تیره کبر · تیره کور · علفماریان · کاپاراسه · کاپاریداسه
capparidaceae تیره علفمار · تیره کبر · تیره کور · علفماریان · کاپاراسه · کاپاریداسه
capparis جنس علفمار · جنس کبر · جنس کور · كبر · کاپاریس · کاپاریس اسپینوزا
capped ساعت شکاری
cappella بیساز
capping سرپوشسازی · مهر و مومکردن · بستارها
cappuccino کاپوچینو
capra استاينباك · ايبكس · فرانک کاپرا · كاپرا · كاپرا ايبكس · كاپرا هيركوس
caprae ايپومئا بيلوبا
caprea بید بزی · سالیکس کاپرئا
capreolus كاپرئولوس · گوزن کوچک
capri کاپری
capric اسید كاپريك · دكانوييك اسيد · دکانوئیک اسید · کاپریک اسید
caprice بوالهوسی · تمایل فکری · خفت مزاج · هردم خیالی · هوس · تلون مزاج
capricious بزوش · بوالهوس · دمدمی · دمدمی مزاج · هردم خیال · دهن بین
capriciousness تلون طبع · تلون مزاج · بوالهوسی · هردم خیالی
capricolum میکوپلاسما کاپریکولوم
capricorn برج جدی · بزغاله · رأسالجدی · راس الجدی · مدار جدی · مدار رأس الجدی
capricornus برج جدی · بزغاله
caprifoliaceae تیره آقطی · تیره پیچ امینالدوله · شونگیان · کاپریفولیاسه
caprimulgid پشه خوار
caprimulgiformes شبانگردان
caprinae بزیان · كاپرا
caprine هرپسویروس بزی
capripoxvirus ويروس آبله بزي · ويروس آبله گوسفندي · ويروس بيماري لامپي پوست · کاپریپوکسویروس
caprizant نبض غیر مستوی · نبض نا هموار
caproic اسید هگزانوييك · ايزوكاپروييك اسيد · كاپروييك اسيد · هگزانوئیک اسید · هگزانوییک اسید
caprylic اسید اكتانوييك · كاپريليك اسيد · کاپریلیک اسید · اکتانوییک اسید
caps فونت حروف برگ
capsaicin کاپسایسین
capsella کاپسلا · کاپسلا بورسا پاستوریس
capsici فیتوفتورا کاپسیسی · کولتوتریکوم کاپسیسی
capsicum جنس فلفل سبز · فلفل دلمه · كپسيكوم مينيمم · كپسيكوم پاندولوم · کپسیکوم · کپسیکوم آنوئوم
capsize واژگون شدن
capstan آهنجد
capstone سنگ کتیبه
capsularis کورکوروس کپسولاریس
capsulatus رودوباکتر کپسولاتوس
capsule سفینه فضایی · فضا پیما · کپسول · مجمل · خلاصه
captafol ديفولاتان · کپتافل
captain سروان · ناخدا هادوک · ناخدای کشتی · کاپیتان · کشتیبان · رئیس قبیله
captains ماماچه که دو تا میشود سر بچه کج درمیاید
captainship کشتیبانی
captan کپتان
captcha کپچا
caption زیرنویس · عنوان دادن · سرلوحه · نقش · شرح · عنوان
captious مغلطه آمیز · حیله گر
captivate زبردست کردن · فریب خوردن · فریفتن · اغفال کردن
captivated گرفتار · بشار · مبتلا شدن
captivating ترك چشم · ربا ینده · فاتن
captivation تسخیر
captive اسير · دستگیر · سبی · محدود شده · اسیر کردن · برده بردن
captives اسراء · اسیرانه
captivity اسارت · اسیری · بردگی · گرفتاری · غلامی · گرفتگی
captor اسیر کننده
captors آشكارسازها · نقشهبردار موضوعي · حسگرها
capture آبزيپروريها · اسیر کردن · بازگیری · رسانه جانبی · شکار جانوران · شکار حیوانات
captured دستگیر · دستگیر شدن · گرفتار · گیر افتادن · گرفته
capturer دیوبند · اسیر کننده · شیر گیر
captures ستاننده
capturing ستاننده
capybara سيگمودون · كاپيبارا · موشهاي زمستانخواب · جوندگان
car تراموای برقی · تلهکابین · خودرو · ماشین · ماشین را نگه دارید · ماشین سواری
carabao آبگاوميش · بوبالوس · گاوميشسانان · گاوميشهاي رودخانه · گاوميشهاي گورابي · گاوميشهای آسيايی
carabidae زمینسوسکان · کارابیده
carabin قرابینه
carabobo کارابوبو
caracal سیاهگوش · قره قولاق · سیاه گوش
caracas کاراکاس
carafe تنگ · قرابه · صراحی
caragana جنس نخود درختی · کاراگانا
carambola آوهروآ کارامبولا
caramel قند سوخته · کارامل
caranda کاریسا
carangi جیا کارنگی
caranx کارانکس
carapace کاسۀ سنك پشت · ممقياس · ترازو · میزان
carassius کاراسیوس · کاراسیوس اوراتوس · ماهی طلایی · ماهی قرمز
carat قیراط
carats قیراط
caravan سرقافله · قافله · قافله سالار · کاروان · کاروان سالار · کاروانی
caravansary خاقان · کاروانسرا · کاروانسرای · خان
caravanserai تیمچه · دالاندار · کاروانسر ادار · کاروانسرا · کاروانسرای · خان
caravanseray سرادار
caraway زيره سياه · زیره سیاه · زیره کرمانی · زیرۀ ارمنی · زیرۀ رومی · زیرۀ سیاه
carawayseeds کرویا
carbachol اسپاسموليتيكها · داروهاى روانگردان · داروهای نوروتروفیک · سمپاتوليتيكها · سمپاتوميمتيكها · فيزوستيگمين
carbadox اولاكينداكس · تنظيمكنندههاي رشد جانوري · زيستتنظيمگرها · كارباداكس · موادمحرك رشد جانوري · پیشبرندههای رشد جانوری
carbamates تيوكرباماتها · ديتيوكرباماتها · فنيلكرباماتها · متيلكرباماتها · کرباماتها
carbarsone دياوريدين · كربارسون · كلوپيدول · كوكسيديوستاتها · مواد ضد کوکوسی
carbaryl کارباریل
carbendazim كربندازول · مكارزول · کربندازیم
carbendazol كربندازول · مكارزول · کربندازیم
carbetamide کربتامید
carbine قرابینه
carbofuran کربوفوران
carbohydrases آنزيمهاي پكتوليتيك · آنزيمهاي پكتينوليتيك · آنزيمهاي پكتیك · سيكلودكسترينازها · كربوهيدرازها · پكتازها
carbohydrate سوخت و ساز کربوهیدرات · ماده قندی · متابولیسم كربوهيدرات · محتواي قند · محتوای کربوهیدرات · الياف غذايي
carbohydrates ساكاريدها · کربوهیدراتها
carbolic اسید فنیك
carbon آشكارسازهاي كربن دياكسيد · افزايش غلظت كربن دياكسيد · تکثیر کاربنی · دوده بخاری · رغال خالص · زغال فعال
carbonaceous زغال دار
carbonate جوهر قلیا · جوهر قلیاب · كربونيك انيدراز · کاربنات · کربنات · کربنات دهیدراتاز
carbonated نوشیدنیهای کربندار
carbonates کربناتها
carbonation کربنافزایی
carbonic اسید کربنیك · كربونيك اسيد · كربونيك انيدراز · کربن دیاکسید · کربنات دهیدراتاز
carboniferous کربونیفر · زغال دار
carbonization تقطیر تخریبی چوب · زغالش چوب
carbonize تبدیل بزغال کردن · زغال کردن
carbonized تبدیل بزغال شدن · زغال شدن
carbonous کربن مونوکسید
carbonum هلمينتوسپوريوم كربونوم · کوکلیوبولوس کربونوم
carbonyl ترکیبات کربونیل
carbophenothion تريتيون · کربوفنوتیون
carbosulfan کربوسولفان
carboxin کربوکسین
carboxylase فسفوانولپیرووات کربوکسیلاز · پیرووات کربوکسیلاز · روبیسکو
carboxylases آلدئيد ليازها · آلدولازها · دكربوكسيلازها · كربوكسيلازها · كربوكسيليازها · هيدراتازها
carboxylesterase کربوکسیلاستراز
carboxylic آنزيمهاي ليپيدكافتي · اسیدهای کربوکسیلیک · فسفريك مونواستر هيدرولازها · كربوكسيليك استر هيدرولازها · كربوكسيليك اسيدها · ليپازها
carboxylyases آلدئيد ليازها · آلدولازها · دكربوكسيلازها · كربوكسيلازها · كربوكسيليازها · هيدراتازها
carboxymethylcellulose کربوکسیمتیلسلولوز
carboy قرابه
carbuncle شب چراغ · یاقوت رمانی · سیاه زخم · طاول طاعونی · گنده تاول
carburetor کاربراتور
carburettors كاربراتورها · ميللنگها · قطعات موتوری
carcane طوق
carcase لاش · جسد · لاشه
carcases لاشهها
carcass ارزش كشتار · ترکیب لاشه · كيفيت لاشه · درصد لاشه · فراوردههاي اسب پير · فراوردههاي جانبي كشتارگاه
carcasses لاشهها · نيملاشهها · شقهها
carcassonne کارکاسون
carcharhinus کارکارینوس
carcharodon کارکارودون
carcinides كارسينيدها · کارسینوس
carcinogen سرطانزا
carcinogenesis سرطانزایی · کارسینوژنز
carcinogenicity تومورزایی
carcinogens سرطانزاها · مواد انکوژنیک · مواد ژنوتوکسیک · کارسیوژنها
carcinoma کارسینوم · خرچنگ وار · سرطان جلدی
carcinus کارسینوس · كارسينيدها
card بخیدن · جداکننده · جعبه نگهداری کارت · سجل · سه لو · شناسنامه
cardamom هل · هیل
cardamoms قاقله · هلها · هل
cardamomum آموموم كارداموموم · التاریا کارداموموم · هل
cardamon هل · هلها
cardboard مقوا · مقوای نازک · مقواي جعبه · کارتن
carded باغنده ـ باغنده · ساویس · محلوج
cardia بطنها · شكمبهها · فم معده · معدههاي خشكشده گوساله · پيلور · کاردیا
cardiac بزرگي قلب · بيماريهاي قلبي · بيماريهاي كرونري · قلبی · ماهيچه قلب · ماهيچه قلبي
cardialgia درد قلب · وجع قلب
cardiff کاردیف
cardigan ژاکت
cardinal اخلاط چہارگانه · اعداد اصلی · ریشیلیو · عدد اصلی · عدداصلی · ژول مازارن
cardinale سیریدیوم کاردینال
cardinalis رودولیا کاردینالیس
carding پنبه زنی
cardiography شرح قلب
cardiolipins فسفاتيدها · فسفاتيديك اسيدها · كارديوليپينها · گليسروفسفوليپيدها · فسفولیپیدها
cardiologist متخصص قلب
cardiology مبحث قلب
cardiomyopathy بیماریهای عضله قلب · کادیومیوپاتی
cardiopathy مرض قلب · مرض قلبی
cardioscope قلب بین · مرآت قلب
cardiotomy نشریج یا خزع قلب
cardiovascular دستگاه عروقي جانوري · دستگاه گردش خون · داروهاي ضد پرفشاری خون · رگبندها · رگكشاها · وراپاميل
carditis ورم با التہاب قلب · ورم قلب
cardium کاردیوم
cardoon کرتش · کنگر
cardoons سینارا کاردونکولوس · كنگرهاي فرنگي
cardplayer ورق باز
cardplaying ورق بازی
cards بازی گنجفه · ورق بازی کردن · کارت بازی · گنجفه · یك دست گنجفه · یکست گنجفه
cardsharp مداد تراش
cardsharper مداد تراش
carduelis سهره
cardunculus سینارا کاردونکولوس · كنگرهاي فرنگي
carduus جنس تاتاری · جنس خار شتر · خار مشك · کاردوئوس · کاردوئوس اکانتوییدس · کاردوئوس نوتانس
care اهتمام نمودن · باهتمام · بجہنم · تسلی دادن · خانه بیزار · مبالات
careen خنک شدن · دلسردشدن · وارونه شدن · کج شدن · اهتزاز · تاب
career حرفه · دوره · دوره زندگی · دورۀ زندگانی · جولان دادن · ندا
carefreeness لاابالی گری
careful تصفح · زنہار · محافظه · مستبصر · ملتفت باش · مواظب باش
carefull هشدار
carefully دقیقانه · موشکافی کردن · با دقت · بدقت
carefulness احتیاط
careless اهمال کار · بهل بشو · بی احتیاط · بی توجہی کردن · بی دقت · بی مواظبت
carelessely سست گرفتن
carelessly ازروی بی احتیاطی · سردستی · شکم بآب زدن · غافلانه · مسامحه کارانه · بازاری
carelessness اهمال کاری · بازیگوشی · بهل بشویی · بی توجهی · بی قیدی · بی مبالاتی
cares توجہات · همدرد · گرفتاری
caress استمالت کردن · در آغوش کشیدن · دلنوازی کردن · ملاطفت کردن · نوازش کردن · جان نوازی
caressed نواخته
caresser نوازنده
caressing خاطر نواز · دلزدا · نوازندگی
caret نقطه درج
caretaker دیدبان · سرایدار · سرپرست · مستحفظ · پاسبان
caretta کارتا · لاک پشت دریایی
careworn رام نشده · نحیف
carex جنس جگن · کارکس
carey جزیره کری · ماریا کری
carfare کرایه اتوبوس · کرایه ماشین
cargo ترابری · شحن · محموله دریایی · بار کشتی · بارگیری · حمل و نقل بارگنجي
caria کاریا
carian کاری
carib کاریبی
caribaea پینوس کاریبئا
caribbean جزایر کارائیب هلند · دریای کارائیب · دلار شرق کارائیب · کارائیب · جامعه کارائیب · جامعه کشورهای دریای کارائیب
caribou رانژيفر · گوزن آمريكاي شمالي · گوزن شمالی
carica انجیر خوراکی · جنس خربزه درختی · شالانجیر · فیکوس کاریکا · كاريكا كاندامارسانسيس · پاپایا
caricaceae تیره خربزه درختی · کاریکاسه
caricature جعل هویت · کاریکاتور · کارتون
caricaturist کاریکاتوریست
caricom جامعه کارائیب · جامعه کشورهای دریای کارائیب
caries تقرح استخوان · تقرح عظمی · تيلهتيا كاريس · رمام · پوسیدگی استخوان · پوسیدگیهای دندانی
carillon ژنگہای موسقی
carina شاهتخت · شاهتخته · شاهتخته · زورق
carinata براسیکا کاریناتا · خردل حبشي
caring خانه پرداز
carinii لیتوموزوییدس کارینیای · پنوموسیستیس کارینیای
carinthia کرنتن · اتريش سفلا · اتريش عليا · استيريا · اطریش · برگلند
cariosity تقرح استخوان · تقرح عظمی · رمام
carious رمیم · پوسیده
caris نظام اطلاعات پژوهشی جاری کشاورزی
carissa كاريسا گرانديفلورا · کاریسا · کاریسا ماکروکارپا
carl کارل · کارل ارف · کارل فریدریش گاوس · کارل فیلیپ امانوئل باخ · کارل لینه · کارل گوستاو ژاکوب ژاکوبی
carla کارلا برونی
carlavirus ويروس اس سيبزميني · ويروس موزاييك صنوبر · کارلاویروس اس سیبزمینی · کارلاویروس موزاییک صنوبر
carlaviruses کارلاویروسها
carleton دانشگاه کارلتون
carling قایق نجات
carlo جیان کارلو منوتی · مونت کارلو · کارلو پونتی
carloman کارلمان فرانسوی · کارلمان پسر شارل مارتل · کارلمان یکم
carlos آنتونیو کارلوس ژوبیم · ایلیچ رامیرز سانچز · خوان کارلوس اونتی · خوزه کارلوس ماریاتگوئی · کارلوس اسلیم · کارلوس سانتانا
carlsbad پارک ملی حفرههای کارلزبد
carlsbergensis ساكاروميسس كارلسبرژنسیس · ساکارومیسس اواروم
carludovica كلاه پانامايي · کارلودوویکا · کارلودوویکا پالماتا
carmania کرمان
carmathian قرمطی · قرمطیه
carmel کرمل
carmelit متروی حیفا
carmen کارمن لوانا
carmichael هوگی کارمایکل
carmina کارمینا بورانا
carminative بادبر · بادشکن
carmine جوهر قرمز دانه · جوهر قرمزدانه · سرخ جامه · قرمز رنگ · پارچه مخمل
carmovirus کارموویروس
carnage کشتار فجیع · قصابی · کشتار
carnal تنانه · شہوانی · شہوت آمیز · عشق مجازی · غلمت · لذات جسمانی
carnality شهوانيت · شهوت · نفسانیت · خارش
carnation انقلاب میخک · میخك · میخك صدیر · میخک · گل میخك
carnations جنس قرنفل · جنس میخک · جنس گل میخک · دیانتوس · ميخكها · گلهاي ميخك
carnauba نخل موم كارنوبا · کوپرنیسیا سریفرا
carnea ايپومئا فيستولوزا · ایپومئا کارنئا · كريزوپا كارنئا · کریزوپرلا کارنئا
carnegie اندرو کارنگی · تالار کارنگی · دانشگاه کارنگی ملون · موقوفه کارنگی برای صلح بینالمللی
carnelian سنك یمانی · سنك یمن · عقیق · عقیق سلیمانی
carnica آپیس ملیفرا کارنیکا
carnified ملتحم
carnitine کارنیتین
carnival سیرک مرگبار · کار ناوال · کارناوال · کارنوال · کاروان شادی · کلوخ اندازان
carnivora حیوانات گوشتخوار · گوشتخواران
carnivore گوشتخوار
carnivores گوشتخواران
carnivorous جانوران گوشتخوار · حیوان گوشتخوار · سیرک مرگبار · گوشت ربا · گياهان حشرهخوار · گیاهان گوشتخوار
carnivory گوشتخواری · جانوران گوشتخوار
carnobacterium کارنوباکتریوم · کارنوباکتریوم پیسیکولا
carnosity گوشت زیادی
carnot نیکولا سعدی کارنو
caro کارو لوکس
carob خرنوب · خرنوبها · سراتونیا سیلیکوآ
carobs خرنوبها · خرنوب
carol سراییدن · چهچه · سرود
carolina دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی · کارولینای جنوبی · کارولینای شمالی · گل شرابی
caroline جزایر کارولین
carom کمانه
carota دوکوس کاروتا · هویج خودروی
carotae هترودرا کاروتائه
carotene کاروتن
carotenes كاروتنها · كاروتينوييدها · کاروتنوییدها
carotenoids کاروتنوییدها · كاروتنها · كاروتينوييدها
carotinoids كاروتنها · كاروتينوييدها · کاروتنوییدها
carotovora اروینیا کاروتوورا · اروينيا آتروسپتيكا · اروينيا آروييدئائه
carousal باده گساری · میگساری · عیاشی
carouse شورش کردن · عیاشی کردن
carousel اسب چرخ و فلک · چرخ فلک · گردونه · فرفره · گرش
carp كپور · ماهي كپور معمولي · ماهی کپور · ماهی گول · پرچمهای ماهی در باد · كپور نقرهاي
carpal رباط محیط رسخ · مچی
carpathians کوههای کارپات
carpel برچه
carpels اندام ماده گل · برچهها · تخمدانهاي گياهي · كلاله · تخمكها · خامه
carpenter درود کار · درود گر · درودگر · درگر · نجار
carpentering نجاری
carpenters کارپنترز
carpentry درود گری · درودگری · نجاری · كابينتسازي · چوبکاری
carpet زیرانداز · زیلو · صدفداران فرشینهای · صدفداران فرشینهای ژاپنی · صدفهای گردنکوتاه · فرش
carpeted فرش کرده · مفروش
carpeting زیلو · فرش · قالی · قالیچه
carpets فرشی
carpetweaver قالی باف
carpetweaving قالی بافی
carpini اوتترانیکوس کارپینی
carpinus جنس اولس · جنس لور · جنس ممرز · کارپینوس · کارپینوس بتولوس · ممرز
carpio سیپرینوس کارپیو
carpocapsa كرپوكاپسا · لاسپيرزيا · گرافوليتا · سیدیا
carpocapsae استینرنما کارپوکاپسائه · نئوآپلكتانا كارپوكاپسائه
carpoglyphidae کارپوگلیفیده
carpologist میوه شناس
carpology مطوه شناسی
carpophagous میوه خوار
carpophilus کارپوفیلوس · کارپوفیلوس همیپتروس
carposina کارپوسینا · کارپوسینا نیپونانسیس
carposinidae کارپوسینیده
carpus استخوان درشتني · استخوان ران · استخوان زند زبرين · استخوان كتف · استخوان كف دست · استخوان كف پا
carrageenans کاراژینانها
carrera آسیا کاررا
carrey جیم کری
carriage درشکه · درشکه چی · درشکۀ دواسبه · شورا درشکه · قنداق توپ · واگن
carriages قطار درشکه · چارچوبهای الواربری
carried بردنی · بغارت رفتن · تن بتن · حمیل · ربوده · سرباری
carrier قاطر چی · مكاری · نامه بر · ناو هواپیمابر · وضعيت حامل بیعلامت · وضعیت حامل
carries خارکش · غاشیه دار
carrion مردار · کلاغ بغدادی · گنديده · گوشت گندیده · لاش · جسد
carrioncrow کور کور
carrière ژانکلود کاریر
carroll اما کارول · شان کارول · لوئیس کارول
carrot دوقو · ذردك · سقاقل · هويج · هویج · گزر
carrots هویجها
carrousel چرخ فلک · گردونه · فرفره · گرش
carry ادامه دادن · از کسی شنوایی داشتن · افاذ کردن · انباشته کردن · باد یمودن · بدوش گرفتن
carrying باربرداری · بارکش · حمول · خاطف · رفت و روب · ظرفیت چراگاه
carson کارسون مککولرز · کارسونسیتی
carsten کارستن نیبور
cart ارابه · سرنا را ازته زدن · عرابه · گاری · حمل کردن · دوچرخه
carta فرمان کبیر · مگنا کارتا
cartagena بازار مشترك آندي · گروه آندی
cartap پادان · کارتاپ
cartaxo کارتاشو
carte اختیار تام · اختیار نامحدود · کارت بلانش · کارت سفید · کاغذ سفید · صورت غذا
cartel کارتل
cartels کارتلها
carter جیمی کارتر · سامانتا کارتر · عرابه چی · هاوارد کارتر · گاریچی · رفتگر
cartesian دکارتی
carthage قرطاجنه · کارتاژ
carthaginian قرطاجنی · کارتاژی · پونیک
carthami پوکسینیا کارتامی
carthamus جنس کاجیره · جنس گلرنگ · کارتاموس · کارتاموس تنکتوریوس · کارتاموس لاناتوس · گاجره
carthorses اسبهای بارکش
cartilage بجس · خیشوم · غضروف · غضروف درقی · کرجن · غضروفی
cartilaginous دلمۀ غضروفی · سقاق غضروفی · غضروفی · ماهیان غضروفی · ماهيان كرجني
cartio کامرون کارتیو
cartographer نقشه کش
cartography ئقشه کشی · نقشه کشی · نقشهسازی · نقشهکشی
carton جعبه مقوایی · کارتن · مقوا
cartonful جعبه مقوایی · کارتن · مقوا
cartons جعبههاي شير · محفظههای شیر
cartoon تصویر مضحک · داستان مصور · كاريكاتور · کارتون · کاریکاتور
cartoonist کارتونیست
cartouch فشنگ · گلوله توپ
cartouche فشنگ · گلوله توپ
cartridge فشنك · فشنگ · کارتریج
cartridgebox فالسقه · فانسقه
cartridgefactory کارخانه فشنك سازی
cartridges فشنك ساز · فشنك سازی
carts ارابههای الوارکنی · واگنها · گاریها
cartwheel چرخ
carum جنس زیره سیاه · كاروم پتروسلينوم · کاروم · کاروم کاروی · زیره سیاه · پتروسلینوم کریسپوم
caruso انریکو کاروسو · کاروسو
carve تراشیدن · حجاری کردن · کنده کاری کردن · اره كردن · قلم زدن
carved حک شده · منقوش · کنده
carven حک شده
carver ریموند کارور · قلم کنده کاری · پیکر تراش · کنده کار · حجار
carvi کاروم کاروی · زیره سیاه
carving کنده کاری · حجاری · پیکر تراشی · کنده کاری کردن
carvone کارون
carya جنس گردوی گرمسیری · كاريا ايليننسيس · کاریا پکان · گردوي آمريكايي · کاریا
caryae کورکولیو کاریائه
caryedon کاریدون
caryella مونلیا کاریلا
caryocar کاریوکار
caryocaraceae کاریوکاراسه
caryophyllaceae تیره میخک · میخکیان · کاریوفیلاسه
caryophyllaceous قرنفلی
caryophyllata اوژنيا آروماتيكا · اوژنيا كاريوفيلاتا · اوژنيا كاريوفيلوس · سیزیژیوم آروماتیکوم · كاريوفيلوس آروماتيكوس · ميخك
caryophyllus دیانتوس کاریوفیلوس · اوژنيا آروماتيكا · اوژنيا كاريوفيلاتا · اوژنيا كاريوفيلوس · سیزیژیوم آروماتیکوم · كاريوفيلوس آروماتيكوس
caryopses گندمهها · بذرها
caryopteris جنس ریشآبی · کاریوپتریس
caryota نخل تادي · نخل دمماهي · کاریوتا · کاریوتا اورنس
casablanca کازابلانکا
casbah قلعه یا دژ
cascade آبشیب · ابشار · ذره آبشار · شلاله · آبشار · آبیس آمابیلیس
cascades آبشيبها · پارک ملی کسکیدز شمالی · آبشارها
cascading رویانداز آبشاری سبک · فهرست زنجیره ای
case آب از سر من گذشته است · از قرار واقع · بای حال · بررسی موردی · بعرض کسی رسیدن · بکار کسی رسیدگی کردن
casebook کتاب درسی
casei لاکتوباسیلوس کازهای
caseicola پنيسيليوم كازئيكولوم · پنيسيليوم کازئیکولا · پنیسیلیوم کاممبرتیای
caseicolum پنيسيليوم كازئيكولوم · پنيسيليوم کازئیکولا · پنیسیلیوم کاممبرتیای
casein کازئین
caseinates کازئیناتها
caseload مشتريان
casement پنجره · پاچنڭ
caseous پنیری
casern پادگان
cash بنقد · تاباتا کش · تحویلخانه · جریان وجه نقد · درآمد نقدي · صندوق پول
cashbook اوار · اوارجه · اوارچه
cashbox قلک
cashew بادام هندی
cashewnut قرص کمر
cashews بادامکوهیها
cashier تحویلدار · تحویلداری · رئیس صندوق · صندوقدار
cashmere ترمه · شال ترمه یا کشمیر · شال کشمیری · شال · کشمیر
cashoo کات هندی · کات کلاتی
casimiroa کازیمیروآ · کازیمیروآ ادولیس
casing لوله محافظ · اندود · غلاف · روکش · روده
casings ریختنیها · اکامه
casino کازینو
casio کاسیو
cask شکر مازندران · پیپ · بشکه · خمره · خمرۀ جوبی · زرین کلاه
casket جعبه کوچک · درج · حقه · محفظه
caspian آسلگون · ببر مازندران · ببر هیرکانی · بحر خزر · دریاچه مازندران · دریای خزر
caspians کاسپیها
casque کاسك
casquet کاسکت
casquetel کاسکت
cassandra کاساندرا
cassano آنتونیو کاسانو
cassation دیوان تمیز · تمیز دادن
cassava مانديكولا · مانيوك · نشاسته كاساوا · ویروس موزاییک کاساوا · يوكا · کاساوا
casserole روغن داغ کن · تابه · تاوه
cassette نوار کاست · کاست · تابوت
cassia حب القلقل · سلیخه · سنا آلاتا · سنا اوبتوزيفوليا · سناي اسكندراني · سناي تيناولي
cassida جنس سنا · جنس فلوس · کاسیدا
cassidy بوچ کسیدی و ساندنس کید
cassie آکاسیا فارنزیانا · اقاقياي شيرين · گل مشك
cassiicola كورينهباكتريوم ملونيس · کورینسپورا کازیایکولا
cassino کازینو
cassiopeia ذات الکرسی · ذاتالکرسی
cassipourea کاسیپورئا · کاسیپورئا گوییانانسیس
cassiterite سنك قلع · معدن قلع
cassock دلق · قبا · جبه · کشیش
cassowaries شترمرغهای استرالیایی
cast اظهار کردن · افسرده کردن · افکندن · افکنده · اواره شدن · بچه کردن
castafiore جواهرات کاستافیوره
castanea جنس شاهبلوط · درخت شاهبلوط آمريكايي · دیپاروپسیس کاستانئا · شاهبلوط · شاهبلوط اروپايي · شاهبلوط اسپانيايي
castaneda کارلوس کاستاندا
castaneifolia بلندمازو · سیاهمازو · کوارکوس کاستانیفولیا
castanet قاشقك
castanets صنج · قاشقك
castaneum تریبولیوم کاستانئوم
castanopsis کاستانوپسیس
castaway آب برده · کشتی شکسته
caste ذات · رتبهبندي اجتماعي · ساخت اجتماعي · قانون اجتماعي · نظامهای اجتماعی · ساختار اجتماعی
castellana آگروستیس کاستلانا
castellón کاستلیون
castelo کاستلو برانکو
caster چرخ کوچک · کرچک · گلمال
castigate تنبیه کردن
castile کاستیل و لئون
castilian اسپانيايى
castilla كاستيلوا · لوبيا مرمري · لوبيا چشمبلبلي · لوبياهاي كاستيلا · کائوچوی پاناما · کائوچوی کاستیلوآ
castillo ایران کاستیلو
castilloa كاستيلوا · کائوچوی پاناما · کائوچوی کاستیلوآ · کاستیلا · کاستیلا الاستیکا
casting افراغ · تظلیل · رأی قاطع · ریختهگری · پشك · رفض
castle افکار پوچ · انباخون · حصن · دسکره · دژ · صرح
castled سنکر دار · قلعه دار
castles خیالات خام پختن · خیلات خام پختن
castling قلعه بستن
castnia کاستنیا
castniidae کاستنیایده
castor دانههای کرچک · رأس پیکر پیشین · روغن بیدانجیر · روغن کرچك · روغن کرچک · كاستور
castorbeans کرچك
castoreum جند · جند بیدستر · خایۀ سك آبی
castoroil کرچك
castrate اخته کردن · بیضۀ در آورد ن · خایه کشیدن · خواجه حرمسرا · خواجه
castrated خایه کشیده · اخته
castration اختهکردن · اخصاء · اختهكردن · اختهكردن جانوران
castro رائول کاسترو · فیدل کاسترو
casts رصد بند
casual کارگر موقت · سرسری · کارگر پارهوقت · اتفاقی · بی مبالات · عارضی
casualties حوادث
casualty تلفات · سانحه · حادثه · قوه قهریه
casuariiformes شترمرغسانیان
casuarina کازورینا · کازورینا اکیستیفولیا · کازورینا کونینگهامیانا
casuarinaceae تیره کازورینا · پرشترمرغیان · کازوریناسه · کاسوریناسه
casuist سفسطه گر
cat خواب کوتاه · سنور · صورت گربه · غذا گربه · كوسهسگماهيان · كوسهشكاريماهيان صاف
catabolise دگرگون شدن
catabolism فروگشت · فروگوهرش · کاتابولیسم
catabolites كاتابوليتها · متابولیتها
catabolize دگرگون شدن
cataclysm بلای ناگهانی · سيل بزرگ · سیل بزرگ · طوفان · عاقبت داستان · بیچارگی
catadromous ماهيان بالارونده · ماهيان فرورونده · ماهیان ترارونده
catafalque عماری
catalan کاتالاتی · کاتالان · کاتالانی · کاتالونیایی · شامپاین
catalase کاتالاز
catalaunalis آنتیگاسترا کاتالونالیس · كرم نيام كنجد
catalectic سکته دار
catalepsy داءالسبات · سکتۀ صاعقه
catalog کاتالوگ · کتاب فهرست · فهرست
cataloger ثبات
catalogue جریده · فهرست کردن · فہرس · فہرست · فہرست مدون · فہرست نامه
cataloguer ثبات
catalonia کاتالونی · کاتالونیا
catalonian گل پاس چینی · کاتالانی
catalpa جنس جوالدوزک · کاتالپا
catalpic کاتالپیک اسید
catalyse تندتر کردن
catalyst سازمان دهنده · کاتالیزگر
catalysts کاتالیزگرها
catalytic فعالیت کاتالیزی
catalyze تندتر کردن
catamarans قایقهای کوچک
catamarca کاتامارکا
catamenia طمس · قاعدگی زنان
catamenial مریض
catamite بچه خوشگل · غراچه · ملوط · کون ده · ماٴبون · کونی
catamount سیاه گوش
catananche کاتانانکه
cataplasm ضماد
catappa بادام هندي · بادام گرمسيري · بیدام · ترمینالیا کاتاپا · لوز هندی
catapult منجنیق · وسیله پرتاب · پرتاب کننده · عروسك
cataract آب مروارید · آبمرواريد چشم · آبمروارید · کاتاراکت · آبشار
catarina سانتا کاتارینا
catarrh نزله · زکام
catarrhal ویروس تب نزلهای بدخیم
catarrhini راستبینیان
catasetum کاتاستوم
catastrophe آفت · بلای ناگهانی · سیل بزرگ · طوفان · عاقبت داستان · بلیه ـ بلیة
catastrophic پر بلا
catatonia نوعی جنون
catatonic نوعی جنون
catcall صدای سوت
catch ترکیب صید · تلاش صید · توانایی صید · دادههاي شيلات · دادههاي شیلات · در بستر رفتن
catchall مجموعه محصولات
catcher ناتور دشت · گیرنده
catches موشگیر · بازدهها · ترکیب صید
catching برداشت ماهي · دیدبانی · صيد ماهي · طعمههاي ماهي · مسری · واگير
catchment حوضه آب زيرزميني · آبپخشانها
catchword ارم · خارجه · نعره · پاورق · پاورقی · آزمون
catchy خدعه آمیز · جاذب · جذاب
catdog گربهسگ
catechesis کتاب تعلیمات دینی
catechin کاتشین
catechol فنولاز · پليفنول اكسيداز · کاتکول اکسیداز · کتهکول اکسیداز
catecholamines کاتکولآمینها · کتهکولآمینها
catechols آلكيلرزورسينولها · ترکیبات فنلی · رزورسينولها · رسوراترول · فنولها · كاتکولها
catechu آرکا کاتکو · نخل آركا · نخل فوفل · کات هندی · کات کلاتی
categorical منصرح · قطعی · قاطع
categories طبقات
categorizer دسته بندی کننده
category رسته · زمره · سلك · قبیل · مقوله · کتگوری
catena سلسله
catenary زنجیری · مسلسل
catenation اتصال
catenulate زنجیروار
cater سورسات تهبه کردن · فراهم نمودن · تهیه کردن · تامين كردن
caterer خانه سالار · خرج بیار · سور ساتچی · تامين كننده
catering آذوقهرسانی · صنعت آذوقهرسانی · کیترینگ · خدمات غذایی · صنعت خدمات غذایی
caterpillar كرم صدپا · کاترپیلار · کرم درخت · تراکتورهای خواباندن شیار
caterpillars سنهاي حشره · كرمهاي حشره · لارورهاي كرميشكل · مراحل لاروي · نوزاد حشرات · لاروها
catfish ماهي آزاد صخرهزي · ویروس گربهماهی جویباری · گربه ماهی · گربهماهي دريايي · گربهماهی آب شیرین · گربهماهی دریایی
catgut زهتاب · زهتاب خانه · زه
catha کاتا · کاتا ادولیس · قات
catharanthus جنس پریوش · ونگا رزئا · کاتارانتوس · کاتارانتوس تریکوفیلوس · کاتارانتوس رزئوس
cathartic تصفیه کننده · جوهر سنا · مسہل · منقی · پاکساز · مسهل
catharticus بروموس اونیولوییدس · بروموس كاتارتيكوس
cathay چين
cathedral قرهکلیسا · كلیسای جامع شوشی · نماز خانه · کلیسای جامع · کلیسای جامع و بازار · کلیسای جامع کلن
cathepsins كاتپسينها · پپتیدازها
catherine کاترین · کاترین آراگن · کاترین بل · کاترین زتا جونز · کاترین مییه · کاترین هاوارد
catheter میل زدن
catheterize میل زدن
cathexis انرژی روانی
cathode الکترود منفی · قطب منفی · لوله شعاع كاتدي · کات · کاتد
catholic دانشگاه کاتولیک آمریکا · من کاتولیکم · کاتولیك · کاتولیک · کاتولیکی · کلیسای کاتولیک روم
catholicism کاتولیسیزم · کاتولیک
catholicity جامعیت · عمومیت
catholicon دوای عام · دوای همه درد · قاتولیقون · نوشدارو
catholicos جاثلیق
cathouse فاحشه خانه
cation کاتیون · یون مثبت · ابر
cations کاتیونها
catjang دوليكوس كاتجانگ · فازئولوس سيلندريكوس · لوبیای بلدی · ويگنا سيلندريكا · ويگنا سينانسيس كاتجانگ · ویگنا اونلوییلولاتا سیلندریکا
catla کاتلا · کاتلا کاتلا
catlike پاورچین
catling گربه کوچك · بچه گربه
catnap خواب کوتاه · چرت کوتاه · غنودن · چرت
catnip نعناع گربهای · پونهسا
catolaccus کاتولاکوس
catostomus کاتوستوموس · کاتوستوموس کومرسونی
cats بلک کتز · شب گربه سموراست · مثل سك و گربه بودن · گربهها · فليس كاتوس
catsup چاشنی غذا
cattie شبیه گربه
cattiness بدخواهی · لج
cattle طويلههای گاو · محل نگهداري گاو · وبای گله · گاودانیها · گاوها · گاوهای شیری
cattleianum پسيديوم كاتليانوم · پسیدیوم لیتورال · گوآوا
cattleya کاتلیا
catty شبیه گربه
catus فليس كاتوس · گربهها
cauassu کالاتئا لوتئا
caucasia شیروان · قفقاز
caucasian آلبانیایی قفقازی · اران · زبان قفقازی · قفقازی · کبك دری · آبیس نوردمانیانا
caucasica اسكابيوزای قفقازی · اسکابیوزا کوکازیکا · طوسک قفقازی
caucasus جبال قفقاز · قاف · قفقاز · قفقاز جنوبی · قفقاز شمالی · قەوقاز
caucus انجمن حزبی
caudal دمی · ذنبی
caudata اژیلوپس کوداتا
caudate دمی
caudatus آمارانتوس ادوليس · آمارانتوس کوداتوس · تاجخروس دمگربهاي · گندم اينكا
caudillo رهبر
caught هواخوردگی · گیر افتادن · سرماخورده
caul شبکه تارعنکبوت
cauldron دیگ · هرکاره · پاتیل · تیان · خاژغان · قدر
caulescent ساقه دار
caulfield هولدن کالفیلد
cauliflora اوژنيا كوليفلورا · میرسیاریا کولیفلورا
cauliflower ويروس موزائيك كلمگل · کلم گل · کولیموویروس موزاییک کلمگل · گل کلم · گلکلم
cauliflowers کلمگلها
caulimovirus ويروس موزائيك كلمگل · کولیموویروس موزاییک کلمگل
caulimoviruses کولیموویروسها
cauline ساقه ای
caulk درز گرفتن
caulorapa براسيكا كائولوراپا · براسیکا اولراسئا گونژیلودس
caupi لوبيا مرمري · لوبيا چشمبلبلي · لوبياهاي كاستيلا · لوبیاهای چشمبلبلی
causal بیان کننده علت · سببی · مشخص کننده · علی
causality سببیت · علیت
causation سبب
causative سببی
causativeness سببیت
cause آماسیدن · آمیزاندان · آمیزانیدان · آمیزش دادن · آورنده · اخلال کردن
caused بادرنگ · برف زد ـ برف زدی · خنده ا م افتاد · خنده ام گرفت · معلول · ملخ خوارگی
causeless بلا سبب · بلاسبب · بی حکمت · بی سبب · بیجهت · بیعلت ـ بی علت
causerie حرف مفت
causes عوامل آتشسوزی · موحبات
causeway رصیف · سنك فرش · شوسه · گذرگاه · جاده
causing اجلاس · اذاقت · اذاقه · ارعاف · اساله · اسماء
caustic اکال · سخن تند · سنك جہنم قلمی · فاسد کننده · پتاس · خورنده
causticity اکالیت · سوزندگی · گزندگی
cautel فريب · گول
cautella افستيا كائوتلا · کادرا کوتلا
cauterise داغ زدن · داغ کردن · سوزاندن · پینه زدن
cauterize داغ زدن · داغ کردن · سوزاندن · پینه زدن
cautin آتاكاما · آرائوكو · آكونكاگوا · آنتوفاگاستا · آيزن · اوسورنو
caution اتقاء · احتیاط · تحدیر تمودن · خبردار کردن · رقبه · احتذار
cautioning تحذیر
cautious احتیاط کردن · بااحتياط · باملاحظه · صرفه نگاه داشتن · محتاط · ملاحظه کار
cautiously با احتیاط · محتاطانه · باملاحظه · جلو خرج را کرفتن · گوش بزنگ بودن
cautiousness ملاحظه کاری · احتیاط
cava ورید اجوف · شامپاین
cavalcade موکب · رکاب
cavalier اسب سوار · سلحشور · سوار · شوالیه
cavaliers کلیولند کاوالیرز
cavalry سواره نظام · قشون سواره · جریده
cavariella کاواریلا
cavarly سواره نظام
cave بیغوله · دل خاك · دهار · غار · نیک کیو اند د بد سیدز · پارک ملی غار بادی
caveat آگهی · هشدار · اخطار
caveh کاوه زاهدی
caveman غارنشین
caven آکاسیا کاون
cavendish هنری کاوندیش
cavendishii موسا ساپيانتوم · موسا سينانسيس · موسا كاوانديشياي · موسا پاراديسياكا ساپيانتوم · موسا پارادیسیاکا
cavern برخ · حفره زیرزمینی · چال · گودال · دهار · غار
cavernous غاردار · غارمانند · غاری · معصرۀ مغاری · کلان
caverns پارک ملی حفرههای کارلزبد · غاردار
caves باران گریز · غارستان · غارها · غاردار
cavia خوكچههاي جونده · خوکچههای هندی · كاويا · خوکچه هندی
caviar جایگزینهای خاویار · خاويار · خاویار
caviare اشبل · اشبیل · خاویار
cavies خوكچههاي جونده · خوکچههای هندی · كاويا
cavil خرده گیری · خطا گرفتن · عیب جستن · عیب گرفتن · عیبجویی · عیبجویی کردن
caviler عیبجو
caviller حرف چین · حرف گیر · خرده گیر · نکته بین · نکته گیر · حجتی
cavilling نکته گیری · خرده بین · خرده گیر · عیبجویی · نقادی · نکته بین
cavitied خانه خانه · سوراخ سوراخ
cavities حفرههای بدن
cavity برونشامه · بناگوش · جوف · جوف صدری ـ جوف سینه · حفرة الورك · حفره بینی
caviuna پیچ اناری
cavort رقاصی کردن
caw صدای کلاع · غار غار · قار قار کردن · قارقار
cayenensis دیوسکورئا کایانانسیس · يام زرد · يام گينهاي زرد
cayenne فلفل قرمز · فلفل ترشی · فلفل فرنگی · فلفلهاي تند · فلفلهاي هندي · فلفلهاي چيلي
cayman جزایر کیمن · كيمن براك · ليتل كيمن · گراند كيمن
cca ارسنات مس کرومدار
ccc سيكوسل · كلروكولين كلريد · کلرمکوآت
ccm مخلوط چوب بلال
cd دستگاه پخش سی دی · دیسک فشرده · سرعت نمونه برداری لوح فشرده · سیدی · ضبط کننده روی دیسک · لوح فشرده صوتی
ceara سیرا
cease از جوش افتادن · از خر · ازاله کردن · باز ایستادن · ترك حیات کردن · دست بر داشتن
ceased منقطع
ceasefire آتش بس · آتشبس
ceaseless لاینقطع · مدام · دائمی · ابدی
ceasing دستکشی
ceauşescu نیکلای چائوشسکو
cebuano سبویی
cecal پیوست
cecidia گال طوقه · گالهای گیاهی
cecidomyids ايتونيديده · ريزپشههاي گال · مازوپشهها · مازوپشگان
cecidomyiidae ايتونيديده · ريزپشههاي گال · مازوپشهها · مازوپشگان
cecidophyes اريوفيس ريبيس · سسيدوفيس ريبيس · فيتوپتوس ريبيس · سسیدوفیوپسیس ریبیس
cecidophyopsis سسیدوفیوپسیس · سسیدوفیوپسیس ریبیس · اريوفيس ريبيس · سسيدوفيس ريبيس · فيتوپتوس ريبيس
cecidozoa سسیدوزوآ
cecity بی بصیرتی · کوری
cecotrophy تغذيه بیمارگونه · سكوتروفي · سرگینخواری
cecropia سکروپیا · سکروپیا اوبتوسیفولیا · سکروپیا سیادوفیلا · هیالوفورا سکروپیا
cecropiaefolia پوروما سکروپیفولیا
cecum ايلئوم · راستروده · روده كور · روده کور · كولون · ژژونوم
cedar سرو · سرو آزاد · سرو لبنان · ارز · توجا اکسیدنتالیس · جنس سدر
cedarwood روغن چوب سدر
cede صرفنظرکردن از · واگذار کردن · واگذاشتن · تسلیم شدن
ceded انتقال ياقتن · خالصۀ انتقالی · انتقالی
cedi سدی غنا
cedis سدی غنا
cedrat بالنك
cedrela سدرلا · سدرلا اودوراتا · سدرلا مكزيكانا
cedrobium سدروبیوم
cedrus جنس سدر · درخت ارز · سدر اطلسی · سدر لبناني · سدر لبنانی · سدر مقدس
cee ث · سی
cefotaxime سفتيوفور · سفوتاكسيم · سفالوسپورینها
ceftiofur سفتيوفور · سفوتاكسيم · سفالوسپورینها
ceiba اريودندرون پنتاندروم · بومباكس پنتاندروم · سئیبا · سئیبا پنتاندرا · كاپوك · پنبه ابريشم سفيد
ceilidh تفریحات
ceiling آسمانه · آشیان · سغ · سقف · سقف پرواز · بام
celadine مامیران
celandine انجیرک · گل حنا
celastraceae تیره شمشاد · تیره گوشوارک · سلاستراسه · شمشادیان · هيپوكراتئاسه
celebes دریای سولاوزی · سولاوزی
celebrate جشن گرفتن · عید گرفتن · مشهور شدن
celebrated بنام · شہرت یافته · شہره · شہیر · مشاهیر · مشہور
celebration برگزاری جشن · تجلیل · جشن · جشن و سرور · جشن یادگاری · مبارک باشه
celebrity اشتهار · تابعین · شہرت · نام آوری · شهرت · معروفیت
celeriac کرفس بیابانی · کرفس
celerity فور · زودی · سرعت
celeron سلرون
celery کرفس
celestial آسمانی · افلاك · دستگاه فلك · دور فلك · دور گردن · سماوی
celestine سلستین
celibacy امتناع از ازدواج · تجرد · عزوبت · پاکدامنی · عفت وعصمت
celibate خوددار · عزب
celine سلن دیون
cell اطاقک · انكوباسيون ميكروارگانيسمها · ایمنی به واسطه سلول · باطری خشک · تقسيم هستهاي · تقسیم سلول
cellar ته خانه · زیرزمین · سرداب · زیر زمین · طبقه زي · طبقه زیر
cellars سردابها · سردابهها
cellist نوازنده ويولن س
cello ویولن سل · ویولنسل · ویولون سل
cellobiase بتا گلوکوزیداز · سلوبياز
cellobiose سلوبیوز
cellobiosus لاکتوباسیلوس سلوبیوسوس
cellophane سلوفان · ویسکوز
cellphone تلفن همراه · تلفن موبایل · موبایل
cells سلولها · سلولهاي خون · سلولهاي هوهستهای · سلولهاي پيكري · سلولهای آلورون · سلولهای خون
cellular بافت سلولی · بافته زنیوری · حجروی · حفرههاي سلولي · دیوارههای سلول · دیوارههای یاخته
cellulase سلولاز
cellulitis آلوپسي · اگزانتم · درماتوز · دیسکراتوز · سبوره · سلوليت
celluloid سلولوز نيترات · سلولوييد · كلوديون · پيروكسيلين · نیتروسلولوز · سینما
cellulolysis سلولوزکافت · سلولولیز · هضم سلولوز · گوارش سلولوز
cellulolytic میکروارگانیسمهای سلولوزکافت
cellulomonas سلولوموناس
cellulosae سيستيسرکوس سلولوزائه · تنیا سولیوم
cellulose اتيلسلولوز · سلولز · سلولوز · سلولوز استات · سلولوز قابل هضم · صنعت خمير كاغذ
celly تلفن موبایل · موبایل
celosia سلوزیا · سلوزیا آرژانتئا
celsius آندرس سلسیوس · سلسیوس
celt سلتها
celtic زبان سلتی · زبانهای سلتی · سلتی · سنبل رومی
celtics بوستون سلتیکز
celtis جنس داغداغان · سلتیس
cembra پینوس سمبرا
cembrae ایپس سمبرائه
cement اندون · بتونیر · دو ساندن · دو سانیدن · سیمان · چسباندن
cementite سمنتیت
cemetery استودان · حصار كليساان · کوچۀ خاموشان · گورستان هایگیت · گورستان وستوود · گورستان پر لاشز
cenchrus جنس چمن تشی · سنکروس · سنکروس ستیژروس · سنکروس سیلیاریس · چمن تشی نیشکدار
cenococcum سنوکوکوم
cenogenesis نسل جدید
cenotaph تهیگور · مقبره سرباز گمنام
cenozoic نوزیستی
cense بخور دادن
censer بوسوز · بوی سوز · عطر دان · عطر سوز
censor سانسور کردن · مامور سانسور · لوام
censoring سانسور عقاید · سانسور
censorious عیب جویانه
censorship سانسور · سانسور عقاید
censure انتقاد · خطا گرفتن · سرزنش · طرد
censurer ملامت گر
census ادارۀ سجل احوال · سرشماری · ممیزی مالیاتی
censuses سرشماريهاي مزرعه · سرشماریها · سرشماریهای جمعیت · سرشماریهای کشاورزی · بررسیهای مزرعه
cent درصد · ده نیم · سانتیم · صد درصد · صدی نیم · صدی پنج
centaur قنطروس · قنطورس
centaurea جنس گل گندم · سانتورئا · سانتورئا سیانوس · گل گندم · گل گندم آبی
centauri آلفا قنطورس · رجل قنطورس · ظلمان · پروکسیما قنطورس
centaurus قنطورس
centaury قنطوریون کبیر · قنطوریون · قنطوریون صغیر · گل گندم
centenarian مربوط به قرن
centenary جشن صد ساله · صد ساله · صدساله · یادبود صدساله · سده
centennial جشن صد ساله · صد ساله · صدساله · یادبود صدساله · قرن · سده
centennium دورۀ صد ساله
center استان مرکز · با دقتدیدن · باز کننده مرکز همزمان · تفرجگاه · مرکز · مرکز ثقل
centers كودكستان · کودکستان
centesimal یک صدم
centfoil صد برك
centifolious صد برك
centigrade سانتیگراد · صددرجه ای
centigram سانتیگرام
centile برحسب درصد
centiliters سانتیلیتر
centilitres سانتیلیتر
centime سانتیم · درصد · شاهی · یک صدم
centimeter سانتی متر · سانتیمتر ـ سانتیمطر · سانتیمتر
centimeters سانتیمتر · سانتیمتر مربع · سانتیمتر مکعب
centimetre سانتیمتر · سانتی متر
centimetres سانتیمتر · سانتیمتر مربع · سانتیمتر مکعب
centiped صدپا
centipede صد پا · پرپا · صدپا
centipedegrass علف صدپا · ارموکلوآ افیوروییدس
centipedes صدپایان · لبپاییان
central آسیای مرکزی · آسیای میانه · آسیای وسطیو · آفریقای مرکزی · آمازیغی اطلس مرکزی · آمریکای مرکزی
centralisation استقرار درمرکز · تمركز قدرت · تمرکز
centralise تمرکز دادن
centralised متمرکز
centralism تمر کز سیاسی · مرکز گرایی
centrality تمایل به مرکز · مرکزیت
centralization متمرکزسازی · استقرار درمرکز · تمر کز · تمركز قدرت · تمرکز · مرکزیت
centralize تمرکز دادن · مرکزیت دادن
centralized تمر کز · تمرکز یافتن · متمرکز
centrally اقتصاد سوسياليستی · اقتصادهاي برنامهريزيشده · اقتصادهای متمرکز برنامهریزیشده
centre آبياري افشانهاي · آشوبگاه · حزب مرکز · سانتر · مرکز ملی هنر و فرهنگ ژرژ پمپیدو · مرکز کمونیست انقلابی هند
centres مراكز پژوهش · مراکز آموزشی · مراکز مشاوره · موسسههای پژوهشی · كودكستان · کودکستان
centric واقع درمرکز
centrical واقع درمرکز
centrifugal قوۀ فرار از مرکز · قوۀ فرار ازمرکز
centrifugate تفکیک کردن
centrifugation باكتوفوگاسيون · مركزگريزاني سريع · مرکزگریزانی
centrifuge سانتریفوژ · تفکیک کردن
centrifuging مرکزگریزانی · باكتوفوگاسيون · مركزگريزاني سريع
centripetal قوه میل بمرکز · قوۀ میل بمرکز
centris سانتریس
centro بازار مشترك آمريكاي مركزي · بازار مشترک آمریکای مرکزی
centroid مرکز ثقل
centropristis سانتروپریستیس
centroscyllium سانتروسیلیوم
centrosema سانتروسما · سانتروسما آکوتیفولیوم · سانتروسما برازیلیانوم · سانتروسما ماکروکارپوم · سانتروسما پلومیری · سانتروسما پوبسانس
centrospermae سانتروسپرمائه
cents دو زار
centum در صد · درصد
centuple صد برابر
centuplicate صد برابر کردن · صد برابر
centuries قرنین · میات · سده
centurion میر صد · يوزباشی · یوزباشی
century سده · فرن صد ساله · قرن · قرن من · قرن نفس · مئه
cepa الیوم سپا · پیاز
cepacia بوركولدريا سپاسيا · پسودوموناس سپاسیا
cepae فوزاريوم آلبدينيس · فوزاريوم اكسياسپوروم پيسي · فوزاريوم الاييديس · فوزاريوم ديانتي · فوزاريوم رادیسیس لیکوپرسیسی · فوزاريوم رافانی
cephaelis سفلیس · سفلیس آکومیناتا · سفلیس ایپکاکوانا · پسيكوتريا ايپكاكوانا
cephalacanthus سفالاکانتوس
cephalalgia خشخاش وحشی · صداع عام · دردسر · سردرد
cephalaspis سرسپریان
cephalcia سفالسیا
cephalic رگ قیقال · سراروی · قیفال
cephalins سفالینها · فسفاتيديلاتانولآمينها · فسفاتيديلسرينها
cephalitis ورم دماغ · ورم مغز
cephalon مغز
cephalonema سفالونما
cephalonica آبیس سفالونیکا · بيد برنج · نراد يوناني · کورسیرا سفالونیکا
cephalopoda سرپایان · سرپاییان · سفالوپودا · سيفونپاييان
cephalopods سرپاییان · سفالوپودا · سيفونپاييان · سرپایان
cephalorhynchus سفالورنکوس
cephalosporins سفالوسپورینها · سفتيوفور · سفوتاكسيم
cephalosporium سفالوسپوریوم
cephalotaxaceae سفالوتاگزاسه
cephalotes آتا سفالوتس
cephalothecium سفالوتسیوم
cephalotrigona اسكورا · تتراگونا · سفالوتريگونا · مليپونولا · پلهبيا · ژئوتريگونا
cephalus موژیل سفالوس
cephenemyia سفنهمیا
cepheus قیفاووس · قیقاوس
cephidae سفیده
cephus سفوس
cepivorum اسکلروتیوم سپیووروم
ceps بولتوس · قارچهای تيرهسر
cerambycidae شاخداریان
ceramic سرامیک · ظرف سفالین
ceramicist سفالگر · کوزه گر
ceramics سرامیکها · سفال سازی · فن سفال سازی · سفالگری
ceramides سراميدها · ليپوييدها · لیپیدها
ceramist سفالگر · کوزه گر
cerana آپیس سرانا
ceraphronidae سرافرونیده
cerasi راگولتیس سرازی
cerasifera پرونوس سراسیفرا
cerasus پرونوس سراسوس · آلبالو · پرونوس اسيدا · آميگدالوس · جنس آلو · جنس آلوچه
cerate روغن موم · موم روغن
cerated مشمعی
ceratitis سراتیتیس · سراتیتیس کاپیتاتا · ورم قرنیه
ceratocystis اوفيوستوما اولمي · تيلاويوپسيس پارادوكسا · سراتوسیستیس · سراتوسیستیس اولمی · سراتوسیستیس سرولسانس · سراتوسیستیس فاگاسئاروم
ceratomyxa سراتومیکسا
ceratonia جنس خرنوب · سراتونیا · سراتونیا سیلیکوآ · خرنوب
ceratophyllaceae تیره علفشاخی · سراتوفیلاسه · شاخبرگیان
ceratophyllidae سراتوفیلیده
ceratopogonidae ريزپشههاي گزنده · سراتوپوگونیده
ceratosphaeria سراتوسفريا گريسئا · پيريكولاريا گريسئا · ماگناپورته گریسئا
ceratostomella سراتوستوملا
ceratotheca سراتوتکا · سراتوتکا سزاموییدس
ceratozamia آنسفالارتوس · سراتوزاميا · ماكروزاميا · زامیاسه
cerberus کربروس
cercidiphyllaceae سرسیدیفیلاسه
cercis درخت ارغوان
cercopidae درازدمیان · كفحشرات · كفخسترها
cercopoidea سرکوپوییدئا
cercoseptoria سرکوسپتوریا
cercospora سركوسپورا آراكيديكولا · سركوسپورا نيكوتيانه · سركوسپورا پرسوناتا · سركوسپوريديوم پرسوناتوم · سرکوسپورا · سرکوسپورا اوریزائه
cercosporella سركوسپورلا هرپوتريكوييدس · سرکوسپورلا · پسودوسرکوسپورلا هرپوتریکوییدس
cercosporidium سرکوسپوریدیوم · سركوسپورا پرسوناتا · سركوسپوريديوم پرسوناتوم · فئوييساريوپسيس پرسوناتا · میکوسفرلا برکلهای
cereal آردهای غلات · برشتوک · جوانه ذرت · جوانه گندم · جوانههای غلات · غلات
cereale سکال سرئال
cerealella سیتوتروگا سرئاللا
cerealis ریزوکتونیا سرئالیس
cereals بقول · بقولات · حبوبات · حليم · ذرتهاي پولكي · غلات دامخوراک
cerebellum دماغ صغیر · مخ · مخچه · هيپوتالاموس · چليپاي بينايي · بصل النخاع
cerebral اختلالات دماغی · ساعدین مبدأ نخاع · سکتۀ دماغی یا مغزی · مخی · نزف الدم دماغ · دماغی
cerebralis سنوروس سربراليس · مولتيسپس · مولتيسپس مولتيسپس · تنیا مولتیسپس
cerebrally کودن
cerebration با شعور · تفهم · تعقل · اندیشه · تفکر · نظر
cerebrocortical التهاب عصب · بيماريهاي طناب نخاعي · بيماريهاي عصبشناختي · بيماريهاي مغز · رقصاک · ميلوآنسفاليت
cerebrosides اسفنگوفسفوليپيدها · سربروزيدها · گانگليوزيدها · گليكواسفنگوفسفوليپيدها · اسفنگولیپیدها
cerebrospinal راههای مغزي ـ نخاعي · مسيرهاي هرمي
cerebrovascular سکته · سکته ناقص · آريتمي · آپوپلكسي · اختلالات فشار خون · اختلالات گردش خوني
cerebrum جرم دماغ · مخ · مخچه · هيپوتالاموس · چليپاي بينايي · بصل النخاع
cerecloth مشمع · موم جامه
cerefolium آنتریسکوس سرفولیوم · جعفری وحشی یکساله
cerement کفن · پرده
ceremonial تشریفاتی · جنابت · مربوط به جشن · مراسم · غسل
ceremonially جنب
ceremonies رئیس تشریفات · رسوم · شعائر · عقد کنان · مناسك · آداب
ceremonious خشك مقدس · تعظیم
ceremoniously دو دستی
ceremony آین · تشریفات · تکلف · جشن ماه · محابا · مراسم
ceres سرس
cereus باسیلوس سرئوس
cerevisiae ساكاروميسس سرويسيه · ساکارومیسس سرویسیائه
cerifera نخل موم كارنوبا · پارمنتیرا سریفرا · کوپرنیسیا سریفرا · افوربیا آنتیسیفیلیتیکا · اوفوربیا سريفرا · بتهوونيا سريفرا
ceriferous مومدار
ceriman فيلودندرون پرتوسوم · مونسترا دلیسیوزا
cerise سرخ جامه · قرمز رنگ · پارچه مخمل
cerium سریم
cern سرن
cero شاهماهی ماکرل · ماهي سرو · ماهي ماكرل اسپانيايي · ماهي ماكرل شاهي · ماهي ماكرل كرهاي · ماهي ماكرل گلهاي
ceroplastes سروپلاستس · سروپلاستس فلوریدانسیس
cerotic سروتیک اسید
cerotoma سروتوما · سروتوما تریفورکاتا
ceroxylon بتهوونيا سريفرا · سروگزیلون · سروگزیلون آندیکولا · نخل موم · نخل موم آمريكاي جنوبي
cerris کوارکوس سریس
cert گواهینامه
certain بهمان · تحقیقی · حکمی · سنة · سنه · علم يقین
certainly ایقان · بیقین · تحقیقا · حتما · علی التحقیق · معلوم است
certainty امر مسلم · تیتن · حتمیت · عین الیقین · تحقق · خاطر جمعی
certifiable قابل تایید · قابل تصدیق
certificate تصدیق طبابت · تصدیقنامه · رضایت نامه · سند رسمی · ورقۀ هویت · گواهی تولد
certification مولف گواهینامه · گواهي بذر · گواهي گياه · گواهینامه بذر · گواهینامه تجهیزات · گواهینامه گیاه
certified تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · قابل تایید · قابل تصدیق · نامگذاري خاستگاه
certify تصديق کردن · مرخص کردن · تصدیق کردن · اشکار ساختن · شهادت دادن
certitude اتقان · ایقان · یقینی
cerulean سنگ لاجورد · لاجورد · لاجوردی · نیلو فری · نیلگون · نیلی
ceruloplasmin آيرون ردوكتاز · سرولوپلاسمين · فرواکسیداز
cerumen جرم گوش · چرک گوش
ceruse اسفیداب · اسفیداج · سفیداب · سپیداب · هرهفت
cervantes میگوئل سروانتس
cervi الافوسترونژیلوس سروی · ستاریا سروی · پارامفیستوموم سروی
cervical مہرۀ کردن · گردنی
cervicalis اونکوسرکا سرویکالیس
cervidae گوزنیان · آهو
cervix گردنه · گردن · آندومتر · ميومتر · گردن رحم · زهدان
cervonic دوکوساهگزائنوئیک اسید
cervus آهوي سرخ · بزرگگوزنهاي شمالي آمريكايي · سرووس · سرووس الافوس · سرووس نیپون · واپيتي
cesarean عمل سزارین
cesium سزیم
cessation باز شدن صدا · انقطاع · پایان · تعطیل · متارکه · توقف
cession تفویض · واگذاری املاك · واگذاری
cesspit چاه مستراح
cesspool آبشی · ابریز · مزبله · منجلاب · چاه مستراح
cesticillus رایلیتینا سستیسیلوس
cestoda سستودا · سستودها · كرمهاي نواري · نواریان
cestode عفونتهاي سستودي · كرمزدگي · ورمينوز · کرم کدو · کرمزدگیها
cestodes سستودا · سستودها · كرمهاي نواري · نواریان
cestrum سستروم
cetacea آببازان · راسته نهنگ · نهنگان · والان
cetchup چاشنی غذا
cetonia ستونیا
cetorhinus ستورینوس · سلاكه ماكزيما
cetus قیطس · نهنگ
ceuta سبته · سبته و ملیله
ceutorhynchus سئوتورنکوس · سئوتورنکوس آسیمیلیس
ceylon جمهوري سريلانكا · حزب کمونیست سیلان · رنگ زرد سبز · سراندیب · سيلان · قدمگاه آدم
ceza جزا
cf مطالبه کردن · قس
cfd دینامیک سیالات محاسباتی
cfp فرانک اقیانوسیه
cgiar گروه مشاوره تحقیقات بینالمللی کشاورزی
chaat زیره
chabahar چابهار
chabertia کابرتیا
chabertiidae کابرتیایده
chaco چاکو
chacoense سولانوم کاسنس
chaconier وارزهویکزیا کوکسینئا
chad جمهوري چاد · خرده کاغذ · دریاچه چاد · چاد · چاه زنخدان
chadar چادر
chadian عربی چادی
chador چادر
chadri برقع
chadwick جیمز چدویک
chaenomeles جنس به ژاپنی · سيدونيا ژاپونيكا · کنوملس · کاملیا
chaerophyllum کروفیلوم · کروفیلوم بولبوزوم
chaetochloa ارزن آلماني · ارزن ايتاليايي · ارزن بوئري · ارزن دمروباهي · ارزن سيبريهاي · ارزن فرانسوي
chaetocnema کتوکنما
chaetognatha تارآروارگان · كرمهاي پيكاني
chaetomiales سورداريالها · كتوميالز · كورونافورالز · سورداریالز
chaetomium کتومیوم · کتومیوم ویرسانس · کتومیوم گلوبوزوم
chaetopsina کتوپسینا
chaetosiphon کتوسیفون
chaetothyriales آسترينالز · دوتيدئالها · دوتيورالز · كاپنوديالز · كتوتيريالز · ملانوماتالز
chafe پوست رفتكی · سابیدن · فرسودگی · عصبانی کردن · هم زدن · رنجه داشتن
chafed پوست رفته
chafers ريشهخوارها · سربازسوسكان · سوسكها · قاببالان · قاببالیان
chaff پوشال · سبوس · کاه · کلش
chaffer تندتند حرف زدن · مبادله کردن · وراجی کردن · چانه زدن · درد دل کردن · گپ زدن
chaffy پوچ
chafing سوزش
chagatai جغتای · جغتایی · چاگاتایی
chaghcharan چغچران
chagos مجمعالجزایر چاگوس
chagrin غم وغصه · الم · اهانت کردن به · ریاضت دادن · اندوه · رنج
chahar خیابان چهارباغ اصفهان · چهارباغ
chaharmahal استان چهارمحال و بختیاری
chahvarz چاهورز
chaim حاییم وایزمن
chain اره برقی · زره باف · زنجیر · زنجیر کردن · زنجیرخور · زنجیره تنفسی
chained زنجیره ای · گردن بسته · زنجیری
chaining اتصال
chainlet زنجیر کوچك
chainlike زنجیروار
chains آلیس این چینز · زنجیرههای غذایی · زورانه · زولانه · شبكههاي غذايي · صفد
chainsaw اره برقی
chainsaws ارههاي زنجيري · ارههای برقي · ارهها
chair سندل حصیری · صندلی · صندلی تاشو · صندلی راحت · کرسی · بانوج
chairman رئیس
chairmanship ریاست انجمن · ریاست مجلس · رئاست · ریاست
chairperson رئیس · رهبر
chairs صندلی
chaitophoridae آفیدوییدهآ · شتهها · كالافيديده · كيتوفوريده
chak چکچک
chakma چاکمایی
chakra چاکرا
chalabi احمد چلبی
chalara کالارا · تیلاویوپسیس بازیکولا · كالارا الگانس
chalcedony سنك یمانی · سنك یمن
chalcididae خلکیسیان
chalcodermus کالکودرموس · کالکودرموس انئوس
chalcogramma تراگرا کالکوگراما
chalcographer باصمه کار
chalcographus پیتیوژنس کالکوگرافوس
chalcography حکاکی روی مس یا برنج · باصمه کاری
chalcones کالکونها
chaldaic کلدانی
chaldea قادسیه · کلده
chaldean کلدانیها · کلدانی
chaldee کلدانی
chaldiran جنگ چالدران
chaldoran شهرستان چالدران
chalet کلبه ییلاقی
chalice جام باده · ساتگینی · ساغر · قطعه · پیاله
chalk تباشیر · خاکهای کچی · خاکهای گل سفید · گل سفید · گل گیوه · گچ
chalkboard تخته سياه · تخته سیاه · تخته
chalkeater گلخور
chalkstone سنگ گچ · سنگ آهک
chalky گچی
challenge به مبارزه طلبيدن · دلير · چالش · جدال کردن
challenged كر · کر · کودن
challenger فضاپیمای چلنجر · گودال چلنجر · شرکت کردن در · مخالف · مسابقه
challenging مبارز طلبی · بلند همت · جاه طلب · نامجو
chalmers دیوید چالمرز
chaloos چالوس
chalybeate آب آهن جوشان
cham چمی
chamade طبل امان
chamaecyparis سرو ژاپني · شبهسرو · كامهسيپاريس تايوانانسيس · کامهسیپاریس · کامهسیپاریس ابتوزا
chamaecytisus كامسيتيسوس · كامسيتيسوس پروليفروس · سیتیسوس · سیتیسوس پرولیفروس
chamaedorea کامدورئا
chamaedrys توکریوم کامدریس · مريمنخودي · مریمنخودی بوتهای · مریمنخودی طناز
chamaeleon آفتاب پرست · آفتابپرس · آفتابپرست
chamaemelum آنتمیس نوبیلیس · بابونه رومی · كامهملوم نوبيله · بابونه
chamaemorus روبوس کامموروس
chamaemyiidae کامهمیایده
chamaenerion اوناگراسه · بيدعلفيها · تیره علف خر · تیره گل مغربی · سيرسئاسه · كامنريون
chamamyan لینا شمامیان
chambarak چامباراک
chamber اتاق خلا · اتاق خواب · اتاق گاز · اطاق تجارت · بربار · حجله
chamberlain ایشیك آقاسی · حاجب · زرین کلاه · فراش باشی · هیوستون استیوارت چمبرلین · پرده دار
chamberlainship حاجبی
chambermaid دفتر خاطرات زن خدمتکار · کلفت
chamberpot لگن
chambers اطاقكهاي كشت · حمام نمره · لانههاي لارو زنبور · محفظههاي اقليمي · محفظههای رشد · محفظههای لارو زنبور
chambre شخص محترم · پیشخدمت مخصوص · ملازم
chameleon حربا · آفتاب پرست · آفتابپرست · بوقلمون
chamfer نیم و نیم کردن · رنده کردن · پخ دادن · گونیا
chamissonis آرنیکا کامیسونیس · سيرتوسپرما ادوله · سيرتوسپرما ماركوزياي · سیرتوسپرما کامیسونیس
chammy جیر · بزکوهی · شوکا
chamois بزکوهی · جیر · شوکا · بزآهو · روپيكاپرا روپيكاپرا
chamomile بابونه · بابونه آلماني · بابونه رومي · بابونه شیرازی · بابونه وحشي · ماتريكاريا ركوتيتا
chamomilla بابونه آلماني · بابونه شیرازی · بابونه وحشي · ماتريكاريا ركوتيتا · ماتريكاريا كاموميلا · کامومیلا
chamorro وقت عادی چامورو · چامورویی
champ چاوش كردن · مزرعه · جویدن · مخفف · قهرمان · نشخوار
champagne شامپان · شامپان آردن · شامپانی · شامپانی و شرابهای گازدار · شامپاین · شرابهاي گازدار
champagnization شامپاينسازي · فنون شرابسازي · شرابسازی
champaign هامون · جلگه
champedak آرتوكارپوس انتژر · آرتوكارپوس پليفما · آرتوکارپوس کامپدن
champeden آرتوكارپوس انتژر · آرتوكارپوس پليفما · آرتوکارپوس کامپدن
champetre گاردن پارتی
champion بطال · بطل · سلاح شور · قهرمان · قہرمان · مضارب
champions جام باشگاههای آسیا
championship قهرمانان شطرنج جهان · قهرمانی · مسابقه قهرمانی · پہلوانی
championships ویمبلدون
champleve حجره حجره · خانه خانه
chamran بزرگراه شهید چمران · دانشگاه شهید چمران · مصطفی چمران
chan دالبرژیا کوشینکینانسیس
chance اتفاقا · از حسن اتفاق · از قضا · بتر اوردن · حسن اتفاق · روز گار یافتن
chancel جایگاه مقدس
chancellery ديوان
chancellor دیوان بگی · دیوان بیگی · مہردار · نخست وزیر · صدر اعظم · صدراعظم
chancellorship صدارت عظمی
chancery مقام وزارت دارایی
chancre سیفلیس · ماشرا
chandelier اویز شده · ضمیمه شده · لوستر · شمعدان · چلچراغ
chandigarh شاندگار
chandler شماع · شمع ساز
chandrika چاندریکا کوماراتونگا
chang رودخانه یانگ تسه
change بدل · بقیه اش مال خودت · تاریخچه تغییرات · تبادل کردن · تبخیر کردن · تبدیل باحسن
changeable بوجار لنجان · بی ثبات · تعویض پذیر · تغییر پذیر · جوانه زده · قابل تبدیل
changeableness بی ثباتی
changed تبدل · تبدیل یا فتن · تبدیلی · تغییر کردن · تلبن · خارج و داخم کردن
changefulness عدم ثبات
changeless بی تغییر · تغییر ناپذیر · یکسان · ثابت
changeling بچه قصدی · بچۀ قصدی · دیر کار
changeover بازسازماندهي · بازسازى
changer تغییر دهنده · عوض کننده · صراف
changes ئی چینگ · تغییرات فناورانه · تغییرات پسمرگی · جمود نعشي · تغییرات · مغیر
changing اتاق پرو · تنکیر · رختکن · منصرف · نابرابر · نو بنو
changsha چانگشا
changzhou تایوان
channa اوفيوسفالوس استرياتوس · ماهي سرماري · کانا استریاتوس · کانا · سیر
channel آبراهه · آبکند · تلویزیون کانال جدید · جزایر دریای مانش · خور · فاکس نیوز
channelisation زه کشی · لوله کشی
channelization زه کشی · لوله کشی
channelled شياردار شده
channels کانالهای بازاریابی · ساختار بازاريابي · شبكههاي توزيع
chanoidei کانوییدهای
chanos کانوس
chanson ترانه · آهنگ
chant ترتیل کردن · مناجات · آواز خواندن · با آواز خواندن · سراییدن · سرودن
chanter زندخوان · مبلغ
chanterelle هزاردستان · بلبل
chanterelles قارچهاي قيفي · کانتارلوس
chanticleer دستان سرا
chanting ترتیل
chaoboridae کائوبوریده
chaoborus کائوبوروس
chaos خائوس · نظریه آشوب · بی نظمی کامل · هیولا · تیمارستان · هرج و مرج
chaotic هیولائی · بی نظم · هرج و مرج
chap جوانه گاو · شگاف · معامله کردن · شکاف دیوار · شکاف · انتخاب کردن
chaparral چاپارل · بتهزار سختبرگ · بتهزار كاكتوس · بتهزارهاي نيمهبياباني · بيشه درختچه هميشهسبز · ژاژستان
chapeau شاپو · کلاه
chapel کلیسای کوچک · نماز خانه · نماز · کلیسا
chaperon اسکورت
chaperone اسکورت
chapfallen سرافکنده
chaplain دین یار · قاضی عسگر · پیش نماز · پدر روحانی
chaplet گلچین ادبی · تاج گل · تسبیح
chaplin چارلی چاپلین
chapman تاجر
chapter سورة · سیمناد · فرگرد · فصل كتاب · فصل · باب
chapters ابواب
char قزلآلاي جويباري · قزلآلاي درياچهاي · قزلآلای سالمون · تبدیل بزغال کردن · زغال · زغال کردن
charabanc توده مردم · عامه · اتوبوس
characeae كاراسه · كاروفيتا · کاروفیتها · کاروفیسه
characias افوربیا کاراسیاس · فرفیون قرمز
characinoidei کاراسینوییدهای
character بد سیرت · بد نفسی · بی سیرت · حرف هان · حرف چینی · حمیده الخصال
characterisation توصیف شخصیت · طرح
characterise توصیف کردن · مشخص کردن · منقوش کردن
characteristic خاصیت · آنیت · خصوصيات · ظاهر · کیفیت
characteristics تراكم وضع سبز · خصائص · ساختار وضع سبز · سرعت چرخشی · علائم مشخصه · مشخصات بذر
characterization توصیف شخصیت · اتصاف · طرح
characterize توصیف نمودن · توصیف کردن · مشخص کردن · منقوش کردن
characterized آشوبناك · استقراضی · دریده دهن · متخلق · متصف · انتقادی
characterless سست عنصر · وصف ناپذیر
characters آپافیس · حروف · حروفات · خصائل · خطوط · صفات اکتسابی
charade جدول کلمات متقاطع · نوعی بازی · نوعی معما · زحمت بیهوده · هجو · استهزا
charades پانتومیم
charadriiformes آبچلیکیان
charak بندر چارک
charantia موموردیکا کارانتیا · هندوانه ابوجهل
charbon سیاه زخم
charcoal بجال · زغال چوب · زغالاب · زفال دودکنه · زگالاب · کورههای زغال
chard چغندر برگی سوییسی · چغندر برگی
chardzhou چهارجوی
charentes پواتو شرانت
charentsavan چارنتساوان
charge ابواب جمع · بار الکترون · بحساب آوردن · بلاعوض · بی خرج · بینه دار
chargeable نسبت دادنى
charged تفتیشی · عہده دار · مامور شدن · محسوب · موظف · مکلف
charger اسب جنگی
charges عوارض · پس کرایه · قپانداری · روکش
charging اکفار · ایصاء · تخطئه · تحمیل · متہم
chargé شارژدافر · کاردار
charikar چاریکار
chariot ارابه · گردونه
charioteer ارابهران
charipidae کاریپیده
charisma عطیه الهی · فره · فرهمندی · کاریزما · گیرش · گیرایی
charismatic آهن ربایی
charitable اوقاف · ثواب کردن · حسنات · حسنه · خیراتی · خیریه
charities خیرات کردن · خیرات
charity دارالاعانه · صدقه · حسبة لله · خیرات
charlatan زبان باز · طبیب شارلاتان یاخرریك کن · شارلاتان · زبان بازی کردن · فلاش · عیار
charlatanism زبان بازی · شارلاتان بازی · حقه بازی
charlatanry شار لاتانی · شیادی · عیاری · زبان بازی · قلاشی
charlemagne شارلمانی
charles ری چارلز · سر چارلز بلگریو · شارل آزناوور · شارل بودلر · شارل تاس · شارل دهم
charleston چارلستون
charlie چارلی رز · چارلی پارکر · چارلی چاپلین
charlize شارلیز ترون
charlotte شارلوت · شارلوت بابکتز
charlton چارلتون هستون
charm افسون · دلبری · دلربایی · فریبندگی · مفتون کردن · تعویذ
charmed شیفته · شیفته شدن · فریفته · مفتون
charmer افسونگر · مارگیر
charming دلارام ـ دل آرام · دلربا · فتان · لوندی · معجب · ملیح
charms محاسن
charnel هولناک · گورستان · ترسناک
charon خارون · کران
charophyceae کاروفیسه · كاراسه · كاروفيتا · کاروفیتها
charophyta كاراسه · كاروفيتا · کاروفیتها · کاروفیسه
charr زغال
charred تبدیل بزغال شدن · زغال شدن
charry زغالی
chars ماهیان آزاد شکمسرخ · قزلآلاي جويباري · قزلآلاي درياچهاي · قزلآلای سالمون
chart خریطه · محیط نمودار · نقشه هواشناسی · نقشۀ دریایی · نمودار · نمودار دایره ای
charta فرمان مشروطه
charter اجازه نامه · اجیرکردن · فرمان مشروطه · منشور آتلانتیک · منشور ملل متحد · پروانه دادن
chartered استیجاری · دربست · اجاره ای
chartism منشورگرایی
chartreuse سبز نخودی
charuymaq شهرستان چاراویماق
charwoman مستخدمه · زغال
chary عزیز
charybdis خاروبدیس · کاریبدیس
chase دنبال كردن · راندن واخراج کردن · شاسی · صیادی · یوختن · یوزیدن
chaser دنبال کننده · ساطور
chasity عفت
chaslising مواخذ
chasm فرق بسیار · پرتگاه عظیم · وقفه
chasselas انگور عسگری
chassis دریواس · کالبد · شاسی · کالبدشناسی · تشریح · ساختمان بدن
chastain برندی کاستین
chaste اطهار · با عصمت · با عفت · باعصمت · تحصن · تعفف
chastely اكيدا
chasten آدم کردن
chastetree سك سنبویه
chastify تعفف
chastise تادیب نمودن · گوشمال دادن · ادب کردن
chastised گوشمال خوردن · مواخذ
chastisement تادیب · گوشمال · گوشمالی · یاساق · عقاب
chastiser مواخذ
chastity تخدر · حصانت · خدارت · عصمت · عصمت پناه · عفت وعصمت
chat آیآرسی · ماهي اسكرود · ماهي هداك گازگير · ماهي ژيبر · ور · پچ پچ کردن
chateau قصر ییلاقی · قفل
chateaubriand فرانسوا رنه دشاتوبریان
chatham وقت تابستانی چتهام · وقت عادی چتهام · وقت چتهام
chatoyant سینه کبوتری · سینه کفتری · پر طاووسی · جوانه زده · قوس قزحی
chattanooga دانشگاه تنسی در چتانوگا · چاتانوگا
chattels اشیاء · زادو بود · مخلفات · کاسه و کوزه · اثاث · بنه
chatter بچ بچ · جغ جغ کردن · ورورکردن · ور · وراجی · پرحرفی
chatterbox زاغی
chatterer باریک آواز · افشار · زاغی
chattering جغ جغ ـ جغجغ · شوط · ورور
chatty خوش صحبت · پرخبر · پرچانه
chaucer جفری چاوسر
chaudhry افتخار چودری
chauffeur آتش انداز · آتش تاب · راننده ماشین · رانندگی کردن · شوفر · شوفور
chaulk کرس
chauvinism شوونیسم · شوڨينيه · ملت پرستی افراطی
chauvoei کلوستریدیوم کائووهای
chavchavadze ایلیا چاوچاوادزه
chaves شاوس
chaw لقمه جویده · تعمق · تفکر · نشخوار
chawbacon برزگر
chawla کالپانا چاولا
chaya چايا · کنیدوسکولوس کایامانزا
chayamansa چايا · کنیدوسکولوس کایامانزا
chayote سکیوم ادوله · چايوت
che چه گوارا
cheap ارزان · سبڭ مایه · صاحب مرده · مفت · کم بها · کم خرج
cheapen ارزان شدن · ارزان کردن
cheapness ارزانی · سبکمایگی · ارزان
cheapo ارزان
cheapskate حريص
cheat آدم قلابی · ارقه · تلبیس کردن · خداع · دغا زدن · دغا کردن
cheated سغبه · مغبون · مغبونیت · پا خوردن · تغابن
cheater قلم زن
cheaters عینک آفتابی
cheating گوش بری · جر · غبن · تغابن · قلاشی
chebalic برنك
cheboksary چاباقسر
chebulic هلیلۀ کابلی
chechen چچنی
chechnya چچنستان
check بازبینی نامها · بررسی توازن · تطبیق کردن · ته قبض · ته چک · جعبه گزینش
checkered شطرنجی · پیچازی · چارخانه · خانه خانه
checkers جنگ نادر
checking حساب جاری بانکی · دافع · تطبیق
checkmate شاه مات · شهمات · شهمات کردن · مات · کیش و مات · مات کردن
checkout وارسی
checkpoint نقطه کنترل
checksum چکسام
checkup بازرسی کلی · معاینه عمومی · دندانساز · دندانپزشک
chedda نقد
cheddar نوعی پنیر · نقد
chee پستان
cheek حدبۀ وجنه · رخساره · عارض · عذار · عظم گونه · لپ
cheekbone استخوان گونه
cheeki سخت رویی
cheekiness روداری · پر رویی · قشر · گستاخی
cheeks افرازرخ · سیم عذار · کلثوم
cheeky سخت رو · پر رو
cheena ارزن خوكي · ارزن روسي · ارزن معمولي · ارزن هندي · ارزن پروسو · پانیکوم میلیاسئوم
cheep اشاره مختصر · جیرجیر · جیرجیر کردن · روشنایی کم
cheer ابرو گشادن · اظهار تنفر · جبین گشادن · جسور کردن · دلخوشی دادن · شاد کردن
cheerful باروح · بسیم · بشاش · بهیج · تازه رو ـ تازه روی · خرم دل
cheerfulness ابتسام · انبساط · بشاشت · بهجت · خرم دلی · دنه
cheering تشیط
cheerless ناشاد · بی نشاط · افسرده
cheero احسنت · چشم شما روشن
cheers به سلامتی · بسلامتی · خداحافظ · ممنون · شادباش · هورا
cheery سرحال · شاد · تابناک · خوشحال · خوش
cheese ترف · جایگزینهای پنیر · خمير آبپنير · شخص مهم · صنعت شير · صنعت پنير
cheeseburger چیزبرگر
cheeseflower پنیر
cheesemaking پنیرسازی
cheesemonger پنیر فروش
cheesy پنیری
cheetah يوز · يوز پلنگ · يوزپلنگ · چیتا · یوز · یوزپلنگ
cheetahs یوزپلنگها · آسينونيكس
chef سر اشپز · آشپز · پزنده
chehelsotoon عمارت چهل ستون قزوین
chehregani چهرگانی
cheilomenes كيلومنس سكسماكولاتا · منوکیلوس سکسماکولاتوس
cheiloschisis لب شکری
cheilotrema کیلوترما
cheimatobia اوپروفترا · كيماتوبيا
chekhov آنتون چخوف
chekiang شيكيانگ · ژیجیانگ
chela گاز انبر · منگنه
chelates کیلیتها
chelating اتيلنديآمينتترااستيك اسيد · ديمركاپرول · عوامل کیلیتکننده · نيتريلوترياستيك اسيد · پنيسيلامين
chelation کىلیتشدن
chelcheragh چلچراغ
chelgerd چلگرد
chelidae كليده
chelidonichthys کلیدونیکتیس
chelly یادبود ملی کنیون د شلی
chelonia كلونيا · کلونیا · لاکپشتان
cheloniidae سبزلاكپشتيان
chelonus کلونوس
chelsea باشگاه فوتبال چلسی · چلسی کلینتون
chelyabinsk استان چلیابینسک · چلیابینسک
chelydridae زمينلاكپشتان · كليدريده · كينوسترنيده · لاکپشتهای زمینی
chemic شیمیایی
chemical آلودگيزدايي شيميايي · آلودگی شیمیایی · اقیانوسشناسی شیمیایی · انواع شیمیایی خاک · اکولوژی شیمیایی · بومشناسی شیمیایی
chemicals مقاومت به مواد شیمیایی · مواد توکسیک · مواد شيميايي آسيبرسان · مواد شیمیایی · مواد شیمیایی کشاورزی · سموم
chemicophysical خواص فيزيكوشيميايي خاك · خواص فيزيكي خاك · علم فيزيک خاک · خواص شيميايي · خواص فيزيکی · نشانويژگيهاي فراورده
chemiluminescence ایمنیسنجیهای شیمینورتابی · روش شیمینورتابی · شناسايي شيمينورتابي · شناسايي فروزندگي · طيفنمایی گسیل فلوئورسانس
chemin باکارا
chemisette پیش سینه
chemism جاذبۀ شییایی · میل ترکیبی
chemist داروساز · شیمی دان · شیمیدان · داروفروش · دواساز · دوافروش
chemistry جایزه نوبل شیمی · شيمي تجزيهاي · شیمی · شیمی آلی · شیمی خاک · شیمی غیر آلی
chemists شیمیدانان · زيستشيميدانان
chemnitz کمنیتز
chemoprophylaxis پروفیلاکسی شیمیایی · پیشگیریدرمانی
chemoreceptors گیرندههای شیمیایی
chemosensitivity شيميحساسيت · مقاومت شيميايي · مقاومت به مواد شیمیایی
chemostats راکتورهای زیستی · زيستلايهها · زيستواكنشگاههاي نوري · زیستواکنشگاهها · شيميايستانهها · واكنشگاه بستر سيال
chemosterilants سترونسازهای شیمیایی
chemotaxis شیمیآرایی · کموتاکسی
chemotaxonomy شیمیآرایهشناسی · آرايهبندي زيستشيميايي · تاکسونومی شیمیایی · کموتاکسونومی
chemotherapeutants داروهاي دامپزشكي · شيميدرمانگرها · فرآوردههاي دارويي · مواد درماني · داروها
chemotherapy دارودرماني · درمان دارویی · شيميدرماني · شیمیدرمانی
chemotropism آبگرايي · بساوشگرايي · حركت تنجشي · زمينگرايي · شيميگرايي · نورگرايي
chempedak چمپداک
chen چن ئی
chenaran چناران
cheney دیک چینی
chengeableness بیقراری
chennai چنائی
chenopodiaceae تیره اسفنج · تیره چغندر · غازپاییان · کنوپودیاسه
chenopodium تخم درمنه · جنس سلمک · جنس غازپا · کنوپودیوم · کنوپودیوم آمبروزیوییدس · کنوپودیوم پالیدیکوله
chenoua الجزایر
cheopis گزنوپسیلا کئوپیس
cheque برات · برات کردن · حواله · قبض حواله · ته چك · چك
chequered پرچم شطرنجی
chequing حساب جاری بانکی
cher شر
cherax کراکس
cherimola آنونا كريموليا · آنونا کریمولا
cherimolia آنونا كريموليا · آنونا کریمولا
cherimoyas چریمویاها
cherish پروراندن · پرورانیدن · تسلی دادن · پرورش دادن · گرامی داشتن · بار آوردن
cherisher بنده پرور · پرورنده
cherishes خس پرور · رعیت نواز
cherishing بنده پروری · حق نواز · رعیت نوازی
cherkessk چرکسک
chermes آدلژس
chernenko کنستانتین چرننکو
chernobyl استالکر
chernozem چرنوزم
chernozems چرنوزمها
cherokee چروکی · چروکیایی
cherries گيلاس شيرين · گیلاسها · گیلاس · آلبالو
cherry آلبالو · شکوفه گیلاس · طعم گیلاس · عرق آلوبالو · پیوند مریم · گوجهفرنگیهای گیلاسی
cherrytree زیل
cherub کروبی
cherubini لوئیجی کروبینی
chervil جعفری فرنگی
chesapeake خلیج چساپیک
chess تخته شطرنج · شترنك · شطرنج · شطرنج باز · شطرنج بازی · شطرنج بازی کردن
chessboard تختۀ شطرنج · تخته شطرنج
chesspiece شطرنج
chest تبنگو · توراکس · دراور · ذات الصدر · صندوق سینه · قفسه سینه
chester چستر آلن آرتور
chesterfield تخت
chestnut دارکوب بلوطی · درخت شاه بلوط · رخش · شاه بلوط · کستانه · الئوکاریس توبروزا
chestnuts شاهبلوطها · اسکولوس هیپوکاستانوم · شادار · شاهبلوط اسبي
chetah یوزپلنگ · یوزپلنگ وحشی
chevalier شوالیه
chevrolet شورولت
chevron شورون · دستکش
chevrotain موشآهو
chevvy مزین کردن · معترض شدن · لخت کردن
chevy مزین کردن · معترض شدن · لخت کردن
chew جاویدن · جویدن · خویدن · در شگفت ماندن · نشخوار كردن · نشخوار کردن
chewed خاییده · خایید گی
chewer خاینده
chewing آدامس · انفيه · تنباكوي جويدني · جونده · جويدن · سيگارهاي برگ
cheyenne شایانی · شاین
cheyletidae کیلهتیده
cheyletiella کیلهتیلا
cheyletiellidae کیلهتیلیده
chhattisgarh چتیسگر
chi خی · شهر هوشیمین · هو شی مین · هوشیمینسیتی · چی
chiang چیانگ کای شک
chiapas چیاپاس
chiara پیرو کیارا
chiaroscuro نقاشي سياه قلمي
chiasm تقاطع
chiasma تقاطع · بصل النخاع · مخچه · هيپوتالاموس · چليپاي بينايي · مخ
chiba جاپان · ژاپن
chibcha چیبچا
chibouk چبوق · چپق
chic شیک · زیبا
chicago دانشگاه شیکاگو · شهردار شیکاگو · شیکاگو · شیکاگو بولز · منار شیکاگو
chicane مغالطه · مغلطه · مکر · نیرنگ زدن
chicanery مغالطه · مغلطه · خرده بینی · مکر
chicha تنبوشه · قلیان · لوله اب
chicheme دارچین
chichi باارزش
chick تمام رخ جوجه · جوجه · جوجه از تخم بیرون آمده · جوجۀ کوچك · نیمرخ جوجه · چیک کوریا
chicken آبله مرغان · خورشت آلو با مرغ · فرار مرغی · ماک · مرغ · مرغ خانگی
chickenhearted ترسو
chickens جوجههاي گوشتي · جوجههای کبابی · طیور · مرغ اهلي · مرغهاي خانگي تخمگذار · مرغهای تخمگذار
chickory تلخی
chickpea نخودچی · خلر · نخود
chickpeas نخودهای ایرانی · نخود بنگالي · نخودهاي رسمی
chicks جوجهمرغها · جوجههای مرغ
chicle چیکل
chicness فر
chicory كاسنی فرنگی · کاسنی · كاسني ترد · کاسنیفرنگیها
chicoty تلخك
chide شخولیدن · سرزش کردن · خطابه گفتن · عتاب کردن · پرچانگی کردن · گله کردن از
chiding تثریب · حلاجی · زجر · عتاب
chief آغاباشی · ایلخان · ایلخانی · باشی · جارچی باشی · حاکم نشین
chiefly خاصه
chiefs اوالامر · رؤساء · راهنماها · رییسها · سران · مشایخ
chieftain رئیس دستۀ دزدان وغیره · رئیس قبیله · سالار · سرگروه · قائد · پیشوا
chieftainship نقابت
chiffonier کمد
chiga چیگا
chigger گاری تک اسبه · ترومبیکولیده · سرخکنگان · هيرههاي جيگا
chignon گیسوی پشت سر
chihuahua چیواوا
chiini کوجراچینی
chiku آكراس زاپوتا · آكراس ساپوتا · مانيكارا زاپوتيلا · مانيلا آكراس · مانیلکارا زاپوتا
chikungunya آلفاویروس · ويروس جنگل سمليكي · ويروس رودخانه راس · ويروس سيندبيس · ويروس گتا
chilblain سرمازدگی
child بار نهادن · ببك · بچه · بچه سرراهی · بچه مچه · بچه ننه
childbearing زایمان · وضع حمل
childbed در بستر زایبمان · درد حمل · دردزه · زحمت · مشقت
childbirth زایمان · زاییمان · سر زا رفتن · نفاس · تولید · وضع حمل
childebert شیلدبرت سوم
childeric شیلدریک دوم · شیلدریک سوم · شیلدریک یکم
childhood بچگی · خردسالی · صباوت · صغر · طفولیت · کودکی
childish بچهگانه · بچگانه · عروسك بازی · گردو بازی
childishly طفلانه · کود کانه
childishness صبا · کودکی · بچگی
childless بی اولاد · بی فرزند
childlike ژکفر
children اطفال · بنی اسرائیل · بچه داری · بچههای نیمهشب · تشنج اطفال · زن فرزند
chile آتاكاما · آرائوكو · آكونكاگوا · آنتوفاگاستا · آيزن · اوسورنو
chilean پزوی شیلی · عقاب طلایی · سیاهکاج · فندق
chilense هوردئوم کیلنس
chilensis پروزوپیس کیلانسیس
chili فلفلهاي تند · فلفلهاي هندي · فلفلهاي چيلي · چیلیها · فلفل قرمز
chiliad هزار عدد · هزارتایی · یک هزار دلار · یک هزار سال · هزار · تو
chilicote کوکوربیتا فتیدیزیما
chill حس خارش · سردکردن · لرز · چایمان · چاییدن · چاییمان
chilled گوشت تازه · گوشت یخی · گوشت
chillies فلفلهاي تند · فلفلهاي هندي · فلفلهاي چيلي · چیلیها · فلفل قرمز
chilliness سرماخوردگی
chilling خنكسازي · مرتعش · پيشسرمايش · سرمایش · ترسناک
chills تب مالاریا · تب نوبه · تب و لرز
chilly سرد · سرماخورده
chilo كيلو زونلوس · كيلوترئا اوريسيليا · پروسراس · پروسراس ساكاريفاگوس · کیلو · کیلو آگاممنون
chilocorus کیلوکوروس
chiloensis فراگاریا کیلوانسیس
chilomastix کیلوماستیکس
chilonis تریکوگراما کیلونیس
chilopoda صدپایان · لبپاییان
chilotraea كيلوترئا اوريسيليا · کیلو اوریسیلیوس
chilperic شیلپریک دوم · شیلپریک یکم
chimaera ماهی شیمرا
chimaeras شیمراها · خرگوشماهي · شيمراها · شیمریفورمس · ماهيان هامسر · موشماهي
chimaeriformes کیمریفورمس · خرگوشماهي · شيمراها · شیمریفورمس · ماهيان هامسر · موشماهي
chimamanda چیماماندا نگوزی آدیچی
chime بادسنج · صدا کردن زنگ · صدای زنگ
chimera خیال باطل · خیال واهی · شیمر
chimeric پنداري
chimerical واهی
chimney بخاری · تابدان · دود آهنك · دود خوار · دود خور · دودآهنج
chimonanthus گل یخ
chimp بوزینه · شمپانزه · ميمون
chimpanzee شمپانزه · ميمون آدموار
chimpanzees شامپانزدهها · لمورها · موشهاي پوزهدار درختي · پریماتها · نخستیان
chin ایالت چین · خوشحال باش · ذقن · زنخ · زنخدان · سنم غبغب
china جدوار خطائی · جمهوري خلق چين · جمهوری خلق چین · جمهوری چین · حزب کمونیست چین · ختا
chinaaster رعنا زبیا
chinaman چینی
chinaware ظروف چینی · پورسلین
chinchillas چینچیلاها · لاگوستوموس ماكزيموس
chine پشت مازه · پشت مازو · درز
chinense آنورولپيديوم كينانس · اليموس كينانسيس · الیوم کینانس · لیسیوم کینانس · کپسیکوم کینانس · اليوم باكري
chinensis آنتوسفالوس کینانسیس · اكتينيديا سينانسيس · اکتینیدیا کینانسیس · براسيكا كامپستريس كينانسيس · براسيكا پکینانسيس · براسیکا کینانسیس
chinese اعداد دهدهی چینی · اعداد مالی چینی سادهشده · اعداد مالی چینی سنتی · اعداد چینی سادهشده · اعداد چینی سنتی · تقویم چینی
ching ییچینگ · ئی چینگ
chinggis چنگیزخان
chink شکاف خوردن · شکاف دادن · طنین داشتن · چاك · رخنه · شگاف
chino لیموشیرین · پرتقال شیرین
chinook ماهي آزاد شاهي · ماهي آزاد كوژپشت · ماهي آزاد گرمباد · ماهي گرمباد · ماهی آزاد اقیانوس آرام
chintz جامه وار · حیت · چیت گلدار · کارخانۀ چیت سازی
chionodoxa هالهاي از برف · کیونودوکسا
chionoecetes کیونوستس
chiorologist تاریخ دان
chip خرده چوب · سهام مرغوب · چوب پاره · چیپس · ژتون · تراشیدن
chipboard تخته تراشهاي · تخته فشاري · تختههاي پولكي · نئوپان · تختههای خردهچوب
chipewyan چیپهویهای · چیپهویهای
chipmunk سمورچه · موش خرمای زمینی
chipmunks سنجابها
chipolata سوسیس کوکتل
chipped لب پریده
chippendale توماس چیپندیل
chipper مودب
chipping بذرخراشی · خراشدهي بذر · خردكردن پوسته بذر
chips تراشههای چوب · خاش · خراشه · خردههای چوب · خش و خاش · خلاشه
chirac ژاک شیراک
chiragra نقرس دست
chiretta جرانه
chiricahua یادبود ملی چیریکاهوا
chirography خط نویسی · خوش خطی · خوش نویسی · خطاطی
chirology کف بینی
chiromancer کف بین
chiromancy علم الکف · علم الید · کف بینی
chiron سیارک
chironomidae رقاصپشگان · ريزپشهها
chironomus كيرونوموس تومي · کیرونوموس · کیرونوموس ریپاریوس · كيرونوموس تنتانس · کامپتوکیرونوموس تنتانس
chiroptera خفاشان · خفاشها · خفاشهاي خونآشام · خفاشهاي ميوهخوار · دسمودوس
chirp جیرجیر کردن · زق زق کردن · چہچه · چہچه زدن · چہچه کردن · چہچه گردن
chirping جیرو ویر · زق زق · غلغله · چاوچاو · جیرجیر
chirpy متکبر · سبک · شناور · خوشحال
chirrup جیرجیر کردن · چهچه
chisel اسکنه · اسکنك · بشنك · منقاش · گله
chiseler متقلب
chiseller مجسمه ساز · متقلب
chisinau کیشینف · کیشینیف
chiswick چیزویک
chit دخترک · یادداشت · حرف مفت · بچه · حساب
chita استان چیتا
chitchat تندتند حرف زدن · وراجی کردن · مبادله کردن · گپ زدن · درد دل کردن
chitgar پارک جنگلی چیتگر
chitin مهارکنندههای سنتز کیتین · کیتین
chitinase کیتیناز
chitlings چین
chitlins چین
chitosan کیتوزان
chitter چهچه زدن
chitwoodi ملوییدوژینه کیتوودی
chivalric شوالیه وار
chivalrous بافتوب · همام · بلند همت · شوالیه وار
chivalry جوانمردی · سلحشوری · فتوت · ادب
chive تره · پیاز کوهی
chives پیازهای کوهی · پياز · اليوم اودوراتوم · الیوم توبروزوم · پيازهاي كوهي چيني · پیاز کوهی
chivvy مزین کردن · معترض شدن · لخت کردن
chivy مزین کردن · معترض شدن
chlamydia تب طوطي · عفونتهاي كلاميديايي طوطي · كلاميديوز · کلامیدیا · کلامیدیا پسیتاسی · اورنیتوز
chlamydiosis تب طوطي · عفونتهاي كلاميديايي طوطي · كلاميديوز · اورنیتوز
chlamydomonas کلامیدوموناس · کلامیدوموناس ریناردتیای
chlamydoselachus کلامیدوسلاکوس
chlamydospores آسكوسپورها · اسيوسپورها · اسپورهای قارچی · اووسپورها · بازيدوسپورها · زياهاگها
chlamydosporum فوزاریوم کلامیدوسپوروم
chlamys کلامیس
chlogogic دافع صفرا
chloral خوابآورها · داروهاى بیحسی موضعي · داروهای هوشبر · كلرال هيدرات · ليدوكائين · ليگنوكائين
chloramben کلرامبن · آميبن
chloramphenicol کلرامفنیکل
chloranthaceae کلورانتاسه
chlorate سدیم کلرات
chlorates کلراتها
chlordane کلردان
chlordecone کلردکون
chlordimeform کلردیمفروم
chlorella کلورلا · کلورلا ولگاریس · کلورلا پیرانوییدوزا
chlorfenvinphos کلرفنوینفوس
chlorfluazuron کلرفلوازورون
chlorflurecol كلرفلوركول · کلرفلورنول
chlorflurenol کلرفلورنول · كلرفلوركول
chlorhydrate جوهر گنه گنه
chloric کلریک اسید
chlorid داراشکنه فرنگی
chloridaceae آرونديناسه · آروندينلاسه · آندروپوگوناسه · آوناسه · آگروستيداسه · اراگروستئائه
chloridazon پيرازون · کلریدازون
chloride آمونیوم کلرید · سدیم کلرید · كلريد پتاس · منیزیم کلرید · نشادر · وینیل کلرید
chloridea كلوريدئا · هلیوتیس
chlorides کلریدها
chlorimuron کلریمورون
chlorinated كلروفلوئوروكربنها · هالوكربنها · هيدروكربنهاي فلوئوردار · هيدروكربنهاي كلردار · هيدروكربنهاي هالوژنه · هیدروکربنهای هالوژندار
chlorination کلردارشدن
chlorine کلر · کلور · کلرین
chloris جنس علف پنجهسر · جنس چمن مقدس · خلوریس · علف رودز · کلوریس · کلوریس گایانا
chlormadinone کلرمادینون
chlormequat کلرمکوآت · سيكوسل · كلروكولين كلريد
chlorocarbanilate ايزوپروپيل كلروكربونيلات · کلرپروفام
chlorocholine سيكوسل · كلروكولين كلريد · کلرمکوآت
chlorochroa کلوروکروا
chloroethylphosphonic اترل · كلرواتيلفسفونيك اسيد · اتفون
chlorofluorocarbons كلروفلوئوروكربنها · هالوكربنها · هيدروكربنهاي فلوئوردار · هيدروكربنهاي كلردار · هيدروكربنهاي هالوژنه · هیدروکربنهای هالوژندار
chloroform کلروفرم · بیهوش کردن
chlorofos كلروفوس · متريفونات · تریکلرفون
chlorogenic کلروژنیک اسید · اسید كلروژنيك · كافئوايلكينيك اسيد
chlorohydric جوهر نمک
chloromethylphenoxyacetic كلرومتيلفنوكسياستيك اسيد · متيلكلروفنوكسياستيك اسيد
chlorophacinone ردانتين · کلروفاسینون
chlorophenols آلكيلرزورسينولها · ترکیبات فنلی · رزورسينولها · رسوراترول · فنولها · كاتکولها
chlorophora بلوط آفريقايي · ساج آفريقايي · کلوروفورا · کلوروفورا اکسلسا · کلوروفورا تنکتوریا
chlorophos كلروفوس · متريفونات · تریکلرفون
chlorophyceae جلبكهاي سبز · سبزجلبکیان · سبزرستيان · علفهاي هرز دريايي سبز · کلروفیسه
chlorophyl سبزینه · کلروفیل
chlorophyll سبزینه · کلروفیل
chlorophyllides سبزینهها · كلروفيليدها · کلروفیلها
chlorophylls کلروفیلها · سبزینهها · كلروفيليدها
chlorophyta جلبكهاي سبز · سبزجلبکیان · سبزرستيان · علفهاي هرز دريايي سبز · کلروفیسه
chloropidae واسمگسان · کلروپیده
chloroplasts کلروپلاستها
chlorops کلوروپس
chlorosis سبزردی · یرقان اییض · یرقانی
chlorothalonil داكونيل · کلروتالونیل
chlorothiazide داروهای دیورتیک · كلروتيازيد · مدرها
chlorotic بروموويروس موزاييك علف پشمکی · بروموويروس پيسك سبزرد لوبيای چشمبلبلي · بروموویروسها · یرقانی
chlorotoluron كلرتولورون · کلروتولورون
chlorpropham ايزوپروپيل كلروكربونيلات · کلرپروفام
chlorpyrifos كلرپيريفوس اتيل · کلرپیریفوس
chlorpyriphos كلرپيريفوس اتيل · کلرپیریفوس
chlorsulfuron کلرسولفورون
chlortetracycline روليتتراسيكلين · كلرتتراسيكلين · تتراسیکلینها
chlortoluron كلرتولورون · کلروتولورون
chlothar کلوتار دوم · کلوتار سوم · کلوتار یکم
cho چو ایو
choanephora کوآنفورا · کوآنفورا کوکوربیتاروم · بلاكسلئا
choate تمام · کامل
choccy شوکولات · شکلات
chock گوه · پرکردن · فشردن · فرو بردن
chocolat شکلات
chocolate آشاميدني شكلاتي · درخت نارگیل · شکلات · شکلات داغ · شکلات کاکائوی · صنعت شكلات
choctaw چوکتویی
chogha چغازنبیل
choi چوی لی فوت
choibalsan وقت تابستانی چویبالسان · وقت عادی چویبالسان · وقت چویبالسان
choice اصل گزینش · انتخاب نژاد · انتخاب واريته · انتخاب گونه · ایثار · برگزیده
choiceness نغزی · ممتازیت · پسندیدگی · برگزیدگی
choicest صفوت
choir مصاحب · کر
choke اختناق · خفه کردن · دریچه · خفیدن · قالب زدن · هلاک شدن
chokeberries آرونیا
choked خفه · خفیده · گریه در گلویش گرفت · اختناق
chokepoint تنگراه · تنگنا · تنگه
choker گردن بند
chokey زندان
choking دریچه · اختناق
choky دم دار · دمگیر · خفه · دم گرفتن
cholagogic مدر صفرا
cholagogue مسہل صفرا · دافع صفرا · مدر صفرا
cholagogues تهوعآورها · صفراآورها · مسهلها · ملينها
cholecalciferol ارگوكلسيفرول · كولهكليسفرول · ويتامين د · ویتامین دی
cholecyst کیسه صفرا
cholecystitis التهاب كيسه صفرا · سيروز كبدي · هپاتوزیس · بیماریهای کبد
cholecystokinin براديكينين · كولهسسيستوكينين · پانكرئوزيمين · کینینها
choler خشم · صفرا · سودا
cholera ثقل سرد · هیضه · وبا · وبائی · وباي پرندهاي · وبای تابستانی اطفال
cholerae ويبريو كلره · ویبریو کلرائه
choleraesuis سالمونلا کولرهسوییس
choleric آتشی مزاج · زرداب ریز · زود خشم · زود غضب · صفراوی مزاج · زردابی
cholerine قی واسہان
choleroid وبائی
cholesterin کلسترول
cholesterol کلسترول
cholic برنیش
choline کولین · تپه
cholinesterase کولیناستراز
cholon ویتنام
chomp چاوش كردن · جویدن
chomsky نوآم چامسکی
chondrichthyes غضروفماهيان
chondrilla جنس قندرون · کوندریلا · کوندریلا ژونسئا
chondrillina پوکسینیا کوندریلینا
chondriosomes راکیزگان · كندريوزومها · میتوکندریها
chondrodysplasia استخوانآسيبي · التهاب استخوان · التهاب پيرااستخوان · بيماريهاي اسكلتي · بيماريهاي نخاعي · بیماریهای استخوان
chondrodystrophy استخوانآسيبي · التهاب استخوان · التهاب پيرااستخوان · بيماريهاي اسكلتي · بيماريهاي نخاعي · بیماریهای استخوان
chondroid غضروفی
chondrology مبحث غضروف یاغضاریف
chondroma ورم غضروف · دلمۀ غضروفی
chondrostereum کوندروسترئوم
chondrotomy خزع غضروف
chondrus کوندروس
chongqing چونگکینگ · چونگین
choose اتخاذ کردن · اختیار کردن · انتخاب کردن · خلوت گزیدن · مخیر · وطن کردن
chooser گزیننده · انتخاب کننده
choosing اجتباء · حق گزین · خلوت گزین · متوطن · تخیر · اتخاذ
chop ریز ریز کردن · ریزه کردن · کتلت · اره كردن
chopfallen سرافکنده
chopin فردریک شوپن
chopped ریز ریز
chopper ساطور · بالگرد · هلیکوپتر · هليکوپتر
choppers برشگرها
chopping باريكهبري · تخته آشپزخانه · رندهكردن · ريزسازی · سنگشكني · پوستهپوستهسازی
chops دندهگوشتها · لب و لوچه · دندهها · پك و پوز
chorasmia خوارزم
chord وتر · تار · ریسمان · عصب · جور شدن · زه
chordata مازهداران · کورداتا
chords اوتار
chore کار مشکل · امرمهم · تکلیف · وظیفه
chorea داء الرقص · قطرب · التهاب عصب · بيماريهاي طناب نخاعي · بيماريهاي عصبشناختي · بيماريهاي مغز
choreutidae کورئوتیده
choriomeningitis آرناویریده · ويروس كوريومننژيت لنفوسيتي
chorion مشیمه خارجی جنین · كوريون · جفت
chorionic گونادوتروپين جفتي اسب · گونادوتروپين سرم
chorioptes کوریوپتس · کوریوپتس بویس
chorioptic گري ساركوپتيك · گري كوريوپتيك · گري پسوروپتيك · جرب · گری
choristoneura كرم جوانهخوار نراد · كرم جوانهخوار نراد شرقي · كرم جوانهخوار نراد غربي · کوریستونورا · کوریستونورا اکسیدنتالیس · کوریستونورا رزاسئانا
chorography دز · شارستان · شهرستان · شهر
choroid مشیمه چشم · مشیمی · مشیمیه
chorthippus کورتیپوس
chortle خندیدن
chortoicetes کورتوییستس · کورتوییستس ترمینیفرا
chorus فرودست · هم سرایان · برگردان · تہلیل
chorzów هاشاو
chose گزید
chosen صفیه · قوم منتخب · مجتبی · مصطفی · منتخب · برگزیده
chosongul هانگول
chosroe کسری
chote پارمنتیرا ادولیس
chou کلم
chough زاغ
chouse نیرنگ زدن
chow نویسنده مزدور · بچه مگس · جان کندن
chrestomathy قطعات برگزیده
chrimble عید میلاد مسیح · عید نوئل · کریسمس
chrimbo عید میلاد مسیح · عید نوئل · کریسمس
chris کریس استین · کریس دیبرگ
christ آخرین وسوسه مسیح · دین و گرایشهای مسیحی · عیسی مسیح · قبل از دوران مشترک · قبل از میلاد · قبل ازمیلاد
christadelphians کریستادلفین
christchurch کرایستچرچ
christen اسم گذاردن · تعمید دادن
christendom مسیحیت
christening اسم گذاری
christi کورپوس کریستی
christiaan کریستین هویگنس
christian اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان · اسم تعمیدی · انجیلی · اهل انجیل · بطریق · تاریخ مبلادی
christiane کریستین امانپور
christianism مسیحیت
christianity ترسایی · عیسویت · متنصر · مسیحی شدن · مسیحی کردن · مسیحیت
christians اهل صلیب · حزب مسیحیان وفادار به انجیل · کلدانیها · نصارا
christie آگاتا کریستی
christina کریستینا اگیلرا
christmas بنت قنسول · جزیره کریسمس · درخت کریسمس · درختان کریسمس · عيد ميلاد مسيح · عید میلاد عیسی مسیح
christoph کریستف گراپنر · باخ
christopher کریستف کلمب · کریستوفر رن · کریستوفر هیچنز · کریستوفر والکن · سنت كريستوفر و نويس · سنت كيتس نویس
christophine سکیوم ادوله · چايوت
chroiditis ورم مشیمه
chroma نیرومندی · پوسته
chromaphis کرومافیس
chromate رنگ زرد فرنگی
chromatic رنگی · پر رنگ · رنگین
chromaticity چرده · رنگی · نما · رنگ · ظاهر · تصویر
chromatin اوكروماتين · كروماتين جنسي · کروماتین
chromatography فامنگاری · کروماتوگرافى ژل تراوا · کروماتوگرافی · کروماتوگرافی تبادل یون · کروماتوگرافی ستونی · کروماتوگرافی لایه نازک
chromatomyia کروماتومیا · کروماتومیا فوسکولا
chromatophores دیسهها · كروماتوفورها · كروماتوپلاستها · لوكوپلاستها · پلاستیدها
chrome ارسنات مس کرومدار
chromite کرومیت
chromium کروم · ضد زنگ · کرومیوم
chromolaena اوپاريوم اودوراتوم · کرومولنا · کرومولنا اودوراتا
chromophoric رنگی · رنگین
chromoplasts دیسهها · كروماتوفورها · كروماتوپلاستها · لوكوپلاستها · پلاستیدها
chromosomal تغییر
chromosome انحرافات کروموزوم · تراجایی کروموزوم · جفتشدگی کروموزوم · دستکاری کروموزوم · رنگین تن · رنگینتن
chromosomes کروموزومها · كروموزومهاي غير جنسي · ناجوركروموزومها
chronic امراض مزمنه · بيماريهاي مزمن · سمیت مزمن · سیر مزمن · مرض مزمن · مزمن
chronically سر سخت · کینه آمیز
chronicle وقایعنگاری یک قتل از پیش اعلام شده · داستان قص
chronicles تواریخ · حکایتهای مریخ · کتاب تواریخ ایام
chronologer تاریخ نویس · مورخ
chronological اخبار سال · زمانی · تاریخچه
chronology علم تواریخ
chronometer زمان سنج · کرنومتر
chrysalidocarpus کریزالیدوکارپوس
chrysalis بادامه
chrysanthemi اروینیا کریزانتمی
chrysanthemum جنس داودی · داودی · داودی خودروی · داوودی · دندرانتما گرانديفلورا · طلاءی
chrysanthemums گلهای داودی
chrysaor کریسائور
chrysocephala پسیلیوییدس کریزوسفالا
chrysocharis کریزوکاریس
chrysodeixis پسودوپلوزيا · پسودوپلوزيا انكلودنس · کریزودیکزیس · کریزودیکزیس انکلودنس
chrysogenum پنیسیلیوم کریزوژنوم
chrysolite الیوین · زبر جدی · زبر جدین · زبرجد
chrysomela کریزوملا
chrysomelidae برگسوسکان · کریزوملیده
chrysomphalus کریزومفالوس
chrysomya کریزومیا
chrysomyxa کریزومیکسا
chrysopa كريزوپا كارنئا · کریزوپا · کریزوپرلا کارنئا
chrysoperla کریزوپرلا · کریزوپرلا کارنئا · كريزوپا كارنئا
chrysophyceae زرينرستيان · زرینجلبکیان · کریزوفیتا · کریزوفیتها · کریزوفیسه
chrysophyllum کریزوفیلوم · کریزوفیلوم کاینیتو
chrysophyta زرينرستيان · زرینجلبکیان · کریزوفیتا · کریزوفیتها · کریزوفیسه
chrysopidae زرینچشمان
chrysopogon جنس ریشزرد · کریزوپوگون
chrysops کریزوپس
chrysorrhoea اوپروکتیس کریزورئا
chrysosarus آرژيروپيل · اوريملا · كريزوساروس · گزرومگاكيل · مگاکیل
chrysosporium اسپوروتريكوم پولورولنتوم · فانروکته کریزوسپوریوم · کریزوسپوریوم
chrysothamnus کریزوتامنوس
chrysoura دوشیزه
chuang كوانجي چوانگ · گوانگسی
chub ماهی سفید رودخانهای · گورماهي كوب · اسکومبر ژاپونیکوس
chubak صادق چوبک
chubby لنبه · گوشتالو · فربه · گوشتالود · کپل
chubfaced پہن رخسار
chubut چابوت
chuck جانم · غدغد · غدغد کردن · نویسنده مزدور · بچه مگس · جان کندن
chuckhole چالاب
chucking ذقن
chuckle پیش خود خندیدن · خندیدن
chuddies شرت
chufa بادام زميني · سعد خوراكي · سیپروس اسکولنتوس
chuff قهر کردن
chukchi دریای چوکچی
chum جلیس · رفیق شدن · ساکه · اونکورنکوس کتا · صمیمی · ماهي آزاد طعمه
chumminess همدمی · رفاقت · معاضدت
chump زود باور · ساده لوح · فریب خورده · مرغ نوروزی · کنده · گول
chunk مقدار قابل توجه · ذره کوچک · ضربه سنگین · قطره · لخته · انبوه
churaing چغ
church ارتدکس قبطی · اسلاوی کلیسایی · دین و گرایشهای مسیحی · لائیسیته · معبد · نماز گاه
churchbug خر خاکی
churchill وینستون چرچیل
churchman عضو کلیسا · اجتماعی · مربوط به کلیسا · کشیش
churchyard حیاط کلیسا · خرچسنه · جعل · دشت
churl جوکی · قهر · خسیس · لج · روستایی · دهقانی
churlish قولدور · ناهنجار · دهاتی · گردن کلفت
churlishness گردن کلفتی
churn خیك · دوغ زدن · کره ساز · کره گرفتن · شیرزن · متنفر کردن
churned دوغ · آبدوغ
churner کره ساز
churning كرهگیری · چغ · کره سازی · کره گرفتن · کرهسازی · متلاطم
chute زوال · پاراشوت · چتر نجات · انحطاط · سقوط
chutney چاشنی
chuuk وقت چوئوک · چوئوک
chuukese چوکزی · چوکی
chuvash چوواشی
chuvashia جمهوری خودمختار چواش
chuy استان چوئی
chyle كيلوس · کیلوس · لنف · قاب
chylomicron كيلوميكرونها · ليپيدهاي شيلوميكرون · لیپیدهای کیلومیکرون
chylomicrons كيلوميكرونها · ليپيدهاي شيلوميكرون · لیپیدهای کیلومیکرون
chyme اسيد معدی · شيره رودهاي · شيره سيرابي · شيره لوزالمعدي · شيره معدي · كيموس معدي
chymistry شیمی
chymosin آنزيم انعقاد شير · رنين · کیموزین
chymotrypsin کیموتریپسین
chyna جونی لوئریر
chytridiales كيتريديالها · کیتریدیالز
chytridiomycetes اواميستها · كيتريديوميستها · هيفوكيتريوميستها · ماستیگومیکوتینا
chávez هوگو چاوز
chōchinobake چوچینباکه
chūbu چشم
ci عرفی
cicada جیرجیرك دشتی · خزوڭ · زنجره
cicadas زنجرهها · گردنپوزگان
cicadellidae جيرجيركان · زنجركها · زنجرههاي برگي · زنجرگان · سیکادلیده
cicadelloidea سیکادلوییدئا
cicadidae جیرجیرکان · سیکادیده
cicadoidea سیکادوییدئا
cicadulina سیکادولینا
cicarelli دانیلا چیکارلی
cicatrice اثر گناه · اثرزخم
cicatrix اثر گناه · اثر
cicatrization التئام · التحام · التیام · پیوند
cicatrize التیام دادن
cicatrized پیوند خورده · ملتحم
cicely نوعی صمغ · مر
cicer آستراگالوس سیسر · جنس نخود · سيسر ساتيووم · سیسر · سیسر آریاتینوم
ciceris فوزاريوم آلبدينيس · فوزاريوم اكسياسپوروم پيسي · فوزاريوم الاييديس · فوزاريوم ديانتي · فوزاريوم رادیسیس لیکوپرسیسی · فوزاريوم رافانی
cicero سیسرون
cicerone بلد
cichlasoma سیکلاسوما
cichlidae سيكليده
cichoracearum اریزیفه سیکوراسئاروم
cichorii پسودوموناس سیکوریای
cichorium جنس اندیو · جنس کاسنی · سیکوریوم · سیکوریوم انتیبوس · سیکوریوم اندیویا · کاسنی
ciclosporin آدريامايسين · آمفوتريسين · آنتیبیوتیکها · آووپارسين · اسپكتينومايسين · دوكسوروبيسين
ciconiiformes لکلکیان
cicumspective با احتیاط
cider شراب سیب · پالوده سیب
ciders سیبابهها · شرابهاي سيب
ciechanover هارون سیشانوور
ciechanów تسیخانوو
cig سیگارت · سیگار
cigala خزوڭ
cigar سیگار برگ · سیگار · فندک · سیگار کشیدن · سیگارت
cigaret سیگارت · سیگار
cigarette سیگار · سیگارت · سوسك توتون · سوسك سيگارت · لازیودرما سریکورنه · فندک
cigaretteholder امزیك
cigarettes انفيه · تنباكوي جويدني · سيگارهاي برگ · تنباكو · سيگار · توتون
cigars سیگارهای فرعون · انفيه · تنباكوي جويدني · سيگارهاي برگ · تنباكو · سيگار
cigerxwîn جگرخون
ciguatera توكسيكوز · زهرخوني · زهرزدگي · فاويسم · فلوئورزدگي · لوپينوز
cilantro گشنیز
ciliaris دیژیتاریا سیلیاریس · سنکروس سیلیاریس · ديژيتاريا آدساندانس
ciliary عنکبوتیه
ciliata پوپولوس سیلیاتا
ciliate مودار
ciliated مودار
ciliates آلانتوسوما · اوپاليناتا · سوكتوريا · سیلیوفورا · مژكدارها · مژکداران
cilicrura دلیا پلاتورا · هيلهميا سيليكرورا · هيلهميا پلاتورا
ciliophora آلانتوسوما · اوپاليناتا · سوكتوريا · سیلیوفورا · مژكدارها · مژکداران
ciliophoran مودار
cilium مژگان · مژه · تازیانه · تسمه · شلاق
cimarrona آنونا مونتانا · ساپاديل كوهي · سيمارونا
cimex سیمکس
cimicidae بسترساسان
cimmerians کیمری
cinara ساینارا
cinch تنگ بستن · محکم بستن · قطر شکم · سهل · نسیم · ابعاد
cinchona جنس گنهگنه · سینکونا
cincinnata آکاسیا سینسیناتا
cincinnati دانشگاه سینسینتی · سینسینتی
cincta سيتوسپورا سینكتا · لوكوسيتوسپورا سينكتا · والسا سينكتا · لوکوستوما سینکتوم
cincticeps نفوتتیکس سینکتیسپس
cinctum لوکوستوما سینکتوم · سيتوسپورا سینكتا · لوكوسيتوسپورا سينكتا · والسا سينكتا
cincture ارسی · پنجره · کرست · کمر · حلقه · کمربند
cinder سیندر · خاکستر
cinderella سیندرلا
cinders خاکسترها · خاکستر
cinema سایه نما · سینما · سینما پارادیزو · سینمای آمریکا · سینمای ارمنستان · سینمای ایران
cinematograph تصاویر متحرك · تصویر متحرك
cinematographer عکاس
cinematography فیلمبرداری · هنر فیلمبرداری
cineraria پروزوپیس سینراریا
cinerariaefolium پيراتروم سينراريفوليوم · کریزانتموم سینراریفولیوم
cinerea بوتریتیس سینرئا · جوگلانس سینرئا · نائوفتا سینرئا · ویتیس سینرئا · پسورالئا سینرئا · ژنیستا سینرئا
cinereus کوپرینوس سینرئوس
cingulata گلومرلا سینگولاتا · كولتوتريكوم فراگاريائه · كولتوتريكوم فراگاريه · كولتوتريكوم كوفئانوم · كولتوتريكوم گلئوسپوريوييدس
cingulatus دیسدرکوس سینگولاتوس
cinnabar اسرنج · زرقون · شنگرف · قرمز
cinnabarinus تترانیکوس سینابارینوس
cinnamic اسیدهای سيناميك · سینامیک اسیدها · مشتقات سيناميك اسيد · هيدروكسيسياناميك اسيدها
cinnamomi فیتوفتورا سینامومی
cinnamomum جنس کافور · دارچين چيني · سناي هندي · سيناموموم كاسيا · سيناموموم وروم · سیناموموم
cinnamon دارچين · دارچین · دارچینی · رنگ زرد سبز · ساذج · سلیخه
cinque دوره پنجساله · پنج
cinquefoil پنج برك
cipc ايزوپروپيل كلروكربونيلات · کلرپروفام
cipher بتر ـ بطر · درجۀ صفر · رمز کردن · عدم · هیچ فرد · هیچ کس
ciphered تلگراف رمز
ciphers اصفار
circadian آهنگ روزانه · آهنگ شبانهروزي · آهنگهای زیستی · ریتمهای سیرکارین
circaeaceae اوناگراسه · بيدعلفيها · تیره علف خر · تیره گل مغربی · سيرسئاسه · كامنريون
circassian چرکس
circe کیرکه
circinans آلترناريا سيرسينانس · آلترناریا براسیسیکولا
circinate حلقوی · قوسی
circinella سیرسینلا
circinotrichum سیرسینوتریکوم
circinus دوپرگار
circle برهون · تنوره زدن · جرکه زدن · جرگه · حلقه وین · دائرة
circled تبریک به ژاپنی · راز به ژاپنی · قیمت مناسب به ژاپنی · پذیرفتن به ژاپنی
circles دوائر
circlet انگشتری · دلبند
circoviridae سيركوويروس خوکی · سیرکوویریده · ويروس بيماري منقار و پر طوطيان · ويروس كمخوني جوجه
circovirus سيركوويروس خوکی · سیرکوویریده · ويروس بيماري منقار و پر طوطيان · ويروس كمخوني جوجه
circuit تشدید کننده · تلویزیون مداربسته · حوزه · مدار چاپی · مدار کنترل · اتصال کوتاه
circulans باسیلوس سیرکولانس
circular بخشنامه · حرکت دوری · حلقه ای · خط مستدپر · دایره وار · طبقی
circularise بخشنامه صادرکردن
circularize بخشنامه صادرکردن
circulars آییننامه · مقررات
circulate بدوران افتادن · جریان دادن · جریان کردن · رواج دادن · دوران کردن · رواج یافتن
circulating رائج · رایج
circulation انتقال غذا در جانوران · بجریان انداختن · ترویج · تیراژ · جريان خون · دوران
circulator پیاله گردان
circulatory دستگاه عروقي جانوري · دستگاه گردش خون · آريتمي · آپوپلكسي · اختلالات فشار خون · اختلالات گردش خوني
circulifer سیرکولیفر · سیرکولیفر تنلوس
circumambience احاطه
circumambulating طائف · طایف · مطاف
circumambulation طوف · طواف
circumcincta اوسترتاژيا سيركومسينكتا · تلادورساژیا سیرکومسینکتا
circumcise ختنه کردن
circumcised ختنه کرده · مختون
circumciser ختان
circumcising ختن
circumcision اعذار · ختنه · ختنه زنان
circumcized بریده
circumeiser خاتن
circumference محیط · دائرة · پیرامون
circumferential محیطی
circumlocution دوپهلوگویی
circumnavigation کشتی رانی دور دنیا
circumscribe تعيين کردن حدود · نوشتن در دور · حد
circumspect خویشتن دار · محتاط
circumspection خویشتن داری · ملا حظۀ اطراف کار · ملاحضۀ اطراف کار · احتیاط · حزم · ملاحظه
circumspective ملاحظه کار · باملاحظه
circumspectly ملاحظه کارانه
circumspectness ملاحظه کاری
circumstance بیحالی · شرایط وضعیت · ماوقع · پیشامد ـ پیش آمد · چگونگی · قضیه
circumstances احوال · بتقاضای وقت · تا چه پیش آید · سراء · لدی الاقتضا · مرفه الحال
circumstantial واقعۀ ضمنی · کیفیتی
circumstantiate وارد جزئیات شدن
circumvent جا خالی دادن · دامن دوختن · پنهان شدن · محاصره کردن
circumvolution مار پیچ
circus جانوران سيرك · سيرك · سیرك · سیرک · چادر سیرک · جانوران نمایشی
cirque سیرک عجایب · میدان کوچک · سیرک
cirrhinus سیرینوس · سیرینوس ربا · سیرینوس مریگالا
cirrhosis التهاب كيسه صفرا · سيروز كبدي · هپاتوزیس · بیماریهای کبد
cirripedia رشتهپایان
cirsium جنس انگنار · جنس کنگر · سیرسیوم · سیرسیوم ارونس · کنگر صحرایی · کنگر هرز
cirsocele دوالی بیضه
cirth کرت
cis اتحاد کشورهای مستقل · کشورهای مستقل مشترکالمنافع · کشورهای مستقل همسود
cisco سیسکو سیستمز
cissia خیار چنبر
cissus پیچ کانگورو
cistaceae تیره گل آفتابی · سیستاسه · پوشینگان
cistanche جنس گل جالیزی · سیتانش
cistercians سیسترسیها
cistern آب انبار · بارگین · ژی · آبدان · منبع
cisterna منبع
cistron ژن
cistus جنس شبهرز · سیستوس · سیستوس لادانیفر
citadel ارگ اربیل · دزغاله · دژغاله · ارک · ارگ · قلعه
citation نقل قول · مرجع · استشهاد · سفارش · نت · تبصره
cite نقل قول کردن · محاکمه کردن · مثل زدن · اشاره کردن · سپاسگزاری · نام بردن
cited مورود
cither سه تار
cithern سه تار
cities بلاد · شارسان · گیلانات · شهرها
citing اشهاد · تمثل · ضرب المثل
citizen اهل · تبعه یک کشور · شهروند · شهروند افتخاری ایالات متحده آمریکا · شهروند کهکشان · مشاركت شهروندي
citizenry شهروندان · مردم
citizens اهالی · مجلس مشاوره · جمعيت سالخورده · سالمند · شهروندان سالخورده · فرد مسن
citizenship تابحیت · تبعیت · شهروندان · شهروندی
citole سه تار
citral سیترال · نرال · ژرانيال
citranges سترانجها
citrata منتا سيتراتا · منتا پیپریتا · نعناع فلفلي
citrate سیترات
citrates سیتراتها
citratus سمبوپوگون سیتراتوس · علف لیمو
citrella فیلوکنیستیس سیترلا
citreous لیمویی
citri دیافورینا سیتری · سیرتوتریپس سیتری · میکوسفرلا سیتری · پانونیکوس سیتری · پرایس سیتری · پلانوکوکوس سیتری
citric اسید سيتريك · اسیدسیتریک · تخمير سيتريك اسيد · تخمیر سیتریک · جوهر آب لیمو · جوهر لیمو
citricidus توکسوپترا سیتریسیدوس
citricola آفيس سيتريكولا · فیتوفتورا سیتریکولا · آفیس اسپیرهکولا
citrine لیمویی
citrinin سیترینین
citrinum پنیسیلیوم سیترینوم
citriodora اوکالیپتوس سیتریودورا · آلویزیا تریفیلا · بهلیمو · ليپيا سيتريودورا
citrobacter سیتروباکتر · سیتروباکتر فروندیای
citron اترج · بالنگ · لیمو · لیمون · لیمو ترش · ترنج
citronella جنس ناگرد · جنس پوتار · جنس چمن معطر · سمبوپوگون · علف سيترونلا · علف مالابار
citronellol سیترونلول
citrons بالنگها
citrophthora فیتوفتورا سیتروفتورا
citropsis سیتروپسیس
citrous خانواده مرکبات · مرکبات
citroën سیتروئن · سیتروئن ژیان
citrullina ديديملا بريونيه · ديديملا ملونيس · دیدیملا بریونیائه · ميكوسفرلا سيترولينا · ميكوسفرلا ملونيس
citrullus جنس هندوانه · سيترولوس ولگاريس · سیترولوس · سیترولوس لاناتوس · سیترولوس کولوسینتیس · كولوسينتيس سيترولوس
citrus آمیختهگریهای مرکبات · برونبر · جنس لیمو · جنس مرکبات · خانواده مرکبات · درونبر
cittern سه تار
city اوکلند · اکلاهوما سیتی · جرزی سیتی · جفرسونسیتی · جہرم · خبیص
cityscape شهر در غروب · برج
citywall شہربند
ciudad سیوداد رئال
cive پیاز کوهی
civet زباد · زباد هندی · گربه زباد · گربه مشکین · غالیه · هرهفت
civets جنتها · خرسگربه · ویوریده · گربههاي زباد
civic شہری · محرومیت از حقوق مدنی · مدنی
civics تعلیمات مدنی · علوم مدنی
civil با تربیت · بلوك · تقویم هجری قمری جدولی مدنی · جنبش حقوق مدنی · جنك داخلی · جنگ داخلی
civilian غیر نظامی · غیرنظامی · اهل
civilise متمدن شدن · متمدن کردن · تربیت کردن
civilised با نزاکت · با ادب · متمدن
civilist وارد در سياست
civilites آداب
civility آدمیت · ادب · مردم نوازی · نزاکت · تربیت · مردم داری
civilization تاریخ تمدن · تمدن · مدنیت · توسعه فرهنگی
civilize متمدن شدن · متمدن کردن · تربیت کردن
civilized متمدن · منورالفکر · با نزاکت · با کمال · با ادب · تمدن
cixiidae سیکسیایده
cl سانتیلیتر · کلرین · کلر
clabber دلمه شدن
clack تق تق · صدای ناگهانی · پرگویی کردن · فضولی کردن
clad احرام بند · جامه پوش · خزپوش · دلق پوش · زرپوش · سیاه پوش
cladding روکش فلزی
cladocera شاخسروییان · ككهاي آبي
cladonia کلادونیا
cladosporioides کلادوسپوریوم کلادوسپوریوییدس
cladosporium كلادوسپوريوم فولووم · هتروسپوريوم · کلادوسپوریوم · کلادوسپوریوم هرباروم · کلادوسپوریوم کلادوسپوریوییدس · کلادوسپوریوم کوکومرینوم
claim ادعا کردن · ادعای غبن کردن · تامین مدعابه کردن · حق · حقیت · داعیه
claimant بلا معارض · مطالبه کننده · مدعی
claimed ارژنك · مدعابه
claiming انتساب · خونخواه · مطالبه
claims دعاوی · مطالبات
clair دریاچه سنت کلر · شفاف
clairvoyance روشن بینی · بصیرت
clairvoyant روشن بین · نهان بین
clam محکم گرفتن · صدف تیغی · کس
clamant گریان · مصر
clamation منادات
clambake اجتماعی درخارج
clammy عروسك پس پرده
clamor بانگ · تعقیب قاتل · دمدمه · زهان · صراخ · غریو
clamoring تعقیب قاتل · بانگ
clamorous ولوله انداز
clamour بالگ · بانك برآوردن · برخان · غو · ولوله کردن · جیغ و داد
clamouring تعقیب قاتل · بانگ
clamp پشت بند · گیره · بند · آسانسور
clams صدفهای خوراکی · صدفهای خوراکی سخت · صدفهای غلتابی · صدفهای مرجانی · صدفهای نرمتن دوکفهای · اسکالوپها
clan خویشی · عشایر کرد · عضو خانواده · قوم و خویشی · ویس · ایل
clandes زیرجلی
clandescent پنهانی
clandestine دزدانه · عروسی زیز جلی · پنہان · درپرده · مخفی · پنهانی
clandestinely در خفا · مخفیانه · نہانی · درپرده
clandestinity خفیه
clandestinum پنیستوم کلاندستینوم
clang ترنگا ترنڭ · در درنك آوردن · درنك · قعقعه · هوز · صدا کردن
clangor صدا کردن
clangula سوت
clank قعقعه · هوز
clanking چکا چاك
clanship قومیت
clansman عضو خانواده
clanswoman عضو خانواده
clap آتشک · تق تق · دست زدن · دستك زدن · سوزاک · صدای ناگهانی
clapper اصطلاحات خاص · زبانه زنك · کلاکت · زبان
clapperclaw فحاشی کردن به · فریاد زدن · چنگ زدن
clappers قاشقك
clappertonia کلاپرتونیا
clappet باره
clapping تصفیح · دست زنان · دستك · دستك زدن · تشویق و تمجید · دست زدن
claps دست زن
clapton اریک کلپتون
claptrap سخن گزاف · کتان · یاوه سرایی · بیهوده گویی · مبالغه
clara کلارا زتکین · گانز ان روزز
clareae تروپیللاپس کلارئائه
clarias کلاریاس · کلاریاس باتراکوس · کلاریاس لازرا · کلاریاس ماکروسفالوس · کلاریاس گاریپینوس
clarification ترویق · روشنسازی · زلالسازي · تصفیهسازی · توضیح · صفیه
clarified روغن گاو · صاف کرده · عسل مصفا · کرۀ گاو · روغن کره
clarify شفافسازی کردن · مصفی کردن · واضح کردن · توضیح دادن
clarifying تصفیهسازی · زلالسازي
clariidae كلاريايده
clarinet قره نی · کلارینت
clarinetist کلارینت
clarinettist کلارینت
clarion شیپور
clarity روشنی · وضوح · زلالی
clark لارل کلارک · هلن کلارک · پارک و منطقه حفاظت شده ملی دریاچه کلارک · کلارک گیبل
clarke آرتور چارلز کلارک · جایزه آرتور سی کلارک
clarkson کلی کلارکسون
clary رواید · راوید
clash جرنك جرنك کردن · اصطکاک · قعقعه · تصادم کردن · برخورد · مالش
clashing جرنك · چکا چاك
clasp چپراس · بدنبال · قلم تراش
class برازندگی · تعیین کننده رده · دارالتدریس · درجه سوم · دومین درجه · رده
classes اسافل ناس · درختان غالب · ردههای درخت · طبقات اجتماعی · طبقات بالا · طبقات حاکم
classic دید کلاسیک · ئی چینگ · معین کننده
classical اقتصاد کلاسیک · تب خوكی كلاسيك · ساختمان باستانی · سریانی کلاسیک · فیزیک کلاسیک · مکانیک کلاسیک
classicalism سبک باستانی
classicism سبک باستانی
classifiable ممتاز · مشخص
classification آرايهبندي خاك · درجه بندی · دسته بندی · ردهبندی · ردهبندی خاک · سازگاندهي
classified آگهینامه · جور شدن · دسته دسته · سری · پردازش دادهها
classify جور کردن · سلسله بستن · بخشيزه كردن · ترتیب دادن · طبقه بندی کردن · دمساز شدن
classmate هم اموز · همدرس · همكلاس · همکلاس · همکلاسی
classroom اطاق درس · کلاس درس · کلاس
clastic جدا شونده
clathrate مشبک
clatter جغ جغ کردن · زق زق · زق زق کردن
clattering جغ جغ ـ جغجغ
clatty چرب
claude روژه دو لیل · کلود آدرین هلوسیوس · کلود دبوسی · کلود سیمون · کلود شانون · کلود لویی برتوله
claudia کلاودیا سوبرون
claudication جان سختی · طاقت · لنگی
claudius کلودیوس
claus بابا نوئل
clause قضیۀ تبعی · قضیۀ فرعی · ماده · پلکان متحرک · اسمی
clausena كلوسنا ويلدنووياي · کلوسنا · کلوسنا دنتاتا · کلوسنا لانسیوم
clausius رودلف کلاوزیوس
claustrophobia تنگناهراسی
clausum دریای بسته
clavatus ریپتورتوس کلاواتوس
clave چوبدست
claver تندتند حرف زدن · وراجی کردن · مبادله کردن · گپ زدن
clavibacter كورينهباكتريوم سپادونيكوم · كورينهباكتريوم ميشيگانانس · کلاویباکتر · کلاویباکتر میشیگانانسیس · کلاویباکتر گزیلی
claviceps کلاویسپس · کلاویسپس فوزیفورمیس · کلاویسپس پورپورئا · مرض
clavicipitales كلاويسيپيتالها · کلاویسیپیتالز
clavicle ترقوه · آخور
clavicular ترقوی
clavier جاانگشتی
claw بيماريهاي سم · بيماريهاي چنگال · درماتيت پا · لامينيتها · چنك · چنگ
clawhammer چکش میخ کش
claws تیزچنك · خرچنگ پنجه طلایی · سرپنجه · قوی پنجه · پنجهها · چنگال برندگان
claxon جار زدن
clay آجری · آژند · انبیر · تااینکه · خاکهای رس گرداله سنگی · خاکهای رسی
clayderman ریچارد کلایدرمن
clayey طینی
clayish گلی
claypan خاکهای کفهرسی
clayware ظروف سفالین · کوزه گری · سفالگری
clean تطہر · تمیز · تمیز کردن · تنظیف کردن · تنقح کردن · حلال گوشت
cleaned رفته
cleaner جارو برقی · رداینده · پاک کننده پرونده نیمه فعال
cleaners ریشهتمیزکنها · شستشوكنندهها · ماشینهای بوجاری بذر · هواپالاها · پاككنندهها · پاككنندههاي با خلا صنعتي
cleaning برف روبی · تجهیزات پاکیزهسازی · تنظیف · خانه تکانی · لکه گیری · مطہر
cleanliness تمیزی · طہارت · نظافت · پاکیزگی · پاکی
cleanly نظافت دوست
cleanness نظافت
cleanroom اتاق تمیز
cleanse تنقیه کردن · پاک کردن
cleanser مطہر
cleansing استبراء · تعزیل · تنقیه · زدایش · تنظیف · منقی
cleanup قتل · لایروبی
clear اپرخیده · براء · برش یکسره · بری الذمه · بینه ـ بینة · تبین
clearance پاكکردن زمين · برائت ذمه · پاکسازی زمین
clearcutting برش یکسره · قطع يكسره
cleared رشك کن · مفروع · گمرك شده · مبین · محلوج · پر داخته
clearer اظهر · اظہر من الشمس
clearest اظهر
clearheaded با ذکاوت
clearing تجهیزات پاکسازی زمین · تسویه · تفریغ · تنخنخ · دستگاههای درختکنی · مکان مسطح
clearly تصریح · فصیحانه · تصریح کردن
clearness شفافی · عیانی · فصاحت وبلاغت · هویدایی · صحو · صراحت
clearsightedness روشن بینی
clearstarcher آهار گر
cleartext متن ساده
cleartype گونه پاک کردن
clearwater کریدنس کلییرواتر ریوایول
cleat گوه
cleavage چاک پستان
cleave تقسیم شدن · شکافتن · شگافتن · ورآمدن · وفادار بودن
cleaver ساتور · ساطور
cleaves فاتق
cleaving ذبح
cleef لی وان کلیف
clef مفتاح · کلید
cleft ترک خورده · تنوز ـ تنوزه · زاو · شکافته · شکافتگی · اشك
cleg خرمگس
clegg خرمگس
clegs آهومگسها · اسبمگسها · خرمگسان · سگمگسها
cleistogamy گردهافشانی بستهگل
clematis جنس کلک · کلماتیس
clement بخشاینده · رحمان · رحمن · مهربان · ولفگانگ کلمنت · کلمنت
clemente خاویر کلمنته
clementines کلمانتینها
clemson دانشگاه کلمسون
clenbuterol کلنبوترول
clench پرچ کردن · گره کردن
clenched مشت
cleopatra کلئوپاترا · کلئوپاترا هفتم
clepsis کلپسیس · کلپسیس اسپکترانا
clergy روحانیون · دین یار
clergyman جناب کشیش · یکنفر از روحانیون · کشیش
cleric عضو کلیسا · اجتماعی · مربوط به کلیسا · کشیش
clerical دفتری · طرفدار حکومت یانفوذرو حانیون · روحانیون
clericalism اصول حکومت روحانیون · نفوذ روحاینون · روحانیت
cleridae کلریده
clerisy طبقه تحصیل کرده · طبقه روشنفکر
clerk جیمز کلرک ماکسول · سر دبیر · سکرتر · قلم دست · منشی · نامه نویس
clerkship منشی گری · میرزایی · نویسندگی
clerodendron كلرودندرون · کلرودندروم
clerodendrum کلرودندروم · كلرودندرون
clethraceae کلتراسه
cletus کلتوس · کلتوس پونکتیژر
cleveland استیفن گراور کلیولند · کلیولند · کلیولند کاوالیرز
clever با هوش · باهوش · تیز دست · تیز هوش · حاذق · ریزه کار
cleverness حذاقت · صفا · فراهت · قوه ابتکار · مہارت · نبوغ
clevis مقره
clew رشتۀ صحبت را گم کردن · گلوله کردن
cliche ابتذال · بیاتی · پیش پا افتادگی · کلمه مبتذل
cliché ضرب المثلى · کلیشه
click با یک کلیک · تک کلیک · تیك · تیك تیك کردن · شیطانك · کلیک
client ارباب رجوع · خريدار · موکل · نقش میزبان دسترسی سرویس گیرنده · پردازشگر اشکال · پردازشگر رایانه
clientage مشتريان
clientele مشتریان · موکلین · ارباب رجوع · مشتريان
clientèle مشتريان
cliff پرتگاه · صخره · تخته سنگ
clifford کلیفورد سیماک
cliffs یادبود ملی پرتگاه ورمیلیون
climacteric بحرانی · سن یاس · یائسگی
climate آب و هوای اقيانوسيهای · آب و هوای خشک · آب و هوای قارهای · آب و هوای قطبی · آب و هوای مديترانهاي · آب و هوای مرطوب
climates هفت اقلیم
climatic انواع اقلیمی خاک · تغییر اقلیمی · دادههاي اقليمي · فاكتورهاي آب و هوایی · فاکتورهای اقلیمی · مخاطرات اقليمي
climatological دادههاي اقليمشناختي · دادههاي اقليمي
climatologists اقلیمشناسان
climatology اقلیمشناسی · اقليمشناسي كشاورزي · ديرينهاقليمشناسي · دیرینهاقلیمشناسی · زيستاقليمشناسي · گياهاقليمشناسی
climax جوامع اوج · شور و هیجان · ارگاسم · اوج لذت جنسی
climb بالارفتن · زوم · صعب الصعود · عروج کردن · فرودآمدن · راحت کردن
climber کوه پیما · جاه طلب · چنگک
climbers بالاروندهها · بالاروندههای زینتی · تاكهاي بالارونده
climbing رشدگرایش بالاروندگی · بالاروندهها · تاكهاي بالارونده · صعود · عروج · چنگک
clime سرزمین
clinch پرچین کرد ن · گلاویز شدن · پرچ کردن · گره کردن · گیره
clincher تصمیم گیرنده · دلیل قاطع · مشخص کننده
clinching برمان قاطع · گل آویز ـ گلاویز · دلیل قاطع
clindamycin آدريامايسين · آمفوتريسين · آنتیبیوتیکها · آووپارسين · اسپكتينومايسين · دوكسوروبيسين
cling وفادار بودن
clinic درمانگاه · مطب · کلینیک · بیمارستان
clinical آزمايش باليني · آزمايشگري باليني · بالینی · تغذيه باليني · روانشناسی بالینی · رژيمهاي غذايي بيمارستان
clink در درنك آوردن · درنك · رخنه کردن · زاو · طنین داشتن · درز گرفتن
clinker خاکستر
clinking به سلامتی
clint کلینت ایستوود
clinton بنیاد کلینتون · بیل کلینتون · هیلاری کلینتون · چلسی کلینتون
clio کلیو
cliodynamics پویایی کلیو
clioxanide اكسفندازول · اكسيكلونازيد · بوناميدين · بيتيونول · داروهاي كرمكش · داروهای ضدكرم
clip تولید نمونه سازی · دردناک بودن · قطعه نمایشی · قطعه هنری · مداد گیر · کاغذگیر
clipboard تخته نگهدارنده
clipper محدود کننده
clippers لس آنجلس کلیپرز
clipperton جزایر کلیپرتون
clipping ته سیگار · قيچيكردن پشم گوسفند · پشمچيدن · پشمچيني گوسفند · پشمچینی · تاجزني درخت
clippings قراضه · پرزه
clit چوچوله
clitocybe کلیتوسیبه
clitorectomy ختنه زنان
clitoria کلیتوریا · کلیتوریا ترناتئا
clitoridectomy ختنه زنان
clitoris بظر · خروسك · چو چوله · چوچوله
clitorism خواهر خواندگی · مساحقه
clitty چوچوله
clivina کلیوینا · کلیوینا فوسور
clivity سربالایی
cloaca كلوآك · مخرج · فاضلاب · گنداب
cloacae آنتروباکتر کلوآسائه · كيسه فابريسياني · كيسه كلوآك · کیسه فابریسی
cloak بردة · جبة · جبه · حله · خرقه · خرقۀ تبرك
cloakmaker عبادوز
cloakroom رخت کن · رختکن
cloches گیاهپوشها
clock ساعت آویز · ساعت بیگ بن · ساعت دیواری · ساعت رومیزی · ساعت زنگ دار · ساعت سیستم
clockmaker ساعت ساز
clockmaking ساعت سازی
clockwise جهت عقربههای ساعت
clockwork پرتقال کوکی
clod بچه ناقص الخلقه · لخته · کلوخ · کلوخه · ساده لوح · ذره کوچک
clodcrusher کلوخ کوب
cloddish احمقانه
clodhopper چکمه · پوتین · کفش
clods کلوخ انداچتن · کلوخ زار · کلوخ چین · کلوخهای خاک
clog فعلین · پابند · گالش · کفش چوبی · قبض کردن · انبوه شدن
clogwyn پرتگاه
cloisonne حجره حجره · خانه خانه
cloister راهرو سرپوشیده · صومعه · دیر
clomazone کلومازون
clonal تغییر همسانهای · تغيير پيكري
clone کلون · رونوشت
cloned پیکربندی همزاد
clones کلونها
clonic تشنج زاتجاجی
cloning تاگسازي ژن · تاگسازی · تاگسازی مولکولی · کلونینگ · کلونینگ مولکولی
clonorchis کلورنورکیس
clooney جرج کلونی
clop لنگیدن
clopidol دياوريدين · كربارسون · كلوپيدول · كوكسيديوستاتها · مواد ضد کوکوسی
clopyralid کلوپیرالید
close از جلو · باندازه · بستن · بسته شدن · بیخیر · تخته کردن
closed بسته · بوسه خجالتی · تلویزیون مداربسته · حلقه بسته · دریای غیر آزاد · سربمہر
closefisted ناخن خشك · حريص
closelipped پنهان کار · مرموز
closely بدقت · تنگ هم · تضییق · تیپ · تنك تنك · کانه
closemouthed پنهان کار · مرموز
closeness مقارنت · خصوصیت · صمیمیت · امساک · تنگی · خست
closer نزدیکتر
closet آب دست خانه · بیت التخلیه · دولاب · دولابه · دولابچه · سرویس بهداشتی
closing بست · رتق · علامت نقل قول بسته · پرانتز بسته · تکمیل · حکومت نظامی
closterovirus ویروس تریستزای مرکبات · کلوستروویروس تریستزای مرکبات
closteroviruses کلوستروویروسها
clostridium کلوستریدیوم · کلوستریدیوم استوبوتیلیکوم · کلوستریدیوم بوتولینوم · کلوستریدیوم بوتیریکوم · کلوستریدیوم تتانی · کلوستریدیوم ترموسلوم
closure بستار · در بستن · کفایت مذاکرات · گیوتین
closures بستارها · حصارهای مزرعه · سرپوشسازی · مهر و مومکردن
clot خفتیدن · خون بسته · علقه · لخته خون · لخته شدن · دلمه
cloth آستری · بارپیچ · برد · خواب پارجه · قصب پوش · ماهوتی
clothe شال و کلاه کردن · لباس پوشاندن · پوشاندن · پوشانیدن · پنهان کردن
clothed پوشیده · ژنده پوش · سیاه پوش · مزین · ملبس · سبزپوش
clothes اوشنك · جالباسی · جامه لباس · خیاطخانه زنانه · رخت · رخت کندن
clotheshorse کج کلاه · خوش تیپ · شخص · شیخ
clothesline رجه
clothespeg چوب رخت
clothespin گیره رخت
clothing الباس · بید لباس · تلبس · تنجامه · ثوب · لباس زیبا
clothings البسه
clotho کلوتو
clothweaving پارچه بافی
clotted انبست · انبسته · قیماق · بریده
clotting انعقاد · فيبرينوليز · لختهشدگي خون · لختگی · آنزيم انعقاد شير · انعقاد خون
cloture در بستن · کفایت مذاکرات
cloud ابر · ابر آتشکومهای · ابر اورت · ابر با برق · ابر با رعدوبرق · ابر برفی
cloudberry تمشک قطبی · روبوس کامموروس
cloudburst بارندگی زیاد · گردباد دریایی · سیل · فواره · طوفان
clouded جبین گرفته · ابری · بی نور
cloudily ابری
cloudiness ابرناكي · پوشش ابر · ابرها
cloudless بی ابر
cloudlike سحابی
clouds ابرها · ابرناكي · پوشش ابر
cloudy ابر ناك · ابری · تیره · هوا ابر است · سحابی
clout قاب دستمال · پارچه کهنه · قلب الہدف · منگنه
clove دانۀ سیر · قرنفل · گل قرنفل · یك حیه سیر · یك دانه سیر · میخك
cloven شکافدار · ظلف · شکافته
clovepink میخك
clover برسین · تريفوليوم هيسپيدوم · شبدر · شبدر سك · شبدر مودار · شبدر چهاربرگ
cloves قرنفلها · میخك
clovis کلوویس دوم · کلوویس چهارم · کلوویس یکم
clown دلقک · دلقک شدن · لوده · فلاش · مسخره
clowning بی معنایی · فریبکاری · کمدی
cloxacillin آمپيسيلين · اگزاسيلين · بنزيلپنيسيلين · كلوگزاسيلين · پنیسیلینها
cloy سیرکردن
clu زبان برنامهنویسی سیالیو
club باشگاه · باشگاه مشتزنی · باشگاه ورزشی بوکا خونیورس · حنف · خال گشنیز · دبوس
clubfoot پیچیدگی
clubionidae کلوبیونیده
clubmoss رصن
cluck قدقد · مرغ کرچ · کراچیدن · تلابیدن · غدغد · غدغد کردن
clucking قدقد · مرغ کرچ
clue آموزاندن · سراغ · گلوله کردن · سر رشته پیدا کردن
clueless بیخبر
clump ضربه سنگین · لنگیدن · خوشه · ذره کوچک · مقدار قابل توجه · خوشه کردن
clumsy قناس · چلاغ · چلفتی · بی منطق · كيري · هدومزاان
clunk لنگیدن · ضربه سنگین
clupea كلوپئا پيلكاردوس · کلوپئا · کلوپئا ایلیشا · کلوپئا هارنگوس · ساردینا پیلکاردوس
clupeidae شکماهیان
clupeoidei شکماهیان
clusiaceae هزارچشميان · کلوسیاسه · گوتیفرائه · چکهییان
cluster باشنك · بمب خوشهای · تکرار مداوم خوشه · خوشه کپی تک · كلاستر · مہاربند
clustered سرور صندوق پستی خوشه ای شده
clustering خوشه · مجلس
clusterization خوشه
clutch فرا چنك آوردن · چنك اندر آویختن · چنك زدن · کلاچ اصطکاکی · محکم گرفتن · پنجه زدن
clutches چنگول · چنگال
clutter درهم ریختگی · اختلاط
cluttered درهم ريخته · شلوغ
cluttery درهم ريخته
clypealis ایدیوسکوپوس کلیپئالیس
clysia كليزيا · كليزيا آمبيگوئلا · اوپهسیلیا · اوپهسیلیا آمبیگوئلا
clysma قلزم
clyster حقنه · اماله · اماله کردن · تنقیه · احتقان
clytemnestra کلوتایمنسترا
clézio ژان ماری گوستاو لوکلزیو
cm سانت · کوریم · سانتی متر · سانتیمتر
cmc کربوکسیمتیلسلولوز
cmea شورای همیاری اقتصادی دوجانبه · كومكون
cmv ويروس موزاييك خيار · کوکوموویروس موزاییک خیار
cn برج ملی کانادا
cnaphalocrocis کنافالوکروسیس · کنافالوکروسیس مدینالیس
cnc سیانسی
cneoraceae کنئوراسه
cnephasia کنفازیا · کنفازیا پومیکانا
cnew ژژیدن
cnicus خار مقدس
cnidaria مرجانيان
cnidoscolus چايا · کنیدوسکولوس · کنیدوسکولوس الاستیکوس · کنیدوسکولوس کایامانزا
cnn سیانان
cns دستگاه عصبی مرکزی
co لاوی و شرکاء · آبی · کبالت
coa گواهی اعتبار
coach معلمی کردن · کالسکه · کالسکۀ سه اسبه · لله · واگن · اتوبوس برقی
coaching تربيت
coachman سورچی · کالسکه چی
coaction همکاری دسته جمعی · همکنش · تعاون · همدستی · همکاری
coactive ضروري
coadjutant هم پشت
coagulans باسیلوس کوآگولانس
coagulate لخته شدن · دلمه شدن
coagulated ماسیدن · علق · دلمه · ماست
coagulating انعقادسازي · دلمهشدگي · لختهشدگی
coagulation اختلالات انعقاد خون · اختلالات خونشناختی · انعقاد خون · لختهشدگی · هموفيلي · پورپوراي ترومبوسيتوپنيك
coagulum خون بسته · علقه · لخته خون · دلمه
coahuila کواهویلا
coal جمره · خاکستر گرم · خاکه زغال · خیلی سیاه · ذغال سنگ · ذغالسنگ
coalesce ادغام کردن
coalescence التحام · بهم آمیختگی · پیوند
coalescency بهم آمیختگی
coalition ائتلاف · ائتلاف قناری · پیوستگی · ایتلاف · باشگاه · سندیکا
coals زغال سرخ · زیره بکرمان پردن · زیره به کرمان بردن
coancestry اصل و نسب · مادربزرگها · نیاکان · همنياكان · پدربزرگها
coarctata دلیا کوارکتاتا · فوربيا كواركتاتا · هيلهميا كواركتاتا
coarctate ضیق مجرای بول
coarctation تنگی
coarse خستوانه · خشن · زبر · زبر کردن · زمخت · شولا
coarsely جوکوب
coarsen خشن شدن
coarseness زبری · زمختی · اصطلاح عوامانه · درشتی · ناهنجاری · گندگی
coast تب ساحل آفريقايي · تب ساحل شرقی · تيلريوز · دریاکنار · رانكايرد · ساحل
coastal آبهای ساحلی · توازن اتلاف جهانی خاک · خاکهای ساحلی · دشتهای ساحلی · ساحلی · فرسايش خاك
coaster ترن هوایی
coasting کشتی رانی در طول ساحل · کابوتاژ
coastline خط ساحلی
coasts سواحل · كرانهها
coastwise درطول ساحل
coat احاطه كردن · انبره · با روی اندودن · باشقه · باگچ اندودن · بکتر
coated روی اندود
coating آب نقره · اندودسازی · تفلون · سيليكونها · كنترل خوردگي · لعابزني
coatings اندودهای محافظ · زيستلايه · مواد بستهبندي خوراكي · پوششهاي خوراكي · تفلون · سيليكونها
coatis كينكاجوها · پروسیونیده
coatroom رخت کن
coax ریشخند کردن · کابل هم محور · نوازش کردن
coaxer دم باز · مداهن
coaxial کابل هم محور
coaxing دم بازی · ریشخند · چاپلوسی
cob مخلوط چوب بلال · چوب ذرة · چوب ذرت · کاه گل ـ کاهگل · کاهگل کردن · کاهگلی
cobain کرت کوبین
cobalamin سيانوكوبالآمين · كوبالآمين
cobalt سگ لاجورد · کبالت · اب · فیروزه · زرد
cobaya خوکچه هندی
cobble سنگ فرش کردن · قلوه سنگ · پینه دوزی کردن · سنگ فرش · سنگفرش
cobbler خصاف · پینه دوز دوره کرد · کفاش · کفش دوز · پینه دوز · کفشگر
cobblers چرت و پرت
cobblestone سنگ فرش کردن · قلوه سنگ · سنگ فرش · سنگفرش
cobbling خرز · خزازی · پینه دوزی
cobnut فندق
cobra بالگرد کبرا · مار کبری · کفچه مار · افعی
cobras افعيان · بوييده · كبراها · كولوبريده · مارها
coburn جیمز کابرن
cobweb ابرکاکیا · برنامهريزى تصادفي · لعاب عنکبوت · مدلهاي تارعنكبوتي · مدلهاي تصادفي · مگس گیر
cobwebby نازک
coca کوکا · برف · کاکائو
cocain کوکائین
cocaine کوکائین · کوکایین · گردباد · برف
coccidae گوکان
coccidia کوکسیدیا · آدلئيدا · ايمريدا · هموسپوريدا
coccidioides کوکسیدیوییدس
coccidiosis کوکسیدیوز
coccidiostats دياوريدين · كربارسون · كلوپيدول · كوكسيديوستاتها · مواد ضد کوکوسی
coccids حشرات فلسدار · كوكسيدها · گوییان
coccifera کوارکوس کوکسیفرا
coccinea وارزهویکزیا کوکسینئا · کوارکوس کوکسینئا
coccinella کوکسینلا · کوکسینلا سپتامپونکتاتا
coccinellidae كفشدوزكها · پينهدوزها · کفشدوزکان
coccineus فازئولوس مولتيفلوروس · فازئولوس کوکسینئوس · لوبیای زینتی · لوبیای قرمز · لوبیای گل
coccodes کولتوتریکوم کوکودس · كولتوتريكوم آترامنتاريوم
coccoidea حشرات فلسدار · كوكسيدها · گوییان
coccomyces بلومریلا · كوكومیسس
cocculus ماهی زهره · مرگ مهی
coccus لكانيوم · کوکوس · کوکوس هسپریدوم
coccyx دنبالچه · دنبلیچه · عصعص · عظم عصعص · دم
cochinchinensis دالبرژیا کوشینکینانسیس · روتبليا اكسلتاتا · روتبلیا کوشینکینانسیس
cochineal قرمز دانه · قرمز فرنگی · قرمز کچ کش
cochlea حلزون الاذ ن · حلزون گوش · صدف گوش
cochlearia آرموراسیا روستیکانا · آرميلاريلا لاپاتيفوليا · كوكلئاريا آرموراسيا
cochleate حلزونی
cochliobolus بيپولاريس سوروكينيانا · بيپولاريس مايديس · دركسلرا اوريزائه · دركسلرا مايديس · هلمينتوسپوريوم اوريزائه · هلمينتوسپوريوم كربونوم
cochlioides آفانومیسس کوکلیوییدس
cochliomyia کوکلیومیا · کوکلیومیا هومینیوراکس
cochlonema کوکلونما
cochylis کوکیلیس
cock خروس · خروس کولی · آلت تناسلی مرد · بچه خروس · جوجه خروس · خروس جنگی
cockade گل نوار
cockchafer زنبور طلایی · سوسک طلایی · زنبور
cockchafers سوسكهاي جون · شاخدارسوسکان
cockcrow سپیده · سپیده دم
cockerel بچه خروس · جوجه خروس · خروسك · جوجه · مرغ
cockerels جوجهخروسها · جوجههای خروس
cockeyed مزخرف · ناپسند · یاوه · عبث · مضحک · مبهوت
cockle چین وچروک · مرگ مهی · نوسان داشتن
cockles صدفماهیان
cockney اهل لندن
cockpit صحنه تئاتر · هواپیما
cockroach سوسك حمام · سوسک حمام · سوسك · سوسک
cockroaches اوگی و سوسکها · بلاتاریا · سوسكهاي حمام
cocks خروسها · دجاج · دیوك
cockscomb گل حلوا · بلوچ · تاج خروس · زلف عروسان · زلف غروس
cocksfoot داکتیلیس گلومراتا · علف باغ
cockspur سیخ پای خروس
cocksure غره
cocktail جام کوکتل · کوکتل مولوتف · مهمانی · غلاف · نیام · جلد
cocky ازخودراضی
coco نخل نارگیل · نارگیل
cocoa دانههای کاکائو · صنعت کاکائو · نوشیدنیهای کاکائویی · پودر کاکائو · پوستههای کاکائو · کاکائو
cocobolo دالبرژیا رتوزا
cocona سولانوم هیپورودیوم
coconino جنگل ملی کوکونینو
coconspirator خیانتکار
coconut آب نارگیل · بیماری کادانگ نارگیل · روغن نارگیل · شیر نارگیل · نارگیل · نارگیل رطوبتگیریشده
coconuts نارگیلها
cocoon آبشم · پیله · پیله بستن · پیله کرم ابریشم
cocooning تجهيزات پرورش کرم ابریشم · مزارع كرم ابريشم · تجهیزات پرورش نوغان
cocoons پیلهها
cocophilus رادینافلنکوس کوکوفیلوس
cocos جزاير كيلينگ · جزایر کوکوس · جنس نارگیل · نخل نارگيلي · وقت جزایر کوکوس · کوکوس نوسیفرا
cocoyam كوكويام · گزانتوسوما · گوشفیل
cocteau ژان کوکتو
cod روغن ماهی · كيسه · ماهی روغن · نوعی ماهی · شماتت کردن · ماهي روغن اقيانوس اطلس
coda اخر
code دستورالعملها · رمز خطا · رمز داوینچی · رمز دودویی · رمز ميله ای · رمز ژنتیکی
codec رمز گشا
codein جوهر بسکن افیون
codeine افيون · جوهر مسکن افیون · افیون · تریاک
codes طبقهبندی بینالمللی آماری بیماریها
codex مجموعه قوانین · مقررات غذایی · نسخه قدیمی
codfish ماهی روغن · كيسه
codiaeum كرچكهاي هندي · کودیوم
codification تدوین · برنامه
codify تدوین کردن · قانون وضع کردن
codinaea کودینئا
coding برنامه نویسی · رمز نویسی · رمزگذاری
codolence تعزیت نامه
codons توالي هستهاي · توالي ژن · جعبه تاتا · رمزهها · منشا همانندسازي · توالی نوکلئوتید
codswallop غیر عملی · غیر لازم · سیرابی · شکمبه · چرت و پرت · زباله
coecum معاء اعور
coefficient بازتاب پذیری · ضریب · قابلیت بازتاب
coelaenomenodera سلنومنودرا · سلنومنودرا الاییدیس · سلنومنودرا مینوتا
coelenterata کیسهتنان
coelho پائولو کوئلیو
coeliac بيماري سلياك · درخودرفتگي · نشانگان سلياك · بیماریهای رودهای
coeloides سلوییدس
coelomomyces سلومومیسس
coelomycetes بلاستوميستها · دوترومیکوتینا · سلوميستها · قارچهاي ناقص · هيفالز · هيفوميستها
coen برادران کوئن
coenophialum آکرمونیوم سنوفیالوم · اپيكلوئه تيفينا
coenurus سنوروس سربراليس · مولتيسپس · مولتيسپس مولتيسپس · تنیا مولتیسپس
coenzymes کوآنزیمها
coerce سوی دیگربردن · مجبور کردن · ناگزیر کردن
coercing مجبر
coercion اجبار · اضطرار · تهدید و اجبار · لابدی · لاعلاحی · ناچاری
coerulea تریگونلا سرولئا
coerulescens سراتوسیستیس سرولسانس
coetaneous هم تاریخ · هم سال
coetzee جان ماکسول کوئتزه
coeur فرجام
coeus کویوس
coeval هم تاریخ · هم سال · همسال
coexist باهم زیستن
coextensive هم مرز · مجاور
cofactors کوفاکتورها
coffea جنس قهوه · كوفئا آرابيكا استولمانياي · كوفئا اوگانده · كوفئا ديوورهاي · كوفئا روبوستا · كوفئا زانگوباريه
coffeae سایستیا کوفئائه · پراتیلنکوس کوفئائه
coffeanum كولتوتريكوم فراگاريائه · كولتوتريكوم فراگاريه · كولتوتريكوم كوفئانوم · كولتوتريكوم گلئوسپوريوييدس · گلومرلا سینگولاتا
coffee بارهء دندان · تفاله قهوه · جایگزینهای قهوه · دانههای قهوه · سازمان بینالمللی قهوه · سفيدكنندههاي قهوه
coffeebox قہوه ندان
coffeebrown قہوه ای
coffeehouse قهوه خانه · چایخانه · قهوهخانه · رستوران · کافه
coffeella پریلوکوپترا کوفیلا
coffeicola سرکوسپورا کوفیکولا
coffer صندوق · جای خالی · نقطه ابهام · حفره · محفظه
coffin تابوت · جعبه کوچک · آب جو · سیگارت · سیگار · نعش
cog حقه بازی · دندانه · دنده چرخ · ضرس · کنگره · دندان
cogency قدرت عقیده · ضرورت
coggle تلو تلو خوردن
cogitant مستدل
cogitate تفکر کردن · اندیشه کردن · تامل كردن
cogitation اندیشه وتفکر · اندیشه · تفکر
cogitative متفکر
cognac کنیاك · کنیاک · آراك · برانديها · جين · رمها
cognisance اگاهی · اطلاع
cognisant اگاه
cognise درک کردن
cognitive شناختی
cognizance اگاهی · بینش · نظر · اطلاع · معرفت
cognizant اگاه · ملتفت
cognize درک کردن
cognomen اسم خانوادگی · نام فامیلی · اسم دوم · لقب · نام خانوادگی · نام خودمانی
cognoscente کارشناس
cogongrass امپراتا آرونديناسئا · امپراتا سیلندریکا
cogs دندانه دار · دندانه دار کردن · کنگره دار
cogulated دلمه
cogwheel چرخ دندانه · چرخ دندانه دار · چرخ دنده
coha بغل خوابی
cohabitant بغل خواب · خانه یکی · همخانه
cohabitation زندگی باهم · همخانگی
coheir هم ارث
cohen لئونارد کوهن · نیک کوهن
cohere ربط دادن · وفادار بودن
coherence ارتباط · وابستگی · ارتیاط دادن
coherency ارتباط · وابستگی
coherent با ارتباط · منطقی · مرتب
cohesion جاذبه مولکولی · هم بستگی · بافت خاک · التصاق · پیوستگی · چسبندگی
cohesive چسبناک
cohesiveness ماندگاري
coho اونکورنکوس کیسوچ · ماهي آزاد كوهو · ماهي آزاد نقرهاي
cohort گروه
coif آرایش مو · کلوته · گیسو پوش · گیسوپوش · کلاه
coiffeur سلمانی مردانه
coiffure آرایش مو · گیسوپوش
coigüe درخت بلوط · بلوط
coil چنبره زدن · دوران داشتن · طومار · دریچه · پیچیدن · پیچک
coiled پیچ خورده · پیچدار
coiling طوماری · حلزونی
coils پیچ وخم
coimbatore تامیل نادو
coimbra کویمبرا
coin بالش زر · تومانی · دواری · سكه · سکه · سکه زدن
coinage ابداع واژه · حق الضرب · ضرب سکه · مسکوکات · نوواژه · واژه جدید
coincide مصادف بودن · منطبق شدن · همزمان بودن · هم رای بودن · موافقت کردن
coincidence قران · وقایع اتفاقی · تصادف · تلاقی · انطباق
coincident مصادف · متفق
coincidently همزمان
coinciding مصادف · منطبق
coined سکه برو · سکه خوردن · سکه دار · سکه زده · برون سرا · مسکوك
coiner سخن ساز · سکه زن · ضراب · قلب زن · قلب ساز
coining قلب سازی · لغت سازی
coins قلب زن · قلب ساز · مسکوکات · فلوس
coinsurance بیمه مشترک
coir لیف نارگیل
coition قوۀ باه · مقاربت · وطی · جماع · گاییدن · مراوده
coitus تلقیح طبیعی · جفتگيري · آمیزش جنسی · مراوده · مقاربت · گائیدن
coix جنس اشک روباه · جنس شال تسبیح · شال تسبيح · كوييكس لاكريماـژوبي · کوییکس · کوییکس لاکریما ژوبی
cojedes کوجدس
coke زغال سنگ سوخته · زغال سنگ مکلس · کوك · برف
cola کولا · جوز کولا
colander آبکش · پالونه · چلو صافی · چلوصاف کن · صافی
colaspis کولاسپیس
colchicine کلشیسین
colchicum جنس سورنجان · جنس گل حسرت · سورنجان · کلشیکوم
colcothar زاج سیاه مکلس
cold آبتنی · آسيب سرما · آسيب يخبندان · آهن سرد کویدن · استرس سرمایی · استقامت به سرما
coldly بسردی
coldness سردی · برودت · سرما
cole نت کینگ کول · کول پورتر · کلم پیچ · ترب کوهی · کلم
coleman کلمن هاوکینز
coleophora کولئوفورا · کولئوفورا لاریسلا
coleophoridae کولئوفوریده
coleoptera ريشهخوارها · سربازسوسكان · سوسكها · قاب بالان · قاببالان · قاببالیان
coleopteran قاب بال
coleopterous مغمدالجناحین · قاب بال
coleoptiles نیامهای ساقه
colesiota آناپلاسماتاسه · اژيپسيانلا · ریکتزیالز · سيتوستها · كولزيوتا · نئوريكتزيا
coleslaw سالاد کلم
coleus جنس حسنیوسف · كولئوس آروماتيكوس · كولئوس توبروسوس · كولئوس پارويفلوروس · کولئوس · کولئوس آمبویینیکوس
coley ماهی سیته
coli آنتامبا کولی · اشریشیا کولی · ای کولای · باكتري كولي · کامپیلوباکتر کولی
colias کولیاس · کولیاس لزبیا
colibacillosis كوليآنتروتوكسمي · كوليباكتريوز · کولیباسیلوز
colibacteriosis كوليآنتروتوكسمي · كوليباكتريوز · کولیباسیلوز
colic قولنج · قولنج اسب · قولنج عصبی · قولنجی · کولنج · قولنج سربی
colicins باکتریوسینها · كوليسينها · پديوسينها
colienterotoxaemia كوليآنتروتوكسمي · كوليباكتريوز · کولیباسیلوز
coliform باکتریهای کولیفرم
coliiformes کولیایفورمس
colima کولیما
colimycin آدريامايسين · آمفوتريسين · آنتیبیوتیکها · آووپارسين · اسپكتينومايسين · دوكسوروبيسين
colin کالین پاول
colina کوهستان · تپه
colinus كوتورنيكس كوتورنيكس · كولينوس · بلدرچینها
colioquial زبان زد ـ زبانزد
coliseum آمفی تئاتر · استادیوم ورزشی · سالن · تالار
colistin آدريامايسين · آمفوتريسين · آنتیبیوتیکها · آووپارسين · اسپكتينومايسين · دوكسوروبيسين
colistium کولیستیوم
colitis التهاب كولون · کولیت
collaborate همدست شدن
collaboration اشیاه داده ای همکاری · توحید مساعی · دست نشاندگی · همدستی · مشارکت · همکاری دسته جمعی
collaborationism دست نشاندگی · همدستی · همکاری
collaborationist همدست
collaborative گروهی
collaborator شريك · همکار · همدست · همسر · شریک
collage کلاژ
collagen کلاژن
collagenases فيبرينوليزين · فيسين · كالپين · كلاژنازها · پروتئينازها · پروتئازها
collapsar سیاهچاله
collapse درجه فرو رفتگي · فرو ربختن · فروخوابیدگی · فرور یختگی · فروريختن · کلاپس
collapsible خیمه · چادر · توجه
collar خاموت · ربقه · فکل · فکل زدن · قلاده · قلاده سگ
collarbone ترقوه
collards كلمهای بازبرگ · کلمبرگها
collared یاکریم
collate مقابله کردن
collateral همراه
collation تطبیق · مقابله · خوراک مختصر · مقایسه
collatior عصرانه
colleague خواجه تاش · هم قطار · هم کار · همقطار · همکار
colleagueship همقطاری
collect جمع آوری کردن · غرامت کردن · همکاری کردن · کود کردن · غند کردن · وصول کردن
collectanea منتخبات
collected غند · فراهم · مدون · وصولی · واصل
collecting زهكشهاي اتصالي · زهكشهاي اصلي · زهكشهاي برونريز · زهكشهاي جمعكننده · زهكشهاي حايل · زهكشي تقاطعي
collection اخذ · تألیف · تجمع · جمع آوری تمبر · جمعآوري مني · جمعآوری شیر
collections مجموعهها · مجموعههای جانوری · مجموعههای پلاسم زایشی · مجموعههای گیاهی · کلکسیونهای جانوری · کلکسیونهای گياهي
collective تحرك اجتماعي · رفتار بازي · رفتار جمعي · رفتار گروهي · زمين مشاع · كلخوز
collectively قصابخانه · فغستان · یہود
collectivism جمعگرایی
collectivist چپ گرا
collectivization اشتراکیسازی
collector آشغال برچین · باجگیر · تحصیلدار · تحصیلداری · گرد اورنده · جامع
collectors جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · جمعکنهای خورشیدی · ماشینآلات جابجایی
college آموزشگاه · داتشكده افسری · دارالعلم · دانشكده · دانشکده · دانشکده پزشکی بیلور
colleges دانشكدهها · دانشكدههاي فني · دانشكدههاي كشاورزي
collegian دانشآموز · عضو دانشکده · دانشجو
collegium کالجیوم موزیکوم · شورا
collembola دمفنريها · فنردمان
collenchyma کلانشیم
collequy مذاکره
collet نگین دان
colletotrichum كولتوتريكوم آترامنتاريوم · كولتوتريكوم فراگاريائه · كولتوتريكوم فراگاريه · كولتوتريكوم كوفئانوم · كولتوتريكوم گلئوسپوريوييدس · کولتوتریکوم
collide اصطکاك کردن · بهم خوردن · تصادم کردن · تلاطم کردن · برهم خوردن · خوردن
collider برخورددهنده هادرونی بزرگ
colliding مصادم
collie سك شبانی · سك چوپان · سك گله
collier ذغال سنگ · مقنی · گورکن · کشتی
colligate ارتباط دادن · شامل کردن · پیوند دادن · بستن
collimate موازی قرار دادن
collins آیلین کالینز · فیل کالینز · ویلکی کالینز · شکر · قند
collision برخورد · تصادم · مصادمت · بندوبست · صدم · صدمه
collocation ترتیب · نظم · مجاورت · جايگاه
collodion سریشم بنیه · سلولوز نيترات · سلولوييد · كلوديون · پيروكسيلين · نیتروسلولوز
colloid سرطان سریشمی · کلوئید · سریشمی
colloidal حالت كولویید · خواص کلوییدى · پايداري كلوييدي · ژلها · کلوئید · کلوییدها
colloids کلوییدها · حالت كولویید · ژلها
colloquial زبان محاوره · گفت و گويی
colloquialism عبارت مصطلح · زبان محاوره
colloquium محاوره · مکالمه
colloqural محاوره ای
colloquy محاضره · گفتگو · محاوره
collude تبانی کردن · درساختن · زد و بند کردن · ساخت وپاخت کردن · هم پیمان شدن · سازش کردن
collusion تبانی · زدوبند · ساخت و پاخت · سلخت وپاخت · اغماض · سازش
collusive جاسوس
colluvium کوهرفت
colly سك شبانی · سك چوپان · سك گله · چرک کردن · گل الود کردن · خاکی کردن
collybia كوليبيا ولوتيپس · کولیبیا · فلامولینا ولوتیپس
collyrium اکتحال · جوهردادرو · سرما کشیدن · سرمه کش · سرمه کشیده · میل کشیدن
collyrlum کحل
collywobbles درد معده
coloboma پلک چشم · پلک
colocasia كولوكازيا آنتيكوروم · کولوکازیا · کولوکازیا اسکولنتا
colocynth علقم · نظل · هندوانه ابوجهل · پژند · کبست · تلخك
colocynthis سیترولوس کولوسینتیس · كولوسينتيس ولگاريس · سيترولوس ولگاريس · سیترولوس لاناتوس · كولوسينتيس سيترولوس
cologne ادوکلن · ادکلن · نام عطری برگرفته از شهر کلن در آلمان · کلن · کلیسای جامع کلن
cololabis کولولابیس
colombia جمهوري كلمبيا · وقت تابستانی کلمبیا · وقت عادی کلمبیا · وقت کلمبیا · کلمبیا · کولمبیا
colombian پزوی کلمبیا
colombo طرح کلمبو · کلمبو
colombus سورگوم آلموم
colon دونقطه · قولون · معاء قولون · کولون · ايلئوم · راستروده
colona ارزن شاما · اکینوکلوآ کولونا · سوروف برنجي · پانيكوم كولونوم
colonel سرهنڭ · سرهنگ · سرهنگ دوم · سرهنگی · محمدتقی خان پسیان · ناخدا دوم
colonial مستعمراتی
colonialism استعمار · استعمارگری · امپریالیسم
colonies مستعمرات سیزدهگانه · مستملکات · پرگنههاي زنبور عسل · پرگنههای زنبور · کلنیهای زنبور
colonisation استعمار
colonise ساکن شدن در
colonist مستعمره نشین
colonitis ورم معاء قولون
colonization پرگنهسازي كشاورزي · استعمار · اسکان روستایی
colonize استعمار کردن · ساکن شدن در
colonized مستعمر
colonizer خوش نشین · مستعمر
colonizing توانایی پرگنهسازی
colonnade ردیف درخت · ردیف ستون
colonum ارزن شاما · اکینوکلوآ کولونا · سوروف برنجي · پانيكوم كولونوم
colony فاكتور تحريككننده پرگنه · فاكتور نكروز تومور · لنفوكينها · مستعمره · مونوكينها · مہاجرنشین
colophony راتیان · راتیانه · کلفن
color تبدیل رنك · تبدیل فضای رنگ · تفکیک کننده رنگ · جعبه رنگ · حنائی · خودرنك
colorado دانشگاه کلرادو در بولدر · رودخانه کلرادو · کلرادو · کلرادو اسپرینگز · کولورادو · آبیس کونکولور
colorants رنگینسازهای غذایی
coloration رنگ آمیزی · رنڭ آمیزی · رنڭ بندی · رنگآميزي · رنگ
coloratum پانیکوم کولوراتوم
colored تصویر رنگی · دبیت الوان · رنڭ زده · رنڭ ناك · رنڭ کرده · لاله گون
colorful رنگارنگ · رنگین
colorimetry رنگسنجی
coloring تلوین · مادۀ ملونه خون · رنك پس دادن · رنگ آمیزی · رنڭ آمیزی
colorless بی رنگ · کم رنگ
colors توفیق کامل · رنڭ آمیزی · رنگ های مکمل · رنگهای وب · سه رنك · متلون
colossal قوی هیکل · ژنده
colosseum کولوسئوم
colossians کولسیان
colossoma کولوسوما
colossus تندیس غولپیکر رودس · غول رودس · جالوت
colostomy کولوستومی · کولونسنبی
colostral ايمني آغوزی · ايمني جفتي · ايمني جفتگذر · ايمني جنيني · ايمني روياني · ايمني زدهاي
colostrum آغوز · شیرماک · فرشه · کلستروم · شیر ماك · ماك
colour آلوبالوئی · اوام · بدرنك · بوری · درك رنگ · دهمت
colourants رنگینسازهای غذایی
colouration رنگ آمیزی
coloured بلور الوان · تله چسبناك رنگي · تلههای چسبنده · پانیکوم کولوراتوم · آبگون
colourful رنگارنگ · رنگین · جالب
colouring رنگينه · رنگ آمیزی
colourless بیرنگ · بی رنگ · بیرنك · کم رنگ
colours الوان · الوان اصلیه · سهرنگ · الوان فرعیه · بیرق · بیرق بلند کردن
colpoma کولپوما
colt ستاغ · کرۀ اسب · کره
colter ایمر
coltrane جان کولترین
coltricia کولتریسیا
colts كرههاي اسب · يكساله · رائض · رایض · کرهاسبها
coltsfoot حشیشة السعال · پای خر · کهکشان
colubridae افعيان · بوييده · كبراها · كولوبريده · مارها
colubriformis تریکوسترونژیلوس کولوبریفورمیس
colugos اسلوتها · بيدندانيان · توبوليدنتاتا · جفتسمان · خرطومداران · خرگوشسانان
columba کبوتر کوهی · قمری · کبوتر · فاخته
columbarium برج کبوتر · دخمه مردگان · کبوتر خان · کبوتر خانه
columbia بریتیش کلمبیا · دانشگاه بریتیش کلمبیا · دانشگاه کلمبیا · فضاپیمای کلمبیا · منطقه کلمبیا · کلمبیا
columbiae پسوروفورا كلمبيه · پسوروفورا کلمبیائه
columbianum ازوفاگوستوموم کلمبیانوم
columbicola تريكودكتس · شپشهاي جونده · شپشهاي گزنده · كوكلوتوگاستر · كولومبيكولا · ليپوروس
columbidae کبوتر
columbiformes کبوتریان
columbine مدرسه کلمباین · گل تاج الملوك · زبان در قفا
columbines آکیلهژیا · جنس تاجالمولوک
columbo ستوان کلمبو
columbus آزمایشگاه فضایی کلمبوس · بازيرولايموس كولومبوس · هوپلولایموس کولومبوس · کریستف کلمب · کلمبوس · سورگوم آلموم
column اسطوان · اسطوانه · انتخاب کننده رنگ · انقطاع ستون · ستون · ستون انباشته
columnar ستونی · ستون مانند
columned ستون دار
columniation ستون بندی
columniform ستونی
columnist خرابکار
columnlike ستونی
columns ستون بندی · استخراجكنندهها · الكها · جداسازها · سیکلونها
colure دایره متقاطعه · دایرۀ اعتدال
colutea دغدغک
colza کلزا · كانولا · كلزا · براسیکا ناپوس · روغن تخم منداب · شلغم روغني
colón کولون کاستاریکا
colóns کولون کاستاریکا
com ابلاغیه · ابهل · دریچه ارتباطی · ندیم · آلاله
coma احتباس مايعات بدن · اغما · اغماء · تشنجها · دنبالۀ ذودنب · سبات عمیق
comanche کومانچی
comares کمارس
comata استیپا کوماتا
comate دنباله دار
comatose سباتی · اغما
comb دفته · دفتین · رشك کن کردن · شانه · شانه زدن · شانه کردن
combat حرب · زد و خورد کردن · مبارزت · مبارزه کردن · ناو جنگی · جرید بازی
combatant محارب · رزمنده
combative ستیزه جو · متنازع فیه · مستعد جنگ · جنگجو · مبارز
combativeness جنگجویی · جنگاوری
combed شانه کرده
comber سوفچه سفيد · سوفچه شنزي · شانه زن · ماهی باس دریایی · مشاطه
combinable ترکیبی
combination الحمد · ترکیب کلید · قفل ابجد · قفل حروفی · پیراهن رکابی · جوری
combinational ترکیبی
combinations تركيبات آفتكش كود شيميايي · ترکیبات کود شیمیایی · ترکیبهای دارویی
combinative ترکیبی
combinatorial ترکیبی
combinatorics ترکیبیات
combinatory ترکیبی
combinats مجموعههاي کشت و صنعت · مجتمعهای کشت و صنعت
combine دروگرهای مرکب · کمباین · ملحق کردن · کارتل · ادغام کردن · جور شدن
combined قوای متحده · واكسنهاي مخلوط · واکسنهای ترکیبی
combines ائتلافها
combing رشك کن
combining توانايي تركيبپذيري پدماري · توانایی ترکیبپذیری · کاراکتر ترکیب شونده · برابر
combo جعبه مرکب · جعبه کشویی ترکیبی
combretaceae کومبرتاسه · گارونزنگیان
combretum کومبرتوم
combs شانهاي عسل آغازگر · شانهای عسل · شانههاي عسل · لانههاي زنبور · ورقهاي موم · اسباب زنبورداري
combust آتش زدن · سوزاندن
combustibility قابلیت احتراق
combustible سوزا · قابل احتراق · محترق
combustion احتراق · درونسوز · موتورهای درونسوز · اشتعال · سوختگاهها · سوختگاههاي بستر سيال
combustors سوختگاهها · سوختگاههاي بستر سيال · سوختگاههاي گردبادي · سيستمهاي احتراق · شعلهافکنها · كورههاي زبالهسوز
comcáac مکزیک
come آخر شدن · آمدن · ازپس آمدن · السابقون السابقون · انداختن در · باد آورده را باد
comeback جواب متقابل · پاسخ دفاعی
comecon کمه کون · شورای همیاری اقتصادی دوجانبه · كومكون
comedian کمدی نویس · کمدین · مقلدی · هنرپیشه · بازیگر
comedo چربی دانه
comedy کمدی · کمدی الهی · لودگی
comeliness برزندگی · رعنایی · خوبرویی · خوش منظری · صباحت · وجاهت
comely خوب رو · خوبرو · خوش قد · خوش منظر · قسیم · صبیح
comer اینده · وارد · قادم · تازه وارد · ورود
comes آید · الصبر مفتاح الفرج · حریف حریف خودرا میشناسد · پس آینده · رادف · ردف
comestible خوراکی
comestibles خوراک
comet دنبالهدار · دنبالهدار · ذودنب · ستاره دنبالهدار · ستاره دنبالهدار · ستارۀ دنباله دار
comfit نقل بادام · نقل وشیرینی · نقل
comfited زنجبیل پرورده
comfits نقل بادیان
comfort تحار · تسلیت گفتن · خاطر داری · دل آسایی · دلجویی کردن · دلداری دادن
comfortable خواب راحت · راحت · رغد · راحت بودن
comfortably براحت · بطور راحت
comforted قریرالعین
comforter تسلی دهنده · پستانک · راحتی بخش · همدرد · صلح جو · بالاپوش
comforting راحت افزا
comfrey جنس هماور · جنس گوش خر · سمفیتوم · كامفري
comfy راحت
comic مضحکه · کمیک · هنرپیشه · کارتون · بازیگر
comical اضحوکه · خنده آور · خنده دار
coming آتی · انابت · بعد آینده · تأخر · تالی · تتابع
cominon باتفاق
comintern کمینترن
comitative فنلان
comitatus قدرت قانونی · نیروی اجتماعی
comity حسن معاشرت · تعارف
comma واوک · ویرگول
command امر · امر کردن · تکاوری · حکم دادن · حکم فرمودن · خط فرمان
commandant افسر فرمانده · فرمانده
commanded فرموده
commander امیر المومنین · سالار لشکر · سر کرده · سوپریم کامندر · سپهسالار · سپہدار
commanders اوالامر · سران
commandership محل فرماندهی · مقام فرماندهی
commandery محل فرماندهی · مقام فرماندهی
commanding تأمر · متحکم · افسر فرمانده · جابر · حاکم · فرمانده
commandingly حاکمانه
commandment تعلیمات · دستور خدا · تدریس · قاعده اخلاقی · فرموده · حکم
commandments اوامر
commando تکاور · کماندو
commands آمر · مناهی · نواهی
comme شفاف
commelina کوملینا
commelinaceae برگبیدییان · تیره برگ بید · کوملیناسه
commemorate یاد کردن · شباهت داشتن
commemorating یادبودی
commemoration مجلس تذکر · یادگار · یاد · یادبود
commemorative نشان يادبودي · یاد آور · یادبودی
commence آغاز کردن · اغاز کردن · شروع كردن · شروع کردن
commenced شروع شدن
commencement اغاز · آغاز · بدایت · بدو · جشن فارغ التحصیلی · جشن سالیانه
commencing استفتاح · استئناف · استیناف
commend تقریظ کردن · ثنا گفتن · ثناکردن · سپردن
commendable قابل تقریظ · تعریفی · حمید
commendation تعریف و توصیف · تقریظ · مدح · تعریف · سفارش
commendatory تقریظ آمیز
commended تمدح
commensal هم غذا · همسفره
commensalism همسفرگی
commensurable مشترك المقیاس
commensurate متناسب
comment بد گویی · تاویل کردن · تفسیر کردن · رشته یادداشت · سخن چینی · شایعات بیاساس
commentary تأویل · تفسیر شریف · سفرنك · تفسیر · رشته یادداشت · زند
commentator شارح · مفسر · منقد ادبی · ژورنالیست · مشاهده کننده · مراقب
commenting تأویل · تفسیر
commerce اطاق تجارت · بازرگانی · تجارت · سوداخانه · سوداسر · سوداگری
commercial آگهی بازرگانی · استراتژي تجاري · استراتژی بازار · اعتبار تجاری · بانکهای تجاری · تجارت خانه
commercialism سیاست بازرگانی · تجارت
commercialization تجاریسازی · بازاریابی
commersoni کاتوستوموس کومرسونی
commersonii سولانوم کومروسونیای · ارزن كودو · پاسپالوم اسکروبیکولاتوم · پاسپالوم كومرسونياي
commie مربوط به کمونیسم · روسی
comminate نفرین شدن
commination لعن ونفرین
commingle ادغام کردن
comminute خردکردن · خمیر کردن · خرد شدن
comminution خردسازی · سحق · باريكهبري · رندهكردن · ريزسازی · سنگشكني
commiphora کومیفورا
commiserate اظهارتاسف کردن · جانبداری کردن · شفقت کردن
commiseration اظهار تاسف · اظهارتاسف · ترحم · تفقد · دریغ · رحمت
commiserations افسوس
commissar کمیسر
commissariat تدارکات · قیود · خواربار · مقررات
commissary مباشر قشون · مباشر
commissaryship مباشرت
commission ارتکاب · حق الجعاله · حق السعی · دلالی کردن · ماموريت · کمیته اقیانوس آرام جنوبی
commissionaire کار پرداز
commissioned صاحب منصب ارشد · مبعوث · مامور شدن
commissioner عضو هیئت · کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان · کمیسر · مامور
commissions کمیته
commissure محل تلاقی · پیوند گاه
commit انتحار کردن · بد انجامیدن · تفویض کردن · جرم کردن · خو ن ریختن · خو ن کردن
commitment حکم توقیف · سپردگی · بیعت · تابعیت · تعهد
commits سپارنده
committal حفظ کنی · ارتکاب
committed سر زدن · سپرده · سپردگی
committee شورا · مجلس مشاوره · کمیته · کمیته حمایت از روزنامه نگاران · کمیته دائمی · کمیته رهبری
committees کمیته
committer سپارنده
committing الجاء · تفویض · خود کشی · زناکاری
commix متحد کردن · مخلوط کردن
commixion بهم آمیختگی
commixtion گائیدن
commixture ترکیب · آمیزه · مخلوط · بهم آمیختگی
commode کمد
commodious راه دست · جادار · راحت
commodities اجناس بقالی · تولیدات کشاورزی · فراورده زراعي · كالاها · كالاهاي كشاورزي · امتعه
commodity بازارهاي فراورده · بازارهای کالا · توافقنامههای کالا · مبادلههای کالا · وسیله مناسب · کالا
commodore ناخدا
commodus تلئوگریلوس کومودوس · کومودوس
common آبچلیک معمولی · احوالات · احکامات · اسم عام · اشنان · اقطی
commonage حق علف چر
commonly بارها
commonness اصطلاح عوامانه
commonplace اابتذال · بیاض · مبتذل · ابتذال · بیاتی · پیش پا افتادگی
commons ویکیانبار · کرییتیو کامانز · مجلس مبعوثان · وکلاء
commonwealth اتحادیه کشورهای مشترکالمنافع · اتحادیه کشورهای همسود · اکراین · جمہور · خیر عامه · خیر عموم
commotion برهم خوردگی · انزعاج · تزلزل · خلجان · زلزال · قلق
commove تکان دادن
communal اشتراکی · جنگلداري ناحيهاي · جنگلهای همگانی · مالكيت دستهجمعی · تغذيه گروهي · جنگلداری محلی
communalism اصول استقلال بلوکات · کمونیسم
communalize عمومی کرد
communards کمونار
commune شیزوفیلوم کومیونه · کمون پاریس · مزرعه اشتراکی
communes کمونها
communicable بيماريهاي مسري · بيماريهاي واگير · قابل ارتباط · بیماریهای عفونی · مسری
communicate ابلاغ کردن · فهماندن · مخابره کردن · مرتبط بودن با · فرستادن
communicated ابلاغی
communicating تودرتو · مكانبه · ابلاغ · مکاتبه
communication ارتباط · ارتباط بین جانوران · ارتباط جمعی · ارتباطات · تکنولوژی ارتباط · خط رابطه
communications عربست · وزارت طرق · ارتباطات · تجهیزات ارتباط داده ها · دریچه ارتباطی · نظریه ارتباطات
communicative فصیح · گویا
communicator مکاتب
communicatory گویا · فصیح
communion مراسم عشاء ربانی · اشتراك · قربانگاه · مذبح · محراب
communique ابلاغ رسمی
communis آميگدالوس كومونيس · جونیپروس کومونیس · روغن كرچك · ریسینوس کومونیس · فرولا کومونیس · میرتوس کومونیس
communise کمونیستی کردن
communism اصالت اشتراك · اصول اشتراکی · مرام اشتراکی · کمونیسم
communist بریگاد جوانان کمونیست انقلابی · حزب کمونیست · حزب کمونیست آلمان · حزب کمونیست اتحاد شوروی · حزب کمونیست اتریش · حزب کمونیست انقلابی آمریکا
communists اتحادیه کمونیستهای کرواسی · اتحادیه کمونیستهای یوگسلاوی
communitas پيوستگي
communities جوامع آبزی · جوامع اوج · جوامع روستایی · جوامع گیاهی · ريزشنازي · شنازي
community احمدیه · اهل جماعت · جنگلداری محلی · خدمات جامعه · خدمات دولتي · درگیرشدن اجتماعی
communize کمونیستی کردن
commutation بلیط فصلی · تعویض
commutator کموتاتور
comorbidity همایندی مرضی
comore آنجوآن · جزاير كومورو · موهلي · کوموروس · گراند كومور
comorian جزيره كوموري مايوت · فرانک کومورو · کوموری · مایوت
comorien آنجوآن · جزاير كومورو · موهلي · کوموروس · گراند كومور
comoro آنجوآن · جزاير كومورو · موهلي · گراند كومور · کوموروس
comoros کومور · کومورو · کوموروس · آنجوآن · جزاير كومورو · موهلي
comosa آناناس سايتووس · آناناس کوموسوس · برومليا كوموزا
comosus آناناس سايتووس · آناناس کوموسوس · برومليا كوموزا
comovirus ويروس موزاييك لوبيای چشمبلبلي · کوموویروس موزاییک لوبیای چشمبلبلی
comoviruses کوموویروسها
compact فشرده · لوح فشرده · لوح فشرده فقط خواندنی · موافقت نامه · نوار کاست · دستگاه پخش سی دی
compaction فشردگی · فشردگی خاک
compactly تنگ هم · تنك تنك
compactness چگالی · غلظت · انبوهی
companion تاش · جالس · دمساز · رفاقت کردن · رفیق خوش صحبت · صاحبه
companionable اجتماعی
companions ثقات · رفقاء · صحابه · حدیث شریف · حدیث نبوی
companionship انبازی · صحابت · مرافقت · مصاحبت · منادمت · همسری
company الفت · تصاحب · تعاونى · حاضرین · خرراپبش خر وامیدارندهمر نك نمیشود همخو میشود · رفقت
compaparatively بالنسبه
comparability قابلیت قیاس · هم سنجی · مقایسه
comparable قابلیت مقایسه · متناظر · شبیه · قابل قیاس
comparative تطبیقی · تفضیلی · جدول مقایسه · درجۀ تفضیلی · صفت برتر · صفت تفضیلی
compare برابر کردن · تمسیل نمودن · شبیه شدن · شبیه کردن · قیاس بنفس کردن · مساوی پنداشتن
compared مشبه · ممثل · نسبت به
comparing تشبیه · تطبیق
comparison دربل · درجات سه گانۀ صفت · درجۀ صفت · قیاس بعکس · مطابقه · مقایسه
comparisons بدهی مزرعه · عواید مزرعه
compartment جعبه داشبورد · کوپه · بخش مسافران · گیوتین · اطاق · واگن رستوران
compartmental قسمت قسمت
compartmentalised قسمت قسمت
compartmentalized قسمت قسمت
compass شمال نما · قبله نما · قطب نما · قطبنما · قطبنما · پرگار
compassable حصول پذیر
compasses دائره کش · پرگاری · یك پرگار · پرگار · بی پرگار
compassion حس ترحم · حنان · دلسوزی · دلش بہم بر آمد · رأفت · رحم کردن
compassionate باشفقت · بخشايشگر · بخشاينده · ترحم کردن · دلسوز · دلسوزی کردن
compassionately مشفقانه
compassionateness غمخواری · دلسوزی · شفقت
compatibility حالت سازگاری · خودباروري · خودسازگاری · سازگاري پايه · سازگاری برگشتی · سازگاری پیوند
compatible همساز · سازگار
compatriot هم وطن · هموطن · همشہری
compatriotic هم وطن
compatriotism هم وطنی
compeer هم دوش · عضو مجلس اعیان · همشان · دوست
compel ناچار کردن · مجبور کردن · مجبورکردن
compelled ناچار · مجبور · ملتزم
compelling قسر · اجبار
compendious فشرده · اجمالی · موجز
compendiously اجمالا
compendium مختصر · اجمال
compensate جبران ضرر کردن · جبران كردن · غرامت پرداختن · تاوان دادن · صدمه زدن به · غرامت دادن
compensated جبران ناپذیر
compensation بازپرداخت وجه · برخی · تاوان · جبران خسارت · فندول متکافی · ویژه گی اصلاح نورسنج
compensatory رشد جبرانی · مبالغ جبرانی · پرداختهاي جبراني
compentent محاکم صالحه
comperiella کومپریلا · کومپریلا بیفاسیاتا
compete رقابت کردن · رقیب شدن · همکاری کردن
competence سررشته · صلاحیت · تحمل ايمني · تشكيل پادتن · خونكافت ايمني · رقابت ايمني
competencies توجيه
competency صلاحیت · سررشته · شایستگی · دانش
competend مجاز
competent ذی صلاحیت · شایسته · صلاحیت دار · لايق · لایق · کافی
competible سازگار
competition رقابت · رقابت اقتصادی · رقابت بينگونهاي · رقابت جانوری · رقابت درونگونهاي · رقابت زیستی
competitior مسابقه کردن
competitive رقابتی · قابل رقابت · اليزاي رقابتي · اليزاي غير مستقيم · اليزاي مستقيم · الیزا
competitor هم چشم · رقیب · شرکت کردن در · هم آورد · هم نبرد · همکار
compilation تالیف · تلفیق · خوشه چینی · تألیف · اكتساب دادهها · ترجمه دادهها
compilations مؤلفات
compile تالیف کردن · ترجمه کردن برنامه
compiled تألیف
compiler خوشه چین · مولف · کتاب نویس · جامع
compiling حق التألیف · تالیف · مولف · تلفیق
compisition نویسندگی
complacency خودرضامندی
complacent خود خوشنود · عشرت طلب · ازخودراضی
complain آخ واوخ کردن · تشکی کردن · شکایت کردن · شکوه کردن یا نمودن · نویدن · گله کردن
complainant دادخواه · فریادی · متشکی · گله گذار · عارض · شاکی
complainer گله گذار · شاکی
complaining تشکی · شکایت مند · متظلم · نالش · گله مند · گله گذاری
complainingly شکایت کنان · باشکوه
complains مستغیث
complaint درد جگر · شکایت · شکایت آمیز · گرزش · بیماری مزمن · تشکی
complaisance حاضر خدمتی · خدمت گذاری · خوشخویی · اجابت · ادب · قبول
complaisant الزامی · حاضر خدمات · حاضر خدمت · خوشخو · اجباری · مهربان
complement آزمونهای تثبیت مکمل · آزمونهای تثبیت کومپلمان · متمم گرفتن · کمپلمان · مکمل
complemental تكميلي
complementarity متمم
complementary رنگ های مکمل · متمم · متهم · تكميلي
completa راگولتیس کومپلتا
complete ادغام کردن را تمام کن · انبار کامل رایانه · انقیاد صرف · بسند · بی کم و کاست · تام
completed باتمام رسیدن · تکمل
completely تماما · سیراب · سر تاسر · سیراب کردن · از همه جهت · هرگونه
completing اختتام · ختم · خمس · تکمیل
completion اتمام · تكميل · تکمیل · کاملیت · اکمال · بالاتمام
complex بیماریهای کمپلکس ایمنی · جملۀ مخلوط · خود کم بینی · زبان پیچیده · سامانههای پیچیده · سيستم سازگاري بافتي ماژور
complexes مجتمعهای کشت و صنعت · کمپلکسهای ایمنی · مجموعههاي کشت و صنعت
complexing کمپلکسدهنده
complexion بشره · رنك · رنك رخ · رنگ زدن · زردچہره · آب ورنك
complexity پیچیدگی · بسط
complexometry همتافتسنجی · کمپلکسسنجی
compliance اجابت · ایجاب · درویشی · خوشخویی · شنوایی · همنوايى
compliancy خوشخویی · اجابت · ادب · قبول
complicacy بسط
complicate پیچیدن · بهت زده کردن
complicated بغرنج · بفرنج کردن · مشتبه کردن · پیچاپیچ · پیچیده · کار دستتان خواهد داد
complication تعقید · بسط
complications ترکیبات مرضی · عوارض آبستنی · عوارض زایمان · مشكلات آبستني
complice همدست
complicity همدستی در جرم · همدستی
complied برآورده
compliment تعارف · تعریف کردن از · تہنئة · تہنیت · خوشباش ـ خوش باش · متعارف
complimentary تعارف ـ آمیز · تہنیت آمیز · متعارف · مزاج گوی
compliments عرض سلام · مزاج گویی · ادعیه · بی تعارف
complot دسیسه کردن · دوز و کلك · دوز و کلك چیدن · توطئه · توطئه چیدن · توطئه کردن
comply خواهش کسیرا نجآاوردن · از کسی شنوایی داشتن · بجا آوردن · مماشات کردن · اجابت کردن · موافقت کردن
compo صابون
component آخشیج · اجزاء · جزو · عنصر شیمیایی · مولفه · اجزائ
components اجزا بازدهی · اجزاء تجهيزات · تركيبات رژيم غذايي · عناصر غذايي پرمصرف · قطعات تجهیزات · مواد غذایی
comport حامل بودن · دربرداشتن · درست رفتار کردن · سازش کردن · سلوک کردن · ادب نگاه داشتن
comportment رویه · رفتار
compose انشاء کردن · بسلك نظم در آوردن · ترکیب کرد ن · تصنیف کردن · حروف چینی کردن · کتابت
composed برشتۀ نظم در آمدن · ترکب · ترکیب شده · دوازده گانه · رباع · مثمن
composer آهنگساز · غزل سرا · قصیده سرا · قصیده گو · نواساز · سراینده
composing تشبیت · نسج
compositae آستراسه · مركبيان · گلستارگان
composite اعداد مرکب · تخته مرکب · جمعیتهای ناهمگن · پرورشهاي مركب · کاراکتر مرکب · همساخته
composition ارزش كشتار · الگوي سني · تجزيه تقريبي · تركيب جمعيت · تركيب خوراك · تركيب سني
compositions مصنفات · منشات
compositor حروف چین · گذارنده · آهنگساز
compost مخلوط
compostela سانتیاگو د کامپوستلا · سانتیاگو د کمپوستلا
composting پوسانسازی · کمپوستسازی
composts پوسانها · پوسانهای گلدانی · کمپوستها · کمپوستهای گلدانکاری · کمپوستهای گلدانی · کودهای بازیافته
composure ترفیه · خون سردی · تعادل فکری · خونسردی · عدالت · قضاوت منصفانه
compote خوشاب · ریچار · ریچال · کمپوت
compotes كمپوتها · مرباهاي پرتقال · مرباهاي ژلهاي · مرباها
compound آمیخته · جسم مرکب · جملۀ مرکب · دامخوراكهاي مخلوط · دامخوراکهای مرکب · ربح مرکب
compounds آمينو نيتروژن · استيلبنها · تركيبات سولفيدريل · ترکیبات · ترکیبات آروماتیک · ترکیبات آلی
comprehend درک کردن · فرا گرفتن · فہم کردن · فہمیدن · استدراك · دریافتن
comprehended مدرك
comprehendible قابل درک
comprehends مدرك
comprehensibility قابلیت درک
comprehensible سہل الدراك · قابل درک
comprehension دریافت · شمول · فہم · استنباط · تعقل
comprehensive جامع · جامع الاطراف · عمیم · مشروح · زبان دار
comprehensiveness وسعت نظر · جامعیت · پهنا · عرض
compress بہم فشردن · تنگ کردن · فشردن
compressa پوآ کومپرسا · چمن گرهريش كانادايي
compressed چوب فشرده · چوب اصلاحشده · فشرده · سفت · متراکم
compressibility تراکم پذیری · تراکمپذيری · خواص مکانیکی
compressible قابل تراکم
compression ضغط · چوب فشاري · چوب كششي · خشتهسازي · فشردهسازی · فشردگی
compressor متراکم کننده
compressus آکسونوپوس کومپرسوس · علف ساوانا
comprisal شمول
comprise حاوی بودن · شامل بودن · در بر داشتن · دربرداشتن · گفتن
comprising احتواء · اشتمال · حاوی · متضمن · شامل · جامع
compromise تراضی · مصالحه · مصالحه کردن · تسویه کردن · توافق · صلح
compromiser توافق کار · سازشکار
compton آرتور هالی کامپتون
comptroller حسابدار · ذی حساب
compulsion مجبوریت · اجبار · اضطرار · تهدید و اجبار · عقده روحی · قسر
compulsive اجباری
compulsorily باکراه
compulsorlly باجبار
compulsory اضطراری · خريد اجباري زمين · نظام اجباری · نظام وظیفه · واجب · سلب مالکیت
compunction آزمان · ایرمان · ندامت · پشيمانی · غم · افسوس
computable تخمین پذیر · محاسبه پذیر
computaion احتساب
computation سہو حساب · محاسبه · اماره · محاسبات · مر · رشته کامپیوتر
computational زبانشناسی محاسباتی · محاسباتی
computative محاسباتی
compute حساب کردن · محاسبه کردن
computed معدود · مقطعنگاری رایانهای تک فوتونی
computer انفورماتیک · برنامه کامپیوتری · برنامهنويسي رايانهاي · برنامههاي رايانهاي · بينايي رايانهاي · تبلت
computerise کامپیوتری کردن
computerize کامپیوتری کردن
computers رایانهها · رايانههاي شخصي · ریزرایانهها · ماشينهاي حساب · کامپیوترها · کامپیوترهای شخصی
computing انجمن ماشینهای محاسب · رایانش ابری · رایانه مجازی تحت شبکه · رشته کامپیوتر · علم کامپیوتر · رایانه
comrade رفیق · همرزم · ژیك · انیس · همسر
comradeliness معاضدت · همدمی · رفاقت
comradery معاضدت · همدمی · رفاقت
comradeship معاضدت · همدمی · رفاقت
comstocki پسودوکوکوس کومستوکی
comte اگوست کنت · فرانش کونت
comun بازار مشترك آمريكاي مركزي · بازار مشترک آمریکای مرکزی
comăneci نادیا کومانچی
con بخاطر سپردن · حفظ کردن · فریب دادن · هم صحبت · یاد سپردن · بر له و بر علیه
conakry کوناکری
conal مخروطي
conan آرتور کانن دویل · کونن اوبراین
concacaf کونکاکاف
concanavalin کونکاناوالین آ
concatenate سلسله بستن
concatenated مسلسل
concatenation تسلسل · سلسله بندی · الحاق
concave سطح مقعر · مجوف · مقعر · تجویف · تقعر · کاوی
concaveness تقعر · کاوی
concavity تقعر · مقعریت · کاوی · جوف
conceal اخفاء کردن · خاك بر لب مالیدن · راز نہان داشتن · راز پوشیدن · سال خودرا دزدیدن · عیب پوشی کردن
concealed خافی · خفی · سرپوشیده · متواری شدن · مکتوم · نہان
concealer پوشنده · ستار
concealing اخفاء · توریت · کتمان · رمس · پوشنده
concealment اختفاء · استتار · خباء · خفاء · نہفت · نہفتگی
conceals مستی و راستی · پوشنده
concede صرفنظرکردن از
conceding تسلیم · امتیاز
conceit تفاخر · استکبار · غرور · نخوت · عجب
conceited خود پسند · عجب کردن
conceivability امکان پذیری · قابلیت تصور
conceivable شدنی · قابل تصور · ممكن · امین
conceivableness امکان پذیری · قابلیت تصور
conceive بازتوليد كردن · بستن شدن · در نظر داشتن · روبروشدن · مواجه شدن با · یاد اومدن
conceived بار گرفتن · بتصور در آمدن · متصور · آبستن · حامله
concenter متمرکز کردن
concentrate کنستانتره پروتئین خون · کنستانتره پروتئین ماهی · کنستانترههای پروتئینی برگ · تمرکز یافتن · با دقتدیدن · تمرکز دادن
concentrated تنك آب ـ تنگاب · مرکوز
concentrates خوراکهاي پروتئيني · كنستانترههاي دامخوراك · کنستانترهها · کنستانترههای پروتئینی
concentrating تغلیظ
concentration تراکم اقتصادی · غلظت · غلظت انجماد · غلظت يون هيدروژن · افزايش غلظت كربن دياكسيد · غنیسازی کربن دیاکسید
concentre متمرکز کردن
concentric متحد المرکز · هم مرکز
concentrical هم مرکز · متحد المرکز
concentricum سيلندروسپوريوم كونسانتريكوم · پیرانوپزیزا براسیسه
concentual هماهنگ
concept ادراک · تصور کلی · مفهوم · فکر · ایده
conception تصور · قوۀ متصرفه · نارسايي آبستني · ادراک · تصور کلی · مفهوم
conceptional اندیشه ای · تعقلی · وهمی
conceptions ادراک · مفهوم
conceptive قوۀ دراکه
conceptual ادراکی · تصوری
conceptualisation تصور · ادراک
conceptualise در شکم داشتن
conceptuality تصور
conceptualization تصور · ادراک
conceptualize در شکم داشتن
conceptus رویان · مرحله بدوی · جنین
concern خانۀ قاضی گردو بسیاراست اما شماره هم داود · مربوط بودن به · بابت · خصوص · دردسر · دلواپسی
concerned ذو مدخل · ذیعلاقه · ذیمدخل · علاقه دار · علاقه مند
concerning ائتلافی · دایر بر · دایر به · دربارۀ · راجع به · درباره
concernment دل واپسی
concerns تعلقات دنیوی · علاقجات
concert کنسرت · فرودست · هم آهنگی · نمایشگاه
concerted متصل
concertgebouw تالار کنسرت آمستردام
concerti کنسرت
concerto کنسرت
concession اعطا · امتیاز انحصاری · امتیاز نامه · امتیازی · با امتیاز · امتیاز دادن
concessionaire صاحب امتیاز
concessionary صاحب امتیاز
concessioner صاحب امتیاز
concessionnaire صاحب امتیاز
concessions توجيه
concessive امتیازی
conch صدف
concha سوراخ گوش · کرنا · بوق
conching ورزدادن
conchoid خط منحنی صدفی · منحنی نیقومد
conchoidal صدفی
conchologist صدف شناس
conchology صدف شناسی
concierge نگهبان تقویم · زندانبان
conciliate ساکت کردن · صلح دادن · استمالت کردن · آشتی کردن · التیام دادن · خواباندن
conciliation استمالت · اشتي · مصالحه · توافق
conciliator مصلح · صلح جو
conciliatory صلح آمیز · صلح دهنده · صلحی · مصلحانه
concinnity فر
concise مختصر · مختصر و مفید · مختصر ومفید · کوتاه · اجمالی · موجز
concisely باری
conciseness تفرقه
concision تفرقه
conclude عهد مودت بستن · منعقد کردن · نتیجه گرفتن · استنتاج کردن
concluded منعقد · منتحر
concludent قاطع
concluder عاقد
concluding عقد · قاطع
concludingly اخیرا
conclusion بافدم · برامد · حسن ختام · خاتمه دادن · ختام · عقد بندی
conclusive قطعی · قاطع
conclusiveness قطعیت
concoct درست کردن · مخمر کردن
concoction معجون
concolor آبیس کونکولور · اوپیوس کونکولور · نراد سفيد · نراد كلورادو · همرنڭ
concomitant من تبع · نتیجه بخش · ضمنی · پیوسته · منتج · همراه
concord آهنك · ذات البین · کشف اللغات · کنکورد · یك جہتی · بارگاو
concordable هماهنگ
concordance پرونده تطبیق نامه · کشف الایات · مطابقه · کشف اللغات · هم آهنگی · مطابقت
concordant متوازن · موافق · هم آهنڭ · هم آهنگ · هم آواز · همساز
concordat موافقت نامه · میثاق · عهد · پیمان
concorde کنکورد
concourse محل اجتماع · محل ملاقات · مجمع · جمعیت
concrete اسم ذات · اسم عین · بتن · بتن آرمه · بتن مسلح · بتون
concretion فشردگی · انجماد · بهم آمیختگی
concubine سریة · سریه · صیغه · متعه · مدخوله · مفروشه
concupiscence بچه قشنگ · نفس اماره
concur هم رای بودن · توافق کردن · منطبق شدن · همزمان بودن · موافقت کردن
concurrence همزمانی · انطباق
concurrency همزمانی
concurrent متوافق · مصادف · حریف
concurring متوازن · هم آهنگ · موافق
concussion صدمه · مصادمت
condemn رسوا کردن · محکوم کردن · تقبیح کردن
condemnable جنایی
condemnation جمله · محکومیت · مجرمیت
condemned محکوم · کشتنی · خون گرفته
condensate تغلیظ شده · چگالش
condensation تکثیف · میعان · همچگالش · تغلیظ شده · چگالش · مجمل
condense تکثیف نمودن · غلیظ کردن
condensed شیر تغلیظ شده · شیر چگال · مکثف · کشك · شير تغليظشده · شير كنسروشده
condenser الکترولیتی · خازن · ظرفیت خازنی
condensing تکثیف · مکثف
condescend تمکین کردن · مماشات کردن
condescendence رفق
condescending باتمکین · تنازل
condescension استغنا · تحقیر · اهانت
condign بسزا · بواجب · مکافات
condiment نمک وفلفل · ادویه
condiments ادویه
condition امر لازم · امر ناگزیر · بدحالی · بدوضعی · برازش گياهي · بهداشت گياهي
conditional بیع شرط · شرط دار · شرطی · عبارت شرطی · قالب بندی شرطی · مشروط
conditioned مشروط · آواگری · بازتابهاي شرطيشده · رفتارشناسي · عادتها · فرضيه رفتار
conditioner علفچینهای خشککن · کولر
conditioners آمادهکنندههای علوفه · بهسازهای فیزیکی خاک · عملآورندههای خاک · عملآورندههای علوفه
conditioning آمادهسازی چوب · تهویه مطبوع · خشكاندن چوب · کولر · آمادهسازی بذر · تيمار بذر
conditions استاندارد دما و فشار · شرائط · شرايط بيهوازي · شرايط جوي · شرايط محيطي · شرايط هوازي
condo حکومت مشترک · مالکیت مشترک
condole اظهار تاسف کردن · تسلیت دادن · تعزیت کردن · ترحم کردن · غمخواری کردن · متاثر شدن
condoleezza کاندالیزا رایس
condolence تسلیت نامه · تعزیت · تعزیه · توجع · سر سلامتی · سر سلامتی گفتن
condoler غمگسار
condom لاستیک · کاندوم · کاپوت · محافظ
condominium حکومت مشترک · مالکیت مشترک
condonation غمض
condone غمض عین کردن
condor شاهرخ · رخ
conduce منتهی شدن به
conducive منجر شونده · کمک کننده
conduct امامت · درست کرداری · رهبری · رهبری کردن · سقوط اخلاقی · سقوطدر اخلاق
conductance برقرسانندگي · رسانايى الکتريکى · رسانندگی برگ · مقاومت الکتريکی · میزان هدایت · هدایت الکتریکی
conductibility ناقلیت
conductible انتقال پذیر
conductimetry رساناییسنجی
conducting تنظیم
conduction رسانش · قابلیت هدایت · هدایت · رسانایی
conductive رسانا · برنده
conductivity رسانایی · رسانندگی الکتریکی · رسانندگی هيدروليكي · برقرسانندگي · تراوایی · رسانايى الکتريکى
conductor برق گیر · مباشر قطار · هادی · هدایت کننده · رهبر ارکستر · نقاله
conductorship مباشرت
conduit آبرو · راه آب · کاریز · قنات · کانال
condyloma زگیل مقصد وعجان · زگیل مقعد وععجان
cone جوز سرو · جوز کلاغ · طاق رومی · مخروط · مخروط قائم · مخروط مایل
conected اتصال پیدا کردن
conelike مخروطی
cones مخروطها
coney خرگوش کوچک
confab درد دل کردن · اعطا کردن · مراجعه کردن · مشورت کردن · تندتند حرف زدن · صحبت
confabulate درد دل کردن · اعطا کردن · مراجعه کردن · مشورت کردن
confabulation صحبت
confect مونتاژ
confection معجون · حلوا · شیرینی
confectionary حلوا · قنادی
confectioner حلوائی · شکر ریز · شیرینی پز · قناد
confectionery دکان قنادی · شکر ریزی · شیرینی قندی · شیرینی پزی · شیرینیجات · صنعت شیرینیسازی
confederacy متحده · هم پیمانی · شراکت · مواثقت · توطئه · دسیسه
confederate ایالات مؤتلفه آمریکا · دولتین متعاهدتین · عہید · هم عہد · هم و ثاق · حلیف
confederated معاقد
confederation سویيس · كنفدراسيون سوئيس · کنفدراسیون فوتبال آسیا · اتفاق · سوئیس
confederative متحد
confer اعطا کردن · مراجعه کردن · مشورت کردن · عطا فرمودن · عطا کردن
conferee مشاوره کننده
conference سازمان کنفرانس اسلامی · مداوله · مذاکره · مشاورت · مشاوره · مصاحبه مطبوعاتی
conferences مذاکرات
conferment اعطاء
conferral اعطاء
conferred محول
conferrer دهنده
conferring الطاف
confertifolia آتریپلکس کونفرتیفولیا
confess پر افکندن · پر انداختن · خستو شدن · مقر شدن · اقرار نمودع
confessing خستو
confession تقریر · اعتراف · اقرار آوردن · اقرار نامه · اقرار · بروز
confessional اعترافی · اقراری
confessor خستو · معترف
confetti توپ پولکی · نقل
confidant ثقة · دوست دمساز · همراز · کتب سر · دمساز · پہلونشین
confidants ثقات
confide محرم راز کردن · محرمانه گفتن · موکول کردن · سپردن
confided سپرده
confidence اتکال · استظهار · اعتبار کردن · رأی اعتماد · همرازی · وثوق
confident واثق · مطمئن · بی لغزش · دلگرم · ثابت قدم
confidential خلوتی · محرمانه · کتب سر
confidentiality محرمیت
config سری پیکر بندی
configurata مامسترا کونفیگوراتا
configuration ترکيب · تنظیم شبکه · سهل آموز پیکربندی امنیت · مدیر پیکر بندی · پروتکل پیکربندی پویای میزبان · پیکربندی
configure پیکربندی کردن
confine انحصار دادن · در قید گذاشتن · حبس کردن · در قفس کردن · نوشتن در دور · هم مرز بودن
confined انحصاری · تخته بند · قید کرده · منحصر · محبوس · محدود شده
confinement انفرادی · حبس تادیبی · حبس مجرد · حبسخانه · سلول انفرادی · قید خانه
confines حدود
confining تحدید · مقتصر
confirm ابرام کردن · استوار کردن · تایید کردن · مسجل کردن · مسلم کردن · تأیید کردن
confirmation ابرام · تأیید · تسجیل · استقرار · بازبینی · تثبیت
confirmed تایید شده · مبرم · پادار · مثبت · مسجل · مسلم
confirming تثبیت
confiscate ضبط کردن · ضبطی · مصادره کردن · فقدان
confiscated ضبطی
confiscation مصادرت · مصادره
conflagrant سوزنده
conflagrate برافروختن · آتش زدن · سوزاندن
conflagration آتش سوزی · آتشسوزی · حریق مدهش · سوزی · حریق · سوزندگی
conflate ادغام کردن
conflict مبارزه طبقاتی · ناسازگار بودن · ناسازگاري گروه · آورد · ضدیت · قتال
confluence تلاقی · مجمع
confluent متلاقی · انشعاب · مجتمع
conform همنوایی کردن · تطابق کردن · مطابق کردن
conformable قابل توافق · متوازن · هم آهنگ · موافق
conformably امتثالا · بمصداق · بنابر
conformal متفق
conformance پیروی
conformant متفق
conformation ريختگيري كالبدشناختي · ریختگیری بدن · صورتبندی بدن · نقشه برجسته · ساختار
conformator فنر کلاه دوزان
conforming منطبق
conformity تطابق · مطابقت · پیروی · طبق · مطابقه · وفق
confoss اعتراف نمودن
confound مغشوش کردن · سراسیمه کردن · عاجز کردن · سرمست کردن · سرگردان کردن · مات کردن
confounded سردرگم · شمیدن · مغشوش · کالیده · نااميد · عاجز شدن
confrere همقطار · هم قطار · هم کار
confront روبرو کردن · مقابل کردن · مواجہه کردن
confrontation مواجہه
confronting مواجه · همرو
confucianism آئین کنفوسیانیسم
confucius کنفوسیوس
confuse درهم برهم کردن · درهم کردن · مشوش کردن · مغشوش کردن · سراسیمه کردن · سرمست کردن
confused اضغاث احلام · بهم زده · بی سروته · بی ضبط و ربط · خودرا از تا انداختن · درهم افتادن
confusedly سراسیمه
confusedness اغتشاش
confusing تشتیت · گیج کننده
confusion آشوب · بی انتظامی · بی ترتیبی · حیص بیص · درهم برهمی · درهمی
confusions آشوب طلب
confusum تریبولیوم کونفوزوم
confutation رد کام · مورد تکذیب
confute مجاب کردن
confuted مجاب
confuter پاسخ رد
conge اجازه عبور
congeal سفت کردن · منجمد ساختن · افسردن · ماسیدن
congealed انیسه · انیش · منجمد · انبست · ماسیدن · افسرده
congealment انجماد
congee اجازه عبور
congelation جمود · انجماد · افسردگی
congenerous همجنس
congenial هم سلیقه · هم مشرب · همخو
congeniality همخویی
congenital ارثی · بيماريهاي وراثتي · خلقی · مادر زاد · نئوپلاسمهای مادرزادی · ناهنجارهای ژنتیکی
congensis کوفئا کونژنسیس
conger کونژر
congers ماهیان کونژر
congest انبوه شدن
congestion احتقان · تراکم دم · حملۀ دم · غلبۀ خون · ازدحام · انبوهی
congius گالن
conglobate گلوله شدن · گرد کردن
conglobe گلوله شدن · گرد کردن
conglomerate شفعۀ طیبعی
conglutinate التیام دادن
conglutination بهمجوشي · بهمچسبيدگي ايمنيشناختي · خنثيسازي ويروس · واكنش متقاطع · بهم آمیختگی
conglycinin اوموسين · اوگلوبولين · فازئولين · كانگليسينين · لگومين · ويسيلين
congo تنتن در کنگو · جمهوري خلق كنگو · جمهوري كنگو · جمهوری دموکراتیک کنگو · جمهوری کنگو · رودخانه کنگو
congolense تریپانوزوما کونگولنس
congolensis درماتوفيلوس درماتونوموس · درماتوفیلوس کنگولنسیس
congolese فرانک کنگو
congratulate تبریك گفتن · تبریک به ژاپنی · تبریک گفتن · تورا مژده باد · تہنیت کردن · تہنیت گفتن
congratulating تبریك
congratulation تبریک · تسعید · تہنیت نامه · خجسته باد · شادباش · مبارك باد
congratulations تبریکات · چشم ما روشن · تجلیل · جلال · تبریک · مبارک باشه
congratulatory تہنیت آمیز · چشم روشنی
congregate جمع شدن
congregated محشور
congregation جماعت · مجمع
congress کتابخانه ملی کنگره آمریکا · کنگره · کنگره آمریکا · کنگره ایالات متحده آمریکا · کنگره ترینامول ملیگرا · کنگره قارهای
congruant باز گذار
congruence تجانس
congruent متجانس · موافق
congruity تجانس
congruous متجانس · متوافق · هماهنگ
congruousness تجانس
congusta قهوه کونگوستا
conic قطع مخروطیات · مخروطی · مخروطیات · مخروطی شکل
conical مخروطي · مخروطی شکل · مخروطی معکوس · مخروطیت · مقاطع مخروطی · کله قندی
conics مخروطیات · مقاطع مخروطی
conicus رینوسیلوس کونیکوس
conidia آسكوسپورها · اسيوسپورها · اسپورهای قارچی · اووسپورها · بازيدوسپورها · زياهاگها
conidiobolus کنیدیوبولوس
conidiophores اندامهای باردهي · كنيديوفورها · هاگبرها
conidiospores آسكوسپورها · اسيوسپورها · اسپورهای قارچی · اووسپورها · بازيدوسپورها · زياهاگها
coniella کونیلا
conifer برگهاي سوزني مخروطیان · برگها · برگ
coniferae كونيفرالها · کونیفرالز · مخروطیان
coniferales كونيفرالها · مخروطیان · کونیفرالز
coniferous جنگلهای مخروطی · جنگلهای ناژویی · جوزدار
conifers كونيفرالها · کونیفرالز · مخروطیان
coniophora کونیوفورا · کونیوفورا پوتئانا
coniopterygidae کنیوپتریژیده
coniothyrium کنیوتیریوم
conium شوکران
conjectural ظنی · حدسی · فرضی
conjecturally حدسا
conjecture مظنه · گمان بردن · حدس · رهن گذاردن · ظن · گرو گذاشتن
conjectures مقتضیات
conjecturing تخمین
conjoin قرین شدن · زناشويي · عروسی کردن
conjugal ازدواجی · وصلت · زوجی
conjugate تصریف نمودن · صرف کردن
conjugation تصریف
conjugatum علف گاوي · پاسپالوم کونژوگاتوم
conjunct متصل
conjunction حرف ربط · حرف عطف · حرف وصل · مقرونیت · واوعطف · مقارنت
conjunctiva شبكيه · عدسيهاي چشم · قرنيه · ملتحمه · پلك سوم · پلكها
conjunctive ربط دهنده · متصل
conjunctivitis التهاب ملتحمه · ظفره · ورم ملتحمه
conjuncture ملاقات تصادفی
conjuration تبلیغات · افسون · جادوگری · کار خارق العاده · معجزه · گول
conjure روحی را حاضر کردن · قسم دادن · جادو زدن · جادوکردن · دور کردن · سحر کردن
conjurer افسون خوان · افسون درداز · افسون ساز · جادوگر
conjuring کار خارق العاده · معجزه · گول
conjuror شعبده باز · عزایم خوان · غایب باز · ساحر · جادوگر
conjury جادو گری
conk ضعف کردن · هلاک شدن · ناگهان ناپدیدشدن · تلف شدن · مردن
conley کونلی
conmebol کونمبول
conn را هدایت کردن · راندن
connaisseur تدوینگر · ویرایشگر
connaraceae کوناراسه
connect آلان ویندوز وصل است · عطف کردن · متصل کردن · وصل شدن · وصل کردن · اتصال دادن
connected اتصال یافتن · قرین · ردیف کردن · ردیف گذاشتن · سلسله وار · مقارن
connectedly سلسله وار
connecter متصل کننده · رابط
connecticut دانشگاه کنتیکت · کانکتیکات · کنتیکت
connecting اتصال دهنده
connection اتصال · اتصال اینترنت · اتصال شبکه · اتصال پهن نوار · برنامه کاربردی از نوع پایگاه اطلاعات · علاقه بریدن
connections روابط
connective اتصالی · بافت همبند · بافت همبندی · بافت پیوندی · بافته آگینی · پارانشيم بيمهرگان
connectivity قابلیت اتصال
connector متصل کننده دایرکتوری فعال · متصل کننده گروه مسیریابی · متصل کننده · رابط
connelly جنیفر کانلی
connery شان کانری
connexion متصل کننده · مقاربت · رابطه
conniption حمله صرع · کج خلقی · اوقات تلخی · غیظ · قهر
connivance اغماض · تساهل · صفح · قطع نظر · چشم پوشی · ساخت و پاخت
connive اغماض کردن · مسامحه کردن · چشم پوشی کردن · چشم پوشی کزدن · گذشت کردن · تبانی کردن
conniving چشم پوش · غمض · حیله گر
connoisseur اهل خبره · خبره · داور
connoisseurship خبرگی · ذوق
connolly جیمز کانلی
connotation دلالت ضمنی · معنی
connote دلالت کردن
conocophillips کونوکو فیلیپس
conocybe کونوسیبه
conoderus کونودروس
conoid مخروطي
conon کونون
conophthorus کونوفتوروس
conophytum کونوفیتوم
conopia کونوپیا
conopomorpha کونوپومورفا · کونوپومورفا کرامرلا · آكروسركوپس كرامرلا
conorhynchus کونورنکوس
conotrachelus کونوتراکلوس · کونوتراکلوس ننوفار
conquer تسخیر کردن · دشوار گیر · ستاندن · غالب آمدن · غالب شدن · فتح کردن
conquered شکست خوردن · مفتوح · مقہور
conquering جہانگیر · خیبر گیر · خیبرستان · قامع · نافر · کشور گشا
conqueror شہر گشا · شہرستان · ظافر · غازی · غلبه کننده · فتاح
conquest جہانگشایی · جہانگیری · ملك ستانی · کشور گشایی · فتح · پیروزی
conquests فتوحات
conquettish اطواری
conrad جوزف کنراد · ویلهلم کنراد رونتگن · کنراد
conrempt خوار داشتن · خوار شمردن
consanguinity قرابت صلبی · قربی · مودت قربی
conscience باطن · ذمة · ذمه · صاف ضمیر · ضمير · نفس مطمئنه
conscienceless بی وجدان
conscientious با وجدان · باوجدان · كسي كه بعلل اخلاقي يا عقايد مذهبي از دخول در ارتشخودداري كند · وجدانی · وظیفهشناس · وسواسی
conscious دراو · باخبر · باخود · قصدی · ملتفت
consciousness آگاهی اجتماعی · اگاهي · باخبری · هشیاری اجتماعی · هوشیاری · اطلاع
conscript سرباز جدید · سرباز و ظیفه · سرباز وظیفه · سرباز کردن
conscription جمعاوری · لیست اسامی · سربازی
consecrate تقديس كردن · خاص کردن · مقدس کردن · تقدیس نمودن · وقف شده · ویژه کردن
consecrated وقف شده · اختصاصی
consecration تبرک · تقديس · تقدیس
consectator مريد · حواری
consecution موفقيت
consecutive متواتر · نتیجه ای · متتابع · متوالی · منتج
consecutively بصور مسلسل
consensus اجماع · توافق عام · وفاق
consent ابرو زدن · رضایت · رضایت فہوا · رضوان · سکوت علامت رضا ست · سکوت موجب رضااست
consentaneous هم رای
consentient هم رای
consenting تواطوء · خستو
consequence اخرین شماره · بدانجام · تالی · دابر · هنك · پی آمد
consequences جنبههاي اقتصادي · درگيريهاي اقتصادي · شرايط اقتصادي · پيامدهاي اقتصادي · موقعیت اقتصادی
consequent تلو · مؤخره · من تبع · نتیجه بخش · ضمنی · پیوسته
consequential کذایی
consequently بعدا · بعد
conservation اتحادیه بینالمللی حفاظت از محیط زیست · حفاظت · حفاظت آب · حفاظت از پلاسم زاینده · حفاظت حيات وحش · حفاظت خاک
conservatism محافظه کاری
conservative حزب محافظهکار · حزب محافظهکار نیکاراگوآ · محافظه کار · محافظه کارانه · کہنه پرست · محتاط
conservatively محافظه کارانه
conservativeness محافظه · محافظه کاری
conservativism محافظه کاری
conservator نگهبان · متصدی · کتابدار
conservatory عشرتکده · گرمخانه · گلخانه
conserve کنسرو · گلقند
conserves کنسرو
consider احتمال دادن · امین دانستن · انديشيدن · بالای چشم ما · بعرض کسی رسیدن · بکار کسی رسیدگی کردن
considerable تخفیف کلی · جزیل · شایان · قابل توجه · قابل ملاحظه · قبل توجه
consideration انداچه · تأمل · تصفح · وقع · ترتیب اثر دادن · لحاظ
considerations مطالعات · ملحوظات
considered با اندیشه صحیح · مطرح شده · منظور نظر
considering از آنجائی که · از انجا که · از انجایی که · استبعاد · استحلال · باین ملاحظه
considers مطالع
consign امانة فرستادن · تفویض کردن · سپردن
consigned محمول · سپرده
consignee محمول الیه
consigner حمل کننده کالا
consignment ارسال · محموله دریایی · بار کشتی · بارگیری · تفویض · تسلیم
consignor حمل کننده کالا · سپارنده
consist قائم بودن · عبارت بودن · شامل بودن
consistence استحکام · ثبات · سازگاری
consistency سازگاری · استحکام · قوام · ثبات · ریس
consistent معقولات · مرتب
consisting حاضری · دانگی · ذره ذره · ریشه دار · سباعی · سداسی
consociate همدست کردن
consolable تسلی پذیر
consolation تسلیت · دلداری · تسلی · دل آسایی · مواسات
consolatory تسلی آمیز · تسلی بخش · تسلیت آمیز · تسلیت بخش · تسلی دهنده · تسکین بخش
console دست بر دل کسی گداشتن · دست بردل خود گذاشتن · سك دست · سیستم مدیریت · تسلیت گفتن · دلجویی کردن
consoled تسکین یا فتن
consoler تسلی دهنده
consolidate التیام دادن
consolidated رصین · پیوند خورده · مشید
consolidation تشیید · یکپارچهسازی زمین · اتحاد · استحکام
consoling مواسی · تأسی
consonance توافق صدا · هم آهنگی · هم صدایی
consonant جستجو با صامت اول هانگول · حرف مصمت · هم صدا · همخوان · ادامه دهنده · توافق صدا
consonants حروف مصته · حروف مصمته · حرکات و سکنات
consort شوهر ملکه · مصاحب · همسر · بغل خواب · جور کردن · وابسته کردن
consortium کنسرسیوم · کنسرسیوم وب جهانشمول · اتحادیه صنفی · سندیکا
conspecific همنوع
conspectus نمودار · اجمال
conspicuous اشکار · انگشت نما · برآمدگي · جلوه گر · مشہودات · منجلی
conspicuousness برملائی · جلوه گری
conspiracy تئوری توطئه · توطئه · دسیسه · دسیسهچینی · قرار و مدار مخفی · دسیسه و توطئه
conspirator شریك فتنه · همداستان · همدستان · خیانتکار
conspire هم پیمان شدن · همدست شدن · تبانی کردن · توطئه چیدن · توطئه کردن · همداستان شدن
constable آژان · افسر ارتش · ژاندرم · دژبان
constableship دژبانی
constabulary اداره شهربانی · دادگاه پلیس · نیروی انتظامی · نیروی پلیس · پلیس
constance دریاچه کنستانس · وفا
constancy استواری · ثبات رأی · متانت · رسوخ · استقامت · ثبوت
constant استقامت بخرج دادن · استقامت کردن · با استقامت · باوفا · ثابت · ثابت ديالكتريك
constantin کنستانتین برانکوزی
constantine قسطنطین · کنستانتین · کنستانتین یکم
constantinople اسلامبول · اسلامبولی · ایستانبول · قسطنطنیه · کنستانتینوپول · استانبول
constantly اتصالا · علی الاتصال · دائما · دایما · همیشه
constants ثابتهای آب خاک
constellation خوشۀ فلك · خوشۀ چرخ · صورت فلکی · مجمع الکواکب · برج · بنات النعش
consternate متوحش شدن
consternation وله · بهت · بهت وحیرت · دهشت · بیم
constipate قبض کردن · یبوست آوردن
constipated شکم گفته
constipating قابض
constipation اسهال نوزاد جانوران · بداشتهایی · تقبض · حصر · شکم گرفتگی · فزونی ترشح کلریدریک اسید
constituency حوزه انتخاباتی
constituent مولفه · مکون · اجزائ · عنصر · عنصر شیمیایی
constituents اجزا ثانوي گياه · تركيبات ثانوي گياه · فراوردههاي ثانوي گياه · متابولیتهای ثانویه
constitute تاسیس کردن · تشکیل دادن · کاندید کردن · برقرار کردن
constitution تار و پود · حور سرشت · خلقت · خمیره · سرشت ژنتيكي · ضعیف المزاج
constitutional تاریخ مشروطه ایران · جنبش مشروطه ایران · مزاجی · مشروطه · مشروط
constitutionalism اصول مشروطیت · حکومت مشروطه
constitutionalist حزب لیبرال مشروطه · مشروطه خواه
constrain اسباب زحمت شدن · خراب شدن · ناچار کردن · مجبور کردن
constrained اضطراری · زور کی · ناچار · مجبور · اجباری
constrainedly جابرانه
constraining قاهر · مجبر · جابر · ضروري
constraint قہر · فشار · مجبوریت · محدودیت · اجبار · اضطرار
constraints محدودیتها
constrict تنگ کردن · جمع شدن
constricted منقبض
constriction تنگراه · تنگنا · تنگه · تنگی
constrictor عضلة منقبضه
constringe تنگ کردن · جمع شدن
construct ابتناء کردن · راه آهن کشیدن · ساختن · سازه · سد بستن · طاق زدن
constructed ابناء · برآورده · بنائی کردن
constructing ابتناء · بنا بر این
construction الوار ساختماني · تخمیس · تيركهاي چوبي · راهسازي · ساختمانسازی · ساختوساز
constructions ابینه
constructive ساختمانی · سودمند · اخراج · اضافی
constructor سازنده
consubstantial هم ذات
consubstantiation هم گوهر
consuetude رسم و روش
consuetudinal معمول
consul بالیوز · شاه بندر · قونسول · ژنرال قونسول · کنسول · کار پرداز
consular قونسولگری · قونسولی
consulate اداره کنسولی · کنسولهای فرانسه · کنسولگری · قونسولگری
consulative دارا لشورای ملی
consulship کارپردازی · قونسولگری
consult استشاره کردن · استفتا کردن · شور کردن · مشاوره کردن · مراجعه کردن · مشورت کردن
consultaion استشاره
consultant رهنمون · مشاور
consultation کنگاش · مشاورت · مشاوره · مشورت · مجلس مشاوره · شور
consultative دارالشوری · مشورتی · گروه مشاوره تحقیقات بینالمللی کشاورزی · شوروی
consultatory مشورتی
consulting استفتاء · شور
consultive مشورتی
consults مستفتی · مستشیر
consumbable سوختنی
consume از سرما خوردن · مصرف رساندن · مصرف کردن · نابود شدن · خوردن · سوزانیدن
consumed سوخته جان · سوخته
consumer آموزش مصرفکننده · اشیا مصرفی · بررسیهای مصرفکننده · ترجيحات مصرفکننده · تعاونیهای مصرف · حمایت از مصرفکننده
consumerism مصرفگرایی · مصرف
consumers مصرفکنندهها
consuming جان گداز · اتلاف · سوزندگی · سوزنده
consummate با استادی · دختر کی کسی رابردن
consummation زفاف
consumption تب لازم · توابع مصرف · در هنگ · سل برقی · سل ریوی · سل سواره
consumptive تحلیل رفته · مسلول · پرتاب کننده
contact برخورد کردن · برخوردن · تماس · تماس میل · تماس کردن · تماس گرفتن
contacts کتاب نشانی
contagion سرایت · واگیره · عفونت
contagious التهاب رحم اسبی واگیر · بيماريهاي ميكوپلاسمايي · سرایت کردنی · عفونتهاي ميكوپلاسما · فيتوپلاسموزها · متریت اسبي واگیر
contain حوصله کردن · گنجایش داشتن · امساك کردن · حاوی بودن · دارابودن · شامل بودن
contained محاط · گنجیدن · مشمول · مشمولیت
container بارگنج · حمل و نقل بارگنجي · حمل و نقل مخزنی · محتوی · مورد ظرف · نهالکاری آوندی
containers بارگنجها · بارگنجهاي ذخيرهسازي · جعبههاي بستهبندي · محفظهها · محفظههای ذخیرهسازی · محفظههای شیر
containing روغن دار · قلع دار · یائی · احتواء · استیعاب · اشتمال
containment کف نفس
contaminant ملو
contaminants آلودهكنندهها · اكسيدانهاي نورشيميايي · آلایندهها
contaminate آلودن · سرایت دادن
contaminated آلوده · خاكهاي آلودهشده · ملوث · ملوث کردن · می آلود · خاک آلوده
contamination آلایش · آلودگي باكتريايي · آلودگي راديواكتيو · آلودگي قارچي · آلودگي كشاورزي · آلودگي كپكي
contarinia کونتارینیا · کونتارینیا تریتیسی · کونتارینیا سورگیکولا
contemn خوار شمردن · اهانت کردن · نفرت داشتن
contemplate انديشيدن · در شگفت ماندن · عبادت کردن · نشخوار کردن · تامل كردن
contemplates مطالع
contemplation تامل · غور · مکاشفت · تصوف · مکاشفه · غرق در افکار
contemplative متفکر · معقولات · غرق در افکار
contemporaneity اصول امروزی · نوین گرایی · نوگرایی
contemporaneous هم تاریخ · هم سال · همزمان
contemporaneousness معاصرت · اصول امروزی · نوین گرایی · نوگرایی
contemporaries ابنای زمان · ابنای عصر · اقران
contemporary عنصری · معاصر · موزه هنرهای معاصر تهران · هم روزگار · هم عصر · پرویز
contempt استحقار · استخفاف · اهانت · با اینکه · با وجود · تحقير
contemptibility سبکسری
contemptible اطوار ناپسند · خوار · محقر · مستحقر · اذلال · حقیر
contemptuous تحقیر میز · متہاون · اهانت آمیز
contemptuously تحقیرانه
contemptuousness منافرت
contend برآمدن · تناقض داشتن · حریف شدن · ستہیدن · ستیزه کردن · غشه گذاشتن
contended تقنیع
contender شرکت کردن در · مخالف
contending خصام
contends ستیزنده
contenplations مطالعات
content الگوی محتویات · اکتفا کردن · اکتفاء · بدون محتوای زبانی · برگذار کردن · تبدیل محتویات
contented دلم خوش است که · سیر چشم · شاکر · قناعت کار · بینیاز · قانع
contentedly از روی قناعت · بقناعت · قناعت کارانه
contentedness قنوع · قناعت
contention ستیزندگی · مایه نفاق · مغالبه · منازعه · منافشه · کشاکش دهر
contentious ستیزه جو · متنازع فیه · متخاصم · منازع
contentment ارتیاح · توسنك · خوشنودی · قناعت · از روی قناعت · اقناع
contents ضمن · فرث · فهرست محتویات · فهرست مندرجات · محتویات · مضمون
conterminous هم مرز · مجاور
contest جدل · مسابقه آواز یوروویژن · مشاعره · مصارعت · تناقض داشتن · كشمكش
contestable قابل اعتراض · قابل بحث
contestant معاند · معترض
contestation منازعه · بحث و جدل · جدال · هم ستیزی · ستیزه
contested متنازع
contetious منازع فیه
context زمینه · سابق ولاحق · فهرست مفاد · قرینه · قائن · مفهوم
contextual غلط گیر محتوایی
contiguity مماست · تماس · نزدیکی · مجاورت
contiguous ملحق · مماس · نزدیک · همسایه · پیوسته
contiguousness نزدیکی · مجاورت
continence پرهیزگاری · عصمت · پاك دامنی · احصان · عفت · ورع
continency پرهیزگاری
continent اهل پرهیز · قاره · اقلیم · با عصمت · حصون · خشك دامن
continental آب و هوای قارهای · ارتش قارهای · اقلیم قارهای · فلاتهای قارهای · قاره ای · کنتیننتال ایرلاینز
continentality فاكتورهاي آب و هوایی · فاکتورهای اقلیمی
continents قطعات پنجگانه · هفت اقلیم
contingence احتمال وقوع · احتمال
contingency احتمال وقوع · واقعۀ ضمنی · احتمال · تصادف
contingent ارزشيابی مشروط · بنیچه · محتمل · محتمل الوقوع · ارزشگذاری · احتمالی
continual بردوام · دائمی · مطبقه · همیشگی · پیوسته · مدام
continually علی الدوام · دائما · دایما · شب و روز
continuance ادامه · بقا · دوام · مدت · مداومت
continuant ادامه دهنده · سایشی · اصطکاکی
continuation استدامه · استمرار · امتداد · تباع · تمدید · ادامه
continue ابقا کردن · استمرار کردن · تمدید دادن · طول دادن · عقبه دادن · مداومت کردن
continued استمراری · تمادی · کشیده
continuing آموزش مستمر · درحال پيشرفت · مداوم · برقرار · دوم
continuity تسلسل · تفرق اتصال · دایمیت · استمرار · اتصال · دوام
continuous آبیاری پیوسته · بیوقفه · تككشتي · تکرار مداوم خوشه · تکرار مداوم محلی · دم ریز
continuously علی التوالی · پیاپی · یك بند · بلافاصله
continuum مکانیک محیط های پیوسته · تسلسل · زنجیره
contort دست و پازدن · از شکل انداختن · کج کردن
contorta شورئا کونتورتا · كاج كوهي · پینوس کونتورتا · کاج ساحلی · کاج قرمز
contortae ژانتيانالز · کونتورتائه
contorted پیچ خورده
contortion التواء · پیچ خوردگی · پیچش · پیچی · شکنج · کجی
contortus نيزهعلف · هتروپوگون کونتورتوس · همونکوس کونتورتوس
contour طراحی کردن · محیط مرئی · نقشه برجسته · کشت تراز · کشت همتراز · خطوط اصلي
contours اکناف
contra کنترا
contraband خفیه فروشی · قاچاق · کالای قاچاق · قاچاقی
contrabandist خفیه فروش · قاچاقچی
contrabass کنترباس
contraception پيشگيري از آبستني در جانوران · كنترل تولد · كنترل جمعيت · پيشگيري از آبستني در انسان · کنترل تولید مثل · تنظیم خانواده
contraceptives وسایل ضدآبستنی · وسيله ضدآبستني
contract بالمقاطعه · بطور مقاطعه · بو گرفتن · درهم کشیدن · زراعت قراردادی · شرط نامه
contractable قابل انقباض · واگير · قابل ارتباط · مسری
contracted انقباضی · منقبض · مخفف
contractible قابل انقباض
contractile قابل انقباض · قوه انقباض · قوۀ انقباض
contractility قابلیت انقباض · قوه انقباض
contracting طرفین متعاهدین · طرقین متعاهدین · متعاهد · مقاطعه
contraction انقباض · تقلص · تقبض · تشنج
contractions مقطعات
contractors مناقصه
contracts توافقنامههای دستمزد · قراردادها · قراردادهای کار · پیشنهاد رسمی · قرار
contracture انقباض
contradict تکذیب کردن · خلاف گفتن · دروغ درآمدن · دروغگو در آمدن · ضد و نقیض گفتن · ضد گویی گردن
contradicted حرفش دو تاشد
contradiction تعارض · تناقض · تکذیب · خلاف ورزی · خلاف گویی · ضد گویی
contradictory تناقض گویی · متناقض · نقیض · ضد و نقیض گفتن · ضد گویی · ضد گویی گردن
contradistinguish فرق گذاردن
contraire با اين حال · برعکس
contraposition موضع مخالف · دگرش · مخالفت
contraption الت · وسیله · ابزار · فلان چیز · چیز
contraries اضداد · الضدان لابجتمعان
contrarieties شبر گربه · سنك وسیو
contrariety تضاد · مغایرت
contrarily خلافا
contrariness مخالفت · کژی
contrarious متناقض
contrariwise از طرف ديگر
contrary اخشیج · اول پیاله و درد · اول پیاله وبدمستی · باد مخالف · برخلاف · برعکس
contrast تباین · مبانیت · مقايسه كردن · منافات · کنتراست · ضدیت
contrasted مباین · متضاد
contrating متعاقد
contravene تخلف کردن از · ناسازگار بودن
contravention گنه · تخلف · تشدید · تقصیر
contribute سہم دادن · مشارکت کردن · منتهی شدن به · بهره مند ساختن · سهم دادن · بخشیدن
contributing منجر شونده · کمک کننده
contribution باج و خراج · دانگانه · دهش · همکاری · اعانت · سرانه
contributions عوارض
contributive منجر شونده · کمک کننده
contributor شرکت کننده · مقاله نویس · مشترک
contributory منجر شونده · کمک کننده
contrition توبت · سوز و گداز · جزع · پشيمانی · توبه
contrivance تمجمج · حیله جنگی · الت · اهمال · وسیله · ابزار
contrivanee تدبیر
contrive تتبع کردن · تدبیر کردن · تنظیم کردن · طرح ریزی کردن · اختراع کردن · چاپ زدن
contrived ساختگی
contrmacious عنا پیچیده
control اطفا حریق · انضباط دادن · انگلزدايي فراوردههاي انباري · بندپایان کنترل زیستی · تجهیزات کنترل آفت · تجهیزات کنترل علف هرز
controllable قابل جلوگیری
controlled آتشزني مقرر · آتشزنی کنترلشده · آفتكشهاي آهستهرهايش · بستهبندي اتمسفري كنترلشده · تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده
controller بازبین · نار مالی · ممیز · کنترل کننده · کنترل کننده حوزه · حسابدار
controlling مسك · ممیزی · ناظر
controls مديريت توليد · کنترل های والدین · کنترلهای برچسبزنی · کنترلهای تولید · کنترلهای واردات · کنترلهای کیفیت
controversal بحث انگيز
controverse مشاجرة · هم ستیزی
controversial جدال آمیز · جدالی · هم ستیز · بحث انگيز · جدلی
controversy هم ستیزی · یك دو · مباحثه · جدلی · مشاجرة · جدل
controvert ردکردن · رد کردن
contumacious عنود · عنید
contumacy تمرد · سرکشی · عناد
contumelious دعوايی
contumely توهين كردن به · توهین · اهانت
contuse کوفتن
contusion کوفتگی · تباره
contusions آسيبهاي تروماتيك · لیژنها · ضایعهها · ضربه
conundrum لغز · چیستان · معما
conus کونوس
convalesce چشم باز کردن · رو بیہودی گذاردن · صحت یافتن
convalescence افاقه · انتعاش · به گرایی · دوره نقاهت · نقاهت · نیروی تازه
convalescent به شده · بیمارخیز · نقیه
convallaria جنس موگه · کونوالاریا · کونوالاریا ماژالیس · گل برف
convect انتقال یافتن
convection ارزش حرارتی · انتقال برق · انتقال گرما · جابجایی · همرفت
conveient سہل الاستعمال
convenanted متعاهد
convene تشکیل جلسه دادن · جمع کردن · دورهم جمع شدن · مجلس کردن · گردآمدن · گرد آمدن
convened مجتمع
convenience آسانی · خواربارفروشی · رخاء · غذاهاي آماده · غذاهاي آماده پخت · غذاهای آماده
convenient بی دردسر · بیزحمت · راه دست · راحت · مناسب · آسان
conveniently براحت · بطور راحت
convent مجمع · دیار · دیر · دیر خانه · رئیس دیر · صومعه
conventicle انجمن مذهبی
convention توافقنامه · مجمع ملی فرانسه · کنوانسیون ژنو · اجلاس · مقاوله · عرف
conventional خاكورزي رایج · خاكورزي مرسوم · خاکورزی سنتی · قرار دادی · مديريت آفت مرسوم · مدیریت آفت رایج
conventionalise سنتی کردن
conventionalize سنتی کردن
conventionally اصطلاحا · معمولا
conventioual ردیفی
converge با هم جريان داشتن
convergence تقارب خطوط
convergens هیپودامیا کونورژنس
convergent اصلاح نژاد همگرا · خطوط متقاربه · متقارب · همگرا
conversance اختبار · تبحر · اشنایی · اشنایان
conversancy اشنایی · تبحر · اشنایان
conversant متبحر · سر رشته پیدا کردن · بلد
conversation تقاول · تکلم · جواب و شوال · سوال و جواب · صحبت · محادثه
conversational جواب دهنده · طرف صحبت · محاوره ای · کلیم · گفت و گويی
conversations اسمار · مذاکرات · گفتگو
converse تکلم کردن · جواب و شوال کردن · سخن داشتن · سوال جواب کردن · عکس قضیه · محاوره کردن
conversion استدلال معکوس · انتقال انرژي · تبديل انرژي · تبدیل فضای رنگ · تبدیل محتویات · تخليه ماهي
conversions گفتگو
conversive اجتماعی
convert تسعیر کردن · مسلمان کردن · مسیحی کردن · دین پذیر · منقلب ساختن · متقاعد کردن
converted متنصر · مسلمان شدن · مسیحی شدن · مقلوب · منقلب
converter برگرداننده · تبدیل کننده · مبدل
convertibility قابلیت تبدیل
convertible قابل تسعیر · مارک تبدیلپذیر بوسنی و هرزگوین · پزوی تبدیلپذیر کوبا · قابل ترجمه · قابل تعبیر
convertor برگرداننده · تبدیل کننده · مبدل
convex خرپشت · سطح محدب · محدب · کوژ · تقعیر · قبه دار
convexe کوژ
convexity تقعیر · حدبه · کوژی · تحدب
convexness کوژی
convey افاده کردن · بردن · قافله · یاد گرفتن · آموزاندن · فرستادن
conveyable قابل مذاکره · قابل انتقال
conveyance انتقال نامه · انقال · صلح نامه · قباله نویسی · نواقل · حمل
conveyancer قباله نویس
conveyancing انقال · قباله نویسی
conveyed حمیل
conveyer ناقل · حامل
conveyers مسيرهای كابلي · نقالهها · نقالههاي بادي · نقالههاي غلتكي · نقالههاي لرزان · نقالههاي مته
conveying افادت · افاده · انقال · قباله نویسی
conveyor ناقل · حامل
convicement الزام
convicine كانويسين · ويسين · گلوکوزیدها
convict الزام نمودن · محکوم کردن · ملزم کردن · مجرم · اسير
conviction مجرمیت · محکومیت · تیتن · الزام · جمله · ایقان
convieted محکوم
convince اقناع کردن · متقاعد کردن · قانع کردن · یقین کردن · ملزم کردن
convinced ملزم · الزامی · زیر بار چیزی رفتن · یقینم شد · مجاب
convincing اسکات · الزام آور · قانع کننده · متقاعد کننده · مقنع · برهانی
convivial هم بزم · همسفره · دعوت
conviviality منادمت
convocation منادات
convoke تشکیل جلسه دادن · دورهم جمع شدن · گردآمدن · جمع کردن
convolute بهم پیچیده · تاب دادن
convoluted در هم پیچیده · بهم پیچیده · پیچاپیچ · پیچیده
convolution حرکت چرخشی · پیچیدگی · گردبادی · گرداب · چرخش
convolve تاب دادن
convolvulaceae تیره نیلوفر · تیره پیچک · نیلوفریان · کونولوولاسه
convolvulus دراسج · پيچك صحرايي · کونولوولوس · کونولوولوس آرونسیس · گل نیلوفر · جنس پیچک
convoy بدرقه · بدرقه کردن · قراسوران · قراسورن · کاروان · قافله
convulsion اختلاج · تشنج
convulsions احتباس مايعات بدن · تشنجها · سنكوپ · اغما · دشتنظیمی · رعشه
convulsive متشنج
convulvulus سرند · عشقه · علیق
cony خرگوش کوچک · خرگوش
conyza جنس پیربهارک · کونیزا · بلومئا بالسامیفرا · كونيزا بالساميفرا
conyzoides آژراتوم کونیزوییدس
coo بغبغو کردن
cooccur منطبق شدن · همزمان بودن
cooch سوراخ کس · مهبل · واژن
coochy سوراخ کس · مهبل · واژن
coofah خورنق
cooing بغبغو · کوکو · قرقره
cook آشپز · تنگه کوک · جزاير هاروي · جزایر کوک · جیمز کوک · خوالیگر
cookbook کتاب آشپزی
cooked برنج پخته · دیگی · پزا · یخنی · جوشانده · طبیخ
cooker كوره · پلوپز · آرامپز · تنور · اجاق
cookery خوراڭ پزی · آشپزی · طباخی · کتاب آشپزی
cookie پرونده اطلاعات · کاک · کلوچه · کلیچه · کوکی · بيسکويت
cooking آشپزي با ريزموج · آشپزی · آشپزی با تندپز · آشپزی با میکوویو · آشپزی روزنرانی · دست پخت
cookstove كوره · تنور · اجاق
cookstoves خوراكپزها · اجاقها
cooky کلوچه · کلیچه · آشپز · سر اشپز · پزنده · بیسکویت
cool آب خنك · بی غیرت · تبرید کردن · خنك · خنك کردن · خنک
coolant سردکننده
cooled یخ کرده
cooler آبسردکن · دستگاه خنک کننده · سردکن · کولر
coolers خنککنندههای شیر · سيستمهاي سرمايش · يخچالها · کولرها · تجهیزات سردسازی
coolheaded بی غیرت
coolidge جان کالوین کولیج
coolie باربر · حمال
cooling تبر ید · تشفی · خنك کننده · سرمایش · مبرد · خنكسازي
coolio پسنديده
coolness خنکی · شکر آب · قرة · خون سردی · قره · متانت
cooly باربر · حمال
coombs آزمون كومبس · آزمونهاي آنتيگلوبولين · آزمونهاي خونهمچسبي غير فعال · آزمونهاي مهارسازی خونهمچسبي · تستهای هماگلوتیناسیون · آزمونهای خونهمچسبی
coon راگون · کاکا سیاه
coop کابوک · ضربه پنالتی · زندان · قفس · گم شدن
cooper گری کوپر
cooperate توحید مساعی کردن
cooperatingly بالاشتراك
cooperation اشتراك مساعی · اپک · اکو · تشریك مساعی · تشریک مساعی · تعاون
cooperative اعتبار تعاونی · بازاریابی تعاونی · بانکهای تعاونی · تعاونيهاي اعتباري · تعاونيهاي مالي · خدمات تعاونی
cooperativeness احساس مسئولیت
cooperatives اتحاديههاي ماشينآلات · تعاونيهاي بازاريابي · تعاونيهاي خريد · تعاونيهاي زراعي · تعاونيهاي عرضه · تعاونيهاي كشاورزي
cooperator همکار · همسر · شریک
cooperia کوپریا · کوپریا اونکوفورا · کوپریا پونکتاتا
coordinate جفت مختصاتی · مختص · مختصات · هم رتبه ـ همرتبه · هماهنگ کردن · همسنڭ
coordinated زمان هماهنگ جهانی
coot آنقوت
cooter سوراخ کس · مهبل · واژن
coownership مالكيت دستهجمعی · مالکیت مشترک
cooze سوراخ کس · مهبل · واژن
cop دزدی کردن · مامور پليس · پلیس · ژاندرم · آژان · دستگیر کردن
copacabana کوپاکابانا
copaiba بنزويين · اولئورزینها
copaifera کوپاییفرا
copal سندروس بلوری
copals دامارها · صمغ سندروس · کوپالها · کینوها · کینوهای صمغدار · رزینها
cope حریف بودن · بر آمدن · برآمدن · جبة · حریف شدن · جبه
copeck کپک
copenhagen کپنهاگ
copepoda پاروپاییان
copernicia نخل موم كارنوبا · کوپرنیسیا · کوپرنیسیا سریفرا
copernicium کوپرنیسیم
copernicus نیکلاس کوپرنیک · کوپرنیک
copestone سنگ کتیبه
copidosoma کوپیدوسوما
copied کهنالگو
copies استنساخ · رونوشت
copilot خلبان دوم · کمک خلبان
coping اره مویی · لبۀ دیوار · سنگ کتیبه · کتیبه
copious فراوان · برکت دار · بیش ازاندازه · خیلی · غزیر · موفور
copiousness وفور · برکت
copper ارسنات مس کرومدار · توبال · توتیای حمراء · توتیای قرمز · توتیای کبود · دیك مس
copperas زاج سبز
copperfield دیوید کاپرفیلد · نقش
copperplate حکاکی مس · صفحه مس · صفحه مسی
coppersmith مسگر · روی گر · صفار
coppice جنگل کندهزاد · روش شاخه و دانهزاد · روش شاخهزاد · نظام کندهزاد · کنام · غاب
coppicing جستآوری
coppola فرانسیس فورد کاپولا
copra تفاله نارگیل خشک · مغز نارگیل · گوشت نارگیل
coprecipitates همرسوبها
coprinus کوپرینوس · کوپرینوس سینرئوس
coprocessor پردازنده کمکی
coprophagia سرگینخواری · تغذيه بیمارگونه · سكوتروفي
coprophagous سرگین خور · کود خوار
copse غاب · خاشاک · شقایق
copt قبطی
copter هليکوپتر · بالگرد · هلیکوپتر
coptic ارتدکس قبطی · تقویم قبطی · قبطى · قبطی
coptotermes کوپتوترمس · کوپتوترمس فورموزانوس
copts قبط
copula ربطی
copulate جماع کردن · مجامعت کردن · مقاربت جنسی کردن · گادن · گاییدن
copulation آمیزش جنسی · نارسايي آميزش جنسي · نارسايي جفتگيري · تلقیح طبیعی · جفتگيري · مجامعت
copulative ربطی · فعل رابط · فعل ناقص · مقاربتی · رابط
copy اخذ کردن · تکثیر جانشین · تکثیر خدمات دهنده · تکثیر سایه · تکثیر کاربنی · خوشه کپی تک
copycat مقلد
copying استنساخ · سواد نویسی · سوادبرداری · سوادی · صورت نویسی · مداد کپیه
copyist رونویسی کننده · سواد نویس · صورت نویس · هستنسخ · وراق · سوادبردار
copyright حق التألیف · حق تکثیر · حق طبع · حق طبع محفوظ است · حق چاپ · نماد حق تکثیر
copyslip سرمشق
coquelico آلاله
coquelicot گل خشخاش
coquet کرشمه کردن · کرم ریختن · عشوه کردن
coquetry خم و چم · شیوه گری · طنازی · عشوه · غمزه · ناز
coquette طناز · عشوه گری · عشوه گر · لوند · لاس
coquetting نازنده
coquettish جلوه فروش · شیوه باز · غربیله · غمزه زن · نازو · جلوه گری
coquettishly ادا در آوردن · با ناز · بناز · سراندازان · عشوه کردن
coquettishness دلربایی · شیوه گری · طنازی · دلبری · ناز
coquillettidia کوکیلهتیدیا · کوکیلهتیدیا پرتوربانس
coquina صدفهای مرجانی
cor کر آنگله
coracan ذرت هند جنوبي · ارزن انگشتی
coracana الئوزین کوراکانا · الئوزين آبسينيكا
coraciiformes سبزقباسانان · کوراسیایفورمس
coracoid غرابی · منقارالغرابی · منقارالغراب
coral بسد · دریای مرجان · دریای مرجانی · دریای کورال · صخرههای مرجانی · مرجان
coralcoloured بسدین
coralliferous مرجان دار
coralline مرجانی
coralloid شبه مرجان · مرجانی
corals سفتگر · مرجانها
coralwood آدنانترا پاوونینا · تسبيح صندل
corax غراب · کلاغ سیاه
corbel بقچه
corbin هانری کربن
corcealment مستوری
corchorus جنس چتایی · جنس کتان هندی · کورکوروس · کورکوروس اولیتوریوس · کورکوروس کپسولاریس
corcyra بيد برنج · کورسیرا · کورسیرا سفالونیکا
cord بند بیضه · بند ناف · ريسمانهاي سيمي · طناب منوی · طناب نخاعی · نخاع
cordana کوردانا
cordata آلنوس کورداتا · تیلیا کورداتا · نمدار برگریز · کوشاب
cordeauxia کوردئوکسیا · کوردئوکسیا ادولیس
corded راه راه · میل میلی
cordia جنس سهپستان · کوردیا · کوردیا آلیودورا · کوردیا ژلدیانا
cordial دوای مفرح · مقوی · مقوی قلب · قلبی · لیکور · صمیمی
cordiale موافقت
cordiality خوش رویی · مودت · رفاقت
cordially از دل و جان · ازجان و دل
cordierite کوردیریت
cordifolia روبیا کوردیفولیا
cordifolium لوکوسپرموم کوردیفولیوم
cordoba قرطبه · کردوبا
cordofan کلیتوریا ترناتئا
cordon قیطان · حمائل · حمایل
cordova قرطبه
cords اپيگلوت · حنجره · سوتك · طنابهاي صوتي
cordtwister زهتاب
cordtwisting زهتابی
corduene کردو
corduroy مخمل کبریتی · سیم · ریسمان
cordyceps کوردیسپس
cordyline جنس نخل گرزی · كورديلين ترميناليس · کوردیلین · کوردیلین فروتیکوزا
core جان کلام · مطلب عمده · نکته مهم · هسته مغناطیسی · دماي راسترودهاي · دماي مركزي
corea چیک کوریا
coregonus کورگونوس · کورگونوس آلبولا
coreidae نرمساسان
coreligionist هم مذهب · برادر دینی
corespondent شریک جرم
coriaceous چرمی
coriaceus اورنیتودوروس کوریاسئوس
coriander تخم گشنیر · گشنی · گشنیز · گشنیزی
coriandrum جنس گشنیز · کوریاندروم · کوریاندروم ساتیوم · گشنیز
coriaria کوریاریا
coriariaceae کوریاریاسه
coridodax کوریدوداکس
corinthians اول قرنتیان · دوم قرنتیان
coriolus کوریولوس · کوریولوس ورسیکولور
cork بنلایه چوبپنبه · سداد · سر بطری · شامپاین جوشان · چوب پنبه · چوب پنبه گذاشتن
corkboard تخته چوبپنبهاي · تختهها · چوبپنبه
corking خوش لباس · شیک پوش · شیک · هلویی · خوش تیپ
corkscrew چوبپنبهبازکن
corkwood چوب سبک
corky چوب پنبه ای
cormel نوبنه · بنهها
cormorant باکلان · قره قاز · قوق · درنده خو
cormorants باکلانها
corms بنهها · نوبنه
corn آرد ذرت · ايزومروز · ايزوگلوكوز · بلال ذرت · ذرت جارويي · ذرت شيرين
cornaceae تیره ال · تیره زغالاخته · زغالاختگان · کورناسه
cornchandler علافی
corncob چوب ذرت
corncockles دیو گندم
corndrill بذرافشان
cornea قرنیه · شبكيه · عدسيهاي چشم · قرنيه · لکه سفید چشم · ملتحمه
corneal التهاب انگوره · بيماريهاي شبكيهاي · بيماريهاي قرنيه · بيماريهاي چشمي · بیماریهای چشم
corned گوشت گاو نمکزده
cornel جنس ال · جنس زغالاخته · جنس شفت · زغال اخته · زغالاخته · سياهتوسكاها
cornelian عقیق جگری
cornelius کورنلیوس
cornell دانشگاه کرنل
corneous شاخی · شااخدار
corner از گوشه و کنار · دنبال چشم · روى دهنده · زودآينده · قريب الوقوع · نبش
cornered گوشه دار
cornerstone سنك زاویه · سنگبنا
cornet صدای شیپور · فلوگلهورن · کورنت · ترومپت · شیپور · بوق
cornetist فلوگلهورن
cornett فلوگلهورن
cornflakes حليم · ذرتهاي پولكي · غلات صبحانه
cornflour آرد ذرت
cornflower سانتورئا سیانوس · گل گندم آبی · آبی · گل گندم
cornhole مقعد
cornice شاد روان · شرفه · قرنیز · گلویی · گیلویی · نیم پرده
corniculata موسا كورنيكولاتا · موسا
corniculatus بندواش · لوتوس کورنیکولاتوس
cornish کرنوالی
cornu شاخ
cornucopia سرشاری · اسراف · شاخ
cornus جنس ال · جنس زغالاخته · جنس شفت · زغالاخته · سياهتوسكاها · کورنوس
cornyn جان کورنین
corolla جام گل · جام گلبرگ · گلبرگها · دهان اژدر
corollaries فوائد · فواید
corollary استنباط · فرع · قضیۀ قرعیه · نتیجه
corona تاج جنوبی · تاج شمالی · هاله
coronach سرود عزا · شعر عزا · نماز میت · نوحه · نوحه سرایی · عزاداری
coronal گلچین ادبی · تاج گل
coronaphorales سورداريالها · كتوميالز · كورونافورالز · سورداریالز
coronarium داودی خودروی · كريزانتموم اسپاتيوسوم · هدیزاروم کوروناریوم · کریزانتموم کوروناریوم
coronary اکلیلی · سکته قلبی · نارسایی قلب · بزرگي قلب · بيماريهاي قلبي · بيماريهاي كرونري
coronata پوکسینیا کوروناتا
coronate تاجگذاری کردن
coronation تاج گذاری ـ تا جگذاری · تتویج · جلوس
coronaviridae کوروناویریده
coronavirus ويروس بيماري تاج آبي بوقلمون · ويروس سيالوداكريوآدنيت · کروناویروس · کوروناویروس · کوروناویروس خوکی
coronet نیم تاج · تاج
coronilla بدل سنا · جنس یونجه باغی · جنس یونجه تاجی · شبدرك · کورونیلا · کورونیلا واریا
coronoid زایدۀ مقدم
corossol آنونا موریکاتا · ساپاديل
corozo کوروزو · الاييس ملانوكوكا · الاییس اولیفرا · كوروزو اوليفرا · نخل روغني آمريكايي
corp بنگاه
corporal سرجوخه · سرجوقه · مجازات درنی · بدنی · دارای ماده · جسمی
corporally بدنا
corporate کارتل · مجسم
corporation اینتل · بنگاه · ساترن · شرکت اوراکل · شورون · والرو انرجی
corporations اصناف · شركتهاي سهامي ترامليتي · شرکتهاي سهامي · شرکتهای سهامی چندملیتی
corporeal اعراض جسمانیه · جسدی · جسمی · دارای ماده · صنفی · متجسم
corporeality جسمانیت
corps آنزاک · لشکر ذخیره · نیروهای تفنگدار دریایی ایالات متحده آمریکا · نیروی دریایی ارتش اسرائیل · هیئت سفراء · هیئت نمایندگان سیاسی
corpse جسد · لاش · لاشه · نعش · جثه · مردار
corpulence تناوری · تنومندی · جثه داری · جسامت · وزن زیادی · گندگی
corpulent تتاور · گوشتمند · بزرك تن · جثه دار · جسام · جسیم
corpus جسم زرد · جسم پینهآل · هورمونهای جسم زرد · کورپوس کریستی · جسم · جسم صنوبری
corpuscle جسم صغیر · اتم · جوهر فرد · کوچکترین ذره · گویچههای خونی · خس
corpuscles ذرات صفار خون
corpuscular ذره ای · مثل ذره
corrals حصارها · چپرها · حصارکشی
corrasion خراش
correct صائب · صحيح · غلط گیرمی کردن · لفظ قلم · آدم کردن · تادیب نمودن
correctable قابل اصلاح
corrected درست شدن
correction تصحیح · تعزیر · غلط گیری · تادیب · تنبه · اصلاح
correctional تأدیبی · حبس تادیبی
corrective اصلاح کننده · رویهپاشیهای اصلاحی
correctly کژمز زبان · تعریب · درست
correctness درستی · صحت · صحاح
corrector مصحح
correlate مرتبط · مرتبط کردن · همبستگی داشتن
correlated پاسخهاي همبسته با انتخاب · پاسخهای انتخابی · مرتبط
correlation همبستگی ژنتیکی
correlative مرتبط · عمر
correli هم کیش
correligionist همدین
correligionists برادران دینی
correspond برابربودن · مكاتبه كردن · با کسی طرف شدن · معادله ساختن · طنز گفتن · تطابق کردن
correspondence ارسال مراسلات · اشتراک وجه · شعبۀ مراسلات · قطع مخابره · همسانی · مخابره
correspondent خبرنگار · طرف معامله · طرف مکاتبه · مترسل · مخابر · مخبر
corresponding زاویۀ متقابله · طابق · سباط · قابلیت مقایسه · متناظر · شباط
corridor دالان · کریدور · دهلیز · راهرو · غلام گردش · تونل
corrie ریچل کوری · میدان کوچک · سیرک
corrigenda صحت نامه · غلط نامه
corrigendum اصلاحیه
corrigible اصلاح پذیر · نصیحت پزیر
corroborate اثبات کردن · تأیید کردن
corroborated مشدد
corroborating نخستين · مشدد
corroboration تأکید · تأیید
corroborative تأکیدی
corrode تباه کردن · جاویدن · پوسیدن · خوردن · زنگ زدن · جویدن
corroded تباه · خورده
corrodent اکال
corroding زنگ زدگی · خوردگی
corrosion تحلیل · خوردگی · زنگ زدگی · تفلون · سيليكونها · كنترل خوردگي
corrosive خورنده · داراشکنه فرنگی · زخم اکال · فاسد کننده · اکال · جگرسوز
corrosiveness اکالیت
corrugata پسودوموناس کوروگاتا
corrugate چین دادن · چین خوردن
corrupt اراذل · افساد کردن · بلااثر کردن · تباه شدن · تباه کار · تباه کردن
corrupted بلایه · خراب شده · مکب · مرتشی
corrupter تباه کار
corruptibility قابلیت فساد
corruptible رشوه گیر · پول بگیر · پولی · نادرست · دغل · متقلب
corrupting افساد
corruption بداخلاقی · تباه کاری · تباهی · شاخص ادراک فساد · غلط کاری · فساد
corruptness رشوه خواری
corrupts محرف
corsac قارساق · فنک
corsage دسته گل
corse جزیره کرس · جسد
corset شکم بند · شکمبند · کرست · کمر بند زنانه
corsica جزیره کرس · کرس · کورسیکا
corsican زبان کرسی · کورسی · كاج استراليايي · كاج سياه · كاج كورسيكايي · پینوس نیگرا
cortaderia کورتادریا
cortege خدم وحشم · ملت زمین · همراهان · دوستان · ملتزمین
cortex غدد آدرنال · قشر فوقكليوي · هورمونهای قشر آدرنال · هورمونهای قشر فوقکلیوی · غدد فوقکلیوی · پوسته
corti مزوسستوییدس کورتی
corticium اسكلروتيوم رولفزياي · كورتيسيوم سولاني · پليكولاريا فيلامنتوزا · کورتیسیوم · کورتیسیوم رولفزیای · تاناتفوروس کوکومریس
corticoids كورتيكوستروييدها · کورتیکوییدها
corticosteroids كورتيكوستروييدها · کورتیکوییدها
corticosterone كورتيزول · كورتيزون · كورتيكوسترون · هيدروكورتيزون · پردنيزون · گلوکوکورتیکوییدها
corticotropin هورمون آدرنوكورتيكوتروپيك · کورتیکوتروپین
cortinarius کورتیناریوس
cortisol كورتيزول · كورتيزون · كورتيكوسترون · هيدروكورتيزون · پردنيزون · گلوکوکورتیکوییدها
cortisone کورتیزون · كورتيزول · كورتيزون · كورتيكوسترون · هيدروكورتيزون · پردنيزون
cortone کورتیزون
cortège موکب
corundum سنك سنباده
coruscant برق زننده · درخشان
coruscate تابيدن
coruscation تابش · تلالو · درخشش
coruña لاکرونیا
corvee بیگار · شاکار · مچرگ
corvette ناوچه سبک
corvicides كلاغكشها · مواد شيميايي كنترل پرنده · پرندهکشها
corvine کلاغی
corvus كلاغهاي سياه · كورووس · زاغی · غراب · کلاغ زاغی · کلاغ سیاه
corvée بیگار
corydalis جنس بهارک · کوریدالیس
corylaceae تیره فندق · فندقیان · کوریلاسه
corylifolia پسورالئا کوریلیفولیا
corylus جنس فندق · کوریلوس · کوریلوس آولانا · فندقها · فندق
corymb خرمه · دیهیم
corymbosum واکسینیوم کوریمبوزوم · واكسينيوم استراله
corynebacterium كورينهباكتريوم اکویی · كورينهباكتريوم فاسيانس · کورینهباکتریوم · کورینهباکتریوم اویس · کورینهباکتریوم پسودوتوبرکولوزیس · اکتینومیسس پیوژنس
corynespora كورينهباكتريوم ملونيس · کورینسپورا · کورینسپورا کازیایکولا
coryneum کورینئوم
coryphaena کوریفنا
corythuca کوریتوکا
corythucha کوریتوکا
coryza زکام · زکام شدن · سداد
cosh شنگول · عصاره · شیره · خون
cosignatory هم امضا
cosigner هم امضا
cosine جیب تمام
cosmea کیهان
cosmetic ماتیك · وسیله آرایش · کسماتیك · آرایشی · تزئینی · گیاه تزئینی
cosmetology آرایش زنانه
cosmic کیهانی
cosmical کیهانی
cosmicomics کمدیهای کیهانی
cosmids كاسميدها · پلاسمیدها
cosmodrome پایگاه فضایی · پایگاه فضایی پلستسک
cosmogeny فلسفه انتظام گیتی · نظام عالم وجود
cosmogony فلسفه انتظام گیتی · نظام عالم وجود
cosmologist کیهانشناس
cosmology علم نظام عالم · فلسفه انتظام گیتی · نظام عالم وجود · کیهانشناسی
cosmonaut فضانورد · کیهان نورد
cosmophila آنومیس · كوسموفيلا
cosmopolitan اهل دنیا · جہانی · عام
cosmopolitans عالمیان
cosmopolites ابنای جہان · کوسموپولیتس · کوسموپولیتس سوردیدوس
cosmopterigidae کوسموپتریژیده
cosmorama جہان نما
cosmos ساخت کیهان · کوسموس · کوسموس بیپیناتوس · گل ستاره ای · كائنات · کیهان
cosplay کوزپلی
coss بوسه
cossack بریگاد قزاق · قزاق
cossidae کوسیده
cossie لباس شنا · مایو
cossus بيد بز · کوسوس
cost تحلیل هزینه · خرج نگہداری · خوشبختي · راهکان · شرايط زندگی · قیمت حمل و نقل
costa جمهوري كاستاريكا · حزب خلق کاستاریکا · خط کناری · دنده · ضلع · ضلعی
costae دندهها
costal دنده ای
costelytra کوستلیترا · کوستلیترا زئالاندیکا
costermonger طواف
costing تحلیل هزینه · هزينهيابي
costive شکم گفته · یبوست آوردن
costiveness یبوست
costliness نفاست · گرانی
costly بذیون · بر قیمت · سنگین قیمت · فاخر · قیمتی · نفیس
costner کوین کاستنر
costs به هر قیمتی · شبهقيمتهاي · هزينههاي بالاسری · هزينههاي واقعی · هزینهها · هزینههای اجتماعی
costulata دیرا کوستولاتا
costume کاستیوم · شلوار شنا · لباس شنا · مايو · جامه · مایو
costus قسط کشمیری · کوستوس · کوستوس اسپسیوسوس · قسط
cosy دنج
cotangent ظل تمام
cote جمهوري ساحل عاج · شبغا · شبغار · پرووانس آلپ کوت دازور · ساحل عاج
cotenant شریك الاجاره
cotenure اجارۀ اشتراکی
coterminous هم مرز · مجاور
cotesia کوتزیا · کوتزیا روبکولا · کوتزیا فلاویپس · کوتزیا مارژینیونتریس · کوتزیا ملانوسلا · کوتزیا پلوتلائه
cotoneaster جنس شیرخشت · شیرخشت · کوتونئاستر
cotta آجری · سفالینه
cottage ترف · تواره · توليد خانگي · خرگاه · صنايع خانگي · صنعت خانگی
cottar رعیت
cotter رعیت
cottoidei کوتوییدهای
cotton باغنده ـ باغنده · تجهيزات گردسازي · ساویس · صنعت پنبه · قدك · ليف
cottoncarding حلاجی
cottonfield پنبه زار
cottonpod جوزق
cottonseed تخم پنبه · تفاله پنبهدانه · روغن پنبهدانه · كنجاله پنبهدانه · پنبه دانه · پنبهدانه
cottonspinning پنبه ریسی
cottontail خرگوشهاي دمپنبهاي · سيلويلاگوس · دمپنبهایها
cottontails دمپنبهایها · خرگوشهاي دمپنبهاي · سيلويلاگوس
cottonwood صنوبر شرقی · صنوبر کالیفرنیایی · پوپولوس تریکوکارپا · پوپولوس دلتوییدس · سپیدار
cottonwoods جنس تبریزی · جنس شالک · پوپولوس · صنوبر
cottus کوتوس
coturnix كوتورنيكس كوتورنيكس · كولينوس · بلدرچینها
cotyledon فلقه · لپه
cotyledonal فلقی
cotyledonous فلقی
cotyledons برگچهها · لپهها
cotyloid حفرة الورك · فنجانی
cotylurus کوتیلوروس
couch بيد گياه آفريقايي · بید گیا · سوفا · مبل راحتی و چراغ · نیم تخت · کاناپه
couching زر دوزی
cougar شیر کوهی · پوما
cougars شیرهای کوهی
cough خفیدن · سرفانیدن · سرفه · سرفه کردن · سرفۀ خشك · سرفیدن
coughing سرفه · سعال · کف
coughrelieving دافع سعال
could باهمه مہارتش نتوانست آنرا بسازد · توانست
coulter آن کالتر
coumafos کومافس
coumaphos کومافس
coumaric اسیدهای كوماريك · مشتقات كوماريك اسيد · کوماریک اسیدها
coumarins کومارینها
coumarouna دیپتریکس اودوراتا · كومارونا اودوراتا · لوبياهاي تانكا
council ساموئل اتوو · شورای اروپا · شورای امنیت · شورای شمالی · شورای عالی امنیت ملی ایران · شورای نظامی
councillor عضو شورا · مستشار
counsel اندرز · حسن رأی · رأی زدن · رایزنی · مشورت · مشورت دادن
counseling رایزنی · مشورت
counselling رایزنی
counsellor مستشار · مشاور · مشیر · رای زن · وکیل مرافعه · رایزن
counsellorship مشاورت
counselor مشاور · رایزن · وکیل مدافع · طرفدار · رایزنی · مستشار
counselorship مشاورت
count شمار کردن · شمارش سلول سوماتیک · شمارش سلول پیکری · شمردن · غراف · كاستن
countable قابل شمارش
countdown شمارش معکوس
counted تشرین · ساعتی · شمرده · قلمداد · میلی · حزیران
countenance اجازه چاپ · خود را باختن · رخسار · سخت رویی · لقا · لقاء
countenanced شیرك
counter جدول نویس · سینۀ اسب · شمارشگر · شمارنده · پیش تخته · پیشخوان
counteract برابری کردن با · دشمن کردن · مخالف کردن · سست کردن · جبران کردن
counteracting دافع
counteraction اقدام متقابل
counteragent ماده ضدسم · پادزهر
counterattack حمله متقابل
counterbalance نیروی مقاوم · وزنه تعادل · برابری کردن · برابری کردن با · برابری · توازن
counterclaim دعوی متقابل
counterclockwise چپ دستی
counterespionage ضد جاسوسی
counterfeit بدلی · جعل کردن · جعلی · جواهر بدل · جواهرات قلب · سکۀ قلب
counterfeiter ساخته کار · مہرساز · قلب زن · قلب ساز
counterfoil ته چك · ته قبض · ته چک · سوش
counterimmunoelectrophoresis الكتروفورز مصونيتزدا · الکتروفوز ایمنی
counterindication اشارۀ بر خلاف
counterintelligence سازمان ضد جاسوسی
counterjumper شاگرد دکان
countermand حکم ناسخ · باطل ساختن · تعطیل کردن · فسخ کردن · خنثی کردن · لغو کردن
countermarch تغییر روش · عقب گرد کردن
countermeasure اقدام متقابل
countermine لغم زیر لغم ـ لغم مقابل · سست کردن
counterpane رختخواب پیچ · مفرش · روتختی
counterpart نقطه مقابل · همتا · شباهت صورت · نظیر
counterplay حمله متقابل
counterpoint نقطه مقابل
counterpoise لنگر دار · نیروی مقاوم · وزنه تعادل · لنگر
counterpoison پادزهر · تریاق · ماده ضدسم
counterpunch دفع حمله
countersign جیرو · صحه گذاشتن · اسم شب · شعار حزب
countersignature جیرو
countervail برابری کردن با · جبران کردن
counterweight نیروی مقاوم · وزنه تعادل
countess کنتس
counties فهرست شهرستانهای ایران
counting شمار · شمارش سلول · شمارش پرگنه · شمارش یاخته · شماری · فلوسیتومتری
countless بيشمار · بی حد و حصر · بی مر ـ بیمر · بیحساب · بیشمار · بیعد
countries اقطار · بلاد · جهان سوم · كشورهاي صنعتي · كشورهاي كمتر توسعهيافته · كشورهاي كمترين توسعهنيافته
country ارتا · ارض · ارض روم · ترك وطن کردن · حب وطن · خاطرات یک کشیش روستا
countryside ییلاقات · محیط زیست روستایی · روستا · حومه شهر
countrywide در سرتاسر کشور
countrywoman زنکه
counts شمارنده
county سواد کوه · شهرستان آباده · شهرستان آذرشهر · شهرستان آمل · شهرستان ابهر · شهرستان ابوموسی
countyseat حاکم نشین بلوکات
coup برانداز · تحويل گيرى · كودتا · کودتا · براندازی · نگاه مختصر
couple تزویج کردن · جفت شدن · دو نفری · زنجیر سگ یا تازی · زوج · زوج عاشق
coupled مزدوج · مزوج · پیوند یافته · پیوندی
coupler متصل کننده
couples ازواج
couplet دو بیتی · بیت · دوبیتی · چند قلو · یک بیت شعر · دوتا
coupling تزویج · جفتی · سفاد · مزاوجت · جفت گیری · ازدواج
coupon كالابرگ · کوپن · هزینه · سند
coupé کوپه
courage بیجرأتی · جرأت گرفتن · جرات · دل از دست دادن · دیو دلی · شهامت
courageless ضعیف النفس · کم جرأت · بی جرأت
courageous با جرأت · باجرأت · جگردار · دیو جان · دیو دل · قوی النفس
courageously باجرأت · بهادرانه · رستمانه
courageousness اجتراء · رستمی · پردلی · دلیری · جلوه · دلاوری
courant ریچارد کورانت
courbaril هیمنئا کورباریل
courcy توماس کورسی همیلتون
courgette کدو سبز · کدو
courgettes زوكيني · كدوهاي سبز · کدوهای مسمایی
courier برید · راه نورد · نوند · پیك · پیک · قاصد
course البته · برنامه اموزشی · برنامه تحصیلی · بيماري حاد · بيماريهاي مزمن · تحصیلات ابتدائی
courser مرکب تازنده · اسب جنگی · سمند
courses دورههای آموزشی · سمينارها · طمس
court استیناف دادن · بارسالار · باریاب · باریاربی · جارچی باشی · دادگاه
courteous ادب نگاهداشتن · انسانیت کردن · با ادب · بانزاکت · مؤدب · مودبانه
courteously با ادب
courtesan صیغه · متعه · موله · مول · فاحشه
courtesies تعارف
courtesy انسانیت · حسن ادب · آدمیت · مردم نوازی · مردمی · ملاطفت
courtezan روسپی
courthouse کاخ دادگستری · دادگاه
courtier درباری · ندیم
courting اظهار عشق · معاشقه
courtliness فر
courtly باوقار
courtroom دادگاه
courts اتحادیه محاکم شریعت اسلامی سومالی · عتبات عالیات · محاکم بدایة · محاکم صالحه · پارکه بدایت
courtship عشقبازى · اظهار عشق · معاشقه
courtyard حياط · تراس · حیاط
couscous کوسکوس
cousin بنی عم · خال اقلی خالقلی · خالقزی · خاله زاده · خاله قزی · دختر عمه
cousins بنی اعمام
couth مشهور
couturier خیاطخانه زنانه
covalence هم ظرفیتی
covalency هم ظرفیتی
covariance آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت
cove خلیج کوچک · خلیج · بندر
covenant سامه · عهد · غنوند · میثاق · میثاق بستن · پیمان بستن
coventry تبعید
cover آب دادن · ابرناكي · از یخ پوشاندن · با سیل پوشاندن · جلد معرف · جلیل
coverage پوشش · گزارش · شمول
covered آبله زار · برفناك · دود گرفته · روبسته · ساباط · سفال پوش
covering اغشاء · بام پوش · بوریاپوش · تلفیف · تکفین · روه تشك
coverlet بالاپوش · روانداز · جلیل · ملحفه
covers پوششهاي ورقي · پوششهای با لایه پلاستيكي · پوششهای ورقی پلاستیکی
covert احصان · زن شوهر دار · شوهر دار · راز
coverture احصان
covet طمع کردن · آرزو کردن
coveting باغی · بدچشم
covetous دندان گرد · طامع · طمعکار · پر طمع · آزمند · اطماع کردن
covetousness آزمندی · طمعکاری · آز · بی طمعی · حرص · طمع
covey یك دسته کبك
covilhã کوویلیا
covin سلخت وپاخت · تبانی
cow افسون گر · انك امجکی · شیر گاو · صورت گاو · ماده گاو · ماده گاو ـ گاو ماده
coward جبان · نامرد · بزدل · خواهر · ترسو
cowardice بزدلی · بی حمیتی · بیدلی · بیرگی · بیغیرتی · ترسویی
cowardliness غردلی · بزدلی · ترسویی · نامردی · جبن
cowardly بیرگ · بیغیرت ـ بی غیرت · شتردل · غردل · نامردانه · کس و ناکس
cowbane شوکران آبی
cowboy کابوی · کابوی بیباپ · گاوچران
cowcumber خيار · خیار
cowdria کوودریا · کوودریا رومینانتیوم
cower تملق گفتن · پست بودن · ازدحام کردن
cowering چندك · چندڭ
cowherd گاو چران · گاوچران
cowl باشلق · کلاهك · درپوش · كاپوت · کلاهک
cowling درپوش · کلاهک
cowpea لوبیای چشم بلبلی · ويروس موزاييك لوبيای چشمبلبلي · کوموویروس موزاییک لوبیای چشمبلبلی · بروموويروس موزاييك علف پشمکی · بروموويروس پيسك سبزرد لوبيای چشمبلبلي · بروموویروسها
cowpeas لوبیاهای چشمبلبلی · لوبيا مرمري · لوبيا چشمبلبلي · لوبياهاي كاستيلا
cowpox اورتوپوکسویروس · ويروس آبله موش · ويروس آبله گاوي · پوكسويروس گربهاي
cowrie صدف
cowry صدف
cows گاوهای شیرخوار · گاوهای ماده · گاوهای ماده شیری · گله گاو · گاوان
cowslip زهر الربیع
coxcombry خود سازی
coxiella کوکسیلا · کوکسیلا بورنتیای
coy خجالتی · محجوب · حیا کردن · حجاب کردن · خجالت کشیدن
coyness حیا
coyotes فینیکس کایوتیس · کویوتها
coypu اورپا · اروپا
coypus ميوكاستور · نوتريا · کویپوس
cozy دنج
cozzie مایو · شلوار شنا · مايو · لباس شنا
cpan سیپن
cpi پابگاه اجزا واسطه
cpu پردازشگر مرکزی · پردازنده مرکزی
cr کرومیوم · کروم
crab خرچنك · خرچنگ پنجه طلایی · سحابی خرچنگ · چنگار · کلنجار · خرچنگ
crabbed بد خلق · ترش طبع · ترش مزاج · سرکه ابرو · سرکه فروختن · سرکه فروش
crabbedness ترش طبعی · ترش مزاجی · ترشرویی
crabby ممزوج
crabs خرچنگهای برفی · خرچنگهای شاهی · خرچنگهای معمولی · خرچنگهای نعلی
cracca ماشك طرهاي · ماشک کلاغی · ویسیا کراکا
craccivora آفیس کراسیوورا
crack تراك · ترق · ترق کردن · ترکیدگی · حکم انداز · رخنه کردن
crackbrained خشك مغز
crackdown سخت گیری
cracked ترڭ خورده · رخنه دار · پستۀ حندان · ترکیدگی · شکافدار
cracker تردک برنجی · ترقه
cracking ترکخوردگی خاک · ترکخوردگی میوه · ترق · ترق کردن · ترقیدن · خوش لباس
crackle جز جز کردن · طرق
crackling جزجز · صوت نمکی · طرق · جز
crackpot کیک میوه
cracks خروق
crackwillow بید بید خشتی
cradle مهد · مہد · گاهواره · گهواره · گہواره · گہواره ای
cradlesong لالایی
craft جتاسکی · حیله بازی · روباه بازی · طرز کار · ملا بازی · هم پیشه
craftiness حرف اندازی · روباه صفتی · دمدمه · شیطنت · حیله گری
crafts بافندگی دستی · حرف و صنایع · مهارتها · هنردستي · صنائع · صنایع
craftsman اهل حرفه · افزارمند · صنعتکار · صنعتگر · صنعت کار · پیشه ور
craftsmanship صنعت گری · طرز کار · استادی · فراگيري
craftsmen اهل هنر
craftspeople باشگاه · رسته
craftspersonship ویستا · هشیاری · آگاهی · عرفان
crafty روباه باز · روباه صفت · شیطنت آمیز · محیل · موذی · نیرنگ آمیز
crag پرتگاه · کمر
craig دنیل کریگ
crake اوریکس و کریک · غراب
cram آگندن · تپاندن · تپانیدن · زیاد خوراندن · پرکردن · فشردن
crambe جنس سپیده · كلم برگي دريايي · کرامبه · کرامبه آبیسینیکا · کرامبه ماریتیما
cramerella آكروسركوپس كرامرلا · کونوپومورفا کرامرلا
cramlington پادشاهی متحده · بریتانیا
crammed آغنده
cramp دردشکم · عقربك زدن · محدودکننده · مغص · گرفتگی عضلات · در قید گذاشتن
crampfish ماهی برق · ماهی رعاد
cramping بيقرار
crampon چنگک · قلاب
crampoon چنگک · قلاب
cranberries کرانبریها
cranberry قره قاط
crane جر ثقیل · درنا · درنای سیبری · کاروانك · کلنگ
cranes جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
cranesbill شمعدانی عطرى · شمعدانی
crangon کرانگون
cranial جمجمه ای · عصب جمجمه · عصب سهقلو · قحفی · ریوی ومعدی · مربوط به صورت
craniate مهره · سردار
craniifer بلابروس کرانیایفر
craniography علم تشریح جمجمه
craniologist متخصص جمجمه شناسی
craniology جمجمه شناسی
craniometry علم مقیاس جمجمه
cranium كاسه سر · کاسۀ سر · جمجمه · کاسه سر · کاسه مغز
crank کیک میوه · قهر · لج
crankiness مخالفت
crankshaft میل لنگ · میله لنڭ
crankshafts كاربراتورها · ميللنگها · قطعات موتوری
cranny شکاف دیوار
crap چرند · بدار زدن · ککه · نوعی قمار · گه
crape کرپ · درختچه توري · لاژرسترمیا · پیچیدن
crapper کمد
crappy کثیف
crapulence مستی · عیاشی
crapulent ناخوش
crapulous ناخوش
crash تصادف
crasher خرد کننده
crassa اژیلوپس کراسا · نوروسپورا کراسا · گندمنیای ضخیم
crassia گل آهار
crassicarpa آکاسیا کراسیکارپا
crassiceps تنیا کراسیسپس · سيستيسرکوس لونژكوليس
crassipes ایکورنیا کراسیپس · سنبل آبي
crassostrea کراسوسترئا · کراسوسترئا ویرژینیکا · کراسوسترئا ژیگاس
crassulaceae محصولات ميوهاي هستهدار · نازیان
crassulacean سخت و ساز کام · سوخت و ساز كراسولاسيم اسید · مسیر کام
crataegus ایکاش · بهار جوانی · ریعان شباب · كراتكوس ارونيا · ماه مه · مسپيلوس آزارولوس
crater یادبود ملی دهانه آتشفشان سانست · آتشفشان · پیاله
cratylia کراتیلیا
cravat دستمال گردن
crave شهوت داشتن · ویارکردن · گرسنه شدن · تشنه بودن
craving طالب · آرزو
craw ترسیم کردن
crawfish خرچنك دریایی · خرچنگ خاردار · خرچنگ خاردار دریایی · عقب نشاندن · عقب نشینی کردن
crawl بر شکم رفتن · سینه مال رفتن · غژیدن · تملق گفتن · خزیدن · پست بودن
crawled خزیده
crawler چرنده · خزنده · کاسه لیس · خزندگان · متملق · پادو
crawling سینه مال · غژ · خزان
crayfish خرچنگ آب شیرین · خرچنگ
crayon با مداد کشیدن · قلم گچ · مداد نقاشی · کرس
craze دیوانه کردن · عشق مفرط · سرسام · هذیان · اضطراب عمومی · خشم زیاد
crazed مودار · شوریده
craziness خشك دماغی · جنون
crazy سرش برای آن کار درد میکند · قورباغه دیوانه · لحاف چهل تکه · شوریده مغز · خشك دماغ · خشك مغز
crditor قرض خواه
creak صریف
cream بستنی · بستنی قیفی · جايگزينهاي خامه · خامه · خامه بدلی · خامه پرورده
creamery لبنیاتی
creaming سرشیرگیری · خامهگیری
crease زیگ زاگ · شکن · خمیدگی · شخم زدن · طره · شیار
create آفریدن · ابداع کردن · احداث کردن · الفت انداختن · ایجاد · ایجاد کردن
created آفریده · از نیستی بہستی آمدن · آفرینش · بوجود آمدن · حادث · مکونات
creates آفریننده
creatine کراتین کیناز · کراتین
creating آفرینش · آفریننده · تشکیڭ · فالق · مکون · جعل
creatinine کراتینین
creation آفرینش · آفرینش انسان · احداث · تولید نمونه سازی · ابداء · ایجاد
creations مصنوعات
creative انشائی · خالق · دوحرف · قدرت ابداع · قدرت خلاقه · کرییتیو کامانز
creativeness قدرت ابداع · قدرت خلاقه · قدرت خلاق
creativity قدرت خلاق · قدرت ابداع · قدرت خلاقه
creator آفرید گار · آفریدگار · آفریننده · الخالق · باری · جان آفرین
creators خالقین
creature استنبه · بریت · بریه · خلیقه · روزی خوار · روزی خور
creatures انام · خلائق · موجودات حیه · عجائب المخلوقات · مخلوقات · موجودات
credence اعتقاد · اعتماد
credential سند رسمی · گواهی نامه · استوار نامه · اعتبار نامه · اعتبارنامه
credentials استوار نامه · اعتبار نامه · اعتبارنامه · معرفی نامه · سند رسمی · گواهی نامه
credenza اعتقاد · اعتماد
credibility اعتبار
credible باور کردنی · معتبر
credibly شايد
credit آبرومندی · اعتبار · اعتبار اسنادی · اعتبار بلند مدت · اعتبار تجاری · اعتبار تعاونی
creditable صاحب اعتبار · غیر معتبر · معتبر
creditor بستانکار · طلب گار · طلبکار · غریم · وامخواه · خواهنده
creditors اصحاب دیون · غرماء
credits اعتبارات صادرات
creditworthy مسئول
credo اعتقاد نامه · مرام · باور · عقیده
credos کلمتین
credulity زودباوری · زود باوری
credulous زودباور · چلمن · گول خور ـ گولخور · ساده لوح
credulously شايد
credulousness زود باوری
cree کریایی
creed با اعتقاد · عقیده · کيش · اعتقاد نامه · کیش · ایمان
creedence کریدنس کلییرواتر ریوایول
creek کریکی · گنج دریا · جوی · خلیج · نهر · جو
creel شیل
creeley رابرت کریلی
creep خزیدن · دزدانه راه رفتن · مخیدن · سینه مال رفتن · تملق گفتن · پست بودن
creeper جنبنده · خزنده · گل شیپوری
creepers جنبندگان
creeping جنبنده · جنبندگان · زحف · سیرسیوم ارونس · سینه مال · کنگر صحرایی
creepingly دولا دولا
creepy وحشت زده
cremate خاكستر كردن
crematogaster کرماتوگاستر
crematorium مردهسوزخانه
cremoris لئوکونوستوک کرموریس · استرپتوكوكوس كرموريس · استرپتوكوكوس لاكتيس · لاکتوکوکوس لاکتیس
crenata اوروبانش کرناتا · ایلکس کرناتا · راش ژاپني · شاهبلوط ژاپني · فاگوس کرناتا · کاستانئا کرناتا
crenation کنگره
crenature کنگره
crenatus پراتیلنکوس کرناتوس
crenel کنگره
crenelated كنگره دار
crenelation برج و بارو · بارو
crenellation برج و بارو · بارو
crenelle کنگره
creole کریول یا پیجین · کریول یا پیجین مبتنی بر انگلیسی · کریول یا پیجین مبتنی بر فرانسوی · کریول یا پیجین مبتنی بر پرتغالی · آلوئه كرئوله · آلوئه مالگاكه
creosote جوهر قطران · جوهر قطران زدن · روغن قطران · قطران زدن · محافظهای الوار · مجافظهای چوب
creosoted قطران زده
crepe کرپ
crepitation صوت نمکی · طرق
crept خزیده
crepuscle سرشب · هنگام غروب · شفق
crepuscular شفقی · فلقی
crepuscule تاريك روشن · سرشب · شفق · هنگام غروب · فجر
crepusculum غروب
crescent افزاینده · جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران · ماهچه · هلال · هلال احمر · هلال بارور
crescentia كدوي آمريكاي جنوبي · كرسانتيا آلاتا · کرسانتیا · کرسانتیا کوجته · پارمنتیرا آلاتا
crescentshaped هلالی
cresols آلكيلرزورسينولها · ترکیبات فنلی · رزورسينولها · رسوراترول · فنولها · كاتکولها
cress ترتیزك · تره تیزک · رشاد · شاهی · ترتیزک · شاهي
crest تاج هد هد · پوپ · ذروة · ذروه · کاکل · تاج
crested تاجدار · مکلل · کاکلی · یالدار · آگروپیرون کریستاتوم · چمن گندمي تاجخروسي
crestfallen سرافکنده
cresting تکلیل
cretaceous داراى گچ فراوان · دوره زمين شناسي · مربوط به گچ
crete اقریطس · کرت
cretica سزامیا کرتیکا
cretin دیر کار
cretu ساندرا کرتو · مایکل کرتو
crevasse شکاف عمیق
crevice انگف · برین · شکاف · تراك · اشك · درز
crew عملۀ کشتی · کارکنان هواپیما · انبوه مردم · تیم · ازدحام · شلوغی
crewet تنگ کوچک
cri فرجام
crib سرقت ادبی · سرقت تلیفات دیگران · دزدی ادبی
cribriform غربالی
cribs انبارهای غله · غلهدانها
cricetomys کریستومیس
cricetus كريستوس · مزوكريستوس · هامستر طلايي · هامسترها
crichton مایکل کرایتون
crick تشنج عضله · فرانسیس کریک · پیچ خوردگی
cricket جیرجیرک · زنجره · کریکت
crickets آبدزدكها · آبدزدكهای مول · سیرسیرکان · گریلوتالپا · جیرجیر
criconematidae کریکونماتیده
criconemella کریکونملا
criconemoides کریونموییدس
crieket جیر جیرك
crier داسار · داستار · مصوت · منادی · جارچی · منادی گری
cries بانك زن
crimble عید میلاد مسیح · عید نوئل · کریسمس
crimbo عید میلاد مسیح · عید نوئل · کریسمس
crime بزه · تقصیر · جرم · جنایت · جنایت جنگی · جنایت علیه بشریت
crimea قریم · کریمه
crimean ترکی کریمه · رومانیا · زبان تاتاری کریمه · شبه جزیره کریمه · رومانی
crimeful نامشروع
criminal بزهکار · جزائی · جنائی · جنایت کارانه · حقوق جزا · سیاه رو
criminalise ممنوع ساختن
criminalism جنایتکاری
criminality جنایتکاری
criminalize ممنوع ساختن
criminally جنایت کارانه · مجرمانه
criminalness جنایتکاری
criminals مقصرین سیاسی
criminate تهمت زدن · متهم کردن · مقصر قلمداد کردن
crimp طره · خمیدگی · پیچیدن
crimson جگرکی · قرمز لاکی · قرمزی · لاکی · تریفولیوم انکارناتوم · جگری
cringe بی اثر بودن · خایۀ کسیرا دستمال کردن · فنری بودن · چروک شدن · تملق گفتن · پست بودن
cringer خایه بردار
cringing خایه مالی
cringle چشم کوچک
crinipellis کرینیپلیس · کرینیپلیس پرنیسیوزا
crinkle گرنج · زیگ زاگ · شکن · شیار
crinkled پر تلاطم · پرچین و شکن
crinkly پر تلاطم · پرچین و شکن
crinoid سوسنی شکل
crinum پیاز هندی · کرینوم
cripple شل کردن · فالج کردن · چلاق کردن · فلج کردن · لنگ کردن · عاجز
crippled سفط شدن · شل شدن · افلیج · شل · غیر مداوم · چلاق
crippling خبل
crises بحرانهای اقتصادی
crisis بحران · بحران موشکی کوبا · اورژانس · دوره رخوت · زمین باتلاقی · کاهش فعالیت
crisp فر دادن · كاسني ترد · کم حرف · مجعد · چموش · کاسنیفرنگیها
crispa آلنوس کریسپا · ریبس اوا کریسپا · ريبس گروسولاريا
crispen سرخ شدن
crisphead توده یخ شناور · کوه یخ شناور
crispiness تردی
crispness تردی
crisps چیپس
crispum پتروسلینوم کریسپوم · پلارگونیوم کریسپوم · جعفری · كاروم پتروسلينوم
crisscross متقاطع · مورب
crisscrossed متقاطع · مورب
cristal وجد · خلسه
cristatum آگروپیرون کریستاتوم · چمن گندمي تاجخروسي · چمن گندمي تاجدار
cristiano کریستیانو رونالدو
cristina کریستینا فرناندز · کریستینا پری روسی
cristo گانکوتسو
cristulariella کریستولاریلا
crit مرور
criteria معیارهای انتخاب · اهداف اصلاح نژاد
criterion سنگ محک · ضابطه · مقیاس · ملاک · معیار · میزان
crithidia کریتیدیا
critic صراف سخن · فن انتقاد · نقاد · نقدگر · موشکاف · ناقد
critical انتقاد آمیز · انتقادی · ایرادگیر · تحلیل مسیر بحرانی · حیاتی · خرده دان
criticalness خرده بینی
criticise انتقاد نمودن · انتقاد کردن · عیبجویی کردن · خطا گرفتن · نکوهش کردن
criticiser لوام
criticism موشکافی · نقد ادبی · انتقاد · انتقادی · نکته گیری · نکوهش
criticize انتقاد کردن · عیبجویی کردن · نقادی کردن · نکوهش کردن
criticizer عیبجو
critics ادباء
critique سنجش خرد ناب · نقد عقل محض · نقد ادبی · انتقاد · نکوهش · نقادی
critter حيوان
crius کریوس
cro اسیلوسکوپ · نوسان نما
croak صدای وزغ · صدای کلاع · غار غار · قار قار کردن · قارقار · هلاک شدن
croakers بشكه · ماهیان قارقاری
croaking صیاح · غارو غور
croaky گلویی
croatia اتحادیه کمونیستهای کرواسی · جمهوري كروات · کرواسی · کروشیا
croatian بلوک کرواسی · دینار کرواسی · زبان کرواتی · كروآت · کروات · کرواتيايی
croats کروات
croceipes ميكروپليتيس كروسيپس · گلابرومیکروپلیتیس کروسیپس
crochet قلابدوزی کردن · قلابدوزی
crocheting قلابدوزی
crocidolomia کروسیدولومیا · کروسیدولومیا بینوتالیس
crock آرامپز · خنور · دوده · رنك پس دادن · دوده بخاری · سبو
crocked مبهوت · مسموم شده · مسحور · جادو شده · هوسباز
crockery بدل چینی · چینی بدل
crockpot آرامپز
crocodile اشک تمساح · سوسمار · مگرمج · پوست سوسمار · کروکودیل · گاندو
crocodiles کروکودیلها
crocodylidae كروكوديليده
crocosmia کروکوسیما
crocus جنس زعفران · کروکوس · کروکوس ساتیووس · زعفران
croesus قارون · کرزوس
croft مزرعه
croix جزاير ويرجين آمريكا · سنت تاماس · سنت جان · سنت كرويكس · جزاير ويرجين · جزایر ویرجین ایالات متحده
cromwell الیور کرامول
cronartium كرونارتيوم كوئركوم فوزيفورم · کرونارتیوم · کرونارتیوم فوزیفورم · کرونارتیوم کوئرکوم
crone فرتوت · مادربزرگ · ساحره
cronus کرونوس
crony شخص تابع · شخص وابسته · هم اطاق · رفیق
crook عصای چوپانی · غباز · چنگك · چوب چوبانی · بدکار · گود
crookback گرده ماهی
crookbacked گرده ماهی
crooked اعوج · اقتضای طبیعتش اینست · خپیدن · قلاب مانند · قوز دار · معقرب
crookedness اعوجاج · خمی · عوج · ناهنجاری · پیچش · پیچی
crookes ویلیام کروکز
crookneck گردن کج · کدوی زمستانی
croon زمزمه کردن
crooning زمزمه
crop الگوهاي زراعي · بازده محصول زراعی · باقیماندههاي گياهي · باقیماندههای محصول زراعی · بهسازي گياهي · بیمه محصول زراعی
cropland زمين زراعت · زمين كشاورزي · زمین زراعی
cropper ماشین موزنی
cropping تراسبندي · تككشتي · زراعت در محیط باز · زراعت راهرویی · كشت سهمحصولي · كشت متناوب
crops عادت چندساله · كشتهاي مخلوط · محصولات آجیلی · محصولات انرژي · محصولات باغي · محصولات خوراكي جانوري
croquette کوفته برنجی
crore کرور
cross از گدار عبور کردن · استنطاق · ایکس قرمز · به انجام رساندن · بینهزنی · خاج
crossarm پنجه
crossbar خط عرضی
crossbeam تیر عرضی
crossbones خطر مرگ
crossbow کمان زنبورکی
crossbred دورگه
crossbreds پیوندیها
crossbreed پیوند زدن · پیوندی
crossbreeding آمیزش چلیپایی · دگربهنژادی
crosscut طریقه اقتصادی · قطع جریان
crossed بيحس · شمشیرهای ضربدری · پرچمهای ضربدری · چہار زانو نشستن · قلم رده · قلم خورده
crosses آمیختهگریهای مرکبات
crossflow ریزپالایی · میکروصافش · ریزپالایش
crosshairs رتیکل
crosshatch اژ · هاشور · دریچه
crossing تقاطع راه آهن · تقاطع شاهراه · تلاقی دوسویه · تلاقی دوطرفه · دگرجایگیری · عبور کودکان
crossness ستیزگی · کج خلقی · خشم · کجی
crosspatch قهر · لج
crossroads دهکده · چهار راه · تقاطع
crosstab جستجو محاسب
crossties تراورسهای چليپايي · تيرهاي افقي راهآهن · تیرهای زیرساخت
crossways از میان · ازعرض
crosswind باد مخالف
crosswise صلیب وار · از میان · ازعرض · سرتاسر
crossword جدول کلمات متقاطع · جدول
crotalaria جنس نخود شنی · کروتالاریا · کروتالاریا آناژیروییدس · کروتالاریا جونسئا
crotch گود · گرسنگی
crotchet غرابت
crotchetiness مخالفت
crotchety دمدمی · دمدمی مزاج
croton حب السلاطین · کروتون · کروتون تیگلیوم · کرچك هندی
crotons كرچكهاي هندي · کودیوم
crouch دولا شدن · سرپا ایستادن · چمباتمه زدن · خم شدن
crouching چندك · چندڭ
croup ترک اسب · خناق · خناق کاذب · صاغری · کفل · خروسك
croupe ترک اسب · خناق
crow بانك خروس · بانگ زدن · زاغ · زاغ نوك قرمز · زاغ پا سرخ · فخر فروختن
crowbar کنجکاوی · اهرم · دیلم · ضربه پنالتی
crowd اجتماع · اجتماع کردن · ازدحام · باجماع · بالا جماع · بهم فشار دادن
crowded انبوه کردن · شلوغ
crowding ازدحام
crowds فوج فوج · گروه گروه · افواج
crowdsourcing جمعسپاری
crowdy شلوغ
crowfoot تخم جاروب · رجل الغراب · زرقوری · آلاله
crowing لاف
crown اراضی خالصه · اشک مریم · اکلیل · اینجو · تاج · تاج قیصر
crowned کلاه دار · تاجدار · مکلل
crowning تکلیل
crownprince ولیعهد
crowns تاج بخش · کاررا که کرد آنکه تمام کرد
crows زاغ و زغن · کلاغها · كلاغهاي سياه · كورووس
cruces لاس کروچز
crucial چار شکاف · چار شکاف کردن · حیاتی
crucians آنوفلز کروسیانس
crucible امتحان سخت · گل بوته · بوته
cruciferae فيلوترتا كروسيفره · فیلوترتا کروسیفرائه · هترودرا کروسیفرائه · براسیکاسه · تیره کلم · كروسيفرائه
cruciferous صلیبی
crucifers چلیپاییان دامخوراک
crucified مصلوب
crucifix صلیب
crucifixion تصلیب · صلب
cruciform حلیپاوار · چلیپاوار · چلیپایی · صلیب مانند · صلیب وار · صلیبی
crucify صلیب کردن · مصلوب کردن · زجر دادن · عذاب دادن · ناامید کردن
cruddy کثیف
crude الیاف خام · خام · عصارههاي اتري · محتواي فيبر · نفت خام · پروتئین خام
crudeness صحبت وقيح · ناپختگی · بدویت · توحش
crudity ناپختگی · بدویت · توحش
crudus میندوس کرودوس
crueity سخت دلی
cruel آهینن جگر · بیداد گر · جائر · جفا پیشه · جفاکار · خیره کش
cruelly زار کش · زار کش کردن · ظالمانه · جفا دیدن · جفا کسیدن · وحشیانه
cruelty جان آزاری · جفاء · جفاکاری · جلادی · ستم کاری · سنگدلی
cruenta سرکوسپورا کروئنتا
cruentus آمارانتوس کروانتوس · آمارانتوس پانيكولاتوس · اسفناج آفريقايي · تاجخروس خونفام · تاجخروس قرمز
cruet تنگ کوچك · تنگ کوچک
cruise تام کروز
cruiser استان حائل · نبردناو · رزمناو
cruiserweight وزن ششم
crumb خرده نان · مغز نان · کوزه گلی · خرده
crumble ریزه کردن · فاسدشدن · خرد شدن
crumbled ترید
crumbliness شکنندگی · تردی
crumbling باريكهبري · خردسازی · رشت · رندهكردن · ريزسازی · سنگشكني
crumbly ترد · شکننده
crumbs خردۀ سماط · خردۀ نان · خرده نان · ریزه
crumby شكننده
crumeniferus روحانی
crumenulopsis کرومنولوپسیس
crunch خردکردن · خمیر کردن · فشردگی · جویدن · خرد شدن
crupper افسار دم · رانکی · قشقون · پارد م · صاغری · کفل
crus اكينوكلوآ گلابرسانس · اکینوکلوآ کروس گالی · ساق پا · ساق · ارزن خاكي · ارزن خاكي ژاپني
crusade جنك صلیی · جنگ صليبى · جنگهای صلیبی · جهاد کردن · در جنگ صليبى شركت كردن · جنگ صلیبی
crusader جہادی · اصلاح طلب · مصلح
crusades جنگهای صلیبی · جنگهای صلیبی
cruse دیزی · کوزه
crush آس کردن · سرکوبی کردن · له کردن · خاموش کردن · درهم شکستن · خرد کردن
crushed خرد شدن · سنگ مثانه · له · شنی · سنگریزه · شکر
crusher سحاق · فشارنده · له کننده
crushers سنگشکنها
crushing خردکردن دانه · جاى پا · سرکوبی · باريكهبري · خردسازی · رندهكردن
crust قشر · قشر نان
crustacea سختپوستان · سختپوستیان
crustacean پرورش سختپوست · سختپوستان
crustaceans سختپوستان آب شیرین · سختپوستیان · سختپوستان
crustaceous قشر دار
crusts قشرهای خاک
crusty قشر دار · خشن
crutch عصای زیر بغل · چوب زیر بغل · چوب زیربغل · چوب زیربفل
crux مسئله دشوار · چلیپا · لغز · چیستان · معما
cruz سانتا کروز · جزاير سانتا كروز · گودالكانال · جزایر سلیمان
cruzi تریپانوزوما کروزی · سارکوسیستیس کروزی
crwon گل سرنگون
cry اشک ریختن · بوبو · توفیدن · خروش · داد · دهاز
crying برملا · خروشان · رسوا · روغن ریخته جمع نمیشود · منادی گری · نعره زنان
cryof وروور · ورور
cryogenics برودتشناسى · خنککنندهها
cryolite کریولیت · یخ سنگ
cryopathy سرمازدگی
cryoprotectants سرمامحافظها · عوامل سرمامحافظی
cryoprotective سرمامحافظها · عوامل سرمامحافظی
cryoscopy سرمابینی · کرایوسکپی
cryphonectria اندوتيا پارازيتيكا · کریفونکتریا · کریفونکتریا پارازیتیکا
crypt دخمه · سردابه · غار
cryptic رمزی · پنهان
cryptical پنهان
cryptoapi پنهان شناسی میانجی برنامه کاربردی
cryptobia کریپتوبیا
cryptocarya کریپتوکاریا
cryptochaetum کریپتوکتوم · کریپتوکتوم آیسریائه
cryptococcus كريپتوكوكوس · کریپتوکوکوس · کریپتوکوکوس نئوفورمانس
cryptodiaporthe کریپتودیاپورته
cryptodira نهانگردن
cryptogam قارچ
cryptogamic بيماريهاي نهانزادي · بیماریهای قارچی
cryptogamous گمزاد
cryptogams نهانزادان · نهانزادی · هاگهگياهان · اكوييستالز · سرخسگیان · فيليكالز
cryptogamy نهانزادان · نهانزادی · هاگهگياهان
cryptogea فیتوفتورا کریپتوژئا
cryptography رمزنگاری · برنامه نویسی · رمز نویسی · رمزگذاری · پنهان شناسی میانجی برنامه کاربردی
cryptolaemus کریپتولموس · کریپتولموس مونتروزیهری
cryptolestes سوسك زنگدار غله · لموفلئوس · کریپتولستس · کریپتولستس فروژینئوس
cryptomeria سرو ژاپنی · کریپتومریا · کریپتومریا ژاپونیکا
cryptophagidae کریپتوفاژیده
cryptophlebia کریپتوفلبیا · کریپتوفلبیا لوکوترتا
cryptorchidism نهانبیضگی · کریپتورکیدیسم
cryptorhynchus کریپتورنکوس
cryptosporella کریپتوسپورلا
cryptosporidium کریپتوسپوریدیوم · کریپتوسپوریدیوم بیلهای · کریپتوسپوریدیوم پارووم
cryptostigmata اوريباتئي · اوريباتيدا · کریپتوستیگماتا
cryptostroma کریپتوستروما
cryptotermes کریپتوترمس
crysis کرایسیس
crystal آب بسته · آینۀ سنك · بلور · بلورین اندام · بلورین تن · ساختار بلوری
crystalise درخشان ساختن · متبلور کردن · چراغانی کردن · توضیح دادن
crystalised بلوری
crystalize درخشان ساختن · متبلور کردن · چراغانی کردن · توضیح دادن
crystalline بلورین · جلیدیه · طبقۀ زجاجیه · فلك اطلس · فلك اعظم · شفاف
crystallise درخشان ساختن · متبلور کردن · چراغانی کردن · توضیح دادن
crystallised متبلور · بلوری
crystallization بلورش · تبلور
crystallize درخشان ساختن · متبلور کردن · چراغانی کردن
crystallized بلوری · متبلور
crystallizing متبلور
crystallography بلورشناسی
crystals بلور ساری
crêpe کرپ
cs سزیم
csfr جمهوري سوسياليست چكسلواكي · جمهوري فدرال چك و اسلواكي · جمهوری فدرال چکسلواکی · چكسلواكي
csi سیاسآی
csr تعبیر قسمت پردازشگر
ctenicera کتنیسرا
ctenocephalides کتنوسفالیدس · کتنوسفالیدس فلیس · کتنوسفالیدس کانیس
ctenolabrus کتنولابروس
ctenopharyngodon ماهي علفخوار · کتنوفارنگودون · کتنوفارنگودون ایدلا
ctenophora شانهداران
ctesiphon تیسفون
ctushed کوبیده
cu مس
cuachilote پارمنتیرا ادولیس
cuajilote پارمنتیرا ادولیس
cub بچه شیر · بچه گرگ · توله · توله خرس · خرس بچه · فرزند جان
cuba جمهوري كوبا · حزب کمونیست کوبا · وقت تابستانی کوبا · وقت عادی کوبا · وقت کوبا · کوب
cuban بحران موشکی کوبا · زیر دریایی · هواپیمای بمب افکن · پزوی تبدیلپذیر کوبا · پزوی کوبا · تحت
cubana هتروپسیلا کوبانا
cubby جای دنج · لانه کبوتر · غنودن
cubbyhole لانه کبوتر · جای دنج · خانه قفسه · غنودن
cube ریشه سوم · مکعب · مکعب روبیک
cubeb کبابه
cubeba پیپر کوببا · کبابه · کبابه چینی
cubelike مستطیل
cubense فوزاريوم آلبدينيس · فوزاريوم اكسياسپوروم پيسي · فوزاريوم الاييديس · فوزاريوم ديانتي · فوزاريوم رادیسیس لیکوپرسیسی · فوزاريوم رافانی
cubensis پسودوپرونوسپورا کوبنسیس
cubic اینچ مکعب · عدد مکعب · فوت مکعب · مایل مکعب · متر مکعب · مکعبی
cubical شش جہت · مکعب · مستطیل
cubicle آلونكهاي دام · اطاقک · خانه آلونكي · خانه تابستانی · خانه جانور · خانه جانوران
cubiform مستطیل
cubism حجمگرایی · حجمگری · کوبیسم
cubit ارج · ذراع · ارش · آرین
cubital عصب زندی · زندی
cuboid مستطیل
cuboidal مستطیل
cubs توله زابیدن · توله گذاشتن
cuckold دراده · دنگل · دیوث · زن جلب · زن قحبه · غرزن
cuckoldry دیوثی · قلتانی
cuckoo کوکو · درازدمیان · كفحشرات · كفخسترها · فاخته · دیوانه
cuckoopint گل شیپوری
cuckoos فاختهها · کوکوها
cuclotogaster تريكودكتس · شپشهاي جونده · شپشهاي گزنده · كوكلوتوگاستر · كولومبيكولا · ليپوروس
cucubalus سيلن كوكوبالوس · سیلن ولگاریس
cucujidae آتشسوسکان
cuculiformes کوکوییان
cucumaria کوکوماریا
cucumber خرخیار · خيار · خیار · غاوش · غاووش · کربز
cucumbers خیارسانان دریایی · خیارها · بش دمر · درياخيارسانان
cucumerina تريكوسانتس آنگويينا · تریکوسانتس کوکومرینا · خيار چنبر
cucumerinum کلادوسپوریوم کوکومرینوم · فوزاريوم آلبدينيس · فوزاريوم اكسياسپوروم پيسي · فوزاريوم الاييديس · فوزاريوم ديانتي · فوزاريوم رادیسیس لیکوپرسیسی
cucumeris آمبليسيوس كوكومريس · تاناتفوروس کوکومریس · نئوسیولوس کوکومریس · كورتيسيوم سولاني · پليكولاريا فيلامنتوزا
cucumis جنس خربزه · جنس خیار · خربزه وحشی · خيار ريز · خيار ريز هند غربي · کوکومیس
cucumovirus کوکوموویروس موزاییک خیار · ويروس موزاييك خيار
cucumoviruses کوکوموویروسها
cucurbit سبزيجات كدويه · سبزیجات جالیزی · ميوههاي كدويه · میوههای جالیزی
cucurbita جنس کدو · كدوهاي زينتي · کدوی تنبل · کدوی حلوایی · کدوی رشتی · کدوی زمستانی
cucurbitaceae تیره کدو · جالیزیان · کدوسانان · کدوییان · کوکوربیتاسه
cucurbitae استرومتا كوكوربیتائه · باکتروسرا کوکوربیتائه · داكوس كوكوربيتائه
cucurbitales کوکوربیتالز
cucurbitarum کوآنفورا کوکوربیتاروم
cud تعمق · خویدن · نشخوار كردن · ژژیدن · نشخوار · نشخوار کننده
cuddle عزیز داشتن · دربرگرفتن · مچاله شدن
cuddly بغل کردنی
cuddy صندوقخانه
cudgel کتک زدن · گوپال · کتك · چماق · چوب زدن · کتك زدن
cudrania کودرانیا
cue دنبالۀ کلام · سریع کردن · صف بستن · علامت دادن · یاداور شدن · یاداوری کردن
cuenca کوئنکا
cuff دستبند · دو قلو · سرآستین · مشت زدن · بخو · همزاد
cufic کوفی
cuirass کجاغند · کجاکند
cuirassed زره پوش
cuirassier جوشن پوش
cuish رانین
cuisine روش آشپزی · آشپزخانه · دست پخت · خوراک · آشپزی
cuisse زره ران · رانین
cujete كدوي آمريكاي جنوبي · کرسانتیا کوجته
cul گیر
culavamsa کولاوامسا
culex کولکس · کولکس آنولیروستریس · کولکس تارسالیس · کولکس تریتنیورنکوس · کولکس رستوآنس · کولکس سالیناریوس
culicid پشه ای
culicidae پشهها · پشگان
culicifacies آنوفلز کولیسیفاسیس
culicinomyces کولیسینومیسس
culicivorax رومانومرمیس کولیسیووراکس
culicoides کولیکوییدس · کولیکوییدس آراکاوائه · کولیکوییدس اکسیستوما · کولیکوییدس برویتارسیس · کولیکوییدس فورنس · کولیکوییدس ملئوس
culinaris دانه عدس · لنس کولیناریس · اروم لنس · لنس اسكولنتا
culinary رستنیهای پختنی · رسنيهاي پختني تازه · گياهان پختنی خشكشده · ادویهها · روش آشپزی · مطبخی
culiseta کولیستا · کولیستا انسیدنس · کولیستا اینورناتا · کولیستا ملانورا
cull گلچین کردن · حذفکردن · حذف
culling حذفکردن · گلچین · حذف
culm کزل
culminate به اوج رسيدن
culmination تکبد · اعلی درجه · اوج · نقطه اوج · تکمیل · اتمام
culmorum فوزاریوم کولموروم
culms تهساقهها · ساقههاي ماشورهاي · ساقهها
culpability مجرمیت · محکومیت
culpable مجرمانه · مقصر · نسبت دادنى · مجرم
culpably مجرمانه
cult اضطراب عمومی · خشم زیاد · عبادت · عشق مفرط · فرقه
cultigens ارقام زراعي · ارقام زراعی · واريتهها · ارقام · رقم
cultism بت پرست · ستایش
cultivable خاكهاي قابل زراعت · خاکهای قابل کشت · خاکهای كشتني · قابل زراعت · قابل زرع
cultivars ارقام زراعي · ارقام زراعی · واريتهها · ارقام · رقم · واریتههای بومي
cultivate آباد کردن · زراعت کردن · ورزیدن · متمدن شدن · متمدن کردن · رام کردن
cultivated خشاده · دیمی · زمین کشتشده · عامر · عمانی · معمور
cultivation تجهیزات کشتکاری · حراثت · خاكورزي سطحي · خاکورزی سطحی · زراعت ابتدايي · زراعت با جانوران بارکش
cultivator تخم کار · زارع · شلتوك کار · کشاورز · کشتکار · گلکار
cultivators خراشدهندهها · ديسكها · دیسکها · ماشینهای شخمزنی و علف هرزکنی · چنگکهای گردان · کشتگرها
cultural ارزشهای فرهنگی · انقلاب فرهنگی · انقلاب فرهنگی ایران · انقلاب فرهنگی چین · انواع زراعی خاک · توسعه فرهنگی
culture ادبیات ایسلندی · انكوباسيون ميكروارگانيسمها · بذرافشاني مصنوعي جلبكها · تاریخ قبلی · تربیت ماهی · حلزونپروری
cultured آغازگرهاي فراورده کشتشده · آغازگرهاي ميكروبي · آغازگرهای فراورده تخمیری · خامه پرورده · شير تخميری · شير ترش
cultures پرورشهاي مركب · کشتهای آغازگر · چندپروری · آغازگرهاي فراورده کشتشده · آغازگرهاي ميكروبي · آغازگرهای فراورده تخمیری
culver کبوتر جنگلی
culvert نهر سرپوشیده · آبگذر · راه آب
cum باضافه · ارگاسم · منی · نطفه
cumaru دیپتریکس اودوراتا · كومارونا اودوراتا · لوبياهاي تانكا
cumber اسباب زحمت شدن · خراب شدن
cumberland رودخانه کامبرلند
cumbersome بی منطق · كيري
cumin زیره · زیره سبز · زیرۀ سبز · زیرۀ سفید
cumini آلوي جاوه · اوژنيا جامبولانا · اوژنيا كومينياي · سیزیژیوم کومینی
cuminii آلوي جاوه · اوژنيا جامبولانا · اوژنيا كومينياي · سیزیژیوم کومینی
cuminseed زیره
cuminum جنس زیره سبز · کومینوم · کومینوم سیمینوم · زیره سبز
cummerbund کمربند
cummin زیره
cumrun کامران وفا
cumulative جمع شونده
cumulous متراکم
cunctation تعلل · طفره · مسامحه
cunea هیفانتریا کونئا
cuneiform خط میخی · میخی
cunha تریستان دا کونا · تریستان دکونا
cuniculi آنسفالیتوزون کونیکولی · اسپیلوپسیلوس کونیکولی · پسوروپتس کونیکولی
cuniform خط میخی
cunner ماهي تاتوگ · ماهي كونر · ماهي پوزهخوكي · ماهیان راس
cunnilingus کس لیسیدن · سکس دهنی
cunning حرف انداز · حیله گری · مکار · هفت خط · حقه باز · دم بریده
cunningham مایکل کانینگهام
cunninghamella کانینگهاملا
cunninghamia کونینگهامیا · کونینگهامیا لانسئولاتا
cunninghamiana کازورینا کونینگهامیانا
cunninghamii آروکاریا کانینگهامیای
cunoniaceae کونونیاسه
cunt کس · سوراخ کس · دخترک · مهبل · چاک
cuntal مهبلی
cup جام استنلی · جام جم · جام جهانی فوتبال · جام حذفی · جام نقره · رطل
cupana پولینیا کوپانا
cupbearer ساقی · ساقیه · چمانی · ساقی گری · شراب دار · پیاله گردان
cupboard ميز پاديوارى · گنجه · كمد · اسکلت · اشکاف · قفسه
cupel قال کردن · قال
cupellation قالگری · قال
cuperous مسدار
cupful رطل · فنجان
cupfuls روزی سه فنجان
cuphea کوفئا
cupid دنیادار · کوپید
cupidity طمعکاری · طمع · از
cupitt دان کیوپت
cupola شنب · قبه · گنبذ · گوراب · گورابه · کورۀ ذوب معدنیات
cupolas هفت گنبد
cuppa چاى · چای
cupped گز علفی
cupper حجام · تانگو
cupping احتجام · خون گیری · حجامی · کوپه · حجامت
cuprea آنومالا کوپرئا
cupressaceae تیره سرو · سرویان · کوپرساسه
cupressus جنس سرو · سرو حقيقي · سرو سیمین · سرو نقرهاي · کوپرسوس · کوپرسوس آریزونیکا
cupric زنگار
cupriferous مسدار
cuprina لوسیلیا کوپرینا
cups پیاله گردان · حقه بازی کردن · سرپستانكها · فنجان بازی · ماشینهای شیردوشی · نوشانوش
cupule کاسه
cur سك بازاری · سگ دورگه
curable شفا پذیر · شفا پزیر · علاج پذیر
curacao کوراکائو
curare سوكسامتونيوم · شلكنندههاي ماهیچه · عوامل بيحركتساز · مشتقات كورار · شلکنندههای عضله
curassow طاووس
curate شعر روستایی · پیشوای روحانی · شبان
curative شفا · شفا بخش · علاج بخش · درمانی · چاره · گزیر
curator متصدی · نگهبان · کتابدار
curaçao کوراسائو
curb زنجیرزیر فك اسب · مهار · مهار کردن · دهنه کردن · کظم کردن · افسار
curbing جدول
curcas جاتروفا کورکاس
curculio کورکولیو · کورکولیو الفاس · کورکولیو کاریائه · بالانينوس · بالانينوس الفاس
curculionidae سوسكچهها · شپشکان
curculionis باتیپلکتس کورکورلیونیس
curcuma زر چوبه · زرد چوبه · زرچوبه · كوركوما دومستيكا · مانگو ژينگر · کورکوما
curd دلمه · دوراغ · شیر بسته یادامه · کشک · لور
curdle دلمه شدن · دلمه کردن · مایه زدن
curdled بریده · ماست
curdles ماست بند
curdling ماست بندی · انعقادسازي · دلمهشدگي · لختهشدگی · لختگی · انعقاد
curds قراقروت · قره قروت · دوراغ · ماست
cure خوب کردن · شفاء · صحت دادن · عسیر العلاج · علاج کردن · خوب شدن
cured شفایافتن · صحت یافتن · مستشفی · گوشت خوابانده · گوشت پرورده
curfew حکومت نظامی
curial رسمی
curie دانشگاه پیر و ماری کوری · ماری كوری
curing تراريختسازي · تشفیه · شفا سازی · عملآوري · فرايندهاي عملياتي · فروري
curio حس کنجکاوی · چیز باقیمانده · تحفه
curiosity استقصاء · تحفه · حس کنجکاوی · راز جویی · کاو کاو · کنجکاوی
curious غریب · متجسس · مست لایعقل · هوسناك · کنجکاو · کنجکاوی کردن
curium کوریم
curl جعد · جمینیویروس پیچش برگ زرد گوجهفرنگی · حلقه کردن · زلف · صفحه تاشده · غلاله
curled تابداده · تابدار · شکن دار · کاهوی پیچ · مجعد
curlew تلیله
curlicue طومار
curlies پشم
curling زلف پرچین · غف · چین دار · تابدار
curls پیچ وتاب · پیچشهای برگ · پیچ وخم
curly حلقه مجعد · حلقه مجعد دوبل · خم اندر خم · خم در خم · علامت نقل قول باز · علامت نقل قول بسته
curlyhaired مزلف
curmple مچاله کردن
curmudgeon آدم خسيس · بخیل · خسیس
curmudgeonly خشن
curragh ایرلند
currant کشمش بیدانه · ریبس هیرتلوم · سفرس
currants انگورهاي فرنگي سياه · انگورهای سفید بیدانه · انگورهای سیاه بیدانه · انگورهای قرمز بیدانه · مویز · برنك
currencies پولهای رایج
currency ارز نامشخص · اسعار خارجه · تبدیل ارز · نماد پول رایج · واحد پول · ترویج
current جاریه · جريان الکتريکی · جریان پیدا کردن · حساب جاری · رواج داشتن · سیال
currently در حال حاضر · الان · در این لحظه
currents جريانهاي اقيانوس · جریانهای آب
curriculum رزومه · سرفصل درسی · برنامه اموزشی · برنامه تحصیلی · خلاصه تجربیات · دوره تحصیلات
currish سك صفت · سك میش · سڭ دل · سگسار
currishness سك منشی
curry برنج با کاری · خودشیرینی کردن · داماد شدن · در دل کسی جا کردن · مداهنه کردن · قشو کردن
currycomb قشو
currying خود شیرینی
curse بسوریدن · زبرفوف · عاق نمودن · قسم دروغ · لعنت فرستادن · لعنت کردن
cursed خر زهره · رجیم · ملعون · ملعون باد · نفرین کرده
curser قاچاقچی · دلال دارو
cursing رجم · سب · مباهله
cursive خط شکسته · خط معمولی
cursor اشاره گر · مکان نما · مکاننما
cursorily سردستی
cursory سرسری · بی مبالات
curst قشر زمین · رجیم · ملعون
curt کوتاه ومختصر · کم حرف · گیس · اجمالی
curtail ترکیم کردن · دست کسیرا کوتاه کردن · مختصر نمودن · حد
curtailed ابتر · دم بریده
curtailing بتر · ابتار · ترخیم
curtailment محدوديت · ابتار
curtain بازوبند پرده · باشام · تتق · تتق نیلکون · تتق نیلی · حاجب
curtal اجمالی
curtilage حیاط
curtipendula بوتلوآ کورتیپاندولا · علف يولاف
curtsy تواضع
curvature انحنا · انحناء · خمیدگی · خمی
curve قوس خارجی · تغییر عقیده دادن · تغییرجهت دادن · حلقه کردن · قلاب کردن · قوس داخلی
curved جفتن · خط منحنی · خمیده · سرکج · قلاب شدن · قوس دار
curvicauda توکسوتریپانا کورویکودا
curvifoliate کج برڭ
curvilineal خميده
curvilinear خميده
curviness خمیدگی
curving پیکان خمیده بالا راست · پیکان خمیده راست · پیکان خمیده پایین راست · پیکان خمیده چپ
curvula اراگروستیس کوروولا · علف عشق خمیده · علف عشق کمانی
curvularia کورولاریا
curzio کورتزیو مالاپارته
cusco کوزکو
cuscuta جنس سس · کوسکوتا · گیاه سس · سس
cuscutaceae تیره سس · کوسکوتاسه
cushat قمری
cushion بالش · بالشك · توسد · زیر سری · زیر گوشی · زیرسازی
cushitic زبان کوشی
cushy بی دردسر · راحت
cusmary عادتی
cusp فرن هلال · نقطه اوج · گوشه
cuspid دندان نیش
cuss فحش دادن · قسم دروغ · اشباعی · تکمیل کننده · مزاحم · فحش
cussed لجوج · کله شق
cussonia کوسونیا · کوسونیا ناتالنسیس · کوسونیا پانیکولاتا
custard کاستارد · آنونا اسکوآموزا · درخت ساپ · درخت سيب قندي · درختان شيرينبر
custodian دالاندار · متولی · نگاهبان · نگہبان · نگہدار · کاروانسر ادار
custodianship سرایداری
custody احتباس · نگہبانی · بازداشت · توقیف · جس · حفاظت
custom بربست · دأب · رسم · زمینه گروه سفارشی · سررسید · سود سرمایه
customable گمرك بردار
customarily علی العاده · بر سبیل · معمولا
customary رسم بودن · شعاری · قانون عادی · مالوف · مرسوم · بیرسمی
customer خريدار · مشتری · ارباب رجوع · مصرف کننده · خریدار
customhouse اداره گمرک · گمرك چی
customise معتاد کردن
customize سفارشی کردن · معتاد کردن
customs اتحاديههای گمرکی · استعراب · راه ورسم · شہریت · اتحادیههای اقتصادی · تعرفهها
customshouse اداره گمرک
cut الماس تراشیدن · الماس تراشیده · انقطاع · بر زدن · براندن · برزدن
cutaneous شقاق جلدی · غدد جلدي · غدد سباسه · غدد عرق · غدد عطري · مرض جلدی
cutback كاهش
cutch کات هندی · کات کلاتی
cute دلفریب · ملوس · زیبا · جذاب · ناز
cuterebra کوتربرا
cuterebridae کوتربریده
cuticle فوق الجلد · كوتيكول جانوري · پوستک گیاهی · کوتیکل جانوری · کوتیکل گیاهی · بشره
cutis تحت الجلد · لایه زیرین پوست · پوشش اندام
cutlassfish غلافماهي · قمهماهی · يخماهي
cutler سکاك · سکاکی · کاردساز
cutlery کارد سازی · کارد وچنگال · سکاکی
cutlet کتلت · گوش ماهی
cutoff طریقه اقتصادی · قطع جریان
cutpurse جیب بر · کیسه بر
cuts قطعات گوشت · مفاصل
cutter سنگ تراش · شیشه گر · قراض · قیچی آهنبر · میلههای برش · چاقو
cutters برشدهندههای محصولات ریشهای · پرچینبرها
cutthroat قزلآلاي طلايي · ماهی قزلآلا
cutting ابزارآلات پيوند · ابزارهای قلمهزنی · اقتطاع · برش درخت · برش پایانی · برشدادن
cuttings آزغ · تکثیر توسط قلمه · ريزقلمهها · قلمهها · خراشه · قراضه
cuttlefish دهپا · سفیداج · سپیداج · سیبیا · ماهی سبیا · ماهی مرکب
cutworm كرم صدپا
cuyahoga پارک ملی دره کویاهوگا
cv خلاصه تجربیات · چکیده کلام · حاصل
cva سکته · سکته ناقص
cwm میدان کوچک · سیرک
cyamopsis لوبياهاي خوشهاي · گوآر
cyan سبزآبی
cyanamide کلسیم سیانامید · سیانامیدها · هيدروژن سياناميد
cyanamides سیانامیدها · هيدروژن سياناميد
cyanazine سیانازین
cyanide سیانور · اسید هيدروسيانيك · مسیر تنفسی جایگزین · هيدروژن سيانيد · هیدروسیانیک اسید · پروسيك اسيد
cyanides سیانیدها
cyanidin آنتوسیانیدینها · دلفينيدين · سيانيدين · مالويدين · پلارگونيدين
cyanin آنتوسیانینها · سيانين
cyanobacteria آبيرستيان · جلبكهاي آبي · سیانوباکترها · مخاطيرستيان
cyanocobalamin سيانوكوبالآمين · كوبالآمين
cyanogenic سیانوژنیک گلیکوزیدها
cyanopathy یرقان ازرق
cyanophyceae آبيجلبكيان
cyanophylla آكاسيا سيانوفيلا · آکاسیای بیدی · آکاسیا سالیگنا
cyanophyta آبيرستيان · جلبكهاي آبي · سیانوباکترها · مخاطيرستيان
cyanosis یرقان ازرق · آريتمي · آپوپلكسي · اختلالات فشار خون · اختلالات گردش خوني · تنگي رگ
cyanus سانتورئا سیانوس · گل گندم · گل گندم آبی
cyathostoma سیاتوستوما
cyaxares هووخشتره
cyberindustry تجارت الکترونیک
cyberknife سایبرنایف
cybernate کامپیوتری کردن
cybernetics سیبرنتیک
cyberwarfare جنگ سایبری
cyborg سایبورگ
cybrids دورگههاي سيتوپلاسمي · سیتورگهها · هیبریدهای پیکری · دورگههای پیکری
cycadaceae سیکاداسه · نخلسانیان
cycadales سيكادالها · سیکادالز
cycas سیکاس
cyclamates اسسولفام · ساخارين · سيكلاماتها · شيرينكنندههاي ساختگي · شیرینکنندههای مصنوعی
cyclamen بخور مریم · جنس نگونسار · سیکلامن · پنجه مریم
cyclaneusma سیکلانئوسما
cyclanthaceae سينانتائه · سیکلانتاسه
cyclase آدنيل سيكلاز · آدنيليل سيكلاز · آدنیلات سیکلاز
cycle تاريخچه زندگي · تناوب برش درخت · تناوب قطع درخت · دور قمر · دوچرخه سواری کردن · ماهانگي
cycles نوسانات اقتصادي · چرخههای تجاری · رژیمهای دمای خاک
cyclic تغيير چرخهاي · چرخی · دورگی · دوری
cyclical چرخه ای · چرخی · دوری
cyclicity نوبت · تناوب
cycling دوچرخه سواری · دوچرخهسواری · چرخهداربودن · چرخه زيستزمينشيميايي · چرخه غذايي در بومسازگانها
cyclist دوچرخهسوار · دوچرخه سوار
cyclocephala سیکلوسفالا
cycloconium سیکلوکونیوم
cyclodextrinases آنزيمهاي پكتوليتيك · آنزيمهاي پكتينوليتيك · آنزيمهاي پكتیك · سيكلودكسترينازها · كربوهيدرازها · پكتازها
cyclodextrins سيكلودكسترينها · فسفودكسترينها · دکسترینها
cycloheximide سیکلوهگزیمید
cycloid شبیه دایره
cyclone توفند گونو · سیکلون · طوفان موسمی · چرخند · گرد باد · سوختگاهها
cyclones استخراجكنندهها · الكها · توفندها · تيفونها · ديوبادها · سیکلونها
cyclonic تندباد · توفان · گردباد
cyclopaedia دائره المعارف
cyclopedia دائره المعارف
cyclopes سیکلوپها
cyclophosphamide سیلکوفسفامید
cyclops سیکلوپس
cyclopterus سیکلوپتروس
cyclorama شهر فرنگ · چشم انداز
cyclostomata بيآروارگان · دهانگردان · پتروميزونيفورمس · گرددهانان
cyclostomes گرددهانان · بيآروارگان · دهانگردان · پتروميزونيفورمس
cycocel سيكوسل · كلروكولين كلريد · کلرمکوآت
cydia سيديا پتيكورا · سیدیا · سیدیا فونبرانا · سیدیا مولستا · سیدیا نیگریکانا · سیدیا پومونلا
cydnidae کاوندهساسان
cydonia به جنگلی · جنس به · سيدونيا ولگاريس · سیدونیا · سیدونیا اوبلونگا · پيروس سيدونيا
cyfluthrin سیفلوترین
cygnus ماکیان
cygwin سیگوین
cyhalothrin سیهالوترین
cyhexatin سیهگزاتین
cylas سیلاس · سیلاس فورمیکاریوس
cylinder استوانك · استوانه · اسطوان · اسطوانه · نوار موبیوس · لوله
cylinders سیلندرها
cylindracea کاندیدا سیلندراسئا
cylindrica آنابنا سیلندریکا · امپراتا آرونديناسئا · امپراتا سیلندریکا · اژیلوپس سیلندریکا · ویگنا اونلوییلولاتا سیلندریکا · گندمنیای استوانهای
cylindrical عایق
cylindricus دوليكوس كاتجانگ · فازئولوس سيلندريكوس · ويگنا سيلندريكا · ويگنا سينانسيس كاتجانگ · ویگنا اونلوییلولاتا سیلندریکا
cylindrocarpon سيلندروكارپون دستروكتانس · سیلندروکارپون · نکتریا رادیسیکولا
cylindrocladium سیلندروکلادیوم
cylindrocopturus سیلندروکوپتوروس · سیلندروکوپتوروس آدسپرسوس
cylindrosporium سيلندروسپوريوم كونسانتريكوم · سیلندروسپوریوم · پیرانوپزیزا براسیسه
cymadothea سیمادوتئا · پليترينسيوم
cymbal سنج · کلاه بلند
cymbaler سنج زن
cymbalist سنج زن
cymbals اسرنج · صنج
cymbidium سمبیدیوم
cymbopogon جنس ناگرد · جنس پوتار · جنس چمن معطر · سمبوپوگون · سمبوپوگون سیتراتوس · علف سيترونلا
cyminum کومینوم سیمینوم · زیره سبز
cymric ولزي
cynanchum جنس علف سگکش · جنس علف پرستو · سینانکوم
cynara جنس آرتیشو · جنس کنگر فرنگی · سینارا · سینارا اسکولیموس · سینارا کاردونکولوس · كنگرهاي فرنگي
cynic منقد
cynical بدبین
cynipid مگس مازو
cynipidae مازوزنبوران
cynodon سينودون پولهوانسياي · سینودون · سینودون اتیوپیکوس · سینودون داکتیلون · سینودون نلمفوانسیس · علف باهاما
cynoscion سینوسیون
cynosurus جنس سگدم · سینوسوروس
cynotis اوتودکتس سینوتیس
cynthia سامیا سینتیا · سینتیا · فيلوساميا سینتيا
cyperaceae تیره جگن · جگنها · جگنیان · سیپراسه
cypermethrin سیپرمترین
cyperus بادام زميني · جنس کرش · سعد خوراكي · سیپروس · سیپروس اسکولنتوس · سیپروس روتوندوس
cypher عدم · هیچ فرد · هیچ کس · بهیچ وجه · زیپ · هر چیزی
cyphomandra سیفوماندرا · سیفوماندرا بتاسئا · گوجهفرنگی درختي
cypress اورس · جوز سرو · درخت سرو · سایپرس هیل · سرو سیمین بر · سروی
cypressgrove سروستان
cypresstree سروبن
cyprian قبرسی
cyprinodontiformes سیپرینودونتیفورمس
cyprinoidei کپورماهیان
cyprinus سیپرینوس · سیپرینوس کارپیو
cypriot قبرسی · پوند قبرس · قهوه ترک
cypripedium سیپریدیوم
cyproconazole سیپروکنازول
cyprus بحروزه تر · جمهوري قبرس · راحت الحلقوم · قبرس · گل قبرسی · خلماش بالدار
cypselurus سیپسلوروس
cyrillic الفبای سیریلی · الفبای سیریلیک · سیریلی · سیریلیک · کريل
cyromazine سیرومازین
cyrtomenus سیرتومنوس · سیرتومنوس برژی
cyrtorhinus سیرتورینوس · سیرتورینوس لیویدیپنیس
cyrtosperma سيرتوسپرما ادوله · سيرتوسپرما ماركوزياي · سیرتوسپرما · سیرتوسپرما کامیسونیس
cyrus سیروس غنی · سیروس کار · کورش · کوروش بزرگ · کوروش دوم · کیخسرو
cyst اکینوکوکوس · كيست هيداتيد · مثانه · نماتود كيست سويا · هترودرا گلیسینز · غده
cystathionine سیستاتیونین
cysteamine سيستئامين · مركاپتانها · تیولها
cysteine سیستئین
cysticercosis سیستیسرکوز
cysticercus سيستيسرکوس · سيستيسرکوس اويس · سيستيسرکوس بويس · سيستيسرکوس تنوييكوليس · سيستيسرکوس سلولوزائه · سيستيسرکوس فاسيولاريس
cystine سیستین
cystis سلعة · سلعه
cystitis التهاب مثانه · سیستیت · ورم مثانه
cystocaulus سیستوکولوس
cystocele فتق مثانه
cystoid شبه مثانه
cystopage سیستوپاژه
cystopus سيستوپوس · آلبوگو
cystoscope مثانه بین
cystotomy بزل مثانه
cysts كيستهاي فوليكولي · کیستها · کیستهای تخمدانی
cytauxzoon سیتوکزوئون
cytherea اسپوندياس سيتهرئا · اسپوندیاس دولسیس
cytidine سیتیدین
cytisus ساروتامنوس اسكوپاريوس · سیتیسوس · سیتیسوس اسکوپاریوس · سیتیسوس پرولیفروس · كامسيتيسوس · كامسيتيسوس پروليفروس
cytocetes آناپلاسماتاسه · اژيپسيانلا · ریکتزیالز · سيتوستها · كولزيوتا · نئوريكتزيا
cytochalasins سیتوکالازینها
cytochemistry بیوشیمی · زیستشیمی · سلولشيمي · شيمي زيستي · گياهشيمي
cytochrome سيتوكروم اكسيداز · سیتوکروم اف · سیتوکروم بی · سیتوکروم سی · سیتوکروم سی اکسیداز
cytochromes سیتوکرومها
cytogenetics سیتوژنتیک · ژنتیک سلولی
cytokines سیتوکینها · فاكتور تحريككننده پرگنه · فاكتور نكروز تومور · لنفوكينها · مونوكينها
cytokinins سیتوکینینها · فيتوكينينها
cytological تحليل سلولشناختي · تحلیل بافتسلولشناختی
cytology سلولشناسی · سیتولوژی · فيزيولوژي سلول · یاختهشناسی
cytomegalovirus سيتومگالوويروس · هرپتوويريده · هرپسويروسها · هرپسویریده · ويروس اردكمرگي · ويروس هرپس سيمپلكس
cytometry شمارش سلول · شمارش پرگنه · شمارش یاخته · فلوسیتومتری
cytophaga سیتوفاگا
cytophagales سيتوفاگالها · سیتوفاگالز
cytoplasm سیتوپلاسم
cytoplasmic اندامكها · اندامکهای سیتوپلاسمی · توارث برونهستهاي · توارث سیتوپلاسمی · توارث غير مندلي · جهش سیتوپلاسمی
cytosine سیتوزین
cytoskeleton چارچوب یاخته
cytospora سيتوسپورا سینكتا · سيتوسپورا لئوكوستوما · سیتوسپورا · لوكوسيتوسپورا سينكتا · والسا سينكتا · والسا لئوكوستوما
cytotaxonomy سلولآرایهشناسی · سیتوتاکسونومی
cytotoxicity زهرناکی · سميت آفتكش · سميت دارويي · سميت سلولي · سميت عصبي · سمیت
czar امپراتور روسیه · تزار · تسار
czech جمهوری چک · جمهوری چکسلواکی · زبان چکی · چك · چكى · چک
czechia جمهوری چک · چک
czechoslovak جمهوري سوسياليست چكسلواكي · جمهوري فدرال چك و اسلواكي · جمهوری فدرال چکسلواکی · چكسلواكي
czechoslovakia چکسلواکی · جمهوري سوسياليست چكسلواكي · جمهوري فدرال چك و اسلواكي · جمهوری فدرال چکسلواکی · چكسلواكي
cáceres کاسرس
cádiz کادیس
câmara کامارا دلوبوس
cécilia سسیلیا سارکوزی
césar سزار پلی
córdoba کوردوبا · کوردوبای نیکاراگوئه · قرطبه
córdobas کوردوبای نیکاراگوئه
côte ساحل عاج
cœnozoic نوزیستی
Dictionary data from PanLex , licensed CC0 1.0 . Persian (pes-000) expressions joined to English glosses through shared PanLex meaning ids, senses ranked by the number of corroborating meaning groups, glosses longer than 6 words dropped, and an English-to-Persian index added.