English – دری : B
3706 of 64884 words
b باسیل · برک تنبول · تندوتیز · خطی ب · ذره آبشار · روترفورد بیر چارد هیس
ba بنزيلآدنين · بنزيلآمينوپورين · باریم
baa بع بع · نعره زدن
baal بعل
baalbec بعلبك
baalbek بعلبک
baath حزب بعث عراق
bab باب المندب
baba بابا یاگا · باباطاهر · ساتیا سای بابا · علی بابا · علیبابا
babacu اوربیگنیا · نخلهاي باباسو · نخلهاي باباكو
babak بابک خرمدین · قلعه بابک
babassu اوربیگنیا · نخلهاي باباسو · نخلهاي باباكو
babaya حیدر بابایه سلام
babbage چارلز ببیج
babble دراییدن · روده درازی · روده درازی کردن · شر شر کردن · فاش کردن · من ومن
babbler باد خوان · باریک آواز · بیهوده گو · روده دراز · هرزه چانه · پراکنده گوی
babbling ژاژ خایی · بیهوده گویی · روده درازی · من ومن · هرزه چانه · پراکنده گوی
babby کودک
babe خنده و بازی کردن · روی بچه خوابیدن واورا خفه کردن · طفل رضیح · طفل شیر خواره · طفلك · نوزاد
babek بابک
babel ایزاک بابل · برج بابل · طرح خیالی · بابل · اغتشاش · هرج و مرج
babesia بابزیا · بابزیا آرژانتینا · بابزیا اویس · بابزیا اکویی · بابزیا بویس · بابزیا بیژمینا
babesicidal آميكارباليد · داروهاي ضد تريپانوزومي · داروهای ضد پیشزیانی · ديمتريدازول · ديمينازين · سورامين
babesiosis تب کنه
babi بابی
babies شيرخواران · نوزادان
babol بابل
babolsar بابلسر
baboon انتر · بابون · قرد
baboons بوزينهها · عنترها · مارموزتها · ماكاكا · مككها · میمونها
baboosh پاپوش
babooshes کش سرپایی · کفش اطاق
babouche پاپوش
babrak ببرک کارمل
babur بابر
baby بچه قنداقی · تمام رخ جوجه · دختر میلیون دلاری · دندان شیری · شیشه شیر · طفل
babyhood دوره رشد · خردی · بچگی · طفولیت
babyism بچگی
babylon بابل · بابیلون · باغهای معلق بابل · تمدن بابل · جلای بابل
babylonia بابل
babylonian بابلی · بغدادی · بید مجنون
babylonica سالیکس بابیلونیکا · بید مجنون
baccara باکارا
baccarat هشت و نه · باکارا
baccata تاگزوس باکاتا · مالوس باکاتا · سرخدار
baccatum كپسيكوم پاندولوم · کپسیکوم باکاتوم
baccaurea باکورئا · باکورئا ساپیدا · باکورئا موتلیانا · رامبايي
bacchanal ساقی نامه · عیش وعشرت · عیش ونوش · هرزگی
bacchanalia عیش وعشرت · عیش ونوش · هرزگی
baccharis باکاریس
baccifera ملوکانا باکسیفرا
baccy توتون · دخانیات · تنباکو
bach باخ · ریچارد باخ · کارل فیلیپ امانوئل باخ · یوهان سباستین باخ
bachchan آمیتاب باچان
bachelor ارمل · لقب شوالیه · مجرد · عزب · مهندس
bachelorhood تجرد
bachelorship بیزنی · پسری
bacillaceae باسیلاسه
bacillariophyceae باسیلاریوفیسه · دياتومهها
bacilliform ويروس باسيلمانند تونگروي برنج · ويروس گرد تونگروي برنج · ویروس تونگروی برنج
bacillus باسيلوس سولاناسئاروم · باسيلوس مگاتريوم · باسیلوس · باسیلوس آنتراسیس · باسیلوس استیروترموفیلوس · باسیلوس اسفریکوس
bacitracin باسیتراسین
back ازدنبال · اعاده کردن · انابت · باز آمدن · باز آوردن · باز خریدن
backache پشت درد · کمردرد
backbite بد گفتن · بدگوئی کردن · دو بوستین خلق افتادین · عیب گویی کردن
backbiter بدگو · عیب گو
backbiting دشتیاد · زشت یاد · چغلی · بدگو · غیبت
backbone ستون مهره · ماسه سنگ · تکیه گاه اصلی · ریگ · ستون فقرات · سنگریزه
backchat سرزنش
backcrossing تلاقی برگشتی
backdoor درب پشتی
backed دارای پشت · پشت دار · پشت گرم
backer حمال
backfat چربي خوك · چربی پشت
backfire آتشبر · پس زدن · فرونشانی آتش
backgammon تخته نرد · تختهنرد · شش انداز · ششدربازی · نرد · ششدر
backgammonboard تخته نرد
backgammons شش وبش · مہره بازی · مہرۀ نرد · نرد بازی · نرد بازی کردن · نرد
background رنگ پس زمينه · پس زمينه · پس زمینه · پسزمینه · کامپیوتر رومیزی · زمینه
backhand اشاره به بالا با پشت دست · اشاره به راست · اشاره به پایین · اشاره به چپ
backhoe بیل هیدرولیکی
backing جر · پشتیبان · پشتی · حمایت
backlash عکس العمل سیاسی · عکس العمل · پس زدن · بازگردانی · دفع
backlog ذخیره
backmost دورترین
backnang باکنانگ
backpack کولهپشتی · کیف کوله · کوله پشتی · چنته · کوله بار
backrent اجارۀ پس افتاده · کرایه پس افت · کرایۀعقب اقتاده · پس افت
backrest متکا
backs جرزن · دبیرستان
backsheesh التفات · انعام
backside اردنڭ · اردنگ زدن · نشيمنگاه · پشت · شلخته · قسمت نهایی
backslash ممیز معکوس
backsliding عودت · برگشت
backspace پس بردن · کليد پس برد
backstage در پس پرده · درزندگی خصوصی
backstair پنهانی
backstairs پنهانی
backstop گیرنده
backstreet بکاستریت بویز
backstroke کرال پشت
backtrack رد گم کردن
backup تکثیر جانشین · جانشین · جانشین تصویری ویندوز · سیستم پشتیبان · نسخه جانشین کامل رایانه · پرونده جانشین
backus جان بکوس
backusella باکوسلا
backward سازگاری برگشتی · ممیز معکوس · قیقاج
backwards قیقاج · جاخوردن · غافلگیرشدن · یکه خوردن
backwash عواقب بعدی
backwater جای دورافتاده · مرداب
backwoods معمولي · مناطق داخلی کشور
backyard حياط
bacon بیکن · تنومند · راجر بیکن · فرانسیس بیکن · چاق
bacteraemia باكتريخوني · ويروسخوني · سپتیسمی
bacteria انگلزدايي فراوردههاي انباري · باكتريهاي آنتاگونيستي · باكتريهاي اصلاحشده ژنتيكي · باكتريهاي بيماريزا · باكتريهاي بيماريزاي حشره · باكتريهاي ديازوترونيك
bacterial آفتکشهای باکتریایی · آلودگي باكتريايي · آلودگي قارچي · آلودگي كپكي · آلودگي ميكروبشناختي · آلودگي ميكروبي
bactericidal داروی ضد عفونی
bactericides باکتریکشها · ايزونيازيد · داروهاي ضد باكتريايي
bacterins باکترینها · واكسنهاي غيرفعال · واكسنهاي كشتهشده · واکسن چندظرفیتی · واکسنها
bacteriocins باکتریوسینها · كوليسينها · پديوسينها
bacteriologist ميكرب شناس · میکروب شناس
bacteriologists باكتريشناسان · ويروسشناسان · میکروبشناسان
bacteriology باکتریشناسی · باکتریولوژی · علم ميكرب شناسی · میکروب شناسی
bacteriophage باکتری خوار
bacteriophages باکتریوفاژها · فاژها
bacteriophora هترورابدیتیس باکتریوفورا
bacterioses باکتریوزها · بيماريهاي باكتريايي
bacteriostatic آكريفلاوين · آنتیسپتیکها · باكتريایستانها · زدايندههاي شير · شویندههای پستان · عفونتزداها
bacterium ای کولای · باكتري كولي · باکتری · میکروب · اشریشیا کولی
bacteroidaceae باکتروییداسه
bacteroides باكتريوييدس رومينيكولا · باكتريوييدس نودوسوس · باکتروییدس · فوزيفورميس نودوسوس · دیکلوباکتر نودوسوس · پرهووتلا رومینیکولا
bactofugation باكتوفوگاسيون · مركزگريزاني سريع · مرکزگریزانی
bactra باکترا · باکترا وروتانا
bactria بلخ · طخارستان · باختر
bactrian باختری · بلخی · شتر دو کوهان · شترهای دوکوهانه · دو کوهان
bactris باکتریس · باکتریس گاسیپس · گوييليلما · گوييليلما اسپسيوزا · گوييليلما يوتيليس · گوييليلما گاسيپس
bactrocera استرومتا تريوني · استرومتا كوكوربیتائه · باکتروسرا · باکتروسرا اولئائه · باکتروسرا تریونی · باکتروسرا دورسالیس
bacule سسبانيا فورموزا · سسبانیا گراندیفلورا
baculoviridae باكولوويروس · باکولوویریده
baculovirus باكولوويروس · باکولوویریده
bad اوقات تلخی · بادنجان بد آفت ندارد · بتر اوردن · بخت خفته · بخت نگون · بختك
badajoz باداخوس
badakhshan استان بدخشان · بدخشان
badawi عبدالله احمد بداوی
baddie تبه کار · شریر · ناکس
badge برچسب نام · حمائل · نشاندادن · حمایل · کارت · علامت
badger خرسك · خرسک · دستفروش · رودک · شغار · شغاره
badgers رودکها
badghis ولایت بادغیس
badiozzaman بدیعالزمان فروزانفر
badlands پارک ملی بدلندز
badlooking بد منظر · کریه منظر
badly بد رفتار · بد ساخت · بد عاقبت · منتج به نتیجه بدی شد · بدانجام · بد خواب
badminton بدمینتون
badness بدی · سوء · ردائت · وخامت
badr غزوه بدر
bael ایگل مارملوس
baeri آسیپانسر بری · تاسماهي سيبريايي
baez جون بائز
baffin خلیج بفین · کانادا
baffle بی نتیجه گذاردن · زخمی کردن · هیچ کردن · جلوگيرى کردن · عاجز کردن · لال کردن
baffled عاجز شدن · عاجز ماندن
bafflement دست پاچگی · سردرگمی · گیجی · حیرت · بهت
bafia بافیایی
baft شهرستان بافت
bafta تلویزیون
bag بدره ـ بدرة · به جیب زدن · توبره · خلیطه · زامپونیا · ساک
bagasse باگاس · تفاله نیشکر · تفاله
bagatelles ترهات
bagdad بغداد · بغدادی
bagful یک کیسه
baggage بنه سفر · توشه · دریافت بار · زن لاسی · ينۀ سفر · چمدان
baggara بقاره
bagging توري · حذف گیاه بیمار · كيسهكردن · چتایی · کنترل فیزیکی · کیسه
baggio روبرتو باجو
bagh خیابان چهارباغ اصفهان · چهارباغ
baghdad استان بغداد · بغداد · کربلا
baghdadi جنید بغدادی
bagher باقرخان
bagheri کامران باقری لنکرانی · کریم باقری
baghlan ولایت بغلان
bagnio جنده خانه · فاحشه خانه · گرمابه
bagpipe نی انبان
bagre باگره
bags اکیاس · کیف خرید
baguette باگت
bahadori بنیامین بهادری · مسلم بهادری
bahai شیخ بهائی
bahama سينودون پولهوانسياي · سینودون داکتیلون · علف باهاما · علف برمودا
bahamas باهاما · مشتركالمنافع باهاما
bahamian دلار باهاما
bahar بهار سومخ · شهرستان بهار · محمدتقی بهار
baharestan شهر جدید بهارستان
bahaï بهائی
bahia باهیا · آتالئا فونیفرا · دالبرژیا نیگرا · نخل پياساوا باهيا · پاسپالوم نوتاتوم
bahman بهمن قبادی
bahonar محمدجواد باهنر
bahrain بحرین · کشور بحرين · عربستان
bahraini دینار بحرین
bahram بهرام بیضایی · بهرام رادان · بهرام چهارم · بهرام گور · دبیرستان فیروز بهرام · چوبینه
bahrami آیدین نیکخواه بهرامی · منصور بهرامی
bahrein بحرین
bahru جوهر بهرو
baht بات · بات تایلند
bahu زمانی خشو هم عروس بود
bahçe باهچه
baidu بایدو بایکه
baikal دریاچه بایکال · اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی · اتحاد شوروی
baike بایدو بایکه
baikiaea بایکیهآ · بایکیهآ پلوریجوگا
baikonur بایقونور
bail بقد ضامن مرخص کردن · بقید کفیل مرخص کردن · به امانت سپردن · تحت الضمانه · حبس · دسته دار
bailed ضمانتی
bailee تحویل گیرنده · ضامن و متعهد
bailey کی بیلی هاچیسون
baileyi کریپتوسپوریدیوم بیلهای
bailiff ضابط · کد خدا · کد خدایی · ناظر
bailiwick پیشخدمتی
bailment امانت گیری
bailor امانت دهنده
baines موزه و کتابخانه لیندون بینز جانسون
bainesii لوتونونیس باینزیای · ميلس لوتونونيس
bairam بیرم
bairdiella دوشیزه
bait شماتت کردن · طعمه دادن · گول زنک · چینه · طعمه · تله
baits تلهاندازی · طعمههاي تلهاندازي · جاذبها · جلبكنندهها · طعمههاي كنترل آفت · برداشت ماهي
baize عبائی
baja باجا کالیفرنیا
bajra ارزن مرواريدي · پنيسيليوم آمريكانوم · پنيسيليوم اسپيكاتوم · پنيسيليوم تيفوييدئوم · پنيسيليوم تيفوييدس · پنیستوم گلوکوم
bajulus هیلوتروپس باجولوس
bake نان پختن · پخت · پخت کردن · پختن
bakeapple تمشک قطبی
baked آجری · برشته · خزف · سیبزمینی تنوری · طبیخ · پخته
bakehouse تنور خانه · خباز خانه · دکان نانوایی · نانوایی
baker خباز · نانوا
bakeri اليوم باكري · راكيو · مهدی باکری · الیوم کینانس
bakersfield بیکرزفیلد
bakery افزودنیهای نانوایی · بهسازهاي آرد · خبازی · دكان نانوائی · دكان نانوايی · صنعت نانوایی
bakeshop دکان نانوایی · نانوایی
bakhash شائول بخاش
bakhchisaray باغچهسرای
bakhtari واصف باختری
bakhtiar شاپور بختیار
bakhtiari استان چهارمحال و بختیاری · بختیاری · لری بختیاری
bakhtiarizadeh سهراب بختیاریزاده
bakhtin میخائیل باختین
baking خميرهاي ترش · نانوایی · نشانویژگیهای نانوایی · ورآور شیمیایی · پودر خمیرمایه · خبازی
baklava باقلوا
baklawa باقلوا
bakr ابوبکر
baksheesh بخشیش · التفات · انعام
bakshis التفات · انعام
bakshish التفات · انعام
baku باد کوبه · باکو
bakunin میخائیل باکونین
balaam باعورا
balaenoptera بالنوپترا
balakan بالاکن
balalaika بالالایکا
balance الباقی · باقی دار · بالانس · بقیه ـ بقیة · بیلان آبشناختی · تتمه
balancer اکروبات · متعادل کننده
balances ترازوها · یك ترازو
balancing اصلاح · مصالحه · آشتی
balaninus بالانينوس · بالانينوس الفاس · کورکولیو · کورکولیو الفاس
balanites بالانیتس · بالانیتس اژیپتیاکا
balanitis التهاب حشفه · بيماريهاي بيضهاي · هماتوسل · ورم حشفه · بیماریهای تناسلی نر
balanophoraceae بالانوفوراسه
balantidium بالانتیدیوم
balanus بالانوس
balas لعل بدخشان · یاقوت بنفش
balasagun بلاساغون
balase بالاست
balash بلاش
balata کائوچوی بالاتا · کائوچوی طبيعي · کائوچوی هوهآ · کائوچوی پارا · مانیلکارا بیدنتاتا · ميموسپوس بالاتا
balaustine گلنار فارسی
balbisiana موسا بالبیزیانا
balboa بالبوای پاناما
balboas بالبوای پاناما
balcony ايوان · بالکن · بام ستون · سك دست · ایوان · برآمده
bald اقرع · دغ · شارل تاس · طاس · عقاب سرسفید · کل
baldachin خوازه
balder آرتور بالدر
balderdash مهمل گویی · پریشان گفتن · چرند
baldfaced کل · کچل
baldness صلع · طاسی · قرع · کلی
baldr بالدر
baldric حمایل
baldrick بند شمشیر · حمایل · حمائل
baldry مکس بالدری
bale بالابرهای عدل · بغچه · بلغنده · تاچه · تخليهگرها · جرثقيل
balearic جزایر بالئار · جزایر بالئارس
baleen استخوان نهنگ · صفحه شانهای · باله · ماهی سیم · بال
balefire آتش بازی · آتش بزرگ · آتش خطر
baleful تهدیدکننده · محنت بار · مصیبت بار · نهی کننده · گمراه کننده · بدشگون
balefulness شرارت
balers دستگاههاي عدلبندي كاه · دستگاههای عدلبندی
bali بالی
balikpapan بالیک پاپان
balinese ارقام بالیایی · بالیایی
baling عدل بندی · عدلبندی
baliothrips بالیوتریپس
balista منجنیق
balistes بالیستس
balistoidei بالیستوییدهای
balk مانع شونده · پاگیری · گله مرغ · امتناع · بازدارنده · منع کننده
balkan استان بلکان · بالکان
balkans بالکان · کشورهای بالکان · آلبانی
balkh ولایت بلخ · بلخ · بلخی
balkhi ابوشکور بلخی · رابعه قزداری
ball باد رحم · بال ماسکه · بلبرینگ · توپ · توپ انداختن · توپ بازی
ballack میشائل بالاک
ballad الحان · تصنیف · ترانه · چکامه · آهنگ
ballade ترجیح بند · مسمط مستزاد
ballard جیمز گراهام بالارد
ballast سنگین کردن · شن ریزی کردن · بالاست · سنگریزه · شن
balled گیج
ballerina رقاصه
ballet بالت · باله · رقص باله
ballista عراده · کشکنجیر · منجنیق
ballistic سفینه فضایی · فضا پیما · موشک
ballistics توپ اندازی · پرتابهشناسی
ballmer استیو بالمر
ballock بيضه · خايه · خایه · بیضه · تخم
balloon بادکنک · بادکنک شناسه · بالن تفکر · بالن گفتار · بالون · تیزانك
balloonist خلبان
ballot رای مخفی · صندوق رأی · علامت تیک خاکستری · قرعه کشیدن · ورقه رای · قرعه
balloting قرعه کشی · ورقه رای · قرعه
ballpark فوتبال
ballpoint خودکار · قلم
ballroom سالن رقص
balls خايه · هفت گوی بلورین · بيضه · حقه بازی کردن · فنجان بازی · حقه بازی
ballsiness دل · شهامت
bally خونى · خونین
ballyhoo زیر جلدی
ballyrag تحکیم کردن · تشر زدن · عتاب کردن · قلدری کردن · لاف زدن · ترساندن
balm بادرنجبویه · بلسان · بلسان اسرائیل · بلسان مکی · بلسان هندی · دلاشوب
balochi بلوچی غربی · زبان بلوچی · بلوچی
balochistan بلوچستان · بلوچستان پاکستان
baloney حرف توخالی · حماقت محض
balonie چرت و پرت
balsa بالسا · اوكروما لاگوپوس · اوکروما پیرامیدال · درخت بالسا
balsam روغن بلسان · روغن مصری · طنطور حسن لبه · عودبلسان · کل حنا · گل حناي كانادايي
balsamea آبیس بالسامئا · آبيس بالسامئا لازيوكارپا · آبیس لازیوکارپا · نراد كوهي
balsamic بلسانی
balsamifera بلومئا بالسامیفرا · كونيزا بالساميفرا · پوپولوس بالسامیفرا · پوپولوس تاكاماهاكا
balsaminaceae ايمپاتيانتاسه · بالسامیناسه · تیره گل بیصبر · تیره گلحنا · گلحناییان
balsams بنزويين · امپاتیانس · اولئورزینها · جنس گل حنا
balsamum ميروگزيلون پريرائه · میروگزیلون بالاسموم
balteata دیابروتیکا بالتئاتا
baltic بالتیک · دریای بالتیک · زبان بالتیکی · زبانهای بالتیک · کشورهای بالتیک
baltimore بالتیمور
baluch بلوچ
baluchestan استان سیستان و بلوچستان
baluchi بلوچی
baluchistan بلوچستان · بلوچ
baluster صراحی
balusters نرده
balustrade دست انداز · نرده
balzac انوره دو بالزاک
bam ارگ بم · بم · شهرستان بم
bamako باماکو
bambara بامبارایی · بادامزميني بامبارا · بادامزميني ماداگاسكاري · وآندزيا سوبترانئا · ویگنا سوبترانئا
bambermycin بامبرمایسین · فلاوفسفوليپول · فلاومايسين · منومايسين
bambino بچه کوچک · نوزاد · اشغال · جمع · عدد
bamboo بنبو · خیزران · نوساقههای خیزران · نی هندی · پردهی خیزرانی · چوب خیزران
bamboos خیزرانها
bamboozle برف باریدن · مغبون کردن · گول زدن · اغفال کردن · فریب دادن
bambusa بامبوزا · بامبوزا آروندیناسئا · بامبوزا ولگاریس
bambusaceae آرونديناسه · آروندينلاسه · آندروپوگوناسه · آوناسه · آگروستيداسه · اراگروستئائه
bamiyan ولایت بامیان
bampur بمپور
bamun بمونی
bamyan تندیسهای بودا در بامیان
ban بان کیمون · تخطئه · جنگلهای پایداشتی · قدغن · ترک
banality ابتذال · بیاتی · بیمزگی · كليشه · پیش پا افتادگی · کلمه مبتذل
banan غلامحسین بنان
banana بنان · در خت موز · موز · ویروس بوته خوشهوار موز · اتحاديه كشورهاي صادركننده موز · اتحادیه کشورهای صادرکننده موز
bananas موزها · پلانتینها
banausic سودمند
bancanus گونیستیلوس بانکانوس
bancrofti ووشرریا بانکروفتی
band آریان · بازوبند پرده · برتنك · جوقه · جوقه شدن · دراز و لاغر
banda باندایی · دریای بندا
bandage بانداژ · تنزیب ـ تن زیب · جبیره · جراحت بند · خسته بند · رگ بند
bandang شیرماهیان
bandanna دستار · دستمال
bandar بندر امام خمینی · بندر ترکمن · بندر سری بگاوان · بندر سونگای بوآیا · بندر عباس · بندر لنگه
bandaranaike سیریماو بندارانایکه
bandeau روبان
banded نواری
bandeng شیرماهیان
banderas آنتونیو باندراس
bandicoot موش بانديكوت كوچك · موش كور هندي · باندیکولا بنگالنسیس
bandicota باندیکولا · باندیکولا بنگالنسیس · موش بانديكوت كوچك · موش كور هندي
banding نواربندی کروموزوم · كودپاشي بينرديفي · كودپاشي رديفي · كودپاشي نوار جانبي · نواربندی بذر · کودپاشی نواری
bandit راه دار ـ راهدار · راهزن · سارق مسلح · یاغی
banditry راهزنی
bandmaster رهبر ارکستر
bands آهن جامه · افواج · طوائف · جوقه بندی
bandsaws ارههاي زنجيري · ارههای برقي · ارهها
bandunda اكواتور · باندودا · جمهوری دموکراتیک کونگو · زئير · شابا · كاتانگا
bandwidth پهنای باند
bandy کچ
bandylegged پاچنبری
bane الهه انتقام · جانی · غضب خداوند · قصاص · مایه هلاکت · مخرب زندگی
baneful محنت بار · مصیبت بار
baneh بانه
bang مهبانگ · کارآیی · کاکل
bangalore بنگلور
banger ترقه
bangers ترسانندههاي پرنده · ترقهها · قوشهای مصنوعی · مترسكها · رمدهندهها
banging تق · به
bangka بانگکا · بليتونگ · بيليتون
bangkok بانکوک
bangla هند · هندوستان
bangladesh بنگلادش · جمهوري خلق بنگلادش · جمهوری فدرال بنگلادش · وقت بنگلادش · وقت تابستانی بنگلادش · وقت عادی بنگلادش
bangladeshi تاکای بنگلادش
bangle اسباب بازی بچه · النگو · چیز جزئی · بازوبند · گول زنک
bangsa حزب بومیان سارواک
bangtail اسب مسابقه
bangui بانگوئی
bani رخشان بنیاعتماد · رود بانی
banian بازرگان
banisadr ابوالحسن بنیصدر
banish تبعید کردن · خارج بلد کردن · دور کردن · نفی بلد کردن · طرد کردن · عقب نشينى کردن
banished مبعد
banishing طرد · تبعید
banishment اجلاء · اخراج پلد · تبعید · تغریب · نفی · تخطئه
banister نرده
banisteriopsis بانیستریوپسیس
banjo بانجو · نوعی تار
banjul بانجول
bank ایبان · بانك · بانك بينالمللي · بانك شاهنشاهی · بانك ملی · بانک
bankbook دفترچه بانکی
banker صراف
banking بانکداری · سپردههای بانکی · صرافی · نظامهای بانکداری
banknote اسکناس · ین · دلار · پوند · یورو · پشت سبز
bankroll سرمایه بانک · پشتوانه · دارایی
bankrupt دیواله · مفلس · مفلس شدن · ورشکست · ورشکست شدن · ورشکسته
bankruptcy افلاس · بدهكاري · ورشكستگي · ورشکستگی · دیوالی · بدهی
banks بانكهاي بذر · بانكهاي ماده ژنتیکی · بانكهاي پلاسم زایشی · بانکها · بانکهای بذر خاک · بانکهای تجاری
banksia بانکزیا · پیچ امین الدوله
banksiana پینوس بانکزیانا
banned مغضوب
banner بنر · درفش · نشان آسمان خراش · نشان اخبار · رایت · علم
banneret پرچم کوچک
banners علام
banning قدغن
bannister نرده
banor مہمانی کردن
banquet بزم · بزم آراء · بزمگاه · جای شما در مہمانی خالی اود · سور · ضیافت
banquethouse بزمگاه
bansko بانسکو
bantam کوچک
bantamweight خروس وزن
banteng بانتنگ · بوس بانتنگ · بوس جاوانيكوس
banter سرزنش · دست انداختن
bantering طنز
banteringly بطنز
bantu بانتو · بانتویی · زبانهای بانتو
banu بنیقریظه
banville جان بنویل
banyan انجیر هندی · درخت لول · فیکوس بنگالنسیس · بازرگان
banzai شادباش
baobab آدانسونیا · بائوباب
baoding تایوان
baphia بافیا
baptise تعمید دادن
baptism تعمید · خاج شوران · خاج شویان · غسل تعمید · معمو دیت
baptismal تعمیدی · حوضچه تعمید
baptist باپتيست · باپتیست · تعمید دهنده · یحیی · یحیی تعمید دهنده · یوحنا معمدان
baptize تعمید دادن · غسل تعمید دادن
baptizing تعمید
baqer محمدباقر قالیباف
bar بار · بار رافائلی · بارفیکس · خط میزان · رمز ميله ای · شکلات کاکائوی
barack باراک · باراک اوباما
baraheni رضا براهنی
baraita باریتا
barak ایهود باراک · باراک
barakzai بارکزایی
baran باران کوثری
barareh شبهای برره
barat ايريان بارات · ايريان غربي · ایریان جایا
barb خار
barbad باربد
barbadense گوسيپيوم پروويانوم · گوسیپیوم باربادنس
barbadensis آلوئه باربادنسیس · آلوئه ورا · صبر زرد تلخ · صبر زرد حقيقي
barbadian دلار باربادوس
barbados باربادوس · حزب کارگران باربادوس · مالپيگيا پونيسيفوليا · مالپیگیا گلابرا · گيلاس باربادوس
barban باربان
barbar دلاك
barbarian اعجم · اعجمی · بربر · بربری · وحشیانه · عجم
barbarianism وحشيگري
barbarians برابر ـ برابره
barbaric وحشیانه · وحشی
barbarisation توحش
barbarism اعجمیت · بربریت · عجمیت · غلط مشہور · وحشیگری · دد و دام
barbarity قساوت قلب · وحشيگري · وحشیگری · بربریت · بیرحمی · سبعیت
barbarization توحش
barbarossa بارباروس خیرالدین پاشا
barbarous وحشی
barbarousness بیرحمی · سبعیت · قساوت · قساوت قلب
barbary بربرستان · طرابس غرب · طرابلس غرب · برابر ـ برابره · بربر · بربری
barbat بربط
barbata آونا بارباتا · یولاف ریشدار
barbate ریشو
barbatus لاشخور
barbecue بریان کردن · سس تنوری · بریانی · کباب کردن
barbecued بریان · گوشت دنده · بریانی
barbed سیم خاردار · خارخار · خاردار · زبر
barbel ریشکماهی · ماهی ریشدار
barbell هالتر
barbellate خاردار · زبر
barbeque کباب کردن · بریانی
barber تانگو · حلاق · ریش تراش · سرتراش · سرشوی · پیراینده
barbera جوزف باربرا
barberi دیابروتیکا باربری · ساکاروم باربری
barberries جنس زرشک · زرشك · زرشكها · بربریس · زرشکی
barberry زرشک · عنبر بارس · زرشك
barbery ریش تراشی · سرتراشی
barbiturates باربیتوراتها
barbuda آنتیگوا و باربودا · آنتيگوا · باربودا
barbulata پری
barbus باربوس
barbwire سیم خاردار
barby لانی باربی
barca بارسلون
barcelona افسی بارسلونا · بارسلون · بارسلونا
barcelos بارسلوس
barcode بارکد
bard رامشگر · زره اسب · سراینده · شاعر
barda بردع
bardeen جان باردین
bardon فرانز باردون
bare آيش باير · آيش سبز · برهنه · برهنه کردن · رت · عاری ساختن
bared بدون کلاه
barefaced وقیح · پر رو · پررو · پوست سك بردی خود کشیدن · برنجی · بی باک
barefoot تہی پا ـ تہی پای · پا برهنه · پابرهنه · پای برهنه
barefooted ملنڭ · پا برهنه · پای برهنه
bareheaded برهنه سر · بدون کلاه · ملنڭ
barely کم
barenboim دانیل بارنبویم
bareness خرابی · تجرد
barents بارنتس · دریای بارنتز
barf مریض شدن · استفراغ کردن · بلند کردن · قی کردن · ریختن
barg کباب برگ
bargain ابتیاع · بزگیر آوردن · خرید ارزان · سودا · سودا کردن · قرارداد معامله
bargainer سوداگر · فروشنده · مقاطعه کار · بازرگان
bargaining بازاريابي رقابتي · رقابت بازار · فروش تعاونی · قدرت چانهزني · معامله تعاوني · چك و چانه
bargat درخت لول · فیکوس بنگالنسیس
barge دوبه · کرجی · قایق باری · هی · کبریت · گیرانه
bargh برق شیراز
baricco الساندرو باریکو
barilla قلیاب صابون پزی · قلیاب قمی
barinas باریناس
baris باریس
barisan باریسان ناسیونال
barium باریم
bark باقیماندههای الوارکنی · توژ · دارپوست · سوسكهاي چوبخوار · ضایعات الوارکنی · عوعو کردن
barked مقشر
barkeeper شربت دار
barkeri آمبلیسیوس بارکری
barking پوستزدايي درخت · پوستكني شيميايي درخت · پوستکنی · پوستگیری از درخت · حلقهبرداری · پوستبرداری کمربندی
barleria بارلریا
barley جو · جو حبشي · جو مالت · جو نیمکوب · جودرو · جوکوب
barleycorn دانه جو · مشروب الکلی · مشروبات الکلی · جو
barleyporridge کشکین · کشکینه
barleyseller جوفروش
barleywater کشکاب
barm بوزه · خمیرمایه · مخمر
barmak برامگه
barmakids برمکیان
barmecides برامگه
barn انبار غله · طویله · گمرا · آسيا · اصطبل · بوف
barnabas انجیل برنابا
barnacle کشتیچسب
barnacles لباشه · کشتیچسبها
barnaul اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی · اتحاد شوروی
barns طویلهها
barnyard حیاط حیوانات · ارزن خاكي · ارزن خاكي ژاپني · اکینوکلوآ فرومنتاسئا · پانيكوم فرومنتاسئوم · پانيكوم كروس گالي
barographs فرازسنجها · فشارنگارها · فشارسنجهای هوا
barometer فشار سنج · فشارسنج · میزان الہوا · هواسنج
barometers فشارسنجهای هوا · فرازسنجها · فشارنگارها
barometric فشار جو · فشار هوا · آنتیسیکلونها · فشار جوی
baron بارون
baronage اعیانی
baroness بارونس
baronial با ابهت · تحمیل کننده
baroscope هواسنج
barouche نوعى درشکه چهارچرخه · کالسکه
baroš میلان باروش
barrack سر باز خانه · سربازخانه · طعنه زدن · قراولخانه · طنز گفتن · عمارت
barracudas نیزهماهیان
barrage سد بندی · سدبندی · آتش · حمله
barrages آببندها · سدها
barrater مزدور
barrator مزدور
barre ميله
barred بسته
barreiro باریرو
barrel برمیل · بشکه · خمرۀ جوبی · لولۀ تفنگ · چلیك · گنبد دالانه
barrels بشکهها
barren اراضی بائر · استرون · بسته رحم · بی ثمر · بی حاصل · تنگسال
barrenness عقار · عقارت · عقر · عقم · نازایندگی · نازایی
barrett سید برت
barrier دامپروري بدون ميكروب · دامپروری کنترلشده · صخرههای مرجانی بزرگ استرالیا · مانع صوتی · حصار · سد
barriers حمايت تجاری · موانع تجاری · موانع غير تعرفهاي تجاری
barring به استثنا · بجز
barrister وکیل دعاوی · وکیل مرافعه · وکیل مطلق · وکيل · وکیل کردن · مدافع
barristers وکلاء
barroom مشروب فروشی
barrow خاك کش · خوك اخته · ماهور · توده · تپه · فرقان
barrowful کوه · توده
barrows خوکهای اخته · فرقونها · چرخدستیها
barrundia باروندیا
barrymore درو بریمور
bars میلههای برش · نوار سیگنال · قالبی
barter داد و بستد ـ دادو بستاد · داد وستد ـ دادوستاد · مبادله پایاپاى · معاوضه · سودا کردن · مبادله
barthelme دونالد بارتلمی
barthes رولان بارت
barthez فابین بارتز
barthélemy سن بارتلمی · سنت بارتلمی
bartolomeu بارتولومئو دیاس
bartonella بارتونلا · بارتونلا هانسلائه · روكاليمئا
bartın استان بارتین
baruch باروخ اسپینوزا
baryon باریون
barytone صدای متوسط مرد
barzani ادریس بارزانی · مسعود بارزانی · مصطفی بارزانی
barzinjah برزنجه
barça بارسلون
barış باریش آکارسو · باریش مانچو
basa باسایی · ته ستون
basaa باسایی · ته ستون
basagran باساگران · بنتازون
basal اساسی · تہی · جيرههاي آغازگر · جيرههاي روزانه · جيرههاي نگهدارنده · جيرههاي پايه
basalis سیستنا بازالیس
basalt بازالت · سنك مرمرسیاه · مرمرسیاه
basaltic خاکهای بازالتی
bascule قنطار کش · قپان
base ابتناء کردن · اس · اساس · بد ذات · برون سرا · بنیانگذاری
baseball بازی بیس بال · بیسبال · زمین زیر کشت · الوار · تخته · دستکش
baseborn بدجنس
based اتحادی · استعماری · استقلالی · انکاری · تعاونی · حدسی
basel بازل
baselessly برهنه خوشحال
baseline خط مبنا · خط کرسی
basella اسفناج هندي · باسلا · باسلا آلبا · باسلا روبرا · تاجريزي مالاباري
basellaceae باسلاسه
basely بی شرفانه
basement زیر زمین · سردابه · طبقه زي · طبقه زیر · زیرزمین · سرداب
baseness دنائت · دون همتی · دونی · سفلگی · شقاحت · پست فطرتی
bases بازهاي پيريميدين · اينوزين · بازهاي پورين · قواعد · پیریمیدینها · پورینها
bash جوراب پوشیدن · جنجال · ضربت زدن · تصادف کردن
bashevis ایزاک بشویس سینگر
bashforth روش آدمز بشفرت
bashful باشرم · حجاب کردن · خجالت کش · خجول · روح مرده · عاری از احساسات
bashfulness حیاء ـ حیا · خفر · زردرویی · شرم حضور · شرمندگی · کمرویی
bashir بشیر
bashkir باشغیری · باشقیر · باشقیری · زبان باشقیر · ازبکستان
bashkortostan باشقیرستان
bashō ماتسوئو باشو
basic آی تی بی اس · بیسیک · خدمات اوليه · سرباره قليايى · سندیت اساسی · سیستم اساسی ورودی و خروجی
basically به اشكار
basicola تیلاویوپسیس بازیکولا · كالارا الگانس
basics مبانی ویندوز
basidiobolus بازیدیوبولوس
basidiomycetes بازيديوميستها · بازیدیومیکوتینا
basidiomycotina بازیدیومیکوتینا · بازيديوميستها
basidiospores آسكوسپورها · اسيوسپورها · اسپورهای قارچی · اووسپورها · بازيدوسپورها · زياهاگها
basify قلیایی شدن
basij نیروی مقاومت بسیج
basil بارمبو ـ بارنبو · ریحان · ریحان کوهی · شاهسپرم · ضیمران · اژدهای بالدار
basilic باسلیق · رك باسلیق
basilicata باسیلیکاتا
basilicum اوسیموم بازیلیکوم · اوسيموم آمريكانوم · تخم شربتی
basilisk اژدهای بالدار
basin آبیاری کرتی · تشت · حوض · حوضه · حوضه آبریز · حوضۀ رود
basins حوضه آب زيرزميني · آبپخشانها
basirolaimus بازيرولايموس انديكوس · بازيرولايموس كولومبوس · هوپلولایموس اندیکوس · هوپلولایموس کولومبوس
basis بنیاد · بنیان · روی مأخذ ـ بمأخذ · مبنی ـ مبنا · مستمسك · مناط
basjoo موسا باسجوئو
bask دوست داشتن
baskerville هوارد باسکرویل
basket الياف سبدي · باوین · زنبیل · سبد · سبد باف · سبد گر
basketball اتحادیه ملی بسکتبال آمریکا · بازی بسکتبال · بسکتبال · بسکتبالیست · بسكتبال
basketful سبد
basmachi باسماچی
basmala بسم الله الرحمن الرحیم
basophils ائوزينوفيلها · بازوفيلها · نوتروفيلها · گرانولوسیتها · گویچههای سفید دانهدار
basque باسكي · باسک · باسکی
basra استان بصره · بصره · بصره ـ بصرة · بصری
bass باس · بم خوان · تنگه باس · توب · صدای بم · ماهی باس دریایی
basset سك یا تولۀ یا کوناه
basseterre باسهتر
bassia مهتابی
bassiana بئووریا بازیانا
bassoon فاگوت
bassorah بصره ـ بصرة
basswood زیرفون · لاله درختی · نمدار
bast الياف درخت نمدار · الياف سطحي · لیف درخت · الیاف نرم
bastak بستک · شهرستان بستک
bastard بهرم · تخم حرام · تخم زنا · تخم کاجیره · تخم کافبشه · جامغول
bastardy دغلی
baste کوك زدن · نم زدن · چرب گوشت · کوک
bastille عزم
bastinado بچوب بستن · فلك کردن · فلک · چوب زدن · چوب و فلك · چوب و فلک
basting نخ کوك · چرب گوشت · کوك · کوک
bastion ارک · دژ
bat خفاش · خفاش بینیبرگهای ایرانی · خفاش دابنتن · شبپره · شیر مرغ · وطواط
bata لباس خواب
batak باتاکی
batallion سرفوج
batang باتانگ کالی
batatas السینوئه باتاتاس · ایپومئا باتاتاس · ديوسكورئا باتاتاس · دیوسکورئا اوپوزیتا · یام چینی
bataticola اسكلروتينيا باتاتيكولا · ريزوكتونيا باتاتيكولا · ماکروفومینا فازئولینا
batch بچ · توده کاه · سیل کلمات · دسته · سیلاب · کوهستانی
bate تخفیف دادن · کم کردن
batebi احمد باطبی
batenga سید محمدحسین طباطبایی
bath آب تنی کردن · آبتنی · استحمام · استحمام کردن · باث · بوق حمام
bathe آب تنی · شست و شودادن · شست وشو کردن · شستشو کردن · غسل کردن · آب تنی کردن
bather شناگر
bathers شلوار شنا · مايو · مایو · لباس شنا
bathhouse گرمابه · حمام
bathing تغسیل · تنشوی · شست وشو · شلوار شنا · مايو · طشت
bathingplace شستنگاه
bathkeeper حمامی
bathrobe لباس خواب
bathroom حمام · توالت · دستشویی
baths دلاك
bathtub آبزن · وان حمام · کدوخ · وان · طشت
bathyal محيط زيست كرانهاي · محيطزيست ژرف · منطقه كفزي · منطقه كفزي ژرف · منطقه ژرف · محیط زیست کفزی
bathyplectes باتیپلکتس · باتیپلکتس آنوروس · باتیپلکتس کورکورلیونیس
bathystoma باتیستوما
batik چاپ کلاقهای
batiki ایسکموم اندیکوم · چمن گرهريش باتيكي
batillus باتیلوس · توربو
batinah باطنه
batio مایکل آنجلو بتیو
batiste باتیست
batistuta گابریل باتیستوتا
batken استان باتکن
batman باتمان · بتمن · بتمن آغاز میکند · گماشته
batmanghelidjh کامیلا باتمانقلیچ
batna باتنه
baton باتون · باتونروژ · مخفف نام · برادر · همدم · چسبيدن
bator وقت اولانباتور · وقت تابستانی اولانباتور · وقت عادی اولانباتور · اولانباتور
batrachea حیوانات ذو حیاتین
batrachian دوزیست · قورباغه · کلفت
batrachians حیوانات ذو جنبتین
batrachus کلاریاس باتراکوس
bats خفاشان · خفاشها · خفاشهاي خونآشام · خفاشهاي ميوهخوار · دسمودوس · زرنڭ
battalia حرب · کارزار · رزم · نبرد
battalion تعدد · نیروهای ارتشی · گردان
battallion گردان
batten چاق شدن · فربه کردن · پنبه حلاجی شده
batter چكش چوبی · چکش چوبی · خمیر
battering دژکوب · راک · قلعه کوب · قمع · چکش تیرکوب · آتش
batteringram غوچ قلعه خراب کن
battery باتری · باطری · زور گویی · صبا باطری · عمر باطری · قفسهای پرورش جوجه
batting پنبه حلاجی شده · صف
battista لئون باتیستا آلبرتی
battle آورد · جنك · جنك قطعی · جنگ چالدران · جنگ کردن · جنگیدن با
battlefield آوردگاه · میدان جنگ · کارزار گاه · معرکه
battlefields مصاف
battlefront جبهه هوا
battleful جنگجو · مبارز
battleground میدان جنگ
battlement برج و بارو · کنگره · بارو
battleship رزم ناو مسلح · رزمناو پوتمکین · نبرد ناو · کشتی جنگی · رزمناو · ناو
battlewagon نبرد ناو · کشتی جنگی · ناو
battue حجامت · خونریزی
battus نماتودیروس باتوس
battuta ابن بطوطه
batumi باطوم
batutut لائوس
bauble اسباب بازی بچه · چیز جزئی · گول زنک · النگو
baud سرعت علامت در ثانیه · علامت در ثانیه
baudelaire سانی بودلر · شارل بودلر · ویولت بودلر · کلاوس بودلر
baudrillard ژان بودریار
bauhaus باوهاوس
bauhinia بوهينا فاسوگلانسيس · بوهينيا اسكولنتا · بوهينیا ماكرانتا · بوهینیا · بوهینیا روفهسانس · بوهینیا واریگاتا
baulk مانع شونده · پاگیری · گله مرغ · امتناع · بازدارنده · منع کننده
bavaria باواریا · بایرن · حزب باواریا · ژان دارک
bavarian باواریایی · مملکت المان · آلمان
baving بی آهنك
bawd دلاله
bawdhouse فاحشه خانه
bawdiness وقاحت · شناعت
bawdry وقاحت · زشت
bawdy شنیع · زشت · وقاحت
bawdyhouse فاحشه خانه
bawl خطابه گفتن · هوکردن · پرچانگی کردن · گله کردن از · جیغ زدن · زخم زبان زدن
bawler هوچی
bax ارنست بلفورت بکس
bay برگ بو · تمپا بی لایتنینگ · خلیج · خلیج بریستول · خلیج بفین · خلیج بنگال
bayadh البلیده
bayah دباء البیعة
bayanus ساکارومیسس بایانوس
bayburt بایبورت
bayer شرکت بایر
bayern بایرنمونیخ
bayesian آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت
bayezid بایزید دوم · مسجد بایزید
baylor دانشکده پزشکی بیلور · دانشگاه بیلور
bayonet سرنيزه · سرنیزه
bayou شاخه فرعی رودخانه
bayqarah سلطان حسین بایقرا
bayramli علی بایراملی
bayreuth بایرویت
baywatch بیواچ
bayzai بهرام بیضایی
bayán کتاب بیان
bazaar بازار تبریز · بازار تهران · سوق · کلیسای جامع و بازار · بازار
bazargan مهدی بازرگان
bazeghi پژمان بازغی
bazin آندره بازن
bazooka ضد تانک
başkent دانشگاه باشکنت
bbc بیبیسی · رادیو بیبیسی
bcc تکثیر پنهان
bday تولد
bdellium مقل · اله
bdellovibrio بدلوویبریو
bdsm بیدیاسام
bdv ويروس اسهال گاوي · پستیویروس اسهال گاوی
be آب آوردن · آب شدن · آتش گرفتن · آسیب دیدن · آفتاب خوردن · آماده باش
beach بیچ بویز · دریاکنار رک · ساحل و سایبان · شن زار · فوتبال ساحلی · ویرجینیابیچ
beaches دریاکنارها
beachhead جای ثابت
beacon چراغ خانه · چراغ دریایی · فانوس دریایی · فانوس
bead دانۀ تسبیح · منجوق · مهرۀ تسبیح · مہره · خرزه · مهره
beadle خادم کلیسیا یا مسجد · فراش · مامور انتظامات
beads تسبیح کرداندن · خرمہره · پلچی · تسبیح · گلستان · خرز
beadsman گدا
beagle سك یا تولۀ یا کوناه
beagreeable گواراندن · گوارانیدن
beak خطم · منقار · منقارالغراب · کلب · کلنه · بيماري برنا
beaked منقار دار · نوکدار
beaker پیاله · بشر
beakirons دو کره
beam اشعه تابشی · بارانه · بامه · بفتری · بندگیر · تير
beaming بشاش · ساطع · شاخدار · نورافشان · تابناک · درخشنده
beams پرتوهاي ليزر · لیزرها · الوار ساختماني · تيركهاي چوبي · تیر چوبی ساختمانی
beamy شااخدار · شاخدار · پرتوافکن · ساطع · نورافشان · تابناک
bean باقالا · باقلا · باقلاء · باقلاي علوفهاي · جوانههای لوبیا · لوبياهاي جوانهاي
beans باقلاها · بذرهای مارچوبه · بنشن · دانههای قهوه · دانههای کاکائو · دانههای کرچک
bear بار کشیدن · بامزی · بنات النعش صغری · بنات النمش کبری · تحويل دادن · خرس
bearberry انگور خرس
bearcat جنتها · خرسگربه · ویوریده · گربههاي زباد
beard بریش کسی چسبیدن · بلمه · بلمه ریش · ريش · ریس گذاشتن · ریش
bearded ریشدار · ریشو · گل بوقلمون · ریش در آوردن · هما · لاشخور
beardless امرد · بیریش · ریش نداشتن · ساده رو · شسته رو · چہره
beardy ریشو
bearer حامل · دارنده · رساننده · بیرقدار · رافع · گذارنده
bearing اثمار · با مسمی · با گذشت · بلبرینگ · بی منفعت · رویه
bearings نشانهای خانوادگی
bearken اجابت کردن
bearleader خرس بان
bears اورسوس · تالاركتوس · خرسان · خرسها · سلناركتوس
bearskin پوست خرس
bearward خرس بان
beast باربر · بهیمه · حمولة · حموله · حیوان غیر نا طق · دابة
beastie بیستی بویز · حيوان · حیوان
beastly بهامی
beastmaster گلادیاتور
beasts بهائم · دد · دواب · سباع · مربی حیوانات و حشی · مواشی
beastworshipper حیوان پرست
beat آهن سرد کویدن · افول · بخسودن · برجستن · تپ تپ کردن · تپیش کردن
beatable شکست پذیر
beate بئاته اوزه
beaten بشار · زده · فرسوده · مضروب · مغلوب · نااميد
beater ضارب · نقاره زن · کوبنده
beatification اموزش
beatify شادمان کردن · مست کردن
beating بزن · بسیار عظیم · تپ · زخم کوس · سینه زنان · سینه زنی
beatitude سعادت ابدی · رستگاری · اموزش
beatles بیتلز
beatrix بیترکس پاتر
beats کوبنده
beau از ما بهتران · خوش نژاد · دنیای مد · روش خوب · ماه پیکر · ماهرو
beaufet گنجه
beaufort دریای بوفرت
beauharnais ژوزفین بوهارنه
beauteous جمیل · زيبا · خوشگل · زیبا · قشنگ
beauteousness خوش منظری
beauties شاهد پرست · ماه پرست · محاسن · صورت پرست
beautiful با رونق · بارغ · بدیع الجمال · بنام ایزد ـ بنامیزد · بهشتی روی · جمیل
beautifully بدیع رقم
beautifulness خوشگلی · زیبائی · جمال · زیبایی
beautify برازیدن · زیب دادن · زیبیدن · زینت دادن · قشنك کردن · زینت بخشیدن
beautifying زینت افزا · زینت فزا · زیب افزا
beautitiful خرام
beauty آرایشگاه · آفرند · اورنك · بهاء · بهاجت · جمال
beauveria بئووریا · بئووریا بازیانا
beauvoir سیمون دوبوار
beaux هنرهای زیبا · هنرهای مستظرفه · خاطرخواه · دلداده · دوستدار · معشوق
beaver بیدستر · سك آبی · سگ آبی · مثل خر کارکردن · ببر · خز
beavers بیدسترها · كاستور
bebauchery هرزگی
bebel آگوست ببل
bebop کابوی بیباپ · تصادم کردن · وزش · تصادف کردن
became قوزش درآمد · یقینم شد · شد
because از آن جہت که ـ ازاین جہت که · از ایرا · از برای اینکه · از جہة اینکه ـ جہت اینکه · باین دلیل که · بجہت اینکه
beccafico انجیر خور · شیر گنجشك
bechance اتفاق افتادن · در رسیدن · رخ دادن
becharm فریفتن · فریب خوردن · اغفال کردن
beche بش دمر · درياخيارسانان · خیارسانان دریایی
bechet سیدنی بشت
bechic دافع سعال
beck بک · کنت بک · ایماء · اشاره
beckenbauer فرانس بکنبائر
beckett ساموئل بکت
beckham دیوید بکهام
beckii لپیدوسافس بکیای
beckinsale کیت بکینسیل
beckon غمز · ایما · کردن
beckoning تشویر
becloud تار کردن · مه گرفتن · ابری کردن · تخدیر شدن
become آرام کرفتن · آرمیدن · آگاه شدن · ارغیدن · استدقاق کردن · اسم در کردن
becoming اابتذال · احمرار · انطراق · برازنده · تحدب · تخشب
becomingness زیبندگی
becquerel هانری بکرل
bed بستر · بستر اقيانوس · بستر رود · بستر مايع · تختخواب · درز لباس
bedar سیزدهبهدر
bedaub پیزر بار کسی کردن · پیزر لای پالان کسی گذاشتن · مالیدن
bedaubed مالیده
bedbug جوجو · ساس
bedchamber شبستان · اطاق خواب · پدرام · اتاق خواب · خوابگاه
bedclothes رختخواب · ملفه
bedcover روتختی
bedder بسترساز · سنك زیرین آسباب · سنگ بستر
bedders بذركارها · بسترسازها · تجهيزات بذرافشاني · تجهيزات نهالکاری · ماشينهاي گلدانکاری · تجهیزات کاشت
bedding دواج · گیاهان بسترساز · بساط · بستر جانوری · بستر ماكيان · بسترساز
bedeck آرایش کردن · پیراستن · آراستن
bedesman گدا
bedevil زجر دادن · سرمست کردن · ناامید کردن · مغشوش کردن · عذاب دادن · مست کردن
bedew آب نم زدن · ترکردن · نم زدن
bedfellow ضجیع · هم خواب · همخواب · همخوابه
bedframe تختخواب
bedight آرایش کردن
bedil ابوالمعالی بیدل
bedlam بی نظمی کامل · تیمارستان · دوزخ
bedlamite شخص دیوانه
bedouin اعرابی · اهل البادیه · اهل بادیه · بدوی
bedouins اعراب · عربان
bedraggled متزلزل · مخروبه
bedrock كف · سنگ بستر
bedroom اطاق خواب · اتاق · خوابگاه · اتاق خواب · شبستان
bedrop چكاندن · چكانیدن · چکاندن · چکانیدن
bedsheet شمد · ملافه · چادر شب
bedside بالین · کنار بستر
bedsonia بدسونيا · کلامیدیا
bedspread روتختی
bedstand تخت خواب ـ تختخواب
bedstead یاتاق · بستر · تخت خواب ـ تختخواب · تختخواب
bedtime وقت استراحت · وقت خواب
bee اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · بی جیز · تغذیه زنبور · جداكنندههاي زنبور ملكه
beebalm بادرنجبویه · پونه
beech آلش · بشجیر · دله راشي · دله سنگي · دله كاجي · راش
beecher هریت بیچر استو
beechwood راش · ممرز
beeeater زنبور خور · زنبور خوره
beef رمهها · گاو پرواری · گاوهای گوشتی · گلههاي گاو شيري · گلههاي گاو گوشتي · گوشت گاو
beefsteak گوشت ران گاو
beefy خشک
beehive زنبور خانه · غال · کندو · شان عسل · کواره · شان
beehives زنبورستان · كندوهاي حصيري · كندوهاي زنبور · کندوها
beekeeper پرورنده زنبور عسل
beekeeping زنبورداری · پرورش زنبور · پرورش زنبور عسل · اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو
beeline خط راست · خط مستقیم
beemaster پرورنده زنبور عسل
been ادعای غبن کردن · از من دزدی شده · به من تجاوز شده · تیر خوردم · زادگی · سفته گوش
beep بیپ · جار زدن
beer آب جو · آبجو · فقاع · لیوان آبجو · چیز بی اهمیت · به سلامتی
beerenberg بیرنبرگ
beers آبجوها · آبجوهاي انگليسي · آبجوهاي سياه · لاژرها
beersheba بئرشبع
bees باملكهگي · بيملكهگي · ذباب · زنبورهاي عسل نر · زنبورهای آفریقاییشده · زنبورهای عسل
beestings شیر ماك · ماك · آغوز
beeswax موم زنبور · موم عسل · موم
beet تفاله چغندر · قند چغندر · لبو · ماشينهاي چغندركن · پازو · چغندر برگی
beethovenia بتهوونيا سريفرا · سروگزیلون آندیکولا · نخل موم · نخل موم آمريكاي جنوبي
beetle تخماق · توبك · خزوڭ · خنفس · خنفساء · سوسك
beetles سوسكهاي چوبخوار · سوسکهای سرگین · تریبولیوم · توزهسوسكها · توزهسوسکان · درمستس
beetleweed کهکشان
beetroot چغندر · چغندر لبویی · چقندر · پازو
befall در رسیدن · واقع شدن · عارض شدن · اتفاق افتادن
befit درخور بودن · بر ازیدن · شایستن · مناسب بودن
befits بزرگانه
befitting جوانانه · فراخور · فرزام · فقیرانه · مریدانه · مستانه
befog تار کردن · مه گرفتن · ابری کردن · تخدیر شدن
befool حریصانه خوردن · دست انداختن · بلعیدن · گول زدن
befooling احاله به محال · تعلیق به محال
before بی گدار به آب مزن · توضؤ · در محضر دادگاه · درسابق · دست نماز · ذرع نکرده پاره نکن
beforehand قبلا · پیشاپیش · قبل از وقت · پیش پیش · پيشاپيش
befriend تولا کردن · دوستی کردن · مساعدت کردن
befuddle سرمست کردن · مست کردن · مغشوش کردن
befuddled گرفته
befuddlement دست پاچگی · سردرگمی · گیجی · حیرت · بهت
beg الغبیگ · امان خواستن · تکدی کردن · خواهش کردن · درخواست کردن از · درویشی کردن
began توی هم رفت
begawan بندر سری بگاوان
beget بوجودآمدن · تولید کردن · پس انداختن · مادری کردن · زادن
begets زر زرکشدبی زری دردسر
begetter مولد · والد
begetting تولید
beggar تلنگی · خواهنده · راه نشین · سرنشین · سپاسی · شہروزه
beggarly گداصفت · گدا
beggars اهل توقع
beggary راه نشینی · سائلی · گدایی · گدا کردن
begging تکدی · پنداشت پرسش · خواهشمند · قنوع · گدایی کردن · خواهش
begild مطلا کردن
begin آغاز کردن · ابتدا کردن · ابداء کردن · از سر گرفتن · استیناف کردن · اغاز کردن
beginner تازهکار · مبادی · مبتدی · نماد ژاپنی سطح مبتدی · نوآموز · تازه کار
beginners قواعد
beginning آغاز · ابتداء · ابداء · ازل · اول کار · بدایة
beginningless جاود · جاودان
begins القرض مقراض المحبت · بتمن آغاز میکند
begonia بگونیا · بگونیا هیمالیس
begoniaceae بگونیاسه · تیره بگونیا
begotten مولود
begrime چرک کردن · گل الود کردن · خاکی کردن · کثیف کردن
begrimed نامرغوب · کرم خورده · چرک
begrudge حسرت خوردن · غرولند کردن · مضایقه کردن · حسادت ورزیدن · غبطه خوردن
beguile اغفال کردن · سر کسیرا شیره مالیدن · غافل کردن · فریب خوردن · گول زدن · مغبون کردن
beguiler افسونگر
beguiling اغفال
begum بیگم
begun شروع شدن
behalf از طرف · بابت · باره · دربارۀ · توسط کردن
behave حامل بودن · دربرداشتن · درست رفتار کردن · سازش کردن · سلوك کردن · سلوک کردن
behaving خوب کردار · خوش رفتار · غلط کار · مباهله
behavior کردارها · کرده ها · رفتار · اخلاق · اعمال
behaviorism رفتارگرایی
behavioristic رفتارگرایی
behaviour آواگری · بازتابهاي شرطيشده · بالنوکزنی · تحرك اجتماعي · ترجيحات مصرفکننده · توانایی مادرانگی
behaviourism رفتارگرایی
behaviouristic رفتارگرایی
behbahan بهبهان
behbahani سیمین بهبهانی
behbudov رشید بهبودوف
behead سر بریدن · سربریدن · گردن زدن · سر زدن
beheaded سربریده
beheader سرزن
beheld مشہود
behemoth جالوت
behenic بهینیک اسید
behesht هشتبهشت
beheshti دانشگاه شهید بهشتی · دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی شهید بهشتی · سید محمد حسینی بهشتی
behest موعود · قول
behind از عقب · از قفای · ازپس آمدن · بناگوش · خلف · خورشید پشت ابر
behindhand عقب ماندن
behistun سنگنبشته بیستون
behnam بهنام سراج
behnoud مسعود بهنود
behold آنك · اسب کهر را بنگر · الا · اینك · اینها · تماشا کردن
beholder فریس · مشاهده کننده · پاسبان
beholding رویت · بینا · مشاهده · دید
behoove آمدن به · فرض بودن · واجب بودن
behove آمدن به · فرض بودن · واجب بودن
behrangi صمد بهرنگی
behrouz بهروز وثوقی
behshahr بهشهر
behzad محمود بهزاد
beigbeder فردریک بایگبدر
beige بژ
beijing پکن
being آزادگی · آمدنی · آمرزیدگی · آوردنی · احتباس · احصان
beingness فرتاش · مخلوق · موجود زنده · موجودیت · وجود
beings ذوی العقول · زوائل · غیر ذوی العقول · مجردات · مخلوقات · مقدسات
beirut استان بیروت · بیروت
beit بیت حانون · بیت لاهیا
beitar بیتار ایلیت
beja بجایی · بژا
bekas شیرکو بیکس
bektash حاجی بکتاش والی
bel ایگل مارملوس
belabor آمدن و رفتن · سخت زدن · کتك زدن
belabour آمدن و رفتن · سخت زدن
belarus بلاروس · بيلوروس · بیلوروسی
belarusan براروسی · بلروسى
belarusian بلاروسی · بلوروسی · روبل بیلوروسی · براروسی · بلروسى
belarussian بلروسى
belau بلائو · جمهوري پالائو · پالائو
belay محاط کردن
belch آروغ · آروغ زدن · زراغن · زراغنڭ · استفراغ کردن
belching آجل · باد گلو · آروغ · استفراغ
beldam مادربزرگ · ساحره
beldame مادربزرگ · ساحره
beleaguer محاصره کردن · اذیت کردن
beleaguering محاصره
beleave به حال خود رها کردن · ترک کردن · رها کردن · دست کشیدن
belfast بلفاست
belfort ارنست بلفورت بکس
belfry برج ناقوس · جرس خانه · منار
belgae بلژها
belgian بلژیکی · فرانک بلژیک · اشتر
belgium بلژیك · بلژیک · آنتورپ · برايانت · فلاندر شرقي · فلاندر غربي
belgorod استان بلگورود
belgrade بلغراد · بلگراد · بلگراد بلغراد
belgrave سر چارلز بلگریو
belie خیانت کردن به · بدجلوه دادن · دروغ گفتن
belief باور · درست گمان · رودخانههای ایمان · زعم · متقاعد · معتقدات
beliefs عقاید مذهبی · عقائد · عقاید · معتقدات · انتخاب غذا · ترجيحات دامخوراكی
believable معتبر · امین
believably شايد
believe استوار داشتن · اعتقاد آوردن · اعتقاد کردن · اقرار آوردن · ایمان آوردن · ایمان داشتن
believed مؤتمن · معتقد · پذیر فته
believeing قائل
believer اعتباردهنده · اهل ایمان · ایمان دار · با ایمان · شخص با ایمان · مؤمن
believers امت
believes عیسوی
believing ثالث ثلاثه · شنیدن کی بود مانند دیدن · مؤمن · باور
belike احتمالا · شايد
belittle بی اعتبارکردن · تحقیر نمودن · تحقیر کردن · کم ارزش کردن · کوچک شمردن · تقلیل یافتن
belitung بانگکا · بليتونگ · بيليتون
belize بلیز · دلار بلیز · هندوراس بريتانيایی · هندوراس
bell الکساندر گراهام بل · درا · درای · زخم درای · زنڭ · زنگ
belladonna آتروپا بلادونا · بلادن · بلادونا · حشیشة الحمراء · حشیشة الحمره · مهرگیاه
belle خرام · زن خوشگل · ماه پیکر · ماهرو · ماهروی · ماهپاره
belleric بلیله
bellerophon بلروفون
bellerophontes بلروفون
bellflower گل استکانی · گلپر
bellhop زنگ میز پذیرش
bellicose جنگجو · مبارز
bellicoseness جنگ طلبی
bellicosity جنگ طلبی
bellies بطلون
belligerence تجاوز · محاربه
belligerent دول میحاربه · متحارب · جنگ طلب · محارب · جنگجو
bellingham آمریکا · امريکا · اتازونی · ايالات متحده امريک · ایالات متحده آمریکا
bellini وینچنتزو بلینی
bellow انباغ
bellows انبانه · انبان · دم
bells جلاجل · سنتور
bellucci مونیکا بلوچی
belluine نامعقول
bellwether رهبر
belly رقص عربی · شکم کسیرا سفره کردن · شکمش بالا آمد · قاه قاه · چیز جالب · آدم گرسنه ایمان ندارد
bellyache دل درد · شکم درد · درد معده
bellybutton ناف · وسط
bellyful یک شکم
bellygod شکم پرست
bellying کوژ
belmopan بلموپان
belo برزیل
belone بلونه
belonging اخروی · ار آن · اطفائی · افلاکی · انباری · بازاری
belongings کسان · مایملک · موجودی
beloniformes بلونیفورمس
belonolaimidae بلونولایمیده
belonolaimus بلونولایموس · بلونولایموس لونژیکوداتوس
belorussia بلاروس · بیلوروسی
belorussian براروسی · بلروسى
beloved جانان · جانانه · حبیب · حبیبه · دل آرا · محبوب
beloving عاشق
below از قرار تفصیل ذیل · بتفصیل ذیل · در ذیل · فرود · کمتراز · آذر بایگان
belsire پدربزرگ
belt دوال · دوال کمر · زود رفتن · سیف الجبار · كمربند ايمني · کمر بند
belts كمربندهاي سبز · نهالکاری زینتی · کاشت زینتی
beltway گذرگاه · واشینگتن
beluga بلوگا · ماهی خاویار · نهنگ سفید · دلفیناپتروس لئوکاس · نهنگ بلوگا
belvedere مهتابی · مہتابی · کلاه فرنگی
bema جایگاه مقدس
bemba بمبایی · جمهوری دموکراتیک کانگو · کنگو کینشاسا · جمهوری کنگو · جمهوری دموکراتیک کنگو
bembidion بمبیدیون
bemire خاکی کردن · چرک کردن · گل الود کردن · کثیف کردن
bemisia بمیزیا · بمیزیا آرژانتیفولیای · بمیزیا تاباسی
bemmed لب بر گردان
bemoan تاسف خوردن · سوگواری کردن
bemusement دست پاچگی · سردرگمی · گیجی · حیرت · بهت
ben استان بن عروس · بیگ بن · عتنئیل · فرودگاه بینالمللی بن گوریون · قله کوه · بن
bena بنایی
benares بنارس
benazir بینظیر بوتو · ترور بینظیر بوتو
benazolin بنازولین
bench بهار خواب · تراسها · سکو · نیمکت · پادگانه پلکانی · پرس
benchmark محک
bend خم شدن · خماندن · خمانیدن · رکوع کردن · قد خم کردن · منعطف کردن
bendability خم پذیری
bendeniz دنیز چلیک
bending رکوع · خفتگی · عطف
bendiocarb بندیوکارب
bene تبصره
beneath زیرپا · تحتانی
benedeni مونیزیا بنهدنی
benedict بندیکت · پاپ بندیکت شانزدهم
benediction دعا خیر · دعای اختتام · برکت · درود
benedictory دعائی
benefaction احسان
benefactions سایه دار
benefactive بهره بردار · ذینفع
benefactor بانی خیر · جواد مطلق · ذره پرور · صاحب خیر · محسن · نیكوكار
benefactress ولیة النعم
benefic بهره بردار
benefice لطف
beneficence احسان · رد احسان کردن · نیكوكاری · نیکوکاری · ولینعمتی · ولی النعم
beneficent بشردوست · صاحب کرم · منعم · محسن · منان · نیكوكار
beneficial ارگانیسمهای مفید · بااستفاده · مفید · موجودات زنده مفید · پرمنفعت · گونه مفيد
beneficiary ذیحق · ذینفع · بهره بردار
benefit احسان کردن · افاده کردن · بمفعت · خیر · سرد بردن · صنیع
benefited مستفاد · مستفیض
benefiting افادت · افاده
benefits حقوق سالمندی · حقوق سانحه · بیمه درمانی · حقوق دوره بيماری · فوائد · فواید
benefitted ازاو بمن فیض رسید · فایده دیدن
benelux اتحادیه اقتصادی بنلوکس · بنلوکس
benevoient خیراندیش
benevolence خیر اندیشی · خیرخواهی · سخاوتمندی · نیك نفسی · نیكخواهی · نیكدلی
benevolent با احسان · خوش نیت · خیرخواه · سایه دار · صواب اندیش · مصلحت خواه
benevolently خیر خواهانه
benfuracarb بنفوراکارب
bengal بنگال · بنگال غربی · بنگاله · حزب سوسیالیست بنگال غربی · خلیج بنگال · نخود بنگالي
bengalensis باندیکولا بنگالنسیس · کوفئا بنگالنسیس · موش بانديكوت كوچك · موش كور هندي
bengali ارقام بنگالی · بنگالی · زبان بنگالی
benghalensis درخت لول · فیکوس بنگالنسیس · ویسیا بنگالنسیس · ويسيا آتروپورپورئا
benghazi بنغازی
benhaddou آیت بن حدو
beni بنی
benighted تاریك دل
benign بیخطر · گل افشان · کفگیرك
benignancy شفقت
benignity شفقت
benin بنین · جمهوري خلق بنين · داهومي
benincasa بنينكاسا سريفرا · بنینکاسا · بنینکاسا هیسپیدا · كدوي سفيد · كدوي مومي
benison دعا
benito بنیتو موسولینی
benjamin بنجامین · بنجامین هریسون · بنیامین · بنیامین فرانکلین · بنیامین هریسون · لبان جاوی
benjamina انجیر برگریز · فیکوس بنجامینا
bennato ادواردو بناتو
benne روغن کنجد · کنجد
bennet بیخ شب بو
bennett هیلی بنت
benni استفانو بننی · روغن کنجد · کنجد
benny بنی گودمن · روغن کنجد · کنجد
benodanil بنودانیل
benomyl بنومیل · فوندازول
benoît بنوا مندلبرو
benson اوفلیا بنسون
bensulfuron بنسولفورون · متيلبنسولفورون
bent افکندنی · جفته · خم خم · خم دار · خم شده · خمان
bentazone بنتازون · باساگران
bentgrass آگروستیس · جنس علف نیزار · علف بوريا · آگروستيس پالوستريس · آگروستیس استولونیفرا · علف بورياي خزنده
bentham جرمی بنتهام
benthic محيط زيست كرانهاي · محیط زیست کفزی · منطقه كفزي · منطقه كفزي ژرف · ته دریا
benthiocarb بنتيوكارب · تیوبنکارب
benthon جانوركفزيان · درشتكفزيان · ريزكفزيان · كهكفزيان · گياهكفزيان · کفزیان
benthonic ته دریا
benthos ته دریا · کفزیان · جانوركفزيان · درشتكفزيان · ريزكفزيان · كهكفزيان
bentley بنتلی
bento جعبه بنتو
bentonite بنتونیت
benue بنوئه
benumb خدر کردن · سر کردن
benumbed خواب رفته · کرخ · کرخت · کرختگی · کرختی · بیحس
benxi تایوان
benyamin بنیامین بهادری
benzaldehyde بنزآلدهید · بنزالدئید · بنزالدهید · بنزوييك آلدئيد
benzene بنزن · بنزن هگزاكلريد · هگزاكلر · هگزاكلران · هگزاكلروبنزن · هگزاكلروسيكلوهگزان
benzilic اتانول · الکل
benzimidazoles بنزیمیدازولها · آلبندازول · فنبندازول · كمبندازول · مبندازول · پاربندازول
benzine بنزین
benzoic اسید بنزوييك · بنزوییک اسید · جوهر حسن لبه · بنزالدئید · بنزالدهید · بنزوييك آلدئيد
benzoin بریزه · حسن لبه · بنزويين · لبان جاوی · اولئورزینها
benzol بنزین
benzopyrene بنزوپیرن
benzoylphenylureas بنزوییلفنیلاورهها
benzyladenine بنزيلآدنين · بنزيلآمينوپورين
benzylaminopurine بنزيلآدنين · بنزيلآمينوپورين
benzylpenicillin آمپيسيلين · اگزاسيلين · بنزيلپنيسيلين · كلوگزاسيلين · پنیسیلینها
beor باعورا
beowulf بئوولف
bequeath ایراث نمودن · بارث گذاشتن · تخصیص دادن به · میل کردن · وقف کردن · خواستن
bequeathed موصی
bequeathing ایراث · مورث · توریث
bequest ارثيه · فرستاده شده · ميراث · ترکه · موقوفه · وقف
bequests اوقاف · وقفیات
berantevilla برانتبیا
berat برات
berate خطابه گفتن · پرچانگی کردن · گله کردن از · زخم زبان زدن · تازیانه زدن · شکست دادن
berating تقبیح
berber بربری
berberidaceae بربریداسه · تیره زرشک · زرشکیان
berberis بربریس · جنس زرشک · زرشكها · زرشک
berberry زرشک
bercaea بتكريسكا · ليوپيژيا · نئوبليريا · پاراساركوفاگا · سارکوفاگا
berceuse لالایی
bercome رسمیت پیدا کردن
bereave ساقط کردن · محروم کردن · لخت کردن
bereaved بی فرزند · داغ دیدن · داغدار · داغدیده · دلسوخته · فرزند مرده
bereavement باختگی · داغ دل · محرومیت · عزاداری · خاڭ برسری · خاڭ بسری
bereft دل شده ـ دلشده · عقل رفته · داغدیده · محروم · مسلوب · نابسنده
berenices گیسو
berg قطعه عظیم یخ · ناروی · توده یخ شناور · کوه یخ · کوه یخ شناور · نروژ
bergamia ترنج
bergamo برگامو
bergamot ترنج · سوسنمبر · منتا آکوآتیکا · نعناع برگاموت · پونه آبی
bergenia برژنیا
berghei پلاسمودیوم برگئی
bergi سیرتومنوس برژی
bergman ارنست اینگمار برگمن · اینگرید برگمن
beriberi بریبری
bering تنگه برینگ · دریای برینگ
berkeley آزمایشگاه ملی لارنس برکلی · بیاسدی · جرج برکلی
berkeleyi میکوسفرلا برکلهای · سركوسپورا پرسوناتا · سركوسپوريديوم پرسوناتوم · فئوييساريوپسيس پرسوناتا
berkelium برکلیم
berkley الیزابت برکلی
berkshire برکشایر هاتاوی
berlandieri آکاسیا برلاندیری · ویتیس برلاندیری
berlin ایروینگ برلین · برلن · برلين شرقي · برلين غربي · برلین · برلین شرقی
berlinese مملکت المان · آلمان
berlioz هکتور برلیوز
berlusconi برلوسکونی · سیلویو برلوسکونی
bermecides برمکی
bermuda برمودا · مثلث برمودا · سينودون پولهوانسياي · سینودون داکتیلون · علف باهاما · علف برمودا
bermudan دلار برمودا
bern برن
bernal جان دزموند برنال
bernard برنار دیومد · برنار لاما · برنارد لوئیس · برنارد کوشنر
bernardo برناردو برتولوچی
berne برن
bernedo برندو
bernhard برنهارت ریمان
bernice برنیس منوچهریان
bernoulli دانیل برنولی
bernouse برنس
bernstein ادوآرد برنشتاین
berries حبوب · ستهها · ميوههاي ستهاي · نيامكها · شفت · میوههای نرم
berry انگرده · تمشك جنگلی · حبة · سته · گیله · حبه
berseem تریفولیوم الکساندرینوم · شبدر برسيم · شبدر مصري
berserk شوریده · دیوانه · آشفته
berserker شوریده
berth خوابگاه کشتی · موقعیت · پهلوگرفتن · یادداشت مختصر · اجازه نامه · لنگر انداختن
berthaultii سولانوم برتولتیای
berthe برت موریسو
berthollet کلود لویی برتوله
bertholletia برتولتیا · برتولتیا اکسلسا
bertolonii آلیسوم برتولونیای
bertolt برتولت برشت
bertolucci برناردو برتولوچی
bertrand برتراند راسل
beruntung بوکیت برونتونگ
berus مار جعفری
beryl سنك ترشیش · یاقوت کبود · باقوت ازرق
beryllium بریلیم · بریلیوم
berytidae بریتیده
besar پادانگ بسار
beseech التماس کردن · نیاز آوردن · نیاز کردن · سوگند دادن · لابه کردن · قسم دادن
beseeched ملتمس
beseeching ارتجاء · التماس
beseem درخور بودن · مناسب بودن
beset حسرت زده · مزین کردن · احاطه کردن · معترض شدن · لخت کردن · تحریک کردن
beside در جنب · خارج از موضوع · قعید
besides از طرفی هم · بعلاوه · بعلاوۀ · جز · ماسوای · ماوراء
besiege حصار کردن · حصر نمودن · محاصره کردن · احاطه کردن
besieged حصاری · قلعه نشین · محصور
besiegement محاصره
besieger محاصر
besieging محاصر · محاصره
besmear اندودن · قیر اندود کردن · خاکی کردن · مالیدن
besmeared قیر اندود
besmirch بد نام کردن · بدنام کردن
besna ذرت هند جنوبي · ارزن انگشتی
besnoitia بسنوییتیا
besom جارو
besot خرف کردن · مست کردن
besotted شيفت · مبهوت · مسحور · مسموم شده · جادو شده · هوسباز
bespatter پاشیدن
bespoke سفارشی · قراردادی · نامزد شده
bespoken قراردادی · نامزد شده · سفارشی
besprinkle آب زدن · گلاب پاشیدن · گل مالی کردن · پاشیدن
bess سنۀ جرت مئه
bessel فردریش بسل
besserwisser مرد رند
besseyi آفلانکوییدس بسهای
bessus بسوس
best احسن · با احترام · بار کج بمنزل نمبر سد · بزرگترین · بست بای · بسیار عالی
bestial نامعقول
bestialization تنزل
bestow ارزانی داشتن · ارزانی فرمودن · ارزانی کردن · ایثار نمودن · بخشش کردن · عطا فرمودن
bestowal بخشش · دهش
bestowed استعدادی · لدنی · مبذول
bestower وهاب · جان بخش · دهنده
bestowing اعطاء · بذل · جان بخش · منان
bestowment بخشش
bestows تاج بخش
bestrew پوشاندن
bestseller پرتیراژترین کتاب
bet شاباک · شرط بستن · شرط بندی کردن · گرو بستن · زدن توپ · شرط
beta بتا · بتا آمیلاز · بتا لاکتوگلوبولین · بتا ولگاریس · بتا گالاکتوزیداز · بتا گلوکاناز
betacea سیفوماندرا بتاسئا · گوجهفرنگی درختي
betae اریزیفه بتائه · رامولاريا بتائه · فوما بتائه · پلئوسپورا بتائه · پگومیا بتائه · رامولاریا بتیکولا
betaine اكسينورين · بتائین · بتانين · ليسين · گليسينبتائين
betake توسل جستن · توسل کردن · فرار اختیار کردن
betanin اكسينورين · بتائین · بتانين · ليسين · گليسينبتائين
betel تانبول · تنبول · پوپل · درخت فوفل · فوفل · پان
betelgeuse ابطالجوزا
bethe هانس بته
bethlehem بیت اللحم · بیت لحم · بیتلحم
bethylidae بتیلیده
beticola رامولاریا بتیکولا · سرکوسپورا بتیکولا · رامولاريا بتائه
betide در رسیدن · اتفاق افتادن
betimes زود · بزودی
betise حماقت
betle پیپر بتل
betoken حاکی بودن · دلالت داشتن · شگون داشتن · نشانه بودن · قبلا اعلام کردن
betonica برطانیقی
betony بتونیقه · بطونیکا · برطانیقی
betray لو دادن · خیانت کردن · غدر کردن · فروختن · مغبون کردن · فریفتن
betrayal لو · خیانت · پیمان شکنی
betrayed مغدور · گیر افتادن
betrayer سپارنده · پرده دار · خیانتکار · خائن · فضول · مخبر
betraying پرده دری · لو
betroth تعهد دادن · متعهد شدن · نامزد کردن
betrothal نامزدی · وفا · عروسی · وفاداری
betrothed خطیب · خطیبه · نامزد شده · قراردادی · نامزد · عروسی
better افضل · بختر · بهبودن · بهتر · بهترشدن · بهترك
betterment بهتری · بهبود · اصلاح
betting شرط بندی · احتمالات · شانس · عدم توافق
betula بتولا · بتولا آلبا · بتولا آلگانیانسیس · بتولا تورتوزا · بتولا لوتئا · بتولا ماگزیموویکزیانا
betulaceae بتولاسه · توسیان · تیره توس
betulus کارپینوس بتولوس
between آشتی دادن · ارتباط بین جانوران · بین · تبعیض کردن · تفکیك نمودن · توسط کردن
bevel اریب سازی · رنده کردن · گونیا · پخ · تراش
beverage اشامیدنی · افس · صنعت آبميوه · صنعت نوشابهسازی · محصولات گیاهی نوشیدنی · نوشابه
beverages آشاميدنيها · نوشیدنیها · نوشیدنیهای الکلی · نوشیدنیهای کاکائویی · نوشیدنیهای کربندار · آشاميدني شكلاتي
beverly بورلی هیلز
bevvy نوشابه · نوشيدنی · مشروب · اتانول · الکل
bewail تاسف خوردن · سوگواری کردن
beware هلا · پرهیختن · الا · بر حذر بودن · حذر کردن · زنہار
bewaring حذر
bewhiskered ریشو
bewil اندرواژ · اندروای · اندروا
bewilder لال کردن · بهت زده کردن · بیهوش کردن · متحیر شدن · مبهوت کردن
bewildered سردر گم شدن · کالیو · سردر گم · سرگشته · حیرت اده · گیج
bewilderment سرگشتگی · دهشت · دست پاچگی · سردرگمی · گیجی · حیرت
bewitch افسون کردن · جادو زدن · جادوکردن · فساییدن · مسحور شدن · هیپنوتیزم کردن
bewitched سحر زده · مسحور
bewitching تسحیر · جادوفریب
bewitchment سحر · جادو
bewitehment جادو گری
bey بگ
beyhaqi ابوالفضل بیهقی
beylagan بیلقان
beyoad فوق الحد
beyoncé بیانسه
beyond آن سوی نامرئی · از حد بیرون · بیرون از حد · بیچون وچرا · جرم گرفته بود · خارج از وصف
beyrout بیروت
bezel بادامه · نگین · پخ · هنجار · پخ دادن
bezhta اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی
bezoarstone زهرمہره · پادزهر
bha هيدروكسيانيسول بوتيلهشده
bhagavad باگاوادگیتا
bharat بهارات راتنا
bharatiya حزب خلق هند
bharti ارزن خاكي · ارزن خاكي ژاپني · اکینوکلوآ فرومنتاسئا · پانيكوم فرومنتاسئوم · پانيكوم كروس گالي
bhc بنزن هگزاكلريد · هگزاكلر · هگزاكلران · هگزاكلروبنزن · هگزاكلروسيكلوهگزان
bhi زمانی خشو هم عروس بود
bhili دوناگری
bhindi بامیه
bhojpuri بوجپوری · ترینیداد و توباگو
bht هيدروكسيتولوئن بوتيلهشده
bhubaneswar هند · هندوستان
bhutan بوتان · وقت بوتان · پادشاهي بوتان · پادشاهی بوتان
bhutanese انگولتروم بوتان
bhutani پاکستان
bhutto بلاول زرداری · بینظیر بوتو · ترور بینظیر بوتو · ذوالفقار علی بوتو
bi بیسموت
biacetyl بياستيل · دیاستیل
bias تعصب · خسارت وضرر · طرفدارى · ویژه گی جبران اشتباه نورسنج · پیش داوری · تبعیض
biaxial دومحوره · دومحوری
bib بربند · پیش بند · سینه بند
bibi بیبیخانم استرآبادی · مختاران بیبی
bibionidae بیبیونیده
bible الکتاب · انجیل · انجیل شیطانی · کتاب مقدس · کمربند انجیلی
bibliemancy فال گرفتن
bibliography فهرست کتب · فهرست کتب مربوطه
biblioklept دزد کتاب · کتاب دزد
bibliomancy تفأل · تفال با کتاب · سرکتاب
bibliomania جنون کتاب · عشق جمع آوری کتب
bibliophile دوستدار کتاب · عاشق کتاب
bibliopole دلال کتب عتیقه
bibliothec کتابدار
bibliotheca مجموعه کتب · کتابخانه
bibliotherapy چامه سرایی
bibos بوس گائوروس · بيبوس گائوروس · گاوميش وحشي هندي · گائورها
bicarbonate بیکربنات · سدیم بیکربنات · جوش شیرین
bicarbonates بیکربناتها
bicentenary دویست ساله
bicentennial دویست ساله
bicentric دارای دومرکز
bicephalous دو سر ـ دو سره · دوسر · ذورأسین
biceps عضله بازو · عضلۀ ذو رأسین · ماهیچۀ دو سر
bichromate پتاسیم دیکرومات
bichrome دورنگ · دورنگه
bicker جنجال کردن · پرخاش کردن · کدورت · ستبزه کردن · ستیزه کردن · محاجه کردن
bickering کدورت · هم ستیزی · مشاجرة · مشاجره
bickern سندان دو کره · سندان دوکره
bickie بیسکویت
bicky بیسکویت
bicolor آندروپوگون سورگوم · ارزن سفيد هندي · دورنك · ذرت خوشهاي شيرين · ذرت خوشهاي غلهاي · ذرت خوشهاي قندی
bicolored دورنگ · دورنگه
bicolour دورنگ · دورنگه
bicoloured دورنگ · دورنگه
bicorn دوشاخ
bicornous ذو القرنین
bicuspid دو پایه · دو گوشه
bicuspidate دو گوشه
bicycle دوچرخه · دوچرخه موتوری · مسابقه دو چرخه · دوچرخه سواری کردن · رکاب زدن · چرخیدن
bicycler دوچرخه سوار
bicycles دوچرخه ممنوع
bicyclis ایزنیا بیسیکلیس
bicyclist دوچرخهسوار · دوچرخه سوار
bid بترك گفتن · بدرود کردن · بدرود گفتن · تسبیح کرداندن · تودیع کردن · جهانرا وداع گفتن
bidden فرموده
bidder حائز خدا کثر مزایده شدن
bidders مزایده
bidding فرمایش · فرماینده · احضار · تودیع · پیشنهاد مزایده
biddy کلفت · جوجه
bide در انتظار ماندن · تحمل کردن · منزل کردن · وفا کردن · ایستادگی کردن · منتظر شدن
biden جوزف بایدن
bidens بیدنس · بیدنس پیلوزا · جنس دودندان
bidentata مانیلکارا بیدنتاتا · ميموسپوس بالاتا
bidentate دود ندانه
bidet بیده
bidi دو طرفه
bidirectional دو جهتی · دوسویه · دو طرفه
bidlisi شرفخان بدلیسی
bielefeld آرمینیا بیلهفلد
biennial دو ساله · دوساله
biennials دوسالهها
biennis انوترا بیانیس
bier تخت روان · مزار · آب جو · اسب چوبی · نعش · تابوت
biface دورو
bifacial دو رو · دورو
bifasciata کومپریلا بیفاسیاتا
biff پارچه کهنه · منگنه
bifid ذوشفتین
bifidobacterium بیفیدوباکتریوم
biflorus دوليكوس بيفلوروس · دوليكوس يونيفلوروس · ماکروتیلوما یونیفلوروم
bifocal دو دید · عینک دو کانونی
bifoliate دو بر گه
bifurcate دوشاخ · ذوشفتین
big برجسته · بزرك تن · بزرك جثه · بزرگ · بیگ بن · بیگ مک
bigamist مرد دوزنه
bigamy ازدواج با دو زن · دو زن داری
bigarade درخت نارنج · نارنج
bigbellied شکم گنده
bigemina بابزیا بیژمینا
bigfoot پاگنده
biggie فرماندار
bighearted خوش قیافه
bight خلیج بزرگ استرالیا
bigleaf آسر ماکروفیلوم · افراي درشتبرگ · افراي پهنبرگ
biglobosa پارکیا بیگلوبوزا · پاركيا آفريكانا · پاركيای آفريقایی
bigmouthed صدا بلند · گزافه گوی
bignay آنتیدسما بونیوس · بيگناي
bigness کلانی · گندگی · ستبری · بزرگی
bignonia گل شیپوری
bignoniaceae بیگنونیاسه · تیره انار شیطان · تیره جوالدوزک · پیچاناریان
bigot متعصب · کیش
bigoted متعصب
bigotry عصبیت · تعصب
biguttula آمراسکا بیگوتولا
bihar بیهار
bihari بیهاری · دوناگری
bijan بیژن جزنی · بیژن مرتضوی · بیژن نامدار زنگنه
bijani لاله و لادن بیژنی
bijar بیجار
bijou گوهر
bike موتور سیکلت · موتورسيکلت · دوچرخه · دوچرخه سواری کردن · رکاب زدن · شان عسل
biker دوچرخه کوهستان
bikini بیکینی
bikol بیکولی · زبان بیکول مرکزی
bilabial دولبه · ذوشفتین
bilasuvar بیلهسوار
bilateral دوجانبه · دوطرف · دوطرفه
bilaterally دوجانبه
bilawal بلاول زرداری
bilbeis بلبیس
bilberries زغالاخته آبي بوتهبلند · زغالاخته آبي بوتهكوتاه · زغالاخته آبي چشمخرگوشی · سياهكيلهها · زغالاختهها
bilberry زغال اخته
bilderberg گروه بیلدربرگ
bile اسیدهای صفراوی · برسیاه · زرداب · زرده · زهره · سودء
bileduct مجرای صفرا
bilestone سنگ کیسه صفرا
bilge ته کشتی
bilgewater حرف توخالی · حماقت محض
bilharziasis بيلارزياز · شیستوزومیاز
biliary خلط سودئی · زردابی · صفرائی · صفراوی · مراری
bilimbi آوهروآ بیلیمبی
bilineata آلئوکارا بیلینئاتا
bilingual دو زبانه · دو زبانی · دوزبانه · دوزبانی
bilingualism دوزبانگی
bilious زرداب ریز · صفراوی مزاج · محرقه · مزاج صفرائی · زردابی · صفرائی
biliousness ابتلا بصفرا · ناخوشی صعرا · صفراء · صفرابر
bilirubin بیلیروبین
bilisht بیلیشت
biliteral ثنائی · دوحرفه · دوحرفی
bilk کلاه بردار · کلاه سر کسی گداشتن · کلاه کسیرا برداشتن · بی نتیجه گذاردن · زخمی کردن · هیچ کردن
bilkent دانشگاه بیلکنت
bill ادعانامه · بار نامه · بارنامه · برات رؤیت · برك عطر · برنامه حرکت قطار
billboard احتکار · بیلبورد
billed دارای نوک
billet چیله · یادداشت عاشقانه · خوابگاه کشتی · نامه عاشقانه · یادداشت مختصر · اجازه نامه
billfish اردكماهي ساري · ماهي درازپوزه · ماهي ساري · ماهي پوزهسوزني · ماهيان نيمنوك · نيزهماهي
billfold کیف جیبی · کیف پول · کيف اسناد · کيف پول
billiards بیلیارد
billie بیلی هالیدی
billing صدور صورتحساب
billings بیلینگز
billingsgate فحاشی
billion بیلیون · تریلیون · ملیار · ملیارد · میلیارد · میلیای
billionaire میلیاردر
billiton بانگکا · بليتونگ · بيليتون
billow خیزاب · عباب · موج بلند · موج
billowing مواج
billows موج حیز
billowy موج زن · مواج
billy بز نر · بیلی آیدل · بیلی وایلدر · تگه · شاک · مخفف نام
billygoats بزهای نر
billystick باتون · مخفف نام · همدم · برادر
biloba ايپومئا بيلوبا · بیلوبا · مايدنهير · ژنکگو بیلوبا · ژنگو
biloxi آمریکا · امريکا · اتازونی · ايالات متحده امريک · ایالات متحده آمریکا
biltmore عمارت بیلتمور
bimaculatus گریلوس بیماکولاتوس
bimana حیوانات دو دست
bimanous دو دست
bimaristan بیمارستان
bimester دوماه · مدت دوماه
bimillenary دو هزار ساله · شامل دو هزار
bimillennium دو هزار ساله · شامل دو هزار
bimlipatim كنف دكن · هیبیسکوس کانابینوس
bimonthly ماهی دوبار
bin تغار · ریختن زباله در زبالهدان · سطل خاکروبه · کته · کنور · سطل زباله
binalud کوه بینالود
binary دو تایی · دو جزئی · دودويی · دودویی · رقم دودویی · رمز دودویی
binayaya آنتیدسما فروتسانس · بيگنايايا
bind ارتیاط دادن · التزام گرفتن · جلد کردن · طناب پبچ کردن · متمسک شدن · مقید کردن
binder صحافی کردن
binding الزام آور · الزامآور · تجلید · تقیید · ظرفیت اتصال آب · پروتئينهاي انتقالي
bindweed جنس پیچک · خو · عشقه · لبلاب · پيچك · علیق
binge شراب خواری · عیاشی · پر خوردن · اشباع شدن · اقناع شدن · ریخت و پاش
bingham هیرام بینگهام
bini بینی
binoche ژولیت بینوش
binocs دوربین
binocular تلسکوپ البیتی · دوربین دوچشمه · دوچشمه
binoculars تلسكوپ · دوربین · اختربین · تلسکوپ
binomial دو جمله ای · نام علمی
binotalis کروسیدولومیا بینوتالیس
bins صندوقها
bint زينب
bintan بینتان
bioaccumulation تجمع زيستي · زيستتجمع · زيستتغليظ · زیستانباشتگی
bioassays زيستآزمونها · زیستسنجشها
bioavailability دسترسی زیستی · زیستدسترسی · فراهمی زیستی
biocatalysts زیستکاتالیزگر تثبیتشده · زیستکاتالیزگرها · کاتلیزگرهای زیستی
biocenosis جوامع زيستي · سازگان زیستی · مجموعههاي بومشناختي · زیهامی
biochemical آرايهبندي زيستشيميايي · تاکسونومی شیمیایی · خواست اکسیژن زیستشیمیایی · راههای زیستشیمیایی · راکتورهای زیستی · زيستلايهها
biochemist متخصص شيمی حياتی و آلی
biochemistry بیوشیمی · زیست شیمی · زیستشیمی · سلولشيمي · شيمي زيستي · گياهشيمي
biochemists زيستشيميدانان · شیمیدانان
bioclimate اقليم گياهي · زيستاقليم · گياهاقليم · ریزاقلیم
bioclimatology اقليمشناسي كشاورزي · ديرينهاقليمشناسي · دیرینهاقلیمشناسی · زيستاقليمشناسي · گياهاقليمشناسی · اقلیمشناسی
biocoenosis زیهامی · جوامع زيستي · سازگان زیستی · مجموعههاي بومشناختي
bioconcentration تجمع زيستي · زيستتجمع · زيستتغليظ · زیستانباشتگی
biocontrol زيستكنترل · كنترل بومشناختي · فنون زيستي · کنترل زیستی
bioconversion زیستواگردانی
biodegradability زیستفروزینشپذیری
biodegradation زیستفروزینگی · فروزينگي ميكروبي · پوسيدگي
biodetectors حسگرهای زیستی · زيستكاوشگرها · زیستحسگرها · زيستشناساگرها
biodeterioration زیستتباهی · پوسيدگي
biodiversity تنوع زیستی · زیستگوناگونی · گوناگوني بومسازگان · گوناگوني زيستي · گوناگوني گونه
biodynamic زراعت زيستپويا · کشاورزی زیستپویا
bioenergy انرژی زیستی · بیوانرژی · زیستانرژی
bioengineering بیوتکنولوژی · زيستفنون · زيستمهندسي · زیستفنشناسی · فناوری زیستی · مهندسي زيستمولكولي
bioethics اخلاق زيستی
biofertilizers زیستکودها · کودهای زیستی
biofilm راکتورهای زیستی · زيستلايهها · زيستواكنشگاههاي نوري · شيميايستانهها · واكنشگاه بستر سيال · واكنشگاههاي زيستشيميايي
biofilms زيستلايه · مواد بستهبندي خوراكي · پوششهاي خوراكي · آلودگي باكتريايي · آلودگي قارچي · آلودگي كپكي
bioflavonoids آپيژنین · ايزوفلاونها · بيوفلاونوييدها · سيليمارين · فرمونونتين · فلاونها
biofuels زیستسوختها · سوختهاي زيستتوده · سوختهای زیستی
biogas بیوگاز
biogenesis بیوژنز · تکامل حیات · پیدایش حیات
biogenic آمینهای زیستزاد
biogeny تکامل حیات · پیدایش حیات
biogeochemical چرخه زيستزمينشيميايي · چرخه غذايي در بومسازگانها · چرخهداربودن
biogeographic مناطق زياگيتاشناختي · مناطق زيستجغرافیایی · مناطق زیستگیتاشناختی · مناطق گياهگيتاشناختي
biogeography زیستگیتاشناسی · جغرافیای جانوری · جغرافیای گیاهی · زياگيتاشناسي · گياهگيتاشناسي · گيتاشناسي جانوري
biographer تذکره نویس · شرح حال نویس
biographies زندگینامهها · زندگینامههای خودنوشت · سوگنامهها · سرگذشت
biography بیوگرافی · تاریخچه زندگانی · تاریخچه زندگی · تذ کرۀ الشعراء · تذکره · ترجمۀ احوال
bioindicators زيستشناساگرها · ميزبانهاي شناساگر · جانوران شناساگر · شناساگرهاي خاك · شناساگرهاي زيستشيميايي · نشانگرهاي زيستي
bioinformatics علوم رایانه · علوم کامپیوتر
biolistics بیولیستیک
biological آلودگی زیستی · آهنگ روزانه · آهنگ شبانهروزي · آهنگهای زیستی · ارزش زيستي پروتئين · ارزش پروتئين
biologically فراوردههاي رشد زيستشناختي · فراوردههای رشد آلي · فراوردههای رشد زیستی · فراوردههای زیستی · زیستفراوردهها
biologist زیستشناس
biologists زیستشناسان · بافتشناسان · كالبدشناسان
biology بیولوژی · بیولوژی دریا · بیولوژی مولکولی · زيستشناسي جانوري · زيستشناسي شیلات · زیست شناسی
bioluminescence زیست تابی · فسفرافكنی
biomagnification تجمع زيستي · زيستتجمع · زيستتغليظ · زیستانباشتگی
biomass زیتوده · زیستتوده · گياتوده · زیستسوختها · سوختهاي زيستتوده · سوختهای زیستی
biomedical بیوتکنولوژی · زيستفنون · زيستمهندسي · زیستفنشناسی · فناوری زیستی · مهندسي زيستمولكولي
biomedicine زیستپزشکی
biometeorology زيستهواشناسي · هواشناسي جنگلي · هواشناسي كشاورزي · هواشناسی
biomethanation زیستمتانسازی · تخمیر متان
biometry زیستسنجی · بیومتری · مردمشناسي
biomolecular بیوتکنولوژی · زيستفنون · زيستمهندسي · زیستفنشناسی · فناوری زیستی · مهندسي زيستمولكولي
biomphalaria بیومفالاریا · بیومفالاریا گلابراتا
bionomics اکولوژی · زيستشناسي محيط زيست · علوم بومشناختي · بومشناسی
biont سلول
biopesticides آفتکشهای زیستی · زیستآفتکشها
biophysics زیستفیزیک · علم بیوفیزیک
biopolymers بیوپلیمرها · زیستبسپارها · سابرين
bioprobes حسگرهای زیستی · زيستكاوشگرها · زیستحسگرها · زيستشناساگرها
bioproducts زیستفراوردهها · فراوردههاي رشد زيستشناختي · فراوردههای رشد آلي · فراوردههای رشد زیستی · فراوردههای زیستی
biopsy بافت برداری · بافتبرداری · بیوپسی
bioreactors زیستواکنشگاهها · راکتورهای زیستی · زيستلايهها · زيستواكنشگاههاي نوري · شيميايستانهها · واكنشگاه بستر سيال
bioregulators تركيبات ريشهدواني · تنظيمكنندههاي رشد گياه · زيستتنظيمگرها · عوامل رسش · هورمونهاي رشد گياه · هورمونهاي گياهي
bioremediation درمان زیستی · درمان گياهي · زيستجذبي
bioresmethrin بیورسمترین
bios بایوس · سیستم ابتدایی ورودی خروجی
biosafety زیستامنیت · امنيت زيستفناوري · امنيت زيستي
bioscope فیلم
bioscrubbers زيستگازشويها · گازشویها
biosensors زیستحسگرها · حسگرهای زیستی · زيستكاوشگرها · زيستشناساگرها
bioshock بایوشاک
biosorption درمان زیستی · درمان گياهي · زيستجذبي
biosphere ذخایر زيستكره · زيست كره · زیست کره · پاركها · پارکهای حیات وحش · ذخایر طبیعی
biosteres بیوسترس · بیوسترس لونژیکوداتوس · دياكاسميمورفا لونژيكوداتا
biosynthesis بیوسنتز · بیوسنتز اوره · زيستسنتز پروتئين · زیستسنتز · زیستسنتز اوره · سنتز پروتئین
biosystematics بیوسیستماتیک · زيستردهشناسي · زیسازگانشناسی
biota زیوگان
biotechniques بیوتکنولوژی · زيستفنون · زيستمهندسي · زیستفنشناسی · فناوری زیستی · مهندسي زيستمولكولي
biotechnological امنيت زيستفناوري · امنيت زيستي · زیستامنیت
biotechnology بیوتکنولوژی جانوری · بیوتکنولوژی گياهي · زیستفناوری · زیستفناوری جانوری · زیستفناوری گیاهی · بیوتکنولوژی
biotests زيستآزمونها · زیستسنجشها
biotic استرس · تنش نازيو · ديسترس · فاكتورهاي تنش فيزيكي · تنش
biotin بیوتین · ويتامين اچ
biotite بیوتیت
biotopes بیوتوپها · زیستجایها
biotoxins زيستتوكسينها · توکسینها
biotype زیست گروه · همجنس · ژنوتیپ
biotypes بیوتیپها · زیستمونهها
bipartite دارای دوقسمت · دو جزئی
biped حیوان دو پا · دوپا
bipeds حیوانات دو پا
bipetalous دو بر گه
biphenyl بیفنیل · ديفنيل
biphenyls بیفنیلهای چندکلردار · پليكلروبيفنيل
bipinnatus کوسموس بیپیناتوس
biplane طیارۀ دو باله · هواپیمای دوباله
bipolar اختلال دوقطبی
bipolaris بیپولاریس · بيپولاريس سوروكينيانا · بيپولاريس مايديس · دركسلرا مايديس · هلمينتوسپوريوم مايديس · کوکلیوبولوس ساتیووس
bipunctata آدالیا بیپونکتاتا
biquadratic قوه چهارم
birch توس · غان · بتولا · بتولا نانا · بتولا پاپیریفرا · توس قايق كوچك
bird آشیانههاي پرنده · اشکره · جارحه · جاغر · جعبههاي لانه · جیگر
birdbrain پسربچه
birdcage قفس
birdcall صدای پرنده
birdcatcher سله دار
birdfancier مرغ باز
birdfancying مرغ بازی
birdhouse قفس
birdie مرغك · ماکو · مرغ · جوجه
birdlime چسب
birds اسپخول · با یك تیر دو نشان زدن · برای پرندگان · بیك کرشمه دو کار · طیوری · منطقالطیر
birdseed غذای پرندگان
birdsfoot بندواش · لوتوس کورنیکولاتوس
birdsong صدای پرنده · ترانه · آهنگ
birjand شهرستان بیرجند
birl مشروب خوردن · ریختن
birling همکاری متقابل
birmingham دانشگاه آلاباما در برمینگام
birnaviridae بیرناویریده
birnavirus بیرناویروس
birr بیر اتیوپی · صدای وزوز · عجله وسرعت · غر · پروازکردن · تند باد
birrea پوپارتیا بیرئا
birrs بیر اتیوپی
birth استخوان بزرك · اصل زاده · برهزايي · بزرك زادگی · بزغالهزايي · تعداد موالید
birthday تولدت مبارک · جشن تولد · روز ولادت · زادروز · لخت مادرزاد · میلاد
birthmark خال مادر زادی · خال گوشتی
birthplace رودك · زاد بود · زاد بوم · زادبوم · زادگاه · منشا
birthrate تعداد موالید · میزان موالید · باروری
birthright حق ار شدیت · حق نخست زادگی
births تولدهای چندتایی · مولدات · تولههای همزاد
birthwort ارسطلوخیا
birthworth زروند
biryani بریانی
biscay بیسکای · خلیج بیسکای
biscayne پارک ملی بیسکین
biscuit بيسکويت · بکسمات · بیسکوئیت · بیسکویت · خشك نان · سوخاری
biscuits بیسکوئیتها
bisect تنصیف کردن
bisecting منصف
bisection تنصیف · دو بخشی
bisector منصف
bisectrix خط تاصف
bisexual دو جنسه · دوجنسگرا
bisexuality دوجنسگرایی · دوجنسی
bishapur بیشاپور
bishkek بیشکک
bishnupriya بیشنوپریا مانیپوری · زبان مانیپوری
bishop اسقف · الیزابت بیشاپ · خلیفه اعظم · رامك خالدار · سکوبا · فیل
bishopric اسقفی
biskra بسکره
bislama بیسلاما
bismarck بیزمارک · مجمعالجزایر بیسمارک
bismillah بسمالله خان
bismuth بیسموت
bison بیزون · گاو کوهی یا وحشی · گاوميشهاي آمريكايي · بوس گائوروس · بيبوس گائوروس · گائورها
bispinosa سسبانيا آكولئاتا · سسبانیا بیسپینوزا · لوبیای درختی خاردار
bisporus آگاریکوس بیسپوروس
bissau بیسائو
bissextile کبیسه دار · سال کبیسه · کبیسه
biston بیستون
bistort انگبار · انگژد · لفلافه
bistoury کارد جراحی
bistro رستوران
bisulphate گل ترش
bit بیت · ریزه ریزه · زبانه کلید · شکیمه · عمق رقم دودویی · مدنڭ
bita بیتا فرهی
bitartrate بارهء دندان
bitch سك ماده · سلیطه · غر زدن · لاج · لاده · مادر جنده
bitchiness بدخواهی · لج
bite به دندان گرفتن · توت فرنگى · خشانیدن · خوراک مختصر · دندان زدن · دندان گرفتن
bitertanol بیترتانول
bites نيشزدگيهاي حشره · نیشزدگیها · گزيدگي توسط جانوران
bithionol اكسفندازول · اكسيكلونازيد · بوناميدين · بيتيونول · داروهاي كرمكش · داروهای ضدكرم
biting دژن · عقور · گزان · گزنده · تريكودكتس · تندمزه
bitlis استان بتلیس · بتلیس
bitlocker قفل کننده بیت · پنهانی کردن گرداننده قفل کننده بیت
bitmap نقش نقطه ای
bitola بیتولا
bits بیت در ثانیه · بیت
bitstock مته
bitten سك گزیدء · کژدم زده · گزیده
bitter آه سرد · اشك تلخ · اشك خونین · ترکیبات تلخمزه · تلخ · تلخناك
bitterbrush پورشیا تریدنتاتا
bitterly زار زار · های های · های های گریستن · گریستن · زار
bittern بوتیمار · سنك خوار · سنك خور · غمخورك
bitterness تلخی · رنجش · حمز · زردی · یرقان · خشم
bittersweet تلخ وشیرین
bitterweed گل گاو زبان · گاوزبان
bittorrent بیتتورنت
bitumen قیر طبیعی · حمر · شبدر بيتومن · قیر · پسورالئا بیتومینوزا · آسفالت
bituminosa شبدر بيتومن · پسورالئا بیتومینوزا
bitylenchus بيتيلنكوس دوبيوس · تیلنکورنکوس دوبیوس
bivalve دو لته · دوکپه
bivalved دو لته
bivalves دوكفهايها · دوکفهییان
bivalvia دوكفهايها · دوکفهایها · دوکفهییان
bivouac اردو زدن · خیمه برپا کردن · منزل دادن · اردوگاه
bivouacking قرار گاه
bixa آناتو · بیکسا · بیکسا اورلانا
bixaceae بیکساسه
bixente بیکسنته لیزارازو
biyearly دوساله
biz کسب و کار
bizarre برفکی · بیگانه وار · فلسی · عجیب و غریب · پوسته پوسته · عجیب
bizet ژرژ بیزه
bizkit لیمپ بیزکت
bizone پیوند دوگانه
bjerkandera بژرکاندرا
blab فضولی کردن · پرگویی کردن · گستاخی کردن · فاش کردن
blabber فضول · پرگویی کردن · مخبر · فضولی کردن
blabbermouth وراج · حرف
blabbermouthed صدا بلند · گزافه گوی
blabbing فراخ دهن · فضولی
blabby صدا بلند · گزافه گوی
blaberidae بلابریده
blaberus بلابروس · بلابروس دیسکوییدالیس · بلابروس کرانیایفر
black آبنوسی · اتش · اتومبیل پلیس · ادهم · اسود · اسوداد
blackamoor بمباسی · سیاهپوست
blackball منفی کردن · به استثنا · بجز
blackbeetle جعل
blackberries تمشکها · تمشکواران
blackberry بلکبری · توت جنگلی · توت سیاه · توت سیاه ـ سیاه توت · شاه توت · شاهتوت
blackbird توکا · توکای سیاه · ترقه
blackbirds توکاهای سیاه
blackboard تخته سياه · تخته سیاه · تخته
blackbody جسم سیاه
blackbone مازه
blackcherries آلوبالوئی
blackcherry آلوبالو
blacken سیاه کردن
blackened سیاه شدن
blackening تسوید
blackflies سياهمگسها · سیاهپشگان · پشههاي گاوميش
blackguard سگ شکاری · فحاشی کردن به · برشته شدن · فریاد زدن · مرز گذاشتن · چنگ زدن
blackhead چربی دانه
blackie بلکی لاولس
blacking واکس
blackish سیا چرده · سیاه فام · سیاهك · سیه چرده · عودی · غلیزن
blackjack شنگول · عصاره · شیره · خون
blackleg شاربن علامتی · پوست زخم · گر
blacklist فهرست سیاه · کتاب سیاه
blackmail باج سبیل · باج سیل · شانتاژ · تهدید · رشوه
blackmailer اخاذ · کلاش
blackness سیاهی · سودء
blackout فراموشی · نسیان
blackseed سیاهدانه
blacksmith آتشکار · آهنگر · آهنگری · نعلبند
blackthorn هلاله · پرونوس اسپینوزا · گوجه وحشی
blackwash ترور
blackwell الیزابت بلکول
blackwood ساج بمبئي · ساج هندي شرقي · آبنوس سنگال · آکاسیا ملانوزیلون · آکاسیا ملانوگزیلون · دالبرژیا لاتیفولیا
blad داغسر
bladder آبدان · آبدانك · ابدان · التهاب لگنچه · انسداد پيشابراهي · باد کنك
blade برق یمانی · بلید رانر · تیغ · خودتراش · شمشیر آبدار · لیسه
bladed تیغه دار
blagoevgrad بلاگووگراد
blah سخن گزاف · کتان · یاوه سرایی · بیهوده گویی · مبالغه
blain تاول · کورک
blair تونی بلر
blaise بلز پاسکال
blake ویلیام بلیک
blakelyi اوکالیپتوس بلاکلیای
blakeslea بلاكسلئا · کوآنفورا
blakey آرت بلیکی
blamable مذموم
blame انتقادکردن · بی برگ · توسح کردن · ذأب · ذم کردن · سر در گم
blameable قابل ملامت
blamed ملامت بردن · نکوهیده · بی برگ · سر در گم
blameless بی لکه · منزه
blamer قادح · لائم · لوام · ملامت گر
blameworthy ذمیم · ذمیمه · قصور مند · نکوهیده
blaming اغماز · تعنیف · ذأب · مذمت · ملامت
blanc لوران بلان · مون بلان
blancardella فیلونوریکتر بلانکاردلا
blanch رنگ رفتن
blanche اختیار تام · اختیار نامحدود · کارت بلانش · کارت سفید · کاغذ سفید
blanched دارای رنگ خاکستری · شبیه خاکستر · خاکستری
blanching سپیدسازی
blanchot موریس بلانشو
blancoi پتروكارپوس بلانكويي · پتروكارپوس ويداليانوس · پتروکارپوس اندیکوس
bland بی مزه · شیرین و مطلوب · با سیاست · سیاس · ملایم · نجیب
blandish نواختن · چاپلوسی کردن · نوازش کردن
blandisher نازکش
blandishment جان نوازی · نوازش · نوازندگی · چاپلوس · تملق · چاپلوسی
blandness بی مزگی
blaniulus بلانیولوس · بلانیولوس گوتولاتوس
blank توپ هوایی · توپ پنبه ای · سفید گذاردن · سپیدی · شعر منثور · شعر منشور
blanket پتو · گلیم · پوشاندن · روکش · مایه یاس
blankness سپیدی · سفیدی
blanqui لویی اگوست بلانکی
blaps خرچسنه
blare بافریاد گفتن · جار زدن · صدای شپور · طنین افکندن · بانگ
blaring طنین افکندن · بانگ
blarney خر کردن · ریشخند · نوازش کردن · چاپلوسی
blaspheme فحش دادن · کفر گفتن
blasphemer کفر گوی · کفرگو
blasphemous کفری · کفر آمیز
blasphemously کافرانه
blasphemousness کافری
blasphemy اکفار · توهین به مقدسات · کفر · کفرگویی · بی احترامی بمقدسات · کفر گفتن
blast باد خورده · باد خوردگی · مزمزه · کوره ذوب آهن · بادزدگی · بافریاد گفتن
blasted باد خورده · بی برگ · سر در گم
blaster کرم بلستر
blasting خانمان برانداز
blastocladiales بلاستوكلاديالها · بلاستوکلادیالز
blastocyst بلاستوسیست
blastocystis بلاستوسیستیس
blastocysts بلاستوسيتها · تروفوبلاستها · رویانهای جانوری
blastogenesis ایمنی سلولی · بلاستوژنز · تراريختي لنفوسيت · تكثير لنفوسيت · فعالسازي لنفوسيت · ایمنی به واسطه سلول
blastomyces بلاستومیسس
blastomycetes بلاستوميستها · دوترومیکوتینا · سلوميستها · قارچهاي ناقص · هيفالز · هيفوميستها
blastophagus بلاستوفاگوس پينيپردا · تومیکوس پینیپردا
blastoschizomyces بلاستوشیزومیسس
blasts بلاستها · بادزدگی
blat نعره زدن
blatancy سروصدا
blatant انگشت نما · اشکار
blate روح مرده · عاری از احساسات · خجول · نعره زدن
blatta بلاتا · بلاتا اوریانتالیس
blattaria بلاتاریا · سوسكهاي حمام
blattella بلاتلا · بلاتلا ژرمانیکا
blattellidae بلاتلیده
blattidae بلاتیده
blaze افروختگی · تشعشع · درخشندگی زیاد · زبانۀ آتش · شعله کشیدن · علو
blazers پورتلند تریل بلیزرز
blazing اشتعال · شعله بار · شعله زن · توقد · خیره کننده · دریده
blazon جلوه دادن · اعلام کردن
blažević چیرو بلازویچ
bleached چلوار · رقیق · مغز بادام
bleacher گازر
bleaching تبیض · رنگبری · گازری
bleak بی پناه · كولي ايراني · ماهي مرواريد · ماهی درشت قنات · مرواريد ماهي · حزین
bleakness خرابی
blear رمد · رمص · قی گرفتگی
bleared فی دار · قی گرفتن · قی گرفته
blearedness بخ
bleariness رمص
bleary گرفته
bleat بع بع کردن · بع بع · نعره زدن
bleating بع بع · خوار
bleb تاول
bled خون گرفته · رگ زده
bleed ارعاف · حجامت کردن · خو ن آمدن · خو ن افتادن · خون آمدن · خون گرفتن
bleeding خون بواسیری · خون ریزی · خونروي · خونروی · خونريزش · راعف
blemish آك · از شکل انداختن · اسیب · افترا زدن · خسارت واردکردن · خلفت
blemished لکه دار · معیوب
blemishes معایب
blench رنگ رفتن
blend ادغام کردن · قاتی کردن · ممزوج کردن · آمیختگی · مخلوط · مخلوط کردن
blended شکسته بسته · كودهاي شيميايي آميخته · كودهاي شيميايي دوتايي · كودهاي شيميايي مخلوط · کودهای شیمیایی مرکب
blending رنڭ آمیزی · مخلوطسازی · تخلط · آمیختگی
blennioidei بلنیوییدهای
blennorrhœa حرقة البول
blepharitis ورم جفن
bless آفرین خوائدان · آفرین کردن · آفرین گفتن · الحمد لله · برکت دادن · برکتش باخدا است
blessed باد آورد · برکت دار · بهشت نشین · بهشتی · تبارك · خداورند تبارك وتعالی
blessedness طوبی · سعادت ابدی · مبارکی · اموزش
blessing استدعا · بالستن · بالشتن · برکت · تبرکان · تحیت
blest خوشبخت · مبارک · سعید
blet ازگیل
blether پچ پچ · یاوه گویی
bleu جایگزین ارزشیابی دوزبانه
blew شکفت
blewitt بلهويت · رودوپاكسيلوس · لپیستا · ماتسوتاكه
blida استان البلیده
blighia بلیژیا · بلیژیا ساپیدا
blight بادزدگی · زنگار · ژنگه · بلاستها
blighted یرقانی
blighter پسر بچه · مزاحم
blighty پادشاهی متحده · بریتانیا
blimp هواایست · سوسیس
blin بلین
blind ازیك چشم کور · اعمی · بن بست · بوف کور · بی دیده · تہی چشم
blinder مگس پران
blinders تلسكوپ · اختربین · تلسکوپ
blindess بینوری
blindfold چشک بسته
blinding سوگند · نفرین · خیره کننده · دریده · مشتعل · درخشان
blindly علی العمیا · کور کورانه
blindness بی بصیرتی · عمی · نابینایی · کوررنگی · کوری
blinds باد گانه · پنجرۀکرکره ای · کرکره
bling پیازی
blink غمض عین کردن · نادیده گرفته · نگاه مختصر · کورکوری کردن · یک ان · یک دم
blinker چشم بند · چشم یند · مگس پران · پلک چشم · پلک
blinking کورکوری · نادیده گرفته · نگاه مختصر · چشمک
bliss سعادت · سعادتمندی · نادانی سعادت است · سعادت ابدی · نشاط · سرور
blissfulness سعادت · خوشی
blissus بلیسوس · بلیسوس انسولاریس · بلیسوس لوکوپتروس
blissymbols نمادهای بلیس
blister آبله · تاول · تاول زدن · نفطه · ابله
blistered تاول دار · تاول زده · طاول دار · طاول زده
blistering منفط · بداخلاق · کینه جو
blistery طاولی · تاول دار · تاول زده · طاول دار · طاول زده
blithe بی غم · خوش قلب · خوشدل · شاددل · شوخ · نرم وملایم
blithesome بی غم · خوش قلب · شوخ · نرم وملایم · به رنگ روشن · خوشدل
blitz بمباران
blitzkrieg حمله برقآسا
blix توپ
blizzard بوران · کولاک
bloat دودی کردن · نفخ · ماهی دودی
bloater ماهی دودی
blob لکه · قطره · مالیدن
bloc بلوک · بلوک پیشرو سراسری هند · بلوک کرواسی · موضوع · توده
block بلوک سازنده · سبب سقوط · سد کردن · عبارت انسداد · قرار گرفتن · قطعه چوب
blockade راه بندان · سد راه · انسداد · قرار گرفتن · محاصره · مسدود کردن
blockaded حصاری
blockage انسداد
blockboard تختهسیاه
blocked فهرست حوزه های مسدود شده درجه یک · فهرست فرستنده های مسدود شده · کیپ
blockhead بی کله · تپنگوز · دبنگوز · کله پوك · لاک پشت دریایی
blockheaded احمق · کودن
blockhouse سنگر
blocking سد
blockish خشک مغز · ساختمان چهارگوش · خرف · کودن
blocks سازمان دهنده بلوک های سازنده
blocky خشک مغز · ساختمان چهارگوش · خرف · کودن
blog بلاگ · بلاگ نوشتن · وب نوشت · وبلاگ
blogger بلاگر · وبلاگ نویس
bloggs فرد معمولی
blogistan بلاگ · وب نوشت
bloke پسر بچه
blokus بلاکاس
blond آدم بلوند · بلوند · بوری · بور · طلایی
blondie بلاندی
blood اختلالات انعقاد خون · اختلالات خون · اختلالات خونشناختی · اختلالات پروتئین خون · از نژاد اصیل · افزایش فشار خون
bloodbath حجامت · خونریزی
blooded اصیل
bloodhorse حصان
bloodless دارای رنگ خاکستری · شبیه خاکستر
bloodletter رگ زن
bloodletting فصد · حجامت · خونریزی
bloodline نسب نامه · نژاد · تبار · خاندان
bloodmoney خون بہا ـ خونبہا · خون تاوان
bloodshed خو ن خریدن · خونریزی · پنجه بخون تر کردن · کشتگی · خونخواه · خونخواهی
bloodshedder سفاح
bloodshedding خونریز
bloodshot قرمزی
bloodstained خون ریخته · خونی
bloodstone ارغوانی روشن
bloodsucker زلو · زالو
bloodsucking انگلی
bloodthirsty تشنه بخون · خون آشام · سفاک · قرمزى · خونخوار · خونخواره
bloodvessel عرق
bloodvessels رگہای مویی
bloody اسهال خونی · بلودى مارى · خون فشان · خونی · خونین · دموی
bloom اورلاندو بلوم · به به · بهار کردن · شکوفه دادن · شکوفه کردن · عنفوان
bloomer اشتباه احمقانه · اشتباه لپی · شخص بالغ · شرت · ورم
bloomers شلوار
blooming خرم · شكوفهدهي · شکوفه دار · گلآغازي · گلشکفتگی · گلدهی
blooms تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخخيزاب
blooper اشتباه احمقانه · اشتباه لپی · شخص بالغ · ورم
blossfeldiana کالانکو بلوسفلدیانا
blossom بهارنارنج · شکوفه · شکوفه گیلاس · گل دادن · گلبهار · به به
blossoming خندۀ غنچه · شکوفه دار
blot عیب · لک · پرده زدن · ایمونوبلوتینک · تجزيه و تحلیل لكه وسترن · تجزيه وتحليل لكه ايمني
blotch رنگ محو · لکه · خال · دمل
blotches بیماری لکه برگی
blotter جوهر خشک کن · خشك کن · مرکب خشك کن
blotting جوهر خشک کن · ایمونوبلوتینک · تجزيه و تحلیل لكه وسترن · تجزيه وتحليل لكه ايمني · لكهبرداري وسترن
blottingpaper کاغذ آب خشك کن · کاغذ مرکب خشك کن
blotto مبهوت · مسموم شده · مسحور · جادو شده · هوسباز
blouse بلوز · رو لباسی · شومیز
blow باد کردن · بازو خوردن · بزرگ کردن · بسرعت گذشتن · بسط دادن · بینی فشاندن
blowball قاصدک
blower وزنده
blowfish سیگاری · ماهی بادکنکی · پف کننده
blowflies مگسهاي گوشت · کالیفوریده
blowgun تفنك بادی · تفنگ بادی
blowing دمش · فین · منفجر · نفح · نفخه · هبوب
blowjob مک · کیر مکیدن
blown ثمین · دمیده · دمیده شده · ورم کرده
blowout فراری
blowpipe تفنگ بادی
blowtube تفك
blowup بیرون ریزی · فوران · تظاهر · غضب
blowy خوش هوا · شادی بخش · بادی
blub چاق شدن
blubber لب کلفت · چاق شدن · سنگینی · وزن
bludgcon چماق
bludgeon مجبورکردن · چماق · عصا
blue آبی · آنی · ابرغول آبی · افسرده · بنفش رنگ · بکبودی زدن
blueback شگماهي پشتكبود · شاهماهی آمریکایی
blueberries زغالاختهها · زغالاخته آبي بوتهبلند · زغالاخته آبي بوتهكوتاه · زغالاخته آبي چشمخرگوشی · سياهكيلهها
blueberry بلوبری · زغال اخته · قره قاط
bluebottle گل دکمه
bluebunch پسودورگنریا اسپیکاتا
bluecomb ويروس بيماري تاج آبي بوقلمون · ويروس سيالوداكريوآدنيت · کوروناویروس
blueeyed کبود چشم
bluefish ماهی آبیفام
bluegrass علف چمني · پوآ آنوا · پوآ سروتينا · پوآ فرتيليس · پوآ پالوستریس · پوآ پراتنسیس
bluejacket ملوان
blueness زاغی
blueprint برنامه کار
blues ریتم اند بلوز · آیه نحس خواندن · بلوز
bluestoking ادیبه
bluethroat گلوآبی
bluetongue زبانآبی · ویروس زبانآبی
bluetooth بلوتوث
bluff بلوف · توپ زدن · سراشیب · قمپز · قمپز در کردن · قپی آمدن
bluffly گستاخانه
bluffness گستاخی
bluidy خونى · خونین
bluish کبود فام · کبود وش · آبی
blumea بلومئا · بلومئا بالسامیفرا · كونيزا بالساميفرا
blumeria بلومريا گرامينيس · بلومریا · اریزیفه گرامینیس
blumeriella بلومریلا · كوكومیسس
blunder سہو · سہو کردن · هفوه · تخطی · لغزش · لغزش خوردن
blunderbuss قره مینا
blunderer اشتباه کار · قصاب
blunders فلتات
blunt جیمز بلانت · رک گو · صاف وساده · نیرومند · کند · کند کردن
blunted سست رغبت · سیاه دل
bluntness کندی
blur سیاه شدن · بلور · تیرگی · لکه · مات · ابری کردن
blurb تقریظ
blurred گرفته
blurry گرفته
blush رنك آوردن · رنك گذاشتن و رنك برداشتن · روژ گونه · سرخ شدن · شرمنده شدن · عرق خجلت يا انفعال
blusher رنگ نقاشی · سرخاب
blushful باحیاء · خجول
blushing استحیاء · خجول
blushless بیشرم
bluster داد و بیداد · شاطوشوط · پرسروصدا بودن · پهلوان پنبه · گزاف · به رخ کشیدن
blustering غد · پرباد
blusterous پرباد
blustery پرباد
bm افسردگی · دلمردگی · سرافکندگی · براز · مدفوع
bmw بامو
bo انجير هندي · انجیر معابد · پيپول · فیکوس رلیژیوزا · بو
boa اژدر مار
boar بغرا · بوي نامطبوع خوك نر بالغ اخته · خوک نر · گراز · گراز نر · گراز وحشی
board بورد · تابلوی اعلانات · تخته · تخته آشپزخانه · تخته بندی کردن · تخته شطرنج
boarded تخته پوس
boarder شاگرد شبانه روزی · مستاجر
boarding تخته بندی · پانسیون · مهمانسرا
boardingschool مدرسۀ شبانه روزی
boards تخته ای · تخته چوبپنبهاي · تختهبشكه · تختهها · تختههای خردهچوب · تير چوبي ارهشده
boarfish خوك دریایی
boars خوکهای نر
boast بالانیدن · بالیدن · بخود بالیدن · به رخ کشیدن · بیاد دادن · تفاخر نمودن
boaster باد پران · لافزن · باد پر
boastful باد کن · فخور · لافزن · پرمدعا
boastfully جلوه دادن
boastfulness فیس · لاف · غرور
boasting بالنده · بالیدگی · تفخر · خود فڔوش · رجزخوانی · شاه اندازی
boat بلم · زورق · سنبك · قارب · قایق · قایق اژدها
boater قایقران · ناوی · کفگیر · ملوان
boatman کرجی بان · قایقران · ملاح
boatmanship قایقرانی
boats قایقهای ماهیگیری · قایقهای کوچک · کشتیهای ماهیگیری
boaz بوعز
bob آویز · باب آواکیان · باب راس · باب مارلی · باب هپ · باب یانگ
bobbed کل
bobbin قرقرۀ نخ · ماسوره · پیچك · قرقره
bobble اشتباه کاری · مرتکب خطا شدن · اشتباه کردن
bobby بابی جیندال · بابی فیشر · مامور پليس · ژاندرم · آژان · پاسبان
bobcat گربه دمکوتاه
bobcats شارلوت بابکتز
bobin کریستین بوبن
bobtail ابتر · دم بریده · اراذل و اوباش
bobtailed دم کل
bobtailing ابتار
boca باشگاه ورزشی بوکا خونیورس
boccaccio بوکاچیو
boccioni اومبرتو بوتچونی
bocelli آندریا بوچلی
bod کالبدشناسی · تشریح · خواست اکسیژن زیستشیمیایی · نياز به اكسيژن كل · نياز زيستشيميايي به اكسيژن · نياز زيستي به اكسيژن
bodacious سکسی · پررو · برنجی · بی باک · بی پروا · قلب
bode حاکی بودن · دلالت داشتن · شگون داشتن · نشانه بودن · قبلا اعلام کردن
bodegas مخازن · مخزن
bodge مرتکب خطا شدن · اشتباه کردن
bodh انجير هندي · انجیر معابد · پيپول · فیکوس رلیژیوزا · بو
bodice بالا تنه · بربند · یلک
bodied مجسم
bodies آلودگي فيزيكي · اجرام · اجسام · اجسام خارجی · اجسام گلژي · مواد خارجي
bodily بدنا · بدنی · تن آسا · تن آسانی · تن آسای · تن آسایی
boding تبرك · دلهره · تحذیر · فکر قبلی · اخطار
bodkin بند کش · سرخاره · سنجاق زلف · شیپسی · قمه · دشنه
bodo بودو ایلگنر · بودویی
body آب بدن · اتلاف گرماي موجودات زنده · اندازه بدن · اندازههای بدن · بالاتنه · بخشهای بدن
bodysnatcher گورکن
boehmeria الیاف گیاه · بومریا · بومریا نیوئا · علف چینی · رامی
boeing بوئینگ
boeoticum تریتیکوم بئوتیکوم · گندم یونانی
boer ارزن آلماني · ارزن ايتاليايي · ارزن بوئري · ارزن دمروباهي · ارزن سيبريهاي · ارزن فرانسوي
boettcherisca بتكريسكا پرگرينا · بتكريسكا · سارکوفاگا پرگرینا · ليوپيژيا · نئوبليريا · پاراساركوفاگا
bog بطلق · خاکهای گیلابی · خلاش · سیاه آب · لجن زار · گلزار
bogart تو کشیدن · هامفری بوگارت · اغراق
bogey جن · دیو
bogeyman لولو · غول
boggle تامل کردن · مبهوت کردن
boghossian آلن بوگوسیان
bogie چرخ · جن
bogland بطلق · مانداب
bogor بوگور
bogota بوگوتا
bogotá بوگوتا
bogrush کاه مکی · گورگیا
bogs گیلابها
bogu بوگو
bogus نادرست
bogy جن
bohea تئا بوهئا · تئا سينانسيس · تئا ويريديس · كامليا تئا · كامليا تئيفرا · چاي
bohemia بوهم
bohemian بوهمیایی · چک
bohm دیوید بوهم
bohr نیلز بور
bohra مستعلوی
bohrium بوریم · بوهریوم
bohumil بهومیل هرابال
boi جوشاندن · جوشانیدن
boidae افعيان · بوييده · كبراها · كولوبريده · مارها
boil بجوش آمدن · بجوش آوردن · جوش آمدن · جوش آوردن · جوش زدن · جوشان
boiled آب نبات · آب پز · تخم مرغ آب پز · جوشانده · جوشیده · سنك جوش
boiler خاژغان · دیك بخار · دیگ بخار · دیك مس
boilers دیگهای بخار · همه جا · سرتاسر · بالاپوش
boilersuit همه جا · سرتاسر · بالاپوش
boiling آب جوش · آبجوش · از جوش افتادن · جوش · جوشیدن · درجه جوش
boise بویزی · دانشگاه ایالتی بویزی
boisterous خشن وزبر · مفرط · قاه قاه
boisterously قا ه قاه خندیدن · قہقهه زدن · قاه قاه
bojeri استيلوسانتس بوجري · استيلوسانتس موكروناتا · استیلوسانتس فروتیکوزا
bojnourd بجنورد
boke تهوع
bokhara رودك
bokmål بوکسمال نروژی
bola شمشیر
bolaghi تنگه بلاغی
bold اسب افکن · جری · جسارت آمیز · دژ آباد · رست · شپرشکار
boldfaced اشكار
boldly جسورانه · رندانه
boldness تجاسر · جرأت · سرزندگی · پردلی · باس · جرات
bole خاک رس · کل مختوم · گل ارمنی · گل مختوم · گل رس
boletales بولتالز · بولتالها
boletus بولتوس · قارچهای تيرهسر
bolide حجر سماوی · سنك آسمانی
bolivar بولیوار
bolivarian جمهوري ونزوئلا · ونزوئلا
bolivia بوليوی · بولیوی · بولیویا · جمهوري بوليوي · وقت بولیوی
bolivian بولیویانوی بولیوی · پزوی بولیوی · برف
boliviano بولیویانوی بولیوی
bolivianos بولیویانوی بولیوی
boll وش · حباب
bollix مرتکب خطا شدن · اشتباه کردن
bollock بيضه · خايه · خایه · بیضه · تخم
bollocks مرتکب خطا شدن
bollywood بالیوود
bolo قداره · شمشیر
bologna بولونیا · دانشگاه بولونیا
boloney حرف توخالی · حماقت محض
boloorian شیوا بلوریان
bolshevik بلشویک
bolshevise کمونیستی کردن
bolshevize کمونیستی کردن
bolshoi تالار بولشوی
bolster سرربالین · بالش · متکا
bolt زه زدن · قیچی آهنبر · نواریدن · پیچ و مهره · کلون کردن · بیختن
bolting زودرسی
bolton جان بولتون
bolts قطعات جايگزين · پیچ و مہره · قطعات یدکی
bolu استان بولو · بولو
bolyai فورکوش بویویی · یانوش بویویی
bolívar بولیوار ونزوئلا · سیمون بولیوار
bolívars بولیوار ونزوئلا
bomb بمب · بمب خوشهای · بمب ساعتی · بمباران کردن · خمباره · قنبره
bombacaceae بومباکاسه
bombacopsis بومباکوپسیس · بومباکوپسیس کیناتا
bombardier بمب افکن · خمباره چی
bombardment بمباردمان · بمباران · سدبندی · حمله
bombardon توب
bombast گزاف گویی · سخن گزاف · پوشال · کتان · یاوه سرایی · بیهوده گویی
bombastic آب وتاب · با آب وتاب · باطمطراق
bombax بومباکس · جنس درخت پنجه · اريودندرون پنتاندروم · بومباكس پنتاندروم · سئیبا پنتاندرا · كاپوك
bombay بمبئی ـ بمبائی · ساج بمبئي · ساج هندي شرقي · دالبرژیا لاتیفولیا · هند · هندوستان
bomber بمبافکن · ناوچه اژدر افکن · زیر دریایی · هواپیمای بمب افکن · تحت
bombilate وزوز کردن
bombilation هم همه · وزوز · آوازه · شایعه
bombinate وزوز کردن
bombination هم همه · وزوز · آوازه · شایعه
bombing آتشبر · بمباران · فرونشانی آتش
bombings بمباران
bombshell بمب · غرش رعد · قنبره · صاعقه
bombus بومبوس · بومبوس ترستریس · زنبورهاي بامبل
bombycidae ابریشمبیدان
bombycis اگزوريستا سوربيليانس · اگزوریستا بومبیسیس · نوزما بومبیسیس
bombyliidae زنبورمگسان
bombyx بومبیکس · بومبیکس موری
bon بذله · به سلامت · خدا به همراه · سخن نغز · سفر بهخير · نوش جان
bonab شهرستان بناب
bonaire بونایر
bonamia بونامیا · بونامیا اوسترئائه
bonasia باقرقره اروپايي · تارميگانها · تترائو · لاگوپوس · باقرقره
bonavist دوليكوس لابلاب · دوليكوس پورپورئوس · لابلاب نيجر · لابلاب ولگاريس · لابلاب پورپورئوس · لوبيا
bonce رشته فرنگی · قبه · باقلا
boncer جنبش برانگيز · شگفت انگيز
bond اوراق قرضه · تضمین نامه · جولیا باند · جیمز باند · زر خرید · سهام قرضه
bondage کنیزی · غلامی · بندگی · بنده
bondmaid کنیزك
bondman گروکان · برده · غلام · بنده · ضامن · اسیر
bonds سہام · سہام قرضه · صلۀ رحم · قیود
bondsman ضامن · برده · غلام · بنده
bondswoman غلام
bone آهیانه · اختلالات خونسازی · اختلالات مغز استخوان · اختلالات میلوپرولیفراتیو · استخوان · استخوان پیشانی
boneblack کلس حیوانی
boned گوشت استخواندار · گوشت لخم · گوشت بیاستخوان
bonehead بی کله · خنگ · لاک پشت دریایی · احمق
bonehkohal هادی ساعی
bonelet استخوان چه
boner اشتباه احمقانه · اشتباه لپی · شخص بالغ · ورم
bones استخوانها · استخوانهای اندام حرکتی · اسكلت · عظام · عظام رمیم · محفل مخفی جمجمه و استخوان
bonesetting شکسته بندی
boney بانی ام
bonfire آتش بازی · آتش بزرگ · آتش خطر
bong طنین صدا · قلیان
bonhomie مهربانی
boniadi نازنین بنیادی
boniface بونیفاس · صاحب مسافرخانه
boniness لاغری
boning استخوانزدايي · بیاستخوانسازی
bonitos بونیتوها
bonk جوراب پوشیدن · ضربت زدن · تصادف کردن
bonn بن
bonnet درپوش · كاپوت · کلاهک · کله پوش · کیك در تنبان یا شلوار · کیك در پاچه
bonnie بانی دانبار · مورد نظر
bonny دلشاد · مورد نظر · محبوب
bono بونو
bonsai بنساي · بونسای · دارسان · درخت مینیاتوری
bonum خیر مطلق · خیر کل
bonus انعام · حق امتیاز کارآیی · وسیله تحریک · حق الامتیاز · مشوق · تلنگر
bonuses انعامها
bony استخوانی · عظامی · ماهیان استخوانی · رام نشده · نحیف
bonyad بنیاد
bonyness لاغری
bonze کشیش
bonzer جنبش برانگيز · شگفت انگيز
boo هو کردن · اظهار تنفر · خرخر · تمشک · خرناس · مرغ
boob ممه · معصیت کردن · پستان
boobies سینه · پستان
boobs سینه · پستان
booby دام انفجاری · تله
boodle جیفه دنیا · مال حرام · مال دنیا · استفاده نامشروع · کاهو · خمیر
booger لولو · غول
boogeyman لولو · غول
boohoo اشک باریدن
book ئی چینگ · ارداویرافنامه · امثال سلیمان · انتقاد از کتاب · بیاض · تولید کتابچه آدرس آفلاین
bookbinder شیر ازه بند · صحاف
bookbinding شیرازه بندی · صحافی · صحافی کتاب · تجلید
bookcase قفسه کتاب · رف
bookcrossing کتاب در گردش
booker جایزه ادبی من بوکر · کاتب
bookhouse كتابخانه · کتابخانه
bookie صحاف
booking سرپرست ثبت منابع · کاتب
bookish کتابی · ادبی · بلیغ
bookkeeper دفتر دار · دفتردار · لشکر نویس
bookkeeping دفتر داری · حسابداری · حسابها
booklet دفتر چه · دفترچه · كتابچه · کتاب کوچک · کتابچه · بروشور
booklover دوستدار کتاب
bookmaker صحاف · کتاب نویس
bookman دانش پژوه
bookmark برچسبهای نشانهگذاری · نشانه گذاری · نشانگذار کتاب
bookmobile کتابخانه سیار
books اسفار · اسفارعهدعتیق · جرائد · دواوین · روی کتابها گرد نشسته است · صحف
bookseller کتاب فروش · کتابفروش
bookselling کتاب فروشی
bookshelf رف
bookshop بساط کتابفروشی · کتابفروشی · کتابخانه
bookstall بساط کتابفروشی · کتابفروشی
bookstore کتابفروشی · بساط کتابفروشی · کتابخانه
bookworm کرم کتاب
boole جرج بول
boolean عبارت بولی
boom غرش کردن · پیشرفت کردن · کامیاب شدن
booming غرش
booms لولههای سمپاشی
boon خوش گذران · عیاش · هم پیاله · استدعا · عطیه · احسان
boondocks مناطق داخلی کشور
boophilus بوفیلوس · بوفیلوس آنولاتوس · بوفیلوس دکولوراتوس · بوفیلوس میکروپلوس
boops بوپس
boor ارنئوت · روستایی · دهقانی
boost تشویق کردن · پروردن · ترقی
booster بالابر · بازیگر عمده · پیش کسوت
boot بوت · خف · راه اندازی سرد · راه اندازی کردن · راه اندازی گرم · قسمت بندی راه انداز
bootblack واکس زن · واکسی
bootes عوا · سماك رامح
booth باجه · باجه تلفن · خانه تابستانی · اتاقک تلفن · دکه · کابین تلفن
bootiful جمیل · خوشگل · زيبا · قشنگ
bootleg کالای قاچاق · قاچاق
bootless باطل
bootlicking تملق آمیز · سبزی پاک کن · فرمانبردار · چاپلوس
bootmaker خفاف · موزه دوز · چكمه دوز
boots پوتین بندی · خفاف · چه فایده دارد · چكمه
bootstrap راه اندازی کردن
booty غارت · غارت آوردن · غنيمت · غنیمت · غنیمت جنگی · یغما
booze مشروب الکلی · مشروبات الکلی
boozehound آدم مست
boozing مستی
bop تصادف کردن · تصادم کردن · جوراب پوشیدن · ضربت زدن · وزش
bopomofo بوپوموفو
borage دیمہاج · گاو زبان · گاوزبان · گل کاوزبان · بوراگو افیسینالیس · گلگاوزبان اروپایی
boraginaceae بوراژیناسه · تیره گاوزبان · تیره گلگاوزبان · گاوزبانیان
borago بوراگو · بوراگو افیسینالیس · جنس گاوزبان اروپایی · گلگاوزبان اروپایی · گاوزبان
borassus بوراسوس · بوراسوس اتیوپوم · بوراسوس فلابليفر اتيوپيكوم · بوراسوس فلابلیفر · نخل برگبادبزني آفريقايي · نخل پالميرا
borates بوراتها
borax بوراق · بوراکس · بوره · بورۀ ارضی · بورۀ زدگری · تن کار
borazjan برازجان
borborygamus باد شکم
borborygmus قراقر · قرقره
borchert ولفگانگ بورشرت
bordeaux بردو
bordello جنده خانه · فاحشه خانه
border آبیاری نواری · بیماری مرزی · تحدید حدود · ثغر · خطوط اصلي · زنجیره
bordered لبه دار
borderer سرحدنشین
borderland گام نظامی
borderline تحدید حدود · سرحد
borders اکناف · ثغور · گزارشگران بدون مرز
bordetella بوردهتلا · بوردهتلا آویوم · بوردهتلا برونشیسپتیکا
bordiga آمادئو بوردیگا
bordj برج بوعریریج
bore انجیردن · در سفتن · سر خر · سفتن · سنبیدن · موی دماغ
boreal تودههاي جنگلي مختلط · جنگل تايگا · جنگلهاي شمالي و برگريز · جنگلهاي چندگونه · جنگلهای شمالی · جنگلهای مختلط
borealis اسکلروتینیا بورئالیس · تاج شمالی · شفق شمالی · فجر شمالی · پاندالوس بورئالیس · بلوط سرخ
boreas باد شمال · شمالی
borecole كلمهای بازبرگ · کلمبرگها
bored حوصله ام تنك شد · حوصله ام سر رفت · سفته · ملول · سفته گوش
boredom ملالت · یکنواختی
boree آکاسیا پاندولا
borellii اسکاپتریسکوس بورلیای · اسكاپتريسكوس آكلتوس
boreogadus بورئوگادوس
borer خرسنك · سفتگر · شیطانه · ریزوپرتا دومینیکا · سوراخ کن · سوسك دانه غلات
borers بذرخوارها · ساقهخوارها · حشرات زیانبار بذر · حشرات ساقهخوار
borges خورخه لوئیس بورخس
borhani آرش برهانی
boric اسید بوريك · اسید بوریك · بوریک اسید
boring ثقب · حشرات چوبخوار · حفر · رنجش آور · ملال آور · کسل کننده ملال آور
boringness بی مزگی
boris بوریس اسپاسکی · بوریس و آرکادی استروگاسکی · بوریس پاسترناک · بوریس یلتسین
borisii آبیس بوریزیای رژیس
borky شکسته
borland بورلند
born بدنیا آمدن · بزرك زاده · به دنیا آمدن · بو جود آمدن · بوجود آمدن · حلال زاده
borna بيماري برنا · بيماري منقار و پر طوطيان · بيماريهاي ويروسي · تريستزاي مركبات · ویروس بیماری برنا · ویروسزدگیها
borneo بورنئو · جزیره بورنئو · انتزیا · ساج بورنئو
borobudur اندونیزیا · اندونزی
boron بور
boroojerd بحرین
borough قصبه · بارو
borrelia بورلیا · بورلیا بورگدورفری
borreliosis بورلیوز · بيماري لايم
borrow تنزیل کردن · قرض کردن · قرض گرفتن · وام گرفتن
borrowed عاریتی · قرضی · عاریت · مستعار · عاریه
borrower قرض خواه · وام گیر
borrowing استقراض · القرض مقراض المحبت · اتخاذ · قرض · اختیار
borsch برش
borscht برش
borsh برش
borshch برش
borujen بروجن · شهرستان بروجن
borujerd بروجرد · شهرستان بروجرد · مسجد جامع بروجرد · مسجد سلطانی بروجرد · پارک بانوان بروجرد
borujerdi سید حسین طباطبائی بروجردی
borujerdis خانه بروجردی
borzoi سگ گرگ
bos بوس · بوس انديكوس · بوس بانتنگ · بوس توروس · بوس جاوانيكوس · بوس گرونيانس
bosh حرف توخالی · حماقت محض
bosk بته
bosnia بوسنی هرزگووین · بوسنی و هرزهگوین · بوسنی و هرزگوین · جمهوري بوسني و هرزهگوين · هرزهگوين · صربستان و مونتهنگر
bosnian بوسنیائی · بوسنیایی · زبان بوسنیایی
bosom آغوش · حضن · دوست جانی · سرداش · سرو سیمین بر · حجر
boson بوزون · بوزون هیگز
bosphorus تنگه بسفر
bosporus تنگه بسفر
boss کارفرما · گلمیخ · برجسته کردن · سرکارگر · صاحب · مدیر
bosshead گردو
bossy استبدادی · بی چون وچرا · دارای برجستگی · دارای اختیار · قطعی
bostam بسطام
bostan بوستان سعدی · تاق بستان
boston بوستون · بوستون سلتیکز · بوستون لیگل · دانشگاه بوستون · مهمانی چای بوستون
bostrichidae بوستریکیده
bostrychidae بوستریکیده
boswellia کندر
bot اسبمگسان · خرمگسها · مگسهاي انگلي · روبات
botanical آفتكشهاي گياهي · آفتکشهای گیاهشناختی · باغهای گیاهشناختی · تركيب گياكانشناختي · ترکیب گیاهشناختی · حشرهكشهاي سبزي
botanist گياه شناس · گیاه شناس
botanists گیاهشناسان
botanophila بوتانوفیلا · پگوهيلهميا
botany زيستشناسي گياهي · علم گیاهان · گياه شناسی · گياهشناسی · گیاه شناسی · گیاه نامه
botch سرهم بندی كردن · سنبل کردن · اشتباه احمقانه · اشتباه لپی · شخص بالغ · ورم
botched سنبل
botcher سرهم بند · سنبل كار · پاره دوز · پینه دوز · اشتباه کار · قصاب
botching سرهم بندی · سنبل كاری · پاره دوزی · سنبل
botchy بی رحمانه
both اازهردو طرف · جانبین · جنبتین · جنبین · طرفین · عینین
bother زحمت دادن · مایه زحمت · رنجش · عصبانی کردن · متوقف کردن · مزاحم شدن
botheration مایه زحمت · ازار · رنجش
bothered دردسر کشیدن
bothersome رنجش آمیز · طاعون زده · پر دردسر · پرزحمت · برخورنده · رنجش آور
bothnia خلیج باتنیا
bothriocephalidae بوتریوسفالیده
bothriocephalus بوتریوسفالوس
bothriochloa بوتریوکلوآ · بوتریوکلوآ انسکولپتا · بوتریوکلوآ ایسکموم · جنس جاروپنجهای · آندروپوگون ايسكموم
bothynoderes بوتینودرس
botrana لوبزیا بوترانا · پليكروسيس بوترانا
botryococcus بوتریکوکوس · بوتریکوکوس براونیای
botryodiplodia بوتريوديپلوديا تئوبرومه · بوتریودیپلودیا · بوتریودیپلودیا تئوبرومائه · ديپلوديا تئوبرومائه · ديپلوديا مانيوتيس · ديپلوديا ناتالنسيس
botryosa فیتوفتورا بوتریوزا
botryosphaeria اسفروپسیس مالوروم · بوتریوسفریا · بوتریوسفریا اوبتوسا · بوتریوسفریا دوتیدئا
botryosum استمفيليوم بوتيريوسوم · پلئوسپورا هرباروم
botrytis براسیکا اولراسئا بوتریتیس · بوتريتيس آكلادا · بوتریتیس · بوتریتیس آلیای · بوتریتیس تولیپائه · بوتریتیس سینرئا
bots مگسهاي اسب · گاستروفیلیده
botswana بوتسوانا · جمهوري بوتسوانا
botswanan پولای بوتسوانا
botta ماریو بوتا
bottle بطری · بطری شير کودکان · زق · سرپوشسازی · شامپاينسازي · شامپاین جوشان
bottled فراوردههای بطریشده · گاز سیلندر
bottleful بطری شير کودکان
bottleneck تنگراه · تنگنا · تنگه
bottlenose دلفین پوزهبطری
bottles بطریها
bottling در بطری ریختن
bottom بستر رودخانه · بناب · ته · دورنی · سطح پایینی · صمیم
bottomland خاکهای زمین پست
bottomless بدون ته · بن ناپدید · چاه ویل
bottoms بسلامتی · هورا
botty كپل
botulinum کلوستریدیوم بوتولینوم
botulism بوتولیسم
botvinnik میخائیل بوتوینیک
bou ابی رقراق · برج بوعریریج
boucher فرانسوا بوشه
bouddhae الیوم بودائه
bouea بوئهآ · بوئهآ ماکروفیلا · گانداريا
bouffant بادکرده
bougainville بوگاینویل
bougainvillea بوگایینویلئا · جنس گل کاغذی
bough ساخه · غصن · غصن البان · شاخه · ترکه
bought خریده · عددی
boughten خریداری شده
bougie میل مجرای بول
bouillon آبگوشت
bouira استان بویره
boulder تااینکه · خاکهای رس گرداله سنگی · دانشگاه کلرادو در بولدر · سنك · تخته سنگ · سنگ
boulevard بولوار · راه مفر · کوچه باغ · خیابان
boulez پیر بولز
boumerdès بومرداس
bounce اماده رفتن · بالا جستن · بالا و پایین انداختن · جست · جست و خیز · پرش
bounciness جست · پرش
bouncing سرزنده · پر نیرو · فنری
bouncy فنری · پر نیرو · سرزنده
bound افسون کرده · جست و خیز کزدن · خیز بستن · خیز کردن · خیز گرفتن · رهین
boundaries كرانهاي ساحلي · کرانها · حدود · گرداگرد
boundary متخطی · مرز · کرانی · تحدید حدود · سامان · سرحد
bounded کراندار · کرانی
boundedness پایان پذیری
bounder سگ شکاری · چسبيدن
bounding جہش · جہنده · نبض متناوب · جست و خیز · اقیانوس · بحر
boundless بی انتها · بیحد · بیکران · لایتناهی · نامحدود
bounds از حد گذشتن · افراط کردن · زیاده زوی کردن · حدود · غلو کردن · پادرازی کرد ن
bounteous دریا دل · دریا کف · خوش قیافه
bountiful بحردست · دهشور · دوالمنن · فباض مطلق · فیاض · فیض بخش
bountifulness فیاضی · دامنه
bounty فیض · کریمی · جودت · دامنه · سخاوت · کرم
bouquet خاطرات گذشته · دسته گل · دستۀ گل · گلدسته
bourbon بازگشت بوربونها به سلطنت فرانسه · خاندان بوربون
bourdieu پیر بوردیو
bourgeois شهرنشینان
bourgeoisie بورژوا · بورژوازی · سرمایه داری · طبقه متوسط
bourgeon سبز شدن
bourgogne بورگونی
bourn مقصد
bout شب شراب · شرب الیہود · شراب خواری · عیاشی
bouteloua بوتلوآ · بوتلوآ کورتیپاندولا · بوتلوآ گراسیلیس · علف صحرايي · علف يولاف
boutique بوتیک · دکان
bouvardia بوواردیا
bouvet جزیره بووه
bouyeri محمد بویری
bovary مادام بواری
bovicola بوویکولا · بوویکولا بویس · پارافیلاریا بوویکولا
bovidae گاویان
bovigenitalium میکوپلاسما بویژنیتالیوم
bovinae گاوان · بوس
bovine آدنوویروس گاوی · آنسفالوپاتی اسفنجیشکل گاوی · استوماتیت · اسپوماويرينائه · التهاب دهان تاولي گاوي · التهاب پستان گاوی
bovines بوس · گاوان
bovini بوس · گاوان
bovinic رومنیک اسید
bovis استرپتوکوکوس بویس · ایمریا بویس · بابزیا بویس · بوویکولا بویس · سيستيسرکوس بويس · شیستوزوما بویس
bow آرشه · افعی قربان · با یك دست دو هندوانه برداشتن · تعظیم کردن · تیر و کمان · تیروکمان
bowdlerisation تزکیه و تصفیه
bowdlerization تزکیه و تصفیه
bowed کچ
bowel دل و روده · تنگه · روده
bowelless قاتل
bowels احشاء · امعاء · اندرون · تغوط · تغوط کردن · حشا
bower سایبان زدن · آلاچق · آلاچیق · کمان ساز · خوازه · سایبان
bowfin سگ ماهی
bowhead نهنگ گرینلندی
bowing عذرخواهی · تعظیم · کرنش
bowl اسکره · باطیه · حقه · حقۀ وافور · سرغچ · سرچپق
bowlder تخته سنگ · سنگ
bowleg کچ
bowlegged کچ
bowler دائم الخمر · شاپو ملون
bowling بازی بولینگ · بولینگ · سنجاق · کوی · خیابان کوچک · کوچه
bowls کاسه گر · کاسه گری
bowmaker قواس
bowmaking قواسی
bowman تیر انداز · کماندار · کمانکش · قواس · کمانگیر
bows دو کمانه
bowshaped قوسی
bowstring زه · طناب انداختن · چله · جنس شمشیری · سانسویریا
bowstrings اوتار
bowtie پاپیون · کروات
bowwow واق · کردن
box اتاقک تلفن · اتاقک نگهبانی · باکس · بناگوشی · بوکس زدن · بوکس کردن
boxboard مقواي جعبه · مقوا
boxer بوکسور · مشت زن · شلوارک
boxes جعبههای آشیانه · جعبههای بذر · ردیف اول لژ · آخورها · آشیانههاي پرنده · بارگنجها
boxing بوکس · بوکس بازی · مشت بازی · دستکش
boxlike به شکل صندوق
boxwood شمشادی · چوب شمشاد
boxy به شکل صندوق
boy بچه سقا · خانه شاگرد · دبستانی · دوست پسر · شاهد پسر · صبی
boyce مری بویس
boycott بایقوت · بایکوت · تحریم · تحریم نمودن · تحریم کردن
boycotted محرم
boycotter محرم
boycotting تحریم
boyf دوست پسر
boyfriend دوستپسر · دوست پسر · کج کلاه · جانان · خاطرخواه · دلداده
boyhood صبا · پسری
boyle رابرت بویل
boys بکاستریت بویز · بیستی بویز · بیچ بویز · ذکور · کون کش
bozbash بزباش
bozo مرد · لوده · شخص · فاخته
bozorg بزرگ علوی
bozzetto برونو بوزتو
boötes گاوران
bp بیپی
bps بیت در ثانیه
br برم
bra سوتین · سینه بند · سینهبند · پستان بند · روبان
brabant آنتورپ · برايانت · فلاندر شرقي · فلاندر غربي · لوكزامبرگ · ليژه
brabble جنجال کردن · پرخاش کردن · ستیزه کردن · محاجه کردن
brabicon کاناوالیا کامپیلوکارپا
brac كيمن براك · ليتل كيمن · گراند كيمن · جزایر کیمن
bracatinga ميموزا براكاتينگا · میموزا اسکابرلا
brace آکولاد راست · آکولاد چپ · تثبیت کردن · دوبیتی · زوجی · پشت بند
bracelet بازوبند · دست ابرنجن · النگو · ایاره · خلخال · سر دست
braces دست بند · بند
brachiaria براکیاریا · براکیاریا بریزانتا · براکیاریا دکومبنس · براکیاریا دیکتیونورا · براکیاریا روزیزیانسیس · براکیاریا موتیکا
brachiation بازوپیمایی
brachionus براکیونوس
brachiopoda بازوپاییان · براکیپودا
brachium بازو
brachycalycinum تريفوليوم براكيكاليسينوم · تریفولیوم سوبترانئوم · شبدر زيرزميني
brachycaudus براكيكودوس پرسيسه · براکیکودوس · براکیکودوس هلیکریزی · براکیکودوس پرسیکائه
brachycolus براكيكولوس آسپاراژي · براکیکولوس · براکیکورینلا آسپاراژی
brachycorynella براکیکورینلا · براکیکورینلا آسپاراژی · براكيكولوس آسپاراژي
brachymeria براکیمریا · براکیمریا انترمدیا · براکیمریا لاسوس
brachyntera تکودیپلوسیس براکینترا
brachyraphy خلاصه نویسی
brachystegia براکیستژیا
brachytherapy برکیتراپی
brachyurum اسکوتلونما براکیوروم
brachyurus پراتیلنکوس براکیوروس
bracing بست و بند · سرزنده وبشاش · فرح بخش · پاکیزه · بست · بند
bracken سرخس · سرخس معمولي · پتریدیوم اکوییلینوم
bracket شمعدان دیواری · طاقچه عاریه · طاقچه قونسولی · علامت کوچکتر · پرانتز راست · کروشه چپ
bracketlight چراغ دیوار کوب
brackets براکت زاویه ای · هلالین
brackish آب لبشور · شورابه · شوره زار · شوره ناك · لب شور · شوراب
brackishwater ماهیان آب لبشور · محيطزيست مصبي · محیط زیست آب لبشور
bracon براکون · براکون برویکورنیس · براکون ملیتور · براکون هبهتور · ميكروبراكون · هابروبراكون
braconidae پشهزنبوران · براکونیده
bracteatum خشخاش طناز · خشخاش کبیر · پاپاور براکتئاتوم
bracts برگهها · برگوارهها
brad برد پیت
bradawl درفش
bradbury ری بردبری
bradford روزالی برادفورد
brados صومای برادوست
bradykinin براديكينين · كولهسسيستوكينين · پانكرئوزيمين · کینینها
bradyodonti خرگوشماهي · شيمراها · شیمریفورمس · ماهيان هامسر · موشماهي · کیمریفورمس
bradyrhizobium برادیریزوبیوم · برادیریزوبیوم ژاپونیکوم · ريزوبيوم ژاپونيكوم
bradys اسکوتلونما برادیس
bradysia برادیسیا
brae دامنه · ساحل
brag رجز خوانی کردن · قپی آمدن · لاف زدن · لافیدن · منم زدن · منی کردن
braga براگا
bragança براگانسا
braggadocio گزاف
braggart قپی · قپی آمدن · لافزن
bragging لاف · شاه اندازی
brahma برهما
brahman برهمن · برهمین
brahmans براهمه
brahmaputra براهماپوترا
brahmi براهمی
brahmin پژوهشگر · برهمن
brahms یوهانس برامس · مست
brahui براهویی
braid درهم بافتن · قیطان · نوار · گلابتون · گیس · گیس بافت
braider گلابتون دوز
braiding قیطان دوزی · نوار · گلابتون · قیطان · حاشیه
braille بریل
brain التهاب عصب · بيماريهاي طناب نخاعي · بيماريهاي عصبشناختي · بيماريهاي مغز · جگر به عنوان غذا · دماغ
braincase کاسه سر · کاسه مغز · جمجمه
brainchild زاییده افکار
brainiac فکر بکر
brainish تندخو · بی پروا
brainless بیمغز · خشك دماغ · خشك مغز · کله خشك · بید ماغ · کدو
brainpan کاسه سر · کاسه مغز · جمجمه
brainpower قوه ذهنی · مزاح · طرز فکر · ذهن
brainstorming تبادل اندیشه
brainwash شستشوی مغزی دادن
braising آبپزكردن · كبابپزي · نيمجوشكردن · آشپزی
braj براج
brake ترمز · ترمز ماشین · ترمز کردن · ترمزدار · ترمزی · خاربن
brakes ترمزها · ترمز
bram برام استوکر
brama براما
bramble باطس · بوتۀ خار · تمشك جنگلی · خار · خاربن
brambles تمشکها · تمشکواران
brambling سهره دمگاهسفید
bran سبوس · نخاله · پوست گندم
branch خط فرعی · شاخه · شاخه بستن · شاخه دادن · شاخه شاخه شدن · شاخه شاخه کردن
branched شاخ شاخ · شاخه دار · شاخه شاخه · متفرع · شااخدار
branches شاخ درشاخ · شاخهها · قضبان · متفرعات · منشعب کردن · شاخسار
branching تفرع · شاخهدهی · منشعب · انشعاب · تشقق · شاخ شاخ
branchiomyces برانکیومیسس
branchiopoda آبششپایان · آبششپاییان · براکیوپودا
branchiura برانکیورا
branchlet شاخه کوچک · زاده · شاخك · نسل
branchwood چوبشاخه
branchy پرشاخه · شاخه دار
branco کاستلو برانکو
brand انك · انڭ · تقبیح کردن · تمغا · تمغا زدن · دروشم
branded داغدار
brandeis دانشگاه برندای
brandenburg براندنبرک · براندنبورگ
brandi برندی کاستین
brandies آراك · برانديها · جين · رمها · كنياك · كوگناك
branding خالكوبي · دروش · علامتگذاري · نشانگذاري · نشانهگذاری · درفش
brandish تبغ افشاندن · تیغ بر آوردن · افشاندن
brandishing تیغ افشانی
brando مارلون براندو
brands نامهاي تجاري · نشانهای تجاری
brandt ویلی برانت
brandy عرق آلوبالو · عرق شراب · ماء الحیات · عرق فروش · آراك · برانديها
branhamella براناملا · نئيسريا · نئیسریاسه
branigan لورا برانیگن
branko برانکو ایوانکوویچ
brash پررو
brasileiro لیگ برتر فوتبال برزیل
brasilense آزوسپیریلوم برازیلانس
brasilia وقت برازیلیا · وقت تابستانی برازیلیا · وقت عادی برازیلیا
brasilianum سانتروسما برازیلیانوم
brasiliense گزانتوسوما برازیلیانس
brasiliensis كائوچوی پارا · نیپوسترونژیلوس برازیلیانسیس · هوهآ برازیلیانسیس
brass افسر ارشد ارتش · برنجی · بوکس برنجی · صنج · نفیر · برنج
brassard ساعد بند
brassart زره بازی · ساعد بند
brassica براسيكا راپا · براسيكا كائولوراپا · براسيكا كامپستريس راپيفرا · براسيكا كامپستريس كينانسيس · براسيكا ناپوس ناپوبراسيكا · براسيكا پکینانسيس
brassicaceae براسیکاسه · تیره کلم · شببوها · كروسيفرائه · چلیپاسانان · کلمیان
brassicaceous صلیبی
brassicae آلترناریا براسیسه · اريواايشيا براسيسه · اولپیدیوم براسیسه · برویکورینه براسیسه · تریکوگراما براسیسه · داسینورا براسیسه
brassicasterol برازيكاسترول · برازينوليد · برازینوستروییدها
brassicicola آلترناريا سيرسينانس · آلترناریا براسیسیکولا · میکوسفرلا براسیسیکولا
brassiere سوتین · سینه بند · سینهبند · پستان بند · روبان
brassinolide برازيكاسترول · برازينوليد · برازینوستروییدها
brassinosteroids برازینوستروییدها · برازيكاسترول · برازينوليد
brassière سوتین · سینه بند · پستان بند
brassy درخشانی · مشهور · زرق وبرقی · برنجی · بی باک · قلب
brasília برازیلیا
brat ترس زیاد · کف شیر
bratislava براتیسلاوا
bratwurst کف شیر
braula برولا
braulidae برولیده · نخلمگسان
braun اوا براون · کارل فردیناند برون
braunii بوتریکوکوس براونیای
brautigan ریچارد براتیگان
bravado پهلوان پنبه
brave استره لیسیدن · باجرات · بزن بهادر · تهم · تگن · تہم
braved شیرك
braveheart شجاعدل
bravely بهادرانه · دلیرانه · رستمانه · شجاعانه · غازیانه · شیرانه
braveness جلوه · دلیری · دلاوری
braver اشجع
bravery بسالت · بهادری · جلوه · حماست · درواخ · دلاوری
bravest اشجع
bravo احسنت · افرین · براوو · حبذا · زهازه · فری
bravol زهی
bravot خه خه
bravura پرمدعا
braw شجاع
brawl جنجال · جیغ و داد · داد و بیداد کردن · درگیری · دعوا کردن · سرو صدا کردن
brawling غوغائی · قال مقال · کولی گری · کولی گیری · سلیطه · پتیاره
brawn نیروی عضلانی · پرواری · تار وپود · رگ وپی · وتر · پی
brawniness نیروی عضلانی · پرواری · تار وپود · رگ وپی · وتر · پی
brawny گوشتالود · گوشتالو
bray خردکردن · خمیر کردن · صلایه کردن · عرعر کردن · کوبیدن · آب در هاون سائیدن
brayed ساییده · مسحوق · کوبیده · کوفته
brayer کوبنده
braying دق · عرعر
brayleyana فلیندرزیا برایلیانا
brays کوبنده
brazen رویین · رویینه · سنك رویی · برنجی · نفیر · قلب
brazenbodied رویین تن
brazenclawed رویین چنڭ
brazenfaced سنك رو
brazier آتش دان · روی گر · صفار · منقل
brazil برزیل · جمهوري فدرال برزيل · جوزهای برزیلی · حزب کمونیست برزیل · منطقه فدرال
brazilian برزیلی · رئال برزیل · پرتغالی برزیل · پیچ اناری · استيلوسانتس گراسيليس · استیلوسانتس گوییانانسیس
braziliensis لیشمانیا برازیلیانسیس
brazzaville برازاویل
breach بد قولی · بدعهدی · تخلف کردن · خلاف عہد · رخنه · رخنه کردن در
bread ارزنین · استرزاق · باروزه · رزاق · روزی · شیرمال
breadbasket ناحیه حاصلخیز · شکم · معده
breadboard نمونه
breadfruit تركوليا آفريقایی · درخت نان آفريقايي · میوه درخت نان · ترکولیا آفریکانا · آرتوكارپوس انسيستا · آرتوكارپوس كومونيس
breadmaking نانپزی
breadnut آرتوكارپوس انسيستا · آرتوكارپوس كومونيس · آرتوکارپوس آلتیلیس · درخت نان
breadstuff مایه حیات · نان · قوت
breadth عرض · عریضی · وسعت نظر · پہنا · پهنا · پہنی
breadwinner متکفل
break از کار افتادن · از کمر افتادن · افطار كردن · انقطاع ستون · باد از خود سوا کردن · بد قولی کردن
breakability ظریفی
breakable شکستنی · پیزری
breakage شکست · شکستگی
breakaway فرار
breakdown ریز اقلام
breaker رائض · رایض · بت شکن · شکننده · ابر مرد · جوهر
breakers شکنندههای خفتگی
breakfast افطار · برشتوک · حليم · ذرتهاي پولكي · روزه گشایی · صبحانه
breakie صبحانه
breaking بدقول · تکسیر · خاکشکنی · دمیدگی · سوغان · شنك شكن
breakout فرار از زندان
breakpoint نقطه توقف
breaks روزه خوار · روزه خور · صلح شکن
breakthrough چیز یافته
breakwater اسکله بندر · دیواره سد · موج شکن · خاکریز · سیاه
breakwaters موجشکنها
bream سيم · ماهي سيم آب شيرين · ماهی سیم · ماهی سیم دریایی
breast تغذیه پستانی · جیب بخل · رضیع · سبنه زدن · سینه · سینه زن
breastband پیش بند
breastbone استخوان جناغ · استخوان سينه · استرنوم · جناغ سینه · عظم قص · استخوان جناق
breastpin سنجاق سینه · گل سینه
breastplate زره سینه · سینه بند
breasts پستانها · غدد پستانی · بر · سینه · پستان
breaststroke شنای پروانه
breastwork استحکامات · جان پناه · سنگر
breath از تازه کردن · اسکنج · بازدم · تالب گور · حبس دم · حشاش
breathalyser بوم · بوف · جغد
breathalyzer بوم · بوف · جغد
breathe تنفس کردن · دم بر آوردن · دم زدن · نفس آخر را کشیدن · نفس بر اوردن · نفس فروبردن
breather مکث · فرصت
breathing انتشاق · تنسم · تهويه ريوي · حجم تنفسي · رگش بر جا است · سوخت و ساز تنفسي
breathless از نفس افتاده · بی جان · مشتاق
breathtaking مشتاق
breaved داغدیده
brecht برتولت برشت
bred سایه پرورد · سایه پرورده · پرورده · عمل آمدن
bree خوردی
breech ته تفنك
breechcloth لنگ
breechclout لنگ
breeches تنبان · سروال · شلوار سواری · رانین · سرپایان
breed اعقاب · انتخاب نژاد · انتخاب واريته · اکدش · بالا آوردن · تکثیر کردن
breeder مربی حیوانات اهلی
breeders بذر بهنژادگران · بهنژادگران جانوری · بهنژادگران گیاهی · حقوق بهنژادگران
breeding ارزش زادگیری · اصلاح نباتات · اصلاح نژاد جانوری · اصلاح نژاد گیاهی · انتتاج · اهداف اصلاح نژاد
breeds زادها · زادهاي چندمنظوره · زادهای بومی · زادهای پرمحصول · نزادهاي بومي · نژادها
breeze سهل · نسیم · نسیم ملایم · باد نوروز · باد صبا · صبا
breezes جهت باد · روائح · روایح · نسیمها · بادها
breeziness وزش نسیمی · دارای باد
breezy خوش هوا · شادی بخش
bremelo واشنگتن · واشینگتن
bremen برمن
bremia برميا لاكتوسه · برمیا · برمیا لاکتوکائه
brennus برنوس
bresson روبر برسون
brethren احباء · احباب · اخوان · همشهری · داداش · برادر
breton آندره برتون · برتانیایی · برتون · برتونی
brett برت هلکویست · جرمی برت
breve نامه
brevet توقیع · تمغا
breviary کتاب دعا
breviation اختصار
brevibacterium برویباکتریوم · برویباکتریوم لینانس
brevicaulis اسکوپولاریوپسیس برویکولیس
brevicompactum پنیسیلیوم برویکومپاکتوم
brevicornis براکون برویکورنیس
brevicoryne برویکورینه · برویکورینه براسیسه
brevipalpis توکسورنکیتس برویپالپیس
brevipalpus برویپالپوس · برویپالپوس فنیسیس
brevis باسیلوس برویس · لاکتوباسیلوس برویس
brevitarsis کولیکوییدس برویتارسیس
brevity ایجاز · قصرت · کوتاهی · اختصار · ناپایداری · قصر
brevoortia برورتیا
brew سرشتن · نوشابه
brewage نوشابه
brewer آبجو ساز · بوزاگر
breweries کارخانههای آبجوسازی
brewers پسماندههای تخمیر غلات
brewery فراوردههاي جانبي آبجوسازي · فراوردههای فرعی آبجوسازی · مواد کمکي در آبجوسازي · جایگزینهای مالت
brewing آبجوسازی · خيساندن مالت · صنعت آبجوسازی · صنعت مالت · مالتسازي
brewski آبجو
brezhnev لئونید برژنف
brian برایان گرین
briana بریانا بنکس · بریانا عاشق جینا
briar گل رشتی · نسترن
briareus بریارئوس
briary زبر · خاردار
bribable رشوه گیر · پول بگیر · پولی · متقلب · نادرست · دغل
bribe ارتشاه کردن · ارشاء · استرشاء · برکند · جعاله · دم کسیرا دیدن
bribed مرتشی
briber راشی
bribery ارتشا · ارتشاء · سواستفاده · رشوه خواری · غنيمت · اختلاس
bribes رشوه خواری · رشوه خوار · رشوه خور
bribetaker مرتشی
brick آجر · آجر نسوز · آجرفرش · آخیز · خیابان بریکلین · آجری
brickbat باره آجر · توهين كردن به · زخم زبان · پاره آجر · سقط
brickburner فخار · کاشی پز
bricklayer آجرچين · بنائی کردن · والادگر · بنایی · بنا
brickle شکننده
brickly شکننده
bricks آجرها · خشت زدن · خشت مالیدن · خشت پخته · خشتمال · خشتی
brickwork آجر کاری · سفت کاری · کوره پزخانه
bricole منجنیق
bridal حجله · حجله خانه · حجله گاه · دواق · عقد
bride بیوگ · تازه عروس · عروس · عروس و تعصب · عروسانه · عروسك
bridegroom داماد · دوما · دوماد · شاه داماد · مهتر · دامادی
bridelia بریدلیا
bridesmaid ینگه
bridesman ساقدوش
bridge اتصال دادن · خرك · خرک · دیوارۀ پل · قضیۀ حماریه · قنطره
bridgeport بریجپورت
bridges پل سازی
bridget بریجت داولینگ
bridgetown بریجتاون · پادشاهی متحده · بریتانیا
bridle افسار کردن · جلوگيرى كردن · خطام · دسته جلو · دهه كردن · عنان
bridleor دهنه کردن
brie بری
brief اجمالی · اختصار کردن · باختصار کوشیدن · دستور · سخن را کوتاه کردن · قل ودل
briefcase کيف اسناد · کیف اسناد · کيف پول
briefly اجمالا · بالاختصار · باختصار کوشیدن · باری
briefness ناپایداری · کوتاهی · ایجاز
brier گل دو رو · گل دو رویه · گل رشتی · نسترن
briery زبر · خاردار
brigade بریگاد جوانان کمونیست انقلابی · بریگاد قزاق · تیپ · تیپ سواره · یك دسته مہندس · دسته دار
brigades دسته دسته · گردان شهدای الاقصی · تیمهای کاری
brigadier سرتیپ · فرمانده تیپ
brigading جوقه بندی
brigand قاطع الطریق · راهزن · سارق مسلح · یاغی
brigham دانشگاه بریگهم یانگ
bright بارقه · بسیارهوش · بہی · درفشان · ذهین · رخشان
brighten درخشان شدن · روشن کردن
brightman سارا برایتمن
brightness براقی · تلئلو · رونق · سناء · صحو · لمعان
brill ماهی بریل · سپرماهی · جنبش برانگيز · شگفت انگيز
brillant الماس برلیان
brilliance تابش · درخشندگی زیاد · فرهی · ابهت · شکوه وجلال · تشعشع
brilliancy شعشعه · ضیاء · لمعان · زرق وبرق · لوستر · جلوه
brilliant آبدار · برلیان · لیان · مجلل · مشعشع · فتح نمایان
brim تخت کردن · سر شار کردن · لبالب کردن · پراپر · زیر گرفتن · لب بلب
brimful لب بلب · لب تالب · لبالب · لبریز · سرشار
brimstone گو گرد · گوگرد
brin سرگئی برین
brine آب نمک · شوراب · شورابه · نمك سود کردن · اشک
brines شورآبها
bring آمد کردن · آوردن · از قوه بفعل آوردن · انتقام گرفتن · اوردن · بار آوردن
bringer تامين كننده
bringing بد قدم · تلویح · تنزیل · حضانت · خوش خبر · خوش قدم
brings زر زرکشدبی زری دردسر · آورنده · هست کن · مکون
brininess نمکی · شوری
brining شورگذاری · نمكزنی
brinjal بادلجان · بادمجان · بادنجانها · باذنجان · باتنگان · بادنجان
brink لب · روى دهنده · زودآينده · قريب الوقوع · كناره
briny شور
brio زندگانی
briquettes خشتهها
briquetting خشتهسازي · فشردهسازی · پرسکاری
brisbane بریزبن
briseis بریسئیس
brisk فرز · گرم بازاری · سرزنده وبشاش · پاکیزه · با رونق · فرح بخش
brisket سینه انسان
briskness گرم بازاری · چابکی
brisling ماهیان خمسی
bristle دمريشكداران · زیاد بودن · سیخولدمیان · وفور داشتن · فراوان بودن · خار
bristled زبر
bristles موهای زبر
bristling گریۀ براق
bristly مویی · خارخار · گل گاو زبان · گاوزبان
bristol خلیج بریستول
britain برطانی · برطانی کبیر · برطانیا · برطانیه · بريتانيا · بریتانیای کبیر
britannica دانشنامه بریتانیکا
britches شلوار کوتاه · شلوار
british آنگادا · انگلیسی بریتانیا · بریتانیایی · بریتیش ایرویز · بریتیش کلمبیا · تورتولا
britney بریتنی اسپیرز
brittany بریتانی
brittle بید بید خشتی · ترد · درخت بیدخشت · شکنده · تافی · سالیکس فراژیلیس
brittleness تردی
brizantha براکیاریا بریزانتا
bro داداش
broacades زرباف
broach بزل کردن · تخلف کردن از · سنجاق سینه · گل سینه · سیخ
broached تبزل
broaching بزل
broad باقلا · دامن دار · صفیحه · عریض · لوبياهاي بزرگ و پهن · لوبياهاي پهن
broadband اتصال پهن نوار · باند پهن · شبکه باند پهن
broadcast بخشنامه صادرکردن · پخش سلولی · پخش
broadcaster شایع کننده · پخش کننده
broadcasting دستپاشي بذر · دستپاشی · سخنپراکنی · شبکه تلویزیونی طپش · صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران · پخش رادیویی دیجیتال
broadcloth ماهوت · ماهوتی
broaden عریض کردن · فراخ کردن · فراخیدن · پهن کردن · گشاد کردن · گوناگون ساختن
broadened سرپہن
broadleaved جنگلهای همیشهسبز پهنبرگ · جنگلهای پهنبرگ · درختان پهنبرگ · پہن برك · اوکالیپتوس دیوس · نعناع فلفلي پهنبرگ
broadness گشادی
broadsheet بخشنامه
broadshouldered شانه پهن
broadside بخشنامه
broadsword غداره زن · غساره زدن · قداره
broadway خیابان برادوی
brocade بزیون · زربفت · زرکش · زری · سندس · استبرق
brocaded زری
brocadel زری بدل
brocades زری باف · زربافی
brocatel بادله
broccoli كلم بروكلي سبز · نوعی گل کلم · کلم بروکلی
brochothrix بروکوتریکس · بروکوتریکس ترموسفاکتا
brochure بروشور · دفترچه راهنما · دفترچه · كتابچه · کتاب کوچک · کتابچه
brocket گوزن نر
brodifacoum برمفناكوم · برودیفاکوم
brodsky ایوسیف برودسکی
brogan چکمه · پوتین · کفش
broglie لویی دوبروی
brogue چکمه · پوتین · کفش
broil سوختن · برشتن · کباب کردن
broiler جوجههاي گوشتي · جوجههای کبابی · جوشاننده · پزنده
broilers جوجههاي گوشتي · جوجههای کبابی
broiling آبپزكردن · كبابپزي · نيمجوشكردن · آشپزی
broke قلم اینجارسید و سر بشکست · دلالی کردن
broken بادنجان بد آفت ندارد · تکسر · خراب · خط منکسر · شاخ شکسته · قلب شکسته
brokenheartedness اندوه بسیار · غم زیاد · اندوه · حزن · غصه
brokenhorned شاخ شکسته
brokenwinged شکسته بال
broker دلال · سمسار · دلاله
brokerage حق العمل · دلالی · پول دلالی
brolly چتر بزرگ · چتر
bromacil برماسیل · هيوآركس
bromadiolone برمادیولون
bromates بروماتها
brome بروموويروس موزاييك علف پشمکی · بروموويروس پيسك سبزرد لوبيای چشمبلبلي · بروموس انرمیس · بروموویروسها · علف پشمكي · علف پشمكي مجارستاني
bromelia آناناس سايتووس · آناناس کوموسوس · برومليا كوموزا
bromeliaceae بروملیاسه
bromfenacoum برمفناكوم · برودیفاکوم
bromide متیل برومید · ابتذال · برومومتان · بیاتی · كليشه · پیش پا افتادگی
bromides برمیدها
bromine برم · بروم
bromofos برموفوس
bromomethane برومومتان · متیل برومید
bromophos برموفوس
bromovirus بروموويروس موزاييك علف پشمکی · بروموويروس پيسك سبزرد لوبيای چشمبلبلي · بروموویروسها
bromoviruses بروموویروسها · بروموويروس موزاييك علف پشمکی · بروموويروس پيسك سبزرد لوبيای چشمبلبلي
bromoxynil برموکسینیل
bromus بروموس · بروموس انرمیس · بروموس اونیولوییدس · بروموس تکتوروم · بروموس كاتارتيكوس · جاروعلفی بامی
bronchi شعب ریه · نایژهها · برونشها · حبابچهها
bronchial قصبی · نایژه · تنگی نفس · نفس تنگی
bronchiseptica بوردهتلا برونشیسپتیکا
bronchitis التهاب نایژه · برنشیت · برونشیت · نزلۀ قصبة الریه · ورم قصبة الریه · ويروس برونشيت عفونی طیور
broncholytic اكسپكتورانتها · داروهای برونكوليتيك · داروهای ضد سرفه · داروهای دستگاه تنفس
bronchopneumonia التهاب ريه · برونكوپنوموني · ذاتالریه · سینهپهلو · هواسينگي · پنومونی
bronchotomy خزع قصبة الریه
bronchus نایژه
bronson چارلز برانسون
bronstein دیوید برونشتین
brontes برونتس
bronx اظهار تنفر · برانکس · تمشک · خرخر · خرناس · مرغ
bronze برنز · برنزی · توج · عصر برنز · مسبار · مفرغ
bronzy برنزی
brooch سنجاق قفلی · سنجاق کراوات یاسینه · سنجاق · سنجاق سینه · گل سینه
brood بیضه پرورد ن · تفریخ · لارو چرکدار · لانههاي لارو زنبور · محفظههای لارو زنبور · حضن
brooder اسباب تفریخ · ماشین جوجه کشی · مرغداری
brooders گرمانهها
broodiness کرچی
brooding جوجهكشي طبيعي تخم · مرحله کرچی · غرق در افکار · متفکر
broodnests لانههاي لارو زنبور · محفظههای لارو زنبور
broods لاروهای زنبور
broody غرق در افکار · کرچ · متفکر
brook ارغا ـ ارغاب · جویچه · دانشگاه استونی بروک · زبرسبیل در کردن · جوی · رودخانه
brookhaven آزمایشگاه ملی بروکهیون
brooklime تر تیزك آبی · سیزاب
brooklyn بروکلین · نیویورک
brooks جويبارها · رودها · ريزابهها · رودخانهها
broom الياف جارویی · بارشین · جاروب · جاروب کردن · دستههاي جاروب · ذرت جارويي
brooms گال طوقه · گالهای گیاهی
broomstick خاده
bros برادران سوپر ماریو · برادران وارنر
brosimum بروسیموم · بروسیموم آلیکاستروم
brosnan پیرس برازنان
broth آبگوشت · باه · ترید · سوپ · بی مرق
brothel بابل خانه · جنده خانه · جندهخانه · روسپیخانه · فاحشه خانه · فاحشهخانه
brothelry تنفروش · روسپیگری
brother اخوی · اخوی مقامی · اخی · اوه برادر کجایی · بالو · برادر
brotherhood اتحادیه اصناف · اتحادیه کارگری · اخوان المسلمین · برادری · سندیکای کارگری · مواخات
brotherlike دوستانه
brotherly برادرانه · برادروار · مواخات · دوستانه
brothers اولیاء · برادران دینی · برادران شیردل · برادران مارکس · برادران کوئن · برادرها
brougham کالسکه
brought آوردنی · بحرکت در آمدن · برآورده · خانه پرور · خانه پرورد · خداسازی
brouhaha بلوا · هنگامه
broumand پرویز برومند
broussonetia بروسونتیا · بروسونتیا پاپیریفرا · توت كاغذي · جنس توت کاغذی
brow حجاج · زهره جبین · ناصیه · گره از جبین گشادن · ابرو ترش کردن · ابرودرهم کشیدن
browbeat تحکیم کردن · تشر زدن · عتاب کردن · قلدری کردن · لاف زدن
browbeating تشر
brown اسمر · براون · خرمایی · دانشگاه براون · دن براون · شکر خام
browne ادوارد براون
browned قهوه ای
brownie وصله · جن
browning قهوهایشدن · قهوهایشدن آنزیمی · قهوهایشدن غيرآنزيمي · واكنش قهوهايشدن · واکنش میلارد · شاعر
brownish قهوهای · قهوه ای
browns اسمران
brows کج ابرو · گره بر جبین زدن · گره برابرو انداختن · گشاده پیشانی
browse درختان علوفهاي · درختچههاي علوفهاي · گیاهان سرشاخهای · تغذیه کردن · مرور · کاوش کردن
browser اصلاح کننده جستجوگر · مرورگر · کاوشگرشبکه · کاوشگر
browsing تاریخچه جستجوگر · خسارت سرشاخهخواری · سرشاخهخواری · مشاهده گام به گام
browze سرشاخه · علف خوردن
broz یوسیپ بروز تیتو
brubeck دیو بروبک
bruce بروس اسپرینگستین · بروس جکسون · بروس لی
brucei تریپانوزوما بروسهای
brucella بروسلا · بروسلا آبورتوس · بروسلا اویس · بروسلا سوییس · بروسلا ملیتانسیس · بروسلا کانیس
brucellin بروسلین
brucellosis بروسلوز · تب مالت · تب مواج
bruch ماکس بروخ
bruchidae بروکیده
bruchidius بروکیدیوس · بروکیدیوس آترولینئاتوس · بروکیدیوس رزا
bruchophagus بروکوفاگوس · بروکوفاگوس رودی
bruchus بروکوس · بروکوس روفیمانوس · بروکوس پیزوروم
bruges بروژ
brugia بروژیا · بروژیا مالایی · بروژیا پاهانژی
bruguiera بروگوییرا
bruise تباره · کوفتن · کینه ورزیدن · دق کردن · کوبیدن · کوفتگی
bruised برغول · جوکوب · ضرب خورده · ضرب دیدن · ضرب دیده · منکوب
bruiser ساحق
bruises آسيبهاي تروماتيك · خسارت فيزيكي · ضربه · لهشدگي فراوردهها · لیژنها · خسارت مکانیکی
bruising دق
brumata اوپروفترا بروماتا
brummie پادشاهی متحده · بریتانیا
brun چارلز لبرون
brunei برونئي دارالسلام · برونئی · بروني · برونی دارالسلام · دلار برونئی · رویال برونئی
brunet سبزه · سبزچرده
brunette سبزه
brunetti ایمریا برونتی
bruni کارلا برونی
brunneus لیکتوس برونئوس
bruno برونو بوزتو · جوردانو برونو
brunoniaceae برونونیاسه
brunswick نیو برونزویک
brunt لطمه · ضربه · یورش
bruschetta بروسکتا
brush الیاف فرچهای · بتاره · برس · شت · فرچه · قلممو
brushes اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · جداكنندههاي زنبور ملكه · شانهاي ثابت · مزارع كندو
brushwood خاشاک · خس وخاش · شقایق
brushwork نقاشی
brusk اجمالی · کوتاه ومختصر
brusque شدیداللحن · اجمالی · ناملایم · کوتاه ومختصر
brusquely ناگاه
brussels بروکسل · کلمهای بروکسل · کلم بروکسل · کلم فندقی · اشتر
brutal بهیمی · بهامی · درنده خو · وحشی
brutalism وحشيگري
brutality دد و دام · درنده خویی · وحشیگری · بربریت · حیوانیت · درندگی
brute حیوان غیر نا طق · جانور · حیوان · جانوری · حس و حرکت · حیوانی
brutia پينوس هالپانسيس بروتیا · پینوس بروتیا
brutiah بیشعور
brutishness دیوانگی
bruv دوست
bruxelles دانشگاه آزاد بروکسل
bryan برایان آدامز
bryansk استان بریانسک
bryant لوئیس بریانت
bryce پارک ملی برایس کنیون
bryobia بریوبیا
bryology خزهشناسی
bryoniae ديديملا بريونيه · ديديملا ملونيس · دیدیملا بریونیائه · ليريوميزا بريونيه · لیریومیزا بریونیائه · ميكوسفرلا سيترولينا
bryony الاملیك · فاشرا · هزار چشان · پنجه کلاغ
bryophyta بریوفیتا · بریوفیتها · جگرواشها · خزهرستیان · خزهها · هپاتيكها
bryophyte خزه
bryozoa بریوزوآ · خزهزیان · چندزيان · چندزیان
brythonic بریتانی
brzezinski زیبیگنیف برژینسکی
brâncuşi کنستانتین برانکوزی
bse آنسفالوپاتی اسفنجیشکل گاوی · بيماري جنون گاوي
buaya بندر سونگای بوآیا
bub شامپاین
bubalina آبگاوميش · بوبالوس · گاوميشسانان · گاوميشهاي رودخانه · گاوميشهاي گورابي · گاوميشهای آسيايی
bubalus آبگاوميش · بوبالوس · گاوميشسانان · گاوميشهاي رودخانه · گاوميشهاي گورابي · گاوميشهای آسيايی
bubba روستايي
bubble آبسوار · حباب · حباب خشم راست · حباب گفتار چپ · فقاعه · غلغل زدن
bubbles تیرك · تیرك زدن · گاز داشتن · صدا زدن
bubbliness طراوت و شادی
bubbling گازدار · غلیان · فوران
bubbly شامپانی · قلیان
buber مارتین بوبر
bubiyan بوبیان
bubo بغلك · خیارك · خیارک
bubonic طاعون
bubonica طاعون
bubulcus بوبولكوس ايبيس · نيكتيكوراكس نيكتيكوراكس · حواصیلها
buccal دهانی · فمی · کامی · زبانی
buccaneer دزد دریایی
buccaneering دزدی دریایی
buccinum بوکسینوم
bucculatrix بوکولاتریکس · بوکولاتریکس توربریلا
bucephalidae بوسفالیده
bucephela گاومیش · سوت
buchanan جیمز بیوکنن
bucharest بخارست
buchloe بوکله · بوکله داکتیلوییدس
buchneri لاکتوباسیلوس بوکنری
buchwald آرتور بوخوالد
buck بغل خالی کرد · شجاع شدن · کارآیی · خرک · تکه
buckaroo گاوچران
buckeroo گاوچران
bucket بالابرهای سطلي · بالابرهای چنگكي · دلو · دول · دولچه · سطل
bucketful دلو · سطل
buckeyes اسکولوس · جنس شادار · جنس شاهبلوط هندی
bucking كلهبري درختان · بینهزنی
buckingham کاخ باکینگهام
buckle سگك · شیرقلاب · قلاب کردن · چپ راست · تاب برداشتن
buckler درقه · مجن · مگند · سپر
buckram قدك
bucks میلواکی باکز · بقچه · مجموعه · بسته
buckshee بی کار · رایگان
buckshorn حشیشة البرص
buckshot چہار پاره · چہارپاره · چارپاره
buckskin پوست گوزن
buckthorn اشنگور · خولان · سنجد تلخ · هیپوفائه
buckthorns جنس ارجنگ · جنس خارگوزن · جنس سیاه تنگرس · رامنوس
buckumwood بقم فرمز
buckwheat گندم سیاه · سيبريهاي · فاگوپیروم تاتاریکوم · گندم هندی
bucolic شعر دشتی · شعر کوتاه
bud باد پاول · بوژنه · جوانهآغازی · جونه · شروع جوانهآغازی · شكفتن جوانه
budapest بوداپست
budded دمیده
buddha بودا · بودای عظیم لشان · گوتاما بودا
buddhas تندیسهای بودا در بامیان
buddhism آئین بودایی · بوداگرایی · بودیسم · شاخههای بوداگرایی · مذهب بودا
buddhist بودائی · بودايی · بودایی · تقویم بودایی
budding پیوند جوانه · کوپیوند · مخمرها
buddle لاوك
buddleia بودليا · جنس دمموشی قفایی · بودلجا
buddleja بودلجا · بودليا · جنس دمموشی قفایی
buddlejaceae بودلجاسه · تیره دمموشی · دمموشیان
buddy بادی هالی · دوست · رفیق · شخص تابع · شخص وابسته · هم اطاق
budge جم خوردن · تکان دادن
budgerigars مرغهای عشق · ملوپسيتاكوس
budget بودجه · بودجه خانواده · بودجه خانوار · بودجه عایدات · تقلیل بودجه · بودجه عمومي
budgetary بودجه ای
budgets بودجه عمومي · بودجهها · بودجههاي مزرعه · بودجههای ملی · بودجههای کشاورزی
buds تركه جوانهدار · جوانهها · چشمكها · غنچه زدن · غنچه کردن
budwood تركه جوانهدار · جوانهها · چشمكها
budworm كرم جوانهخوار نراد · كرم جوانهخوار نراد شرقي · كرم جوانهخوار نراد غربي · کوریستونورا · کوریستونورا اکسیدنتالیس · کوریستونورا فومیفرانا
buenos بوئنوس آیرس · بوینوسآیرس
buff براق کردن · مجاهد · محکم · نخودی · چرخ سنباده · مخلص
buffalo بوفالو · بوفالوی آبی · جاموس · دانشگاه ایالتی نیویورک در بوفالو · رودخانه ملی بوفالو · شیر گاومیش
buffaloes آبگاوميش · بوبالوس · سينسروس كافر · گاوميشسانان · گاوميشها · گاوميشهاي آمريكايي
buffalonian نیویورک
buffel سنکروس سیلیاریس
buffer انبارهاي موقتی · انبارهای احتیاطی · بافر · حافظه میانی · ضرب خور · چرخ سنباده
buffering بافرها · ظرفیت بافری
buffers بافرها · ظرفیت بافری
buffet بوفه · ماری ژرژ بوفه · میز کناری · واگن رستوران · شربت خانه · چرتکه
buffett وارن بافت
bufflehead گاومیش
buffonery الواط بازی
buffoon الواط · بوالعجب · شوت · شیرین کار · لوده · نقل مجلس
buffoonery الواطی · بوالعجبی · بی معنایی · رقاصی · شوت بازی · فریبکاری
bufonidae وزغان · وزغها
bug باگ · تخته بید · حشرهها · ساس · کفشدوزك · جوجو
bugaboo غول · لولو
bugbear لولو · جنی · غول
bugger فوری رفتن · لوطی · بچه باز · لوطی بازی
buggery بچه بازی · لوطی بازی · آمیزش جنسی مقعدی · سکس مقعدی · لواط · کون دادن
buggy کالسکه بچه
buginese بوگیایی · اندونیزیا · اندونزی
bugle شیپور · غنده رود · غنندرود · فلوگلهورن · نفیر · بوق
bugler شیپور زن · نفیر زن
bugleweed بوق · شیپور
bugloss دیمہاج · گاو زبان · گل کاوزبان · گاوزبان · گل گاو زبان
bugs ساسها · كفشدوزكها · ملولونتا · ناجوربالان · هتروپترا · پينهدوزها
buhid بوهید
build آشیان بستن · آشیان کردن · بالابردن · بنا کردن · ترجمه کردن برنامه · تیغه کشیدن
builder سازنده · عمارت گر · بنیاد گر
building بلوک سازنده · بنا · بناء · تجهيزات ساختمانی · تجهیزات ساختمانسازی · جوسق
buildings ابینه · ساختمانها · ساختمانهای کشاورزی · مبانی · چند خانه · سازههاي ساختماني
built نوساخت · موقعیت · چفت
buirdly خشک
bujumbura بوجومبورا
bukan بوکان
bukhara استان بخارا · بخارا · بخارایی
bukharan یهودی بخارایی
bukharin نیکلای بوخارین
bukhtishu بختیشوع
bukit بوکیت برونتونگ
bukkake بوکاکی
bulb لامپ برق · لامپ چراغ برق · پیازك · لامپ · پیاز · چراغ برق
bulba تاراس بولبا
bulbifera دیوسکورئا بولبیفرا · يام سيبزميني · يام هوايي
bulbophyllum بولبوفیلوم
bulbosum هوردئوم بولبوزوم · کروفیلوم بولبوزوم
bulbous بصلی · سبزیجات پیازدار · پیازی
bulbs سوخها · سوخهاي تزييني · سوخهای زینتی · پیازهای زینتی
bulbul بلبل · شباهنگ · هزاردستان
bulgakov میخائیل بولگاکف
bulgaria اسپرخخان · بلغارستان · جمهوري خلق بلغارستان · بلغار
bulgarian بلغار · بلغاري · بلغاری · زبان بلغاری · لف بلغارستان · زبان ژاپنی
bulgaricus لاکتوباسیلوس بولگاریکوس
bulge درجیب گذاردن · شکم دادن · امتیاز · برآمدگی · کوهان · قوز
bulger جیمز بالجر
bulging تحدب
bulgur بلغور · گندم نیمهپخته
bulgy کوژ
bulimia بولیموس · جوع بقری · جوع کتبی · اختلالات اشتها · جوع · ويار
bulk بارگيري · تخليه بار · جابجايي کپهای · ذخیرهسازی حجیم · ذخیرهسازی کپهای · حجم
bulkhead تاق نما
bulkiness جثه داری · جسامت · تحجم · جثه
bulking عوامل حجيمكننده · عوامل کپهساز · مواد حجمافزا
bulky جثه دار · جسام · جسیم · پرجثه · پیلتن · بزرك جثه
bull نره گاو · نوعی قمار · گاو خشمگین · ثور · کس شعر · گاو نر
bulla تاول
bullace پرونوس انسیتیتیا · پرونوس ايتاليكا · پرونوس داماسنا
bullata سارکوفاگا بولاتا · نئوبليريا بولاتا
bulldog بول داگ
bulldozer بولدوزر
bulldozers بولدوزرها · تجهیزات خاکبرداری
bulldust چرت و پرت
bullet قطار سریعالسیر گلولهای · گلوله · گلوله تفنگ · گلولۀ تفنگ · اکبر · بخاری
bulleted لیست نقطه ای
bulletin ابلاغیه رسمی · بورد · بولتن · تابلو اعلانات · تابلوی اعلانات · پژوهشنامه
bullfinch سهره سرسیاه · صعوه · سهره
bullion سبیکه · شمش
bullock گاو اخته
bullocks گاو نر اخته · گاوهاي اخته · گاوهاي نر اخته · گاوهای نر اخته
bullpen بازداشتگاه موقت
bullrush جگن · نی
bulls شیکاگو بولز · گاوهای نر
bullshit کسشعر · نوعی قمار · دروغ گفتن
bully دلیر دورغی · شخص خشن · قلدر · قولدور · پہلوان نما · پہلوان پنبه
bullyrag تحکیم کردن · تشر زدن · قلدری کردن · عتاب کردن
bulqizë بولچیزه
bulrush جگن · نی
bulso گنتوم گنمون
bulursh نای · نی
bulwark شمشیربازی · استحکامات · اسکله بندر · دیواره سد · موج شکن · بارو
bum انگل شدن · کوزه گلی · خرده نان · ولگرد · بیرون افتادن · ماتحت
bumbar فرودگاه بین المللی اوهیر شیکاگو
bumble گیرکردن · لكنت داشتن · لکنت داشتن · وزوز کردن
bumblebee برمر · زنبور درشت · زنبورعسل
bumblebees بومبوس · زنبورهاي بامبل
bumbler اشتباه کار · قصاب
bumbling بی دست
bump ذبح کردن · تبديل کردن به نقد · امتیاز · برآمدگی · کوهان · بقتل رساندن
bumper برچسب سپر · ساتگین · ضرب خور
bumpkin برزگر
bumpkinly نفهم
bun بولکی · گرده · در شکم داشتن
bunamidine اكسفندازول · اكسيكلونازيد · بوناميدين · بيتيونول · داروهاي كرمكش · داروهای ضدكرم
bunch انبوه مردم · تلنك · خوشه کردن · خوشه · دستۀ گل · گلدسته
bunching پيازهاي ويلزي · پیازهای خوشهای ژاپنی
bunchy ویروس بوته خوشهوار موز
bunco تقلب کردن · کلاهبرداری کردن · طعمه کردن · قربانی کردن
buncombe حرف چرند · وزش
bundahishn بندهشن
bundant کشن
bundle بار سفر بستن · بقچه · بندیل · پاچه · کار پیچ · یك دسته چوب
bundler بسته بندی کننده نرم افزار
bundles دستههاي رشتهآوندي · دستههای آوندی
bundling دستهبندی
bundt الگو
bung چوب پنبه
bungalow بنگله · خانه روستایی · بنگاله · کلبه
bungeana پینوس بونژئانا
bungle سرهم بندی كردن · سنبل کردن · اشتباه احمقانه · اشتباه لپی · شخص بالغ
bungled سنبل
bungler سرهم بند · سنبل كار · اشتباه کار · قصاب
bungling سرهم بندی · سنبل كاری · بی دست · سنبل
bungoma انتولازیا امبریکاتا · علف بونگوما
bunin ایوان الکسیویچ بونین
bunion پینه پا · پینۀ پا
bunius آنتیدسما بونیوس · بيگناي
bunk خارج از منطق · حرف چرند · گم شدن · یاتاق · بستر · موقعیت
bunker جازغالی · سيلوهاي ديواري روي زميني · سیلوهای افقی
bunkhouse مهمانسرا
bunkum حرف چرند · وزش
bunky دین بهائی
bunny موی · پینه · خرگوش · مو
bunostomum بونوستوموم
buns قسمت نهایی
bunt شاخ زدن
bunyaviridae بانیاویریده · فلبوويروس · نايروويروس · آربوويروس
buoliana ریاسیونیا بوئولیانا
buoy راهنمای شناور · رهنماى شناور · شناور ساختن · شناور ماندن · شناور شدن
buoyancy خاصیت شناوری · ظرافت
buoyant شناور · متکبر · سبک
bupalus بوپالوس · بوپالوس پینیاریوس
bupleurum بوپلوروم · جنس چترگندمی
buprestidae گاوبادکنکان
buprofezin بوپروفزین
bur شبدر خاردار · شبدر خاردار لكهاي · مديكاگو هيسپيدا · مدیکاگو آرابیکا · مدیکاگو پلیمورفا · کوارکوس ماکروکارپا
buran بوران
burana کارمینا بورانا
burbling فوران کننده
burbly فوران کننده
burbot ماهی ریشدار
burbots ماهیان ریشدار
burchelli اكوئوس بروشلي · گورخرها
burden از کمر افتادن · باربر · باریار · تحمیل کردن · تکیه کلام · حمولة
burdening تحمیل
burdenless فارغ
burdens اثقال · احمال · حمالی کردن · حمال
burdensome شاق
burdock اراقیطون · باباآدم
bureau اداره هواشناسی · دایره · دفتر · دفترخانه · دیوان · ميز کشودار
bureaucracy بوروکراسی · تاسیسات اداری · حکومت اداری · دیوانسالاری · قرطاس بازی · میز بازی
bureaucrat مامور اداری · مامور دولتی
bureaucratic تشریفات زائد
bureaucratism حکومت اداری
burek بورک
buren مارتین ون بورن
buret بورت
burette بورت
burg قلعه
burgan بورقان
burgas بورگاس
burgdorferi بورلیا بورگدورفری
burgenland اتريش سفلا · اتريش عليا · استيريا · اطریش · برگلند · تيرول
burgeon جوانه زدن · سبز شدن
burgess ابن بلد · اهل بلد · اهل شہر · شهرنشین · شہر نشین · اهل
burgh کریس دیبرگ · قصبه · شهر
burgher شهرنشینان · شهرنشین · اهل
burglar سارق منازل · دزد
burglarise سرقت مسلحانه کردن · بلند کردن
burglarize سرقت مسلحانه کردن · بلند کردن
burglary يغما
burgle سرقت مسلحانه کردن · بلند کردن
burgomaster اعضای شهرداری · حاکم
burgos بورگوس
burgundy بورگاندی · بورگونی
burhanuddin برهانالدین ربانی
burial آیین تدفین · تدفین · دفن · شهر اموات · به خاکسپاری · ماهور
buriat بوریاتی
buried بذرهاي خاكشده · خاکهای دفنشده · دفین · فراموش · پتانسيل بذر خاك · بانکهای بذر خاک
burin قلم حکاکی · منقاش
buriti موريتي · موریتیا · ميريتي · نخل بوريتي
burj برج العرب · برج دبی
burka برقع
burke کشتن
burkholderia بوركولدريا سپاسيا · بوركولدريا پسودومالئي · باسيلوس سولاناسئاروم · بوركولدريا سولاناسئاروم · پسودوموناس سولاناسئاروم · پسودوموناس سپاسیا
burkholderiaceae بورکولدریاسه
burkina بورکینافاسو · جمهوري ولتاي عليا · ولتاي عليا
burlap کرباس · گونی
burlesque تقلید در آوردن · زحمت بیهوده · مسخره آمیز · تقلید · مضحک · نوعی بازی
burlington برلینگتون
burly پرجثه · پیلتن · خشک
burma برمه · جمهوري سوسياليست برمه · متحده ميانمار · دالبرژیا اولیوری · فازئولوس لوناتوس · فازئولوس ليمانسيس
burmanni سیناموموم بورمانی
burmese برمهای · برمهای · زبان برمهای
burn تافتن · خاكستر كردن · دل سوختن · دود چراغ خوردن · سوختن · سوزاندن
burned ته دیگ · سوختنی
burner سرعت نمونه برداری لوح فشرده · سرپیچ · ضبط کننده روی دیسک · محرق
burners سوختگاهها · سوختگاههاي بستر سيال · سوختگاههاي گردبادي · سيستمهاي احتراق · شعلهافکنها · كورههاي زبالهسوز
burnet رشکك · رشگك · مسکیه · مسیکه
burnetii کوکسیلا بورنتیای
burning آتشزني مقرر · آتشزنی کنترلشده · آتشگرفتن · احراق · بيشعلهسوختن · تب شدید
burnish صیقل زدن · صیقلی کردن · براق کردن · جلا · جلا دادن · صیقل دادن
burnished صیقل داده · صیقل زده · براق
burnisher صیقل گر
burnoose برنس · ردا
burnous ردا
burnouse برکی · ردا
burns سوختگیها
burnt بادام سوخته · حریق · خشت پخته · مارگزیده از ریسمان · میترسد · دلسوخته
burr مدیکاگو لاسینیاتا
burrito بوریتو
burro الاغ
burrow سوراخ دوباه وغیره · سوراخ زیر زمینی · نقب زدن · تونل · تونل ساختن · غال
burrowing نقب زن · نقب
bursa بورسا · كيسه فابريسياني · كيسه كلوآك · کاپسلا بورسا پاستوریس · کیسه سروزی · کیسه فابریسی
bursal ویروس بیماری بورس عفونی · بورسيت عفوني پرندهاي · بيماري كيسهاي عفوني · بیماری گومبورو · ويروس بيماري گومبورو
bursaphelenchus بورسافلنكوس ليگنيكولوس · بورسافلنکوس · بورسافلنکوس موکروناتوس · بورسافلنکوس گزیلوفیلوس
bursar خزانه دار
bursarius پمفیگوس بورساریوس
bursera بورسرا
burseraceae بورسراسه · توگریان
bursitis بورسيت عفوني پرندهاي · بيماري كيسهاي عفوني · بیماری گومبورو · آرتروز · بورسيت · مفصلبيماري
burst بی اختیار خنده کردن · بی اختیار خندیدن · ترقیدن · ترکاندن · ترکیدن · زیر خنده زدن
bursting تفجیر · خرم · منفجر · انفجار
burthen تحمیل کردن
burton تیم برتون · ریچارد برتون
burundi بروندی · بوروندی · جمهوري بروندي
burundian فرانک بوروندی
burushaski بروشسکی
bury بخاك سپردن · تیغ بخاك · خاك کردن · دفن كردن · دفن کردن · زنده بگور گردن
buryatia بوریاتیا
burying رمس · دفن · شهر اموات · قبرستان · گورستان
buryingground قبرستان
burzoe بزرگمهر
bus اتوبوس · اتوبوس روبهجلو · ایستگاه اتوبوس · پایانه اتوبوس · کرایه اتوبوس · کرایه ماشین
busaana اوگاندا
busan بوسان
busby پوست خرس
bush آیشبندی بوتهای · بوته · بوته توت فرنگی · بوش · جورج دبلیو بوش · جورج هربرت واکر بوش
bushehr استان بوشهر · بوشهر
bushel پیمانه · کیل · تعمیر کردن · رفو کردن · مرمت کردن
bushes بوتههاي زينتي · درختان تزييني · درختان زينتي · درختچههاي تزييني · درختچههاي زينتي · گیاهان چوبی زینتی
bushfires آتشسوزی سرکش
bushido بوشیدو
bushiness انبوهی
bushing عایق
bushire بوشهر
bushmen بوشمن
bushy انبوه · موی انبوه
bushyasta بوشاسپدیو
business آهنگری · بازیهای مديريت · بزازی · بنگاه تجاری · بیاوار · بیزنس
businesses شرکتها · کسب و کارها · بنگاههای اقتصادی
businessman تاجر · بازرگان · مقاطعه کار
buskin تراژدی · ترسناك · آفت
buss ماچ کردن · بوسه · بوسیدن
busseola بوسئولا · بوسئولا فوسکا
bust بالاتنه سایه نما · مجسمه نیم تنه · مجسمه نیم ننه · فش فش · شراب خواری · عیاشی
bustard حباری · شوات · شواد · میشمرغ · هوبره
buster شخص
bustering گردن کلفت
bustle دوندگی کردن · شلوغ کردن · شلوغی · شلوق کردن · دوندگی · پويا نمايي
bustling دوندگی
busts دو بالاتنه سایه نما
busy آنموقع دستم خالی نبود · دست درکار · مشتغل · مشغول · کار دار · کارستان
busybody نخود همه آتش · فضول · پرکاری · اشتغال
but از تو حرکت از من برکت · اما · با این حال · حرف جزو هوا است · سر کم روزی هست بیروزی نیست · صبر تلخ است ولیکن بر شیرین دارد
butanoic اسید بوتيريك · ايزوبوتيريك اسيد · بوتانوييك اسيد · بوتیریک اسید
butanol بوتانول · بوتيل الكل
butch بوچ کسیدی و ساندنس کید · خاکریز · سد
butcher سلاخ · سلاخی کردن · قصاب · قصابی کردن · قصابی · اشتباه کار
butchering خونروی · کشتن دام · کشتار دام · شکست
butcherly بی رحمانه
butchers قصابخانه
butchery سلاخی · قصابی · قصابیه · کشتار فجیع · دکان قصابی · قصاب خانه
buteo لاشخور
buthidazole بوتیدازول
butler رکابدار · شراب دار · آبدار · ساقی · شربت دار · پیشخدمت
butleri پیتیوم بوتلری
butlership ساقی گری
butoh رقص
butomaceae بوتوماسه · تیره هزارنی · هزارنیییان
butoxide پیپرونیل بوتوکسید
butralin بوترالین
butt برجاس · ته قنداق · دفك · مایه خنده · نشانگاه · کعب نیزه
butte محتوا
butter از حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشود · تسمین · خمیر بادام زمینی · روغن زرد · روغن کره · روغن گاو
butterball چرب · گاومیش
buttercup آلاله · گل آلاله
buttercups جنس آلاله · رانونکولوس
butterfat روغن شیر · چربي كره · سرشیر · چربی شیر
butterfingered كيري · بی دست
butterfish لیزماهی
butterflies بيدها · دانوس پلکسیپوس · روپالوسرا · لپیدوپترا · پروانهها · پروانههاي علفشير
butterfly اثر پروانهای · بشکل · به شکل پروانه · شوپرک · پروانه · پرپروک
butteris سمتراش
buttermaking كرهگیری · کرهسازی
buttermilk دوغ کره · پینو · دوغ · آبدوغ
butternut جوگلانس سینرئا · گردوي سفيد
butteroil روغن کره
buttery کره دار · کره ای · شربت خانه
buttock کپل · سرین · كپل
buttocks آگر · شنج · فربه سرین · قمبل · لنبر · نشستگاه
button آهنگ بعدی · آهنگ قبلی · تار کردن صفحه · تکمه · تکمه انداختن · حرکت سریع به جلو
buttonhole انگل ـ انگله · انگیله · جا دکمه · سخنرانی کردن · مادگی · مزاحم شدن
buttonmaker تکمه ساز
buttonwood چنار
buttress پازیر · پشتبان · پشتيبانى · پشته
butyl بوتانول · بوتيل الكل
butylate بوتیلات
butylated هيدروكسيانيسول بوتيلهشده · هيدروكسيتولوئن بوتيلهشده
butylhydroquinone بوتیلهیدروکینون
butyraceous کره ای
butyrates بوتیراتها
butyric باکتریهای بوتیریک اسید · بوتیریک اسید · تخمیر بوتیریک · اسید بوتيريك · ايزوبوتيريك اسيد · بوتانوييك اسيد
butyricum کلوستریدیوم بوتیریکوم
butyrivibrio بوتیریویبریو
butyrometers چربیسنجها
butyrospermum بوتیروسپرموم · بوتيروسپرموم پارادوكسوم · بوتيروسپرموم پاركياي · شئا · ویتلاریا پارادوکسا · کره شئا
buxaceae بوکساسه · کیشیان
buxom زن شوخ
buxtehude دیتریش بوکستههود
buxus بوکسوس · جنس شمشاد · شمشاد
buy اتباع کردن · این خانه خریداری است · باز خریدن · برای خود خریدن · بست بای · جمله خریدن
buyan جمهوری استاری بویان
buyer خرنده · خریدار · مشتری
buying اشتراء · بازار برچیدن · بیع و شرا · خرید و فروش · شراء · پیش خرید
buzhgan بوزجان
buzkashi بزکشی
buzz شایعه · طنبن انداختن · طنطنه · هم همه · وز · وزوز
buzzard بیل باقلی · قرا نسر · قره سنقر · قوش · لاشخور
buzzati دینو بوتزاتی
buzzer زنگ اخبار · شماطه
buzzing طنین انداز · وز · تیزانك
buñuel لوئیس بونوئل
by آبروت کردن · آبکند · آبگرد · آد م رو · آشوبناك · آفتاب خورده
bycatch مازاد صید
bydv لوتئوویروس کوتولگی زرد جو · ويروس كوتولگي زرد جو
bye میبینمت · به امید دیدار · خدا حافظ · فرعی · بدرود
byelorussia بيلوروس · بلاروس · بیلوروسی
byelorussian روسیه سفید · براروسی · بلروسى
bygone آن دفتر را گاو خورد · دفتر پارین را گاو خورد · گذشته · گذشته ها · گذشته ها گذشت · قدیمی
bygones آن دفتر را گاو خورد · دفتر پارین را گاو خورد · گذشته ها گذشت
bylane پس کوچه
bylaw آییننامه · قانون ویژه · نظامنامه
bymv ويروس موزاييك زرد لوبيا · ويروس موزاييك نخودفرنگی · پوتیویروس موزاییک زرد لوبیا
byname اسم دوم · نام خودمانی · لقب · کنیه
bypass گذرگاه · انحراف
bypast گذشته ها · قدیمی
bypath جاده فرعی · پس کوچه
byproducts فراوردههاي اسب پير · فراوردههاي جانبي آبجوسازي · فراوردههاي جانبي آسياب · فراوردههاي جانبي آسياب روغن · فراوردههاي جانبي زغالسنگ · فراوردههاي جانبي كشتارگاه
byrd رابین برد
byroad جاده فرعی · پس کوچه
byspel ضربالمثل
byssochlamic آسپرژيليك اسيد · آماتوكسينها · ااوسپورئين · اسكيرين · اسپوريدسمينها · امودين
byssochlamys بیسوکلامیس
bystander بیننده · تماشاگر · تماشاچی
byte بایت · لقمه
bytes بایت
byturidae بیتوریده
byway جاده فرعی · پس کوچه
byword گفتار حکیمانه · سخن · اره · عبرت · انگشت نما · دید
byzantina آونا بیزانتینا · يولافهاي سرخ · یولاف بیزانسی
byzantine امپراتوری روم شرقی · بیزانس · رومی
byzantium بوزنطه · بوزنطین · روم · روم شرفی · بیزانس
báb علیمحمد باب · مقام اعلی
bête موی دماغ
böhm گئورگ بوم
böll هاینریش بل
bülent بولنت اجویت · بولنت اورتاچگیل
bảo بائو دای
Dictionary data from PanLex , licensed CC0 1.0 . Persian (pes-000) expressions joined to English glosses through shared PanLex meaning ids, senses ranked by the number of corroborating meaning groups, glosses longer than 6 words dropped, and an English-to-Persian index added.